قاسم روانبخش
با نگاهی به تاریخ 27 ساله انقلاب اسلامی میتوان به این نکته مهم دست یافت که هیچگاه نباید به پیروزیهای به دست آورده دل خوش داشت، چرا که این خشنودی موجب سستی در کار میشود و انقلابیون را از ادامه حرکت بازداشته با سست میکند. در عرصه نظامی هرگاه رزمندگان اسلام به پیروزیهای به دست آمده دل خوش کرده مغرور شدند،فردای آن شکست تلخی در اتنظارشان بود، چرا که دشمن با استفاده از غفلت آنها با بازسازی نیروهایش میپرداخت و با عملیاتی سنگین، پیروزی را به کام آنها تلخ میکرد؛ امری که در جنگ احد اتفاق افتاد.
در جبهه سیاسی نیز امر به همین منوال است. پیروزیهای به دست آمده نبایدجبهه اصولگرا را سرگرم و از برنامهریزیهای احزاب وابسته غافل کند. هنگامی که در سال 1360 به دلیل مخالف جبهه ملی و نهضت آزادی با لایحه قصاص، ارتداد آنها از سوی امام(ره) اعلان شد هیچ کس باور نمیکرد که این احزاب منحله روزی بتوانند دراین کشور خودی نشان بدهند ولی سازمان دهی جدید و برنامهریزی دقیق و پیگیریهای جدی آنها و غفلت نیروهای ارزشی موجب شد که در دوم خرداد76 به قدرت برسند و برخلاف نظر حضرت امام(ره) در کشور منصب بگیرند! کار به جایی رسید که یکی از بزرگان در سخنرانی پیش از خطبههای نماز جمعه تهران بخشی ازکتاب "راه طی شده" مهندس بازرگان را بدون ذکر نام نقد کرده و پس از سخنرانی، از سوی وابستگان به نهضت آزادی به شدت مورد انتقاد قرار گرفته بود!
اکنون نیز وضع همین گونه است. شاید تصور شود رسواییهای حزب مشارکت و سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب و دیگر احزاب مدعی اصلاح طلبی به اندازهای است که دیگر امکان ندارد سرپا بایستند. موضعگیریهای مدعیان اصلاحطلبی نشان میدهد که آنها برای رسیدنبه قدرت نقشههایی را در سر میپرورند؛
1-تشکیل شورای هماهنگی جبهه اصلاحات!
مدعیان اصلاحطلبی ظاهرا "تشکیل شورای هماهنگی گروههای انقلاب اسلامی" را الگوی حرکت خویش قرار داده و در صددند با تشکیل "شورای هماهنگی جبهه اصلاحات" در انتخابات شوراها به پیروزی رسیده، سپس باتسخیر مجلس هشتم راه را برای پیروزی خود درانتخابات دهم ریاست جمهوری هموار سازند. در این راستا آقای محمد سلامتی دبیر سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب میگوید:«شورای هماهنگی جبهه اصلاحات» یک حزب نیست ولی از گروهها و احزاب مختلف با دیدگاههای گوناگون تشکیل شده است. وی میافزاید به آیندۀ جبهه اصلاحات و تقویت و توسعه آن خوش بین هستم.
2- تهیه یک مانیفست
ابطحی، معاون سابق آقای خاتمی در امور پارلمانی، میگوید: جبهه اصلاحات نیازمند نقد و بازنگری در گذشته خود است و میتواند با یک مانیفست مشخص فعالیتهای خود را سامان دهد و برای آینده برنامهریزی کند.
آقای هادی خانیکی نیز با تاکید بر روش بودن آینده اصلاحطلبان میگوید: آینده نزدیک نیست؛ چون برای نیروهای فکور اصلاحطلب به لحاظ عدم حضور در دولت فرصتی فراهم شده است که بهتر بیاندیشند و سازماندهی کنند.(2)
3- گرفتن چهرهای دوگانه به خود
آقای خاتمی که اخیر طی حکمی از سوی آقای هاشمی رفسنجانی به عضویت شورای عالی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص در آمده است، در این با گروههای 18 گانه موسوم به اصلاحطلب گفت: "آنچه در حال رخ دادن است پیروزی یک جناح و شکست جناحی دیگر نیست بلکه وضعیت نگران کنندهای است که نسبت به اساس و موجودیت ایران ایجاد نگرانی میکند"(3) وی سپس برای مقابله بااین جریان میگوید:جبهه اصلاحات باید مبدا هویت خود را انقلاب اسلامی معین کند.» (4) متوجه شده است که موضعگیری هشت ساله آنها علیه انقلاب و ارزشهای دینی و ترویج و دفاع از فرهنگ بیگانگان به ضرر آنها تمام شده به عبارت دیگر آقای خاتمی که روزی معتقد بود باید از فرق سر تا نوک پا غربی شد ومیگفت راه هرگونه پیشرفتی از تمدن غرب میگذارد، اکنون توصیه میکند باید مبدا هویت خود را انقلاب اسلامی قرار داد! به راستی آیا ایشان از اعتقاد خود برگشته است با مشاهده استقبال گسترده ملیت ایران از شعارهای انقلابی و ارزشی آقای احمدینژاد موجب شده که چهرهای ارزشی به خود بگیرد تا در آیندهای نه چندان دور واقعیت را برمردم مشتیه سازد؟!
آقای خاتمی ضمن وارد کردن اتهام تحجر به برخی موسسات آنها را متهم کرده است که تحجر را به شیوه امروزی تئوریزه کرده و به خورد جوانان میدهند.
(5) وی برای مقابله با اسلامی که او آن را "تحجر" مینامند به دوستانش توصیه میکند. جبهه اصلاحات نیز اولویت خود را در تئوریزه کردن و کارآمدن کردن اسلام ناب قرار دهد و برای تحقق این امر باید منبع نظریاش را نیز یک منبع روحانی قرار دهد. رئیس جمهور سابق بدون اشاهر به این که مرادش از "ناب" چیست، میافزاید: باید نیروهای کنار گذارده شده از مدیران اجرایی بااساتید دانشگاه هماهنگ شوند و مدل جمهوری اسلامی و کارآمدن آن را به شیوه جدیدی ارایه کنند تا بتوانیم دو سه سال آینده مدلی برای کار آمدی حکومت داشته باشیم همان گونه که ملاحظه شد آقای خاتمی اصول کلی مانیفست آقای ابطحی را پیشنهاد کرده و آنان درصدند با برنامهریزی جدید و حساب شده به قدرت باز گردند . آنها گمان میکنند برنامهریزیهای مذکور در کنار تبلیغات گسترده و فعالیتهای تخریبی علیه دولت میتواند موثر باشد و در آیندهای نزدیک بازگشت به قدرت را برای آنها رقم بزند. امیدواریم رئیس جمهور محبوب با تلاش و پیگیریهای خود،دست مفسدان اقتصادی را از بیتالمال قطع کرده و با ایجاد وحدت و همدلی بیش جبهه ملی و نهضت آزادیتر میان نیروهای ارزشی،خدمت به مردم را درسرلوحه حرکت خویش قرار دهد، که در این صورت همه برنامهریزیها و تبلیغات سوءمدعیان اصلاح طلبی خنثی خواهد شد و دیگر خواب آنها برای بازگشت به قدرت تعبیر نخواهد شد.