حمیدرضا ترقی
تحزب غربی یعنی سازماندهی نیروهای اجتماعی نخبه که در پی کسب قدرت و یا نقشآفرینی در تصمیمگیریهای سیاسی هستند. تودهگرایی یعنی جلب پشتیبانی مردم با تکیه بر وعدههای کلی و شعارهای ضدامپریالیستی و مستقل از احزاب با شعار بازگشت به آرمانهای اولیه. توسعه یافتگی سیاسی در اندیشه دموکراسیخواهی این است که نیروهای اجتماعی جامعه به بهترین سازماندهی دست یابند که بتوانند منافع آنها را در درون دستگاههای اجرایی و تقنینی دنبال کند زیرا دستگاههای تقنینی و اجرایی مستقیم و با واسطه منتخب مردم بوده و جلوه اعمال حق حاکمیت ملت به حساب میآیند، بر این اساس دولت منتج شده از این نوع تحزب و سازماندهی اجتماعی یا باید بتواند مجموعه علایق و منافع اجتماعی گروههای مختلف را تلفیق و با هم سازش داده و براساس منافع اجتماعی آن گروهها سیاستگزاری و برنامهریزی نماید و یا اینکه منفعت یک گروه خاص و پیروز را لحاظ کرده و به خواستههای دیگر احزاب ناموفق اعتنایی ننماید و حتی آنها را تخریب و نقد نماید.
در این نوع سازماندهی اجتماعی مشارکت مردم نهادمند و کاملاً حزبی شده و در قالب گروهبندیهای مختلف و انجمنها و تشکلها بروز کرده و مردم در برابر دولت به صورت سازمان یافته و قوی از مطالبات خود دفاع میکنند. نخبهها به جای مردم تصمیم میگیرند و خواست آنها همیشه پررنگتر مطرح میشود. در تحزب غربی که هزینه سیاسی و مادی آن نیز زیاد است، میل به رانتخواری برای تامین منابع مالی این نوع فعالیت افزایش یافته و در رقابت سیاسی مجبورند بر یکدیگر سبقت گرفته و مرحله به مرحله بر حجم سرمایهگذاری مالی خود در رسیدن به قدرت بیفزایند. در این نوع ساختار سیاسی نگرش مردم به مسائل سیاسی تشکیلاتی و عقلانی است و موضع نگرش هم عناصر و کارگزاران سیاسی جامعه است و به طور طبیعی مشارکت سیاسی مردم کم و غیرگسترده است. اما در تودهگرایی که تمام جلوههای نخبهگرایی و کارشناسی را درهم میریزد دموکراسی حزبی را خدشهدار کرده و نخبگان در سایه مردم قرار میگیرند. سازماندهی نهادینهای وجود ندارد، بلکه موجهای انسانی است که با نگرش عمدتاً عاطفی در صحنه سیاسی ظاهر میشوند و چون سونامی همه معادلات را به هم ریخته و پدیدههای شگفتانگیزی را خلق میکنند. حضور و مشارکت آنها گسترده است و تاثیری از نخبگان و احزاب نمیپذیرند و متقابلاً بعضی اوقات حضوری کمرنگ پیدا میکنند، هزینه سیاسی در این گرایش کم و نیازمند توسل به رانتخواری از قدرت نیست. تودهگرایان مانع ارتباط ارگانیک احزاب و جامعه مدنی با دولت میشوند و ارتباط با توده مردم و بدون واسطه احزاب را میپسندند و در نتیجه سعی در کمرنگ کردن احزاب دارند. اگر تودهگرایی از نوع پوپولیسم غربی باشد، بازگشت به آرماهای اولیهاش جنبه ارتجاعی دارد و وعدههای کلی مورد تکیه بیشتر عوامفریبی است تا واقعیت.
راه سوم چیست
اگر خواست مردم مبتنی بر اسلام و منبعث از هدایتهای اسلامی ظهور و بروز پیدا کند، نگرش مردم به مسائل سیاسی، ارزشی و مبتنی بر عقلانیت و ادراک باشد، حضور حداکثر مردم در صحنه سیاسی براساس احساس مسئولیت و تکلیف محوری صورت گیرد، احزاب جوشیده از متن مردم بودند و منافع مردم را مطالبه کنند و حلقه وصل با دولت باشند، احزاب به نخبهگرایی صرف نپردازند و توده مردم را نیز جذب و آموزش و هدایت نمایند، احزاب به تجمیع منافع و مطالبات انبوه مردم پرداخته و آنها را دستهبندی و اولویتبندی نمایند، احزاب به نظارت همگانی سامان یافته مبتنی بر امر به معروف و نهی از منکر با رویکرد خیرخواهانه بپردازند، احزاب برای شایسته سالاری به تربیت شایستگان و گزینش شایستگان در حیطه کاری و تربیتی خود بها بدهند، احزاب ولایت حزبی را جایگزین ولایت فقیه نکنند و اگر احزاب همبستگی ملی و وحدت ملی را تقویت و تشدید کرده و موانع آن را برطرف سازند به سازماندهی اجتماعی و سیاسیای در جامعه دست خواهیم یافت که میتواند در جامعه اسلامی جواب بدهد. این سازماندهی که باید تبلور مردمسالاری دینی و تجلی حزبالله باشد، همان تشکلی است که فعالیت در آن عبادت تلقی میشود. ضرورت آن در جامعه اسلامی مورد تائید است و نمیتوان آن را عامل تفرقه و تشتت و تضعیف کننده نظام دانست، بلکه تقویت کننده پشتوانه مردمی نظام و تربیت کننده نیروی انسانی، مکتبی و سیاسی و کارآمد برای کشور و تحکیم کننده وفاق و همبستگی و تسهیل کننده تحقق سیاستهای رهبری و ولایت در ارکان جامعه و پاسدار آرمانهای اسلام و انقلاب و انتقال دهنده این فرهنگ و بینش به نسلهای جدید و بستری برای گردش نخبگان و شایستگان و صالحان خواهد بود.