حسن رشوند
داشتن هدفهای مشترک یکی از دلایل مهمی است که باعث ایجاد انگیزه تعدادی از کشورها میشود تا در راستای تامین منافع خود، اقدام به تشکیل سازمان یا اتحادیهای نمایند. اهداف یک سازمان در واقع قلمرو و فعالیت آن سازمان را مشخص میسازد. از اینرو میتوان گفت: سازمانها براساس اهداف خود به دو دسته بزرگ سازمانهای بینالمللی با اهداف عام و سازمانهای بینالمللی با اهداف خاص تقسیم میشوند. مهمترین و بزرگترین سازمانی که اهداف عام و وسیعی را دنبال میکند، سازمان ملل متحد است ولی سازمانهای بینالمللی با اهداف خاص بسیارند و اینگونه سازمانها را میتوان برحسب اهداف نظامی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادیای که دنبال میکنند، تقسیمبندی کرد. جالب آنکه امروزه در میان 70 سازمان قابل توجه در جهان، سازمان کنفرانس اسلامی یا به تعبیر دیگر سازمان کشورهای اسلامی تنها سازمانی است که با اهداف سیاسی اساسنامه خود را تدوین کرده و بیشترین عضو را پس از سازمان ملل متحد به خود اختصاص داده است. چرا که هیچ سازمان سیاسی و غیرسیاسی را جز سازمان ملل نمیتوان یافت که دارای 57 عضو باشد. پس سازمانی که نزدیک به یک سوم کشورهای جهان را شامل میشود میتواند اقدامات درخور توجهی را در سطح نظام بینالمللی انجام دهد.
فعالیت سازمان کنفرانس اسلامی در سالهای اخیر هر چند ممکن است رضایتبخش نباشد و انتظار بر آن بود با استقرار نیروهای امریکایی و انگلیسی در افغانستان و عراق و تهدید کشوری همچون سوریه شاهد واکنش مناسبتری از سوی این سازمان باشیم، ولی به نظر میرسد با اقداماتی که اخیراً صورت گرفته، از این پس شاهد حضور گستردهتر این سازمان در مجامع بینالمللی و منطقهای خواهیم بود. از آنجا که بازگشت به اهداف اولیه تشکیل این سازمان میتواند چالشها و جریانات غیرعادی و مقطعی گذشته را برطرف نماید، چنین روندی قطعاً پتانسیل بزرگترین سازمان سیاسی فرامنطقهای جهان را افزایش داده تا حضوری متناسب با شأن خود در تحولات منطقهای و جهان داشته باشد. امروز پس از یک دوره طولانی فراز و نشیب در فعالیت این سازمان وقتی میبینیم کشورهای عضو به صورت متحد خواهان تدوین طرحی میشوند که براساس آن توهین به ادیان و اعتقادات دینی ممنوع تلقی گردد و در کمتر از 15 روز چنین طرحی آماده و تحویل سازمان ملل متحد میگردد تا در مجمع عمومی این سازمان مورد بررسی و تصویب قرار گیرد، به این واقعیت میرسیم که سازمان کنفرانس اسلامی در همه خواستههای خود در رابطه با مشکلات و معظلات جهان اسلام و ارزشهای آنها که مورد تأکید تدوینکنندگان منشور این سازمان بوده است، میتواند عزب فراموش شده کشورهای اسلامی را بازگرداند و قدرتهای بزرگ را وادار به تمکین به خواستههای آنها نماید. اقدامی که اواخر هفته گذشته در سازمان کنفرانس اسلامی به دنبال اهانت مطبوعات اروپایی به ساحت مقدس نبی مکرم اسلام(ص) صورت گرفت، در واقع سرآغاز فعالیت مجدد و هدفمند این سازمان را نوید میدهد.
تدوین طرح ممنوعیت توهین به ادیان و اعتقادات دینی از سوی دبیرخانه این سازمان آن هم با این سرعت، نشان داد که سازمان کنفرانس اسلامی میتواند به عنوان یک بازیگر بزرگ بینالمللی محسوب گردد. بازیگری که قادر است یک سیاست خارجی ویژه را برای خود طراحی و در عرصه بینالمللی معرفی و تعاملات خود را براساس آن تنظیم نماید. اقدام اخیر سازمان کنفرانس اسلامی مؤید آن است که این سازمان توان آن را دارد تا در عرصه سیاست خارجی موارد زیر را طراحی و اجرا نماید:
1- توانایی جهت همگنسازی سیاست خارجی کشورهای عضو درخصوص مسایل مهم بینالمللی به نحوی که منجر به اتخاذ یک سیاست خارجی «مشترک» و «هماهنگ و همنواخت» گردد.
2- توانایی در جهت به ضابطه درآوردن سیاست خارجی براساس توافق اجماع کشورهای عضو و به حداقل رساندن اختلافات.
3- به هنگام ارتباط سازمان با سایر بازیگران بینالمللی، سازمان میتواند به عنوان «سخنگوی رسمی و دستهجمعی» کشورهای عضو مطرح باشد. این اولین گامی خواهد بود تا سازمان کنفرانس اسلامی در قضیه فلسطین، عراق و... با مجامع جهانی و سازمانهای بینالمللی – بیتوجه به زیادهخواهی قدرتهای سلطهگر – همکاری کند. حتی این همگرایی در سیاست خارجی میتواند در مقولاتی همچون فناوری هستهای ایران صورت پذیرد چرا که دفاع از حقوق مشروع یک عضو، زمینهساز تحقق منافع جمعی دیگر اعضا خواهد شد. هماهنگی سیاست خارجی کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی از جمله مواردی است که به صراحت در منشور این سازمان تأکید شده است. تصمیمات اخیر در این سازمان نشان دهنده آن است که سازمان کنفرانس اسلامی این ظرفیت را دارد که در هماهنگی سیاست خارجی کشورهای عضو در سه سطح نقش اساسی خود را ایفا کند. این سه سطح عبارتند از:
1- ایجاد یک پل ارتباطی بین سیاست خارجی کشورهای عضو سازمان و حذف نقاط افتراق در سیاست خارجی.
2- تنظیم و ارایه یک دیدگاه که نشأت گرفته از خواست عمومی همه کشورهای مسلمان باشد. نمود عینی این خواستهها را در مسایل گوناگون بینالمللی همچون خشم مسلمانان در اهانت به مقدسات دینی، تجاوز رژیم صهیونیستی در فلسطین، اعتراض به شکنجه کودکان مسلمان عراقی توسط سربازان امریکایی و انگلیسی و مقاومت در برابر فشارهای بینالمللی برای عقبنشینی کشورهای مسلمان از حقوق حقه خود همچون فناوری هستهای ایران و... شاهد هستیم.
3- بیان یک موضع مشترک در سیاست خارجی نظیر همین اقدامی که سازمان کنفرانس اسلامی در رابطه با توهین نشریات اروپایی به پیامبر عظیمالشأن(ص) نمودند.
امروز سازمان کنفرانس اسلامی در همگرایی با برخی سازمانهای فرامنطقهای همچون اتحادیه آفریقا یا همگرایی با کشورهای امریکای لاتین مخالف سیاستهای ایالات متحده از قبیل ونزوئلا، بولیوی و شیلی باید پیشگام باشد تا از رهگذر این همکاری و همگراییها، یک حرکت ضدسلطه در جهان شکل گیرد، هر چند باید اعتراف کرد این سازمان وارد یک چرخه جدید از فعالیت شده و امید میرود در آینده با موضعگیری بموقع و حساب شدهای که صورت میگیرد، قدرتهای سلطهگر از رسیدن به اهداف خصمانه خود در کشورهای اسلامی با چالش جدی مواجه شوند.