تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۶  ، 
کد خبر : ۷۳۶۶۹
موقعیت جدید ایران در بحث هسته‌ای

آتشفشان ایران خاموش ناشدنی است


سرانجام پس از سه روز مذاکرات سخت و رایزنی‌های پشت پرده، قطعنامه پیشنهادی سه کشور اروپایی با رأی مثبت 27 کشور عضو شورای حکام در برابر پنج رأی ممتنع و سه رأی مخالف به تصویب رسید تا براساس آن چنانچه جمهوری اسلامی ایران تا اجلاس مارس (اسفند) به خواسته‌های آژانس تن در ندهد، گزارشی از فعالیت‌های هسته‌ای ایران – قصورها و تقصیرها – توسط دبیر کل تهیه و برای اعضای شورای امنیت سازمان ملل ارسال گردد.
دو واکنش به این قطعنامه باج‌خواهانه، جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد طبق مصوبه مجلس شورای اسلامی، دولت ایران موظف است همه اقدامات داوطلبانه را به حالت تعلیق درآورد و فعالیت‌های مرتبط با غنی‌سازی از جمله غنی‌سازی صنعتی را آغاز نماید.
درهم تنیدگی تقابل و تعامل
به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران، صدور یا عدم صدور یک قطعنامه را نباید معیار نوع مواجهه غرب با جمهوری اسلامی ایران دانست؛ چرا که ممکن است غرب در حال بازبینی استراتژی‌ها و تاکتیک‌های هدفمند خود باشد. تحلیل رفتارهای جدید اروپا نشان می‌دهد که دنیای غرب با اتخاذ تاکتیک‌های چندگانه، گام در میدان بازی هسته‌ای گذاشته است. بخشی از تهدیدهای جاری غرب به جهت تست رفتار متقابل ایران در برابر فشارها و بلوف‌هاست و بخش دیگر آن برمبنای یک کار از پیش تقسیم شده در جهت پیشبرد راهبرد درهم تنیدگی تقابل و تعامل با جمهوری اسلامی ایران می‌باشد.
بررسی شرایط موجود نشان می‌دهد که انتخاب برتر دنیای غرب بویژه ایالات متحده آمریکا، «رویارویی با ایران» نیست، بلکه آنان در قالب فشارهای فزاینده دیپلماتیک، تسلط اطلاعاتی برتوان دفاعی و ژئواستراتژیک ایران را دنبال می‌نمایند. غرب درصدد است تا در اتمسفر فراقانونی فوریه باقی بماند تا از دالان اختیارات فراقانونی درخواست شده، بازرسان خودی آژانس(!) را به مشاهده و رصد سایر امکانات دفاعی و تکنولوژیک ایران از جمله صنایع فضایی، موشکی، بیولوژیک، ژنتیک و... گسیل دارد.
در حوزه خارجی، باید در بازی هسته‌ای، به دنبال ارایه بازی پیچیده و چند وجهی بود که این امر نیازمند دیپلماسی فوق‌العاده ظریف و قوی زیرکانه است، دیپلماسی‌ای که نیازمند پشتوانه‌های تئوریک بالایی خواهد بود.
بنابراین اگر می‌خواهیم روح آپارتایدی NPT را بشکنیم باید ابزار متناسب با این هدف را تهیه و تدارک ببینیم. اگرچه به لحاظ اعتقادات دینی و ارزش‌های انسانی نمی‌توانیم سخن ماکیاول را که می‌گفت هدف وسیله را توجیه می‌کند، بپذیریم اما می‌توانیم به باز تولید فلسفه‌ای بپردازیم و بگوییم «هر هدفی وسیله متناسب با خود را طلب می‌کند» و اگر هدف شکستن نظام سلطه حاکم بر جهان است، ابزار متناسب با آن را هم باید داشت و تولید کرد و برای رسیدن به این ابزار هم باید هزینه‌های آن را پرداخت. شکست نظام سلطه حاکم بر جهان کنونی نیازمند تقابل با دنیای غرب بویژه آمریکاست. در این میان، مقاومت ملی و ایستادگی باید همراه با تدبیر و بدون شتابزدگی باشد. باید افکار عمومی جهانی را جدی بگیریم و از مساعد شدن زمینه انزوای بین‌المللی جلوگیری به عمل آوریم.
توان استراتژیک نظام اسلامی
توان استراتژیک نظام اسلامی در داخل و خارج مرزها به گونه‌ای است که ظرفیت عبور از تمامی موانع و بحران‌های فرارو را دارا می‌باشد به شرط آنکه با هوشیاری و هوشمندی، پیش فرض‌های اجرای پروژه‌های غرب را در ایران به طور کامل خنثی سازیم. تأملی بر واقعیت‌های داخلی ایران، گویای این مهم است که در حال حاضر، تعبیر رویاهای غرب از کمترین «نمود» و «فعلیتی» در داخل ایران برخوردار است اگرچه نمی‌توان از «قابلیت»های آن چشم پوشید. در کشوری با تهدیدهای متراکم، اقتصادی تحت فشار و قومیت‌های مختلف، نباید و نمی‌توان آسوده خاطر سر بر بالین نهاد.
یکی از استراتژی‌های غرب در برخورد با فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان، برمبنای بازی در درون زمین ایران و در داخل ساختار سیاسی و اجرایی جمهوری اسلامی ایران چیده شده است که سوت شروع این بازی، با اعلام مواضع بر حق رئیس‌جمهور کشورمان در همایش جهان بدون صهیونیزم زده شد. در واقع تولد گفتمان جدیدی که در حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با رأی قاطع مردم هوشیار و هوشمند کشورمان به دکتر احمدی‌نژاد به منصه ظهور رسید، کابوسی دهشتناک برای دنیای غرب بویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی به حساب می‌آید که معادلات قدرت را در دنیای امروز به هم ریخته است. بنابراین راهبرد کنونی دنیای غرب در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران، شکستن اقتدار ایران در داخل و خارج کشور با ایجاد شرایط «دولت ضعیف» به منظور برچیدن چرخه تولید سوخت هسته‌ای به دست دولتمردان ایران است، تجربه‌ای که در لیبی و عراق با کمترین هزینه، بیشترین دستاوردها را برای غرب به همراه داشته است.
تکیه بر ظرفیت ملی
بنابراین در تهدیدها و بحران‌های فراروی جمهوری اسلامی ایران به خصوص در پرونده هسته‌ای، بیش از هر چیز باید به سراغ اقناع داخلی و تقویت اراده ملی رفت تا با تکیه بر این ظرفیت ملی، به سمت اقناع بین‌المللی پیش رویم. آنهایی که تصویر صحیحی از پتانسیل‌ها و یا باور به توانمندی‌های داخل کشورمان نداشته باشند، در مسیر آینده دیپلماسی خود، برای تنش‌زدایی چاره‌ای جز اعطای امتیازهای پی‌درپی نخواهند داشت.
بدون همراهی ملت نمی‌توان از بحران هسته‌ای خارج شد. در برخی برهه‌ها، تنها کسانی نامحرم بودند که در داخل کشور به سر می‌بردند. حضور مردم در صحنه دفاع ازمنافع ملی که بخشی از آن در اقیانوس متلاطم 22 بهمن امسال به منصه ظهور رسید، باعث تحکیم پایه‌های استقلال و انسجام داخلی، اقتدار دولت و رقم خوردن افتخارات ملی خواهد بود. بنابراین دیپلماسی ما باید ملی و در مسیری شفاف به پیش رود.
ترکه شورای امنیت
در دکترین دولت جدید، طرح شناسایی و بهره‌مندی از ظرفیت‌های جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک اصل مسلم پذیرفته شده است. بر این اساس باید به ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های بی‌بدیل جمهوری اسلامی ایران در داخل، منطقه، دنیای اسلام و صحنه بین‌المللی ایمان آورد و بر تمامی ظرفیت‌های موجود اشراف کامل داشت. دنیای غرب بویژه آمریکا و زائده نامشروع آن رژیم صهیونیستی در طول 27 سال گذشته، تمام سیاست‌های خود را تحت عنوان همه چیز بدون ایران پیگیری می‌نمایند، اما هیچ کدام از این سیاست‌ها بدون حضور ایران به نتیجه نرسیده است.
در برهه کنونی نیز غربی‌ها می‌دانند که ترکه شورای امنیت تا زمانی که بر پیکر ایران وارد نشده است نگرانی‌آور است، ولی از فردای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت تمامی دل نگرانی‌ها و هراس‌ها فروخواهد ریخت. علاوه بر آنکه بسیاری از کشورها از حاد شدن اوضاع جهانی و به خطر افتادن صلح و امنیت منطقه و محیط پیرامونی استقبال نمی‌کنند.
به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران و تحلیلگران سیاسی، امروز بهترین زمان ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی‌های غرب است و در این فرصت پیش آمده باید به موفقیت ژئواستراتژیک رسید تا غرب در بحث هزینه و فایده نتواند برخورد رویارویی با جمهوری اسلامی ایران را تدارک ببیند.
غرب امروز دچار کمبود فرصت است و البته ما هم زمان چندانی نداریم. اتلاف وقت برای دو طرف مقابله، زهری کشنده خواهد بود. درنگ امروز، پشیمانی فردا را به همراه خواهد داشت. نباید خود را به شکاری قابل دسترسی تبدیل نماییم.
باید جهش‌ها را در میدان بازی بشناسیم. امروز موضوع فناوری هسته‌ای، مسأله چگونه بودن ما نیست بلکه بحث بر سر بودن یا نبودن ماست. امروز هراس غرب از ملتی است که حتی توقفی هوشمندانه را نیز به ایستگاه و سکویی رفیع برای جهش بزرگ و سرنوشت‌ساز تبدیل خواهند کرد.
غرب به دنبال شکستن اقتدار داخلی و خارجی ایران
«گروه بین‌المللی بحران» مستقر در بلژیک در آخرین گزارش سالانه خود، موضوع تغییر رژیم در ایران به شیوه‌ای که در عراق یا افغانستان به وقوع پیوست را به دلایل گوناگون از جمله درگیر بودن آمریکا در عراق و بالا بودن قیمت نفت در بازارهای جهانی به دور از انتظار دانسته است. بنابراین سناریوی ایده‌آل غرب بویژه ایالات متحده برای اجرای دکترین «برچیدن» ترکیب چماق تهدید نظامی آمریکا و تهدید تحریم اقتصادی شورای امنیت در کنار تشویق دیپلماسی اروپا، به گونه‌ای است که حکومت جمهوری اسلامی ایران به دست خود اقدام به برچیدن چرخه تولید سوخت هسته‌ای نماید. در صورت تحقق سناریوی ایده‌آل، «محدودسازی قدرت» و «شکستن اقتدار خارجی» حکومت جمهوری اسلامی ایران فراهم می‌شود. در گزارش‌های اخیر موسسات راهبردی غرب روی این نکته تأکید شده که ظرف دو سال اخیر روند تقویت و تثبیت «اقتدار داخلی» در ایران پیشرفت چشمگیری داشته است بنابراین راه اصلی ایجاد شرایط دولت ضعیف در ایران، شکستن اقتدار خارجی آن با برچیدن دستاوردهای هسته‌ای به دست خود حکومت ایران است.
در این میان، فشارها و تهدیدهای اخیر غرب، نتیجه‌ای معکوس به همراه داشته است به گونه‌ای که این فشارها، اسباب وحدت ملی بی‌نظیری را در کشور فراهم آورده است. شرایطی که فقط در موقعیت‌های ویژه‌ای نظیر دوران انقلاب و جنگ سابقه داشته است. فناوری اتمی به رغم فشارهای بیرونی و تحرک برخی ایستگاه‌های تقویت موج در داخل، همه اعم از حزب‌اللهی و تکنوکرات و اصلاح‌طلب و اصولگرا و مومن و مسلمان را یک دل و یک زبان کرد.
این همدلی و همصدایی خود پتانسیلی بالا و کم‌نظیر برای دفاع از عزت و اقتدار کشور به وجود آورده که البته باید از حالت توده‌ای و بسیج نشده به صورتی عملیاتی، سازمان یافته و بسیج شده تبدیل شود. ایرانی که تجربه 27 ساله آن نشان داده با زبان زور بیگانه است، تصمیم گرفته تا پایان بایستد تا مزد پایداری را بگیرد. آتشفشان گدازان ملت ایران به خوبی می‌دانند که پیروزی ثمره پایداری و پایمردی است.
پرونده هسته‌ای ایران تا امروز، آزمونی از اراده ملت و استواری نظام اسلامی ایران در مسیری است که یقیناً دفاع همه‌جانبه از حاکمیت و استقلال نظام را به همراه خواهد داشت، استقلالی که به فرموده فرمانده کل قوا، آن را آسان به دست نیاورده‌ایم که آن را آسان از دست بدهیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات