حسن فتحی
گروه بینالملل
با تشکیل اولین پارلمان افغانستان که نمایندگانش توسط مردم انتخاب شدهاند این کشور یک گام دیگر به سوی استقرار نظم و آرامش و زدودن آثار جنگ و درگیری برداشت.
افغانستان که روزگاری به کانون تروریسم و ناآرامی تبدیل شده بود میرود به کشوری با ثبات و یکپارچه مبدل گردیده و عامل صلح در منطقه باشد. ولی در کنار اقداماتی که در این کشور صورت گرفته نیاز به فعالیتهای جدید در زمینه داخلی است که بقیه مشکلات نیز از سر راه برداشته شده و اجازه داده شود مردم این کشور در تعیین سرنوشت خود دخالت کرده و برناملایمات غلبه کنند.
تشکیل پارلمان که گفته میشود اولین مجلس افغانستان در 30 سال گذشته است اگرچه گامی مهم و بزرگ در راه حفظ صلح و دوستی در این کشور به شمار میرود ولی تا زمانی که خواسته مردم بر همزیستی صلحآمیز تعلق نگیرد نمیتوان امیدوار بود که پارلمان، دولت و قانون اساسی میتواند مفید و راهگشا باشد. به این دلیل که قوانین – ولو مترقیترین آنها – نوشتههایی بر روی کاغذ هستند که زمانی جان میگیرند و موثر واقع میشوند که به اجرا درآمده و مقدس تلقی شوند.
در این راستا آن چه اهمیت دارد توجه و احترام به قانون توسط مقامات و دستاندرکاران هر کشور است به این دلیل که مردم چشم به آنها دوخته و انتظار عمل بر قانون توسط آنها را دارند. اگر مقامات هر کشور به قانون بیتوجه بوده و از احترام به آن خودداری کنند مردم هم آن را نادیده گرفته و به سادگی به نفی آن خواهند پرداخت.
در این ارتباط میتوان به موارد بسیاری اشاره کرد. قانون خصوصاً قانون اساسی که مادر قوانین هر کشوری است به منزله میثاق و پیمانی میان مردم یک کشور است که باید از احترام همگانی برخودار باشد به این دلیل که دیگر قوانین از قانون اساسی نشات میگیرند.
تشکیل پارلمان در افغانستان را باید سومین رکن حکومت در این کشور به حساب آورد که آخرین ارکان حکومتی برای استقرار نظم و قانون به شمار میرود. دو رکن قبلی که شامل قانون اساسی و شکلگیری دولت قانونی بود قبلاً استقرار یافته بود.
هر کشوری در عصر کنونی – حتی کشورهایی که در آنها به مردم و آرا و نظریاتشان احترام گذارده نمیشود – سعی دارد برای کسب وجه جهانی و کاستن از اعتراضات دست به ایجاد پارلمان یا مجمع مشورتی برای قانونگزاری بزند.
تاثیر پارلمان یا قوه مقننه در میان حکومتها متفاوت است به همین دلیل آنها را به دو دسته تقسیم میکنند.
- دسته اول، مجالسی که حالتی فرمایشی داشته و شامل عدهای از عوامل دولت میشوند که توجیه کننده اقدامات و تصمیمات دولتها میباشند. این مجالس که بریده از مردم حرکت کرده و رابطهای با آنها ندارند به هیچ وجه تاثیرگذار در جوامع نبوده و نقشی در تحولات اجتماعی ندارند. در این ارتباط میتوان به مجالس کشورهای بسیاری اشاره کرد که شکل گرفتهاند تا تصمیمات دولتها و حکام را لباس قانونی پوشانده و موجه جلوه دهند.
- دسته دوم، مجالس یا پارلمانهایی هستند که نماینده مردم بوده و توسط مردم به صورتی آگاهانه انتخاب شده و در مقابل آنها پاسخگو هستند. این مجالس هیچ گاه دست به تصویب و تدوین قوانینی که مخالف خواستههای مردم بوده و آزادیهای اساسی آنها را به خطر بیندازد نمیزنند و همواره پاسدار معوق ملتها در برابر حکام هستند. این امیدواری وجود دارد که اولین پارلمان افغانستان نیز در همین راستا حرکت کرده و تاثیرگذار باشد.
اگر چه آنچه در افغانستان روی میدهد پس از فراز و نشیبهای بسیار ممکن است جای سوال داشته باشد ولی همین که مردم این کشور پس از دهها سال به حکومت قانون تن دادهاند از اهمیت برخوردار است و باید به این خواسته و روند احترام گذارد.
سخنان حامد کرزای در مراسم افتتاحیه و در کنار آن دیدگاههای رییس موقت پارلمان نشان از اراده مردم این کشور برای غلبه بر مشکلات دارد.
کرزای میگوید: امیدوار است اعضای این پارلمان خدمت به مردم را درصدر فهرست برنامههای کاری خود قرار دهند. به گفته وی، این پارلمان نشان دهنده حاکمیت مجدد مردم افغانستان بر سرنوشت کشورشان است و تاکید کرد: افغانستان امروز دوباره به خانه مشترک تمامی شهروندان این کشور تبدیل شده و نمایندههای مردمی میتوانند گرد هم جمع شده و در مورد مسایل مهم کشورشان تصمیم بگیرند.
کرزای، خارج کردن افغانستان را از انزوای جهانی و احیای مناسبات دیپلماتیک با کشورهای جهان را بخش مهمی از سیاست خارجی کشورش دانست و ادامه مناسبات خوب با سایر کشورهای جهان را برای آینده افغانستان مفید خواند و گفت: در 4 سال گذشته تلاشهای او همواره روی این موضوع تمرکز بوده که افغانستان دارای سیاست خارجی فعال و دوستانه با تمامی کشورها شود.
او هم چنین از تمامی مخالفین مسلح کشورش خواست اسلحه خود را به زمین بگذارند و در بازسازی این کشور سهیم شوند.
ضمناً قاضی حبیبالله رامین رییس موقت پارلمان افغانستان در این مراسم اعلام کرد: ملت مسلمان افغانستان براساس اصول دین مقدس اسلام از جنگ نفرت دارند و خواستار صلح و آرامش در جهان و منطقه هستند. به گفته وی، تروریسم با فرهنگ مردم افغانستان در تضاد است. تروریستها همواره خواستهاند مانع استقلال و باعث پراکندگی کشور شوند که مردم افغان توانستند آنان را از خاک خود ریشهکن کنند.
انتخابات پارلمانی افغانستان اواخر شهریور ماه برگزار شد و 5 هزار و 800 نفر کاندیدای حضور در پارلمان شدند که دارای 249 کرسی و 420 کرسی شوراهای ولایتی است.
پارلمان افغانستان شامل دو مجلس است که شامل ولسی جرگه (مجلس نمایندگان) و مشرانو جرگه (مجلس سنا) میشود.
طبق ماده 82 قانون اساسی افغانستان، شورای ملی (پارلمان) این کشور متشکل از دو مجلس بوده و هیچ کس نمیتواند هم زمان عضو دو مجلس باشد. اعضای ولسی جرگه توسط مردم و از طریق انتخابات آزاد برگزیده میشوند ولی اعضای مجلس سنا از میان اعضای شوراهای ولایتی و نمایندگان شهرستانها به تعداد یک نفر از هر ایالت انتخاب و یک سوم بقیه نیز شامل شخصیتای باتجربه میشوند.
آنچه در این پارلمان چشمگیر بوده و حایز اهمیت است حضور گسترده زنان است به طوری که 25 درصد کل نمایندگان را زنان تشکیل میدهند. پس از زنان، رهبران مجاهدین هم حضور پررنگ در پارلمان دارند به همین دلیل میتوان اعلام کرد که اکثر آنها عضویت پارلمان را دارا میباشند. این وضعیت سبب گردیده پارلمان به محل تلاقی آرا و نظریات مختلف تبدیل شده و کانون مشارکت عمومی باشد.
افغانستان از سال 1973 با جنگ داخلی و ناآرامی مواجه بوده و هنوز هم با گذشت حدود 4 سال از سقوط طالبان آرامش به طور کامل به این کشور بازنگشته است. این کشور اگرچه در زمان پادشاهی محمدظاهر شاه با آرامش و مشروطیت نسبی همراه بود ولی کودتای داوودخان در سال 1973 که سبب استقرار جمهوری در افغانستان شد سرآغاز دور جدیدی از درگیری گردید که تا امروز ادامه داشته است.
داوودخان که رژیم سلطنتی را ساقط کرد با کودتای کمونیستها در سال 1978 جان خود را از دست داد و رژیم کمونیستی در افغانستان حاکم شد. کمونیستها نام افغانستان را به جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان تغییر دادند ولی آنها که شامل دو جناح خلق و پرچم حزب کمونیست بودند رویاروی هم قرار گرفتند و نتوانستند آرامش را به این کشور باز گردانند. حتی حضور ارتش سرخ شوروی نیز اختلافات را عمیقتر کرده و درگیری میان کمونیستها و گروههای مجاهدین را حادتر کرد.
در 6 فوریه 1989 ژنرال گروموف فرمانده ارتش سرخ به عنوان آخرین فرد نظامی روسی اقدام به ترک افغانستان کرد و پس از آن نیز در 25 آوریل 1992 رژیم کمونیستی به طور کامل از بین رفت. از این پس قدرت به دست مجاهدین افتاد. اما از آن جا که توافقی بین آنها وجود نداشت این کشور شاهد دور جدیدی از جنگ داخلی گردید که به روی کار آمدن طالبان در سال 1996 انجامید.
ملامحمدعمر رهبر طالبان خود را امیرالمومنین نامیده و حکومت اسلامی را در افغانستان حاکم کرد که پس از حادثه 11 سپتامبر در نیویورک و واشنگتن این کشور با تهاجم جامعه جهانی مواجه شد که به فروپاشی آنها انجامید. افغانستان در 4 سال گذشته گامهای اساسی در راه صلح و استقرار قانون برداشته و به موفقیتهای قابل توجهی دست یافته است. به همین دلیل استقرار پارلمان را باید حرکت نهایی در این راستا به شمار آورد.