ترجمه: هرمز برادران
از داخل ساختمان پارلمان شیلی به راحتی میتوان بر کشتیهای نیروی دریایی که در بنده «والپارایسو» لنگر انداختهاند، اشراف یافت. در ساحل، خانههایی که به سبک دوره ویکتوریایی رنگآمیزی شدهاند، شاهد گویایی از روزگارانی هستند که این بندر، مقصد تجاری انگلیسیها بود. در کنار آن، حلبیآبادها به طرز نازیبایی به سوی دامنه تپههای اطراف خزیدهاند و فقر شدید با منظره زیبایی از دریا خود را نشان میدهد.
در ساختمان پارلمان کوچک شیلی، تصویر قاب شدهای از «سالوادور آلنده» به دیوار آویزان شده است. در حاشیه این تصویر نوشته شده است: «آنها میپنداشتند که تو مردهای، اما تو زندهتر از همیشهای». زیرا این عکس، «ایزابل آلنده» دختر 60 ساله سالوادور آلنده نشسته است. وی نماینده حزب سوسیالیست شیلی در پارلمان، مادر دو فرزند، رئیس «بنیادسالوادور آلنده» و از خویشان نویسندهای به همین نام است.
اغلب، سالوادور آلنده را تنها رئیسجمهور مارکسیستی میدانند که به شیوهای دموکراتیک به این مقام رسید. در جریان کودتای سال 1973 ژانرال «آگوستو پینوشه»، آلنده خودکشی در کاخ ریاست جمهوری شیلی را بر تسلیم شدن ترجیح داد. سپس ایزابل به همراه مادر و دو خواهرش به کوبا گریخت. او 16 سال از کوبا تا مکزیک در تبعید بود. پس از آن در سال 1989، زمانی که حکومت پینوشه پایان یافت، به شیلی بازگشت، ایزابل در سال 1993 به پارلمان راه یافت.
در این حال، احیای دموکراسی شیلی و التیام زخمهای جامعه در سالهای 1990، سرعتی حلزونی داشته است. ژنرال پینوشه در سال 1997 از ریاست ارتش بازنشسته شد و به سناتوری دائمی با مصونیت قضایی مبدل شد. وی در 16 اکتبر 1998 در لندن بازداشت شد. از آن پس، اوضاع شیلی به سرعت تغییر کرد.
ایرابل آلنده میگوید: «بازداشت 500 روز پینوشه در لندن یک نقطه عطف بود. شیلیاییها دریافتند که نقض حقوق بشر توسط دولت نظامی، یک سیاست دولتی سیستماتیک بود، نه آن چیزی که هواداران پینوشه آن را رخدادهای مجزا یا افراطیگریهای تصادقی مینامیدند. بدین ترتیب، تغییر قابل توجهی در فرهنگ حاصل شد، ترس مردم ریخت و آنان لزوم اجرای عدالت را پذیرفتند.»
ایزابل آلنده با تقاضای دولت شیلی برای استراداد پینوشه از انگلیس مخالفت کرد. وی در سال 1999 به لندن پرواز کرد و ضمن تقدیم نامهای به «جک استراو» وزیر خارجه انگلیس درخواست کرد که پینوشه به اسپانیا تحویل داده شود.
او با لحنی آرام و مطئمن میگوید: «همواره ایده محاکمه در شیلی را ترجیح دادهام، اما اعتقاد بسیار اندکی به دادگاههای شیلی داشتهام، پینوشه از یک سو مصونیت پارلمانی خود را از دست داده بود و رسما در چندین مورد مجرم شناخته شده بود. از سوی دیگر، روند محاکمه پینوشه به حالت تعلیق درآمده است زیرا وکلای وی میگویند که او از کهولت سن رنج میبرد. خیلی خندهدار است. زیرا وکلای وی میگویند که او از کهولت سن رنج میبرد. خیلی خندهدار است، زیرا او در سانتیاگو برای خرید کتاب، صرف غذا در رستوران و کشیدن چک از خانه بیرون میزند.
کاملاً پیداست که او مشکلات سلامتی دارد، اما به طور حتم توانایی حضور در دادگاه را دارد. دوست دارم پینوشه محاکمه و محکوم شود. فرستادن وی به زندان مهم نیست، بلکه آنچه که حائز اهمیت است. اینکه او به سزای اعمالش رسانده شود.»
همزمان با بازگشت پینوشه به شیلی در مارس 2000، «ریکاردولاگوس» به ریاست جمهوری این کشور برگزیده شد. راهیابی اولین رئیسجمهور سوسیالیست پس از سالوادور آلنده به کاخ ریاست جمهوری «موندا» چه معنایی میتوانست داشته باشد؟
ایزابل خاطرنشان میکند که ائتلاف حاکم چپ میانه در شیلی (کنسرتاسیون)، سوسیالیست نیست و برنامههای چپگرایانه ندارد. او ادامه میدهد: اما اینکه یک سوسیالیست اجازه حکمرانی در این کشور یافته است؛ اینکه نهادها به عملکرد خود ادامه میدهند؛ اینکه در عادیسازی روابط میان دولت و ارتش به پیشرفتهای مهمی دست یافتهایم، مسائل ارزشمندی است.»
بحث به خانم «میشل بشله» وزیر دفاع سابق میرسد. او دختر یکی از قربانیان دیکتاتوری پینوشه است و نظرسنجیها حاکی از انتخاب وی به عنوان نخستین رئیسجمهور زن در شیلی حکایت میکند. (وی دیروز در انتخابات به پیروزی رسید). ایزابل آلنده درباره بشله میگوید: «او زنی عادی است که زندگی سختی را سپری کرده است او متارکه و فرزندانش را به تنهایی برزگ کرده و رنجهای واقعی را از سرگذارنده است. این ویژگیها، او را به جامعه ما نزدیکتر میکند. انتخاب وی به عنوان نخستین زن رئیسجمهور در شیلی و آمریکایی لاتین، من را سرشار از غرور میکند این بیانگر یک تحول عمیق فرهنگی است. البته راه درازی پیش رو است. به اعتقاد من، یک نماینده سوسیالیست زن بسیار رساتر از خود حزب سوسیالیست حرف میزند.»
در سال 2003، سیامین سالگرد کودتای نظامی و مرگ سالوادور آلنده در شیلی و سراسر دنیا گرامی داشته شد. فیلمهای مستند درباره دولت آلنده که پیشتر هرگز به نمایش در نیامده بود، هر روز از تلویزیون پخش میشد. ایزابل آلنده در این خصوص گفت: در 11 سپتامبر ما برای نخستین بار به خاطر این رخداد مراسمی برگزار کردیم و رئیسجمهوری نیز سخنرانی کرد. این جهشی بزرگ برای زنده کردن نام پدر بود.»
آیا بدون بازداشت پینوشه هرگز امکان برگزاری چنین مراسمی وجود داشت؟
«نه، دستگیری پینوشه اتفاق مهمی بود و او اکنون بسیار منزوی شده است.
ایزابل با لبخندی بر لب، از مصاحبه تلویزیونی پسرش با یکی از نوههای پینوشه یاد میکند و میگوید: «او به هنگام کودتا تنها 6 سال سن داشت. اما تاریخ، تاریخ است. طی سالیان اخیر، بارها ایده آشتی میان دو خانواده پرسنلهای آینده مطرح شده است. این واقعا زجرآور است. من هرگز از تصور آشتی این دو خانواده خوشم نیامده، زیرا این کاری اشتباه است و محقق نخواهد شد.»
در سال گذشته میلادی، تحقیقات کنگره آمریکا فاش کرد که پینوشه میلیونها دلار در حسابهای بانکی خود در آمریکا جمعآوری کرده است. ایزابل اظهار میدارد: «کسانی هستند که نقض حقوق بشر در گذشته را توجیه میکنند و آن را ضروری میدانستند اما اکنون چیزهای دیگر فاش شده است که ما همواره به آنها ظنین بودیم. برای مثال خروج داراییهای ملت، در پارلمان، هواداران قدیمی پینوشه را میبینید که اکنون دستپاچه شدهاند و دیگر قادر به توجیه هیچ چیزی نیستند.»
در این حال بنیاد سالوادور آلنده درصدد است موزه همبستگی را در سانتیاگو بازگشایی کند. ایزابل آلنده اضافه میکند: در این موزه مجموعهای نفیس از هنرهای معاصر آمریکای لاتین به نمایش گذاشته خواهد شد. این مجموعه به تدریج توسط هنرمندان به دولت پدرم اهدا شده بود. این نمایشگاه شامل کارهایی از «خوان میرو» «پابلوپیکاسو»، «دیوید سیکه روس» نقاش مکزیکی و «روبرتوماتا» نقاش شیلیایی خواهد بود.
اتفاق بعدی، بزرگداشت صدمین سال تولد سالوادور آلنده در سال 2008 خواهد بود. ایزابل میگوید: «سرگرم سازماندهی یک فستیوال بزرگ موسیقی هستیم و میخواهیم برای آخرین بار به بهترین وجه، به او ادای احترام کنیم.»
گذشته از نوستالوژی موجود، آیا ایدئولوژی سالودور آلنده هنوز مؤثر و کارآمده است؟ امروز، ما در دنیای دیگر زندگی میکنیم، اما برخی چیزها دقیقاً ًمثل سابق باقی مانده است. پدرم همواره برای محرمان و ستمدیدگان میجنگید به نظر او، سوسیالیسم همین بود، یعنی مبارزه به خاطر آنهایی که محرومند و کمترین چیزها را دارند. امروز، اما از عبارتی استفاده میکنیم که در دوره از وجود نداشت: «برابری فرصتها». این همان چیزی است که او زندگیاش را وقف مبارزه برای آن کرد. امروز، ما در دنیایی جهانی شده زندگی میکنیم. شیلی باید کالا صادر کند و به ابداع و اختراع دست بزند. هیچ یک از اینها به تنهایی اهمیتی ندارد. هدف اصلی باید ساختن جامعهای باشد که فرصتهای برای برای مردمان خود فراهم کند.»