گروه سیاسی، رضا مقدادیان: سمینار سه روزه «ایران، عدالت و آزادی» روز یکشنبه در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، توسط انجمن اسلامی این دانشکده و با همکاری مرکز مطالعات و تحقیقات دفتر تحکیم وحدت روز گذشته آغاز به کار کرد. مجوز این سمینار اما دقایقی پیش از شروع مراسم در ساعت 9 و نیم صبح صادر شد، در حالی که دانشجویان انجمنی، دو تجمع را در اعتراض به عدم صدور مجوز برگزار کردند. پیش از این نیز در حالی که دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران قصد داشتند مراسمی دو روزه با عنوان «آکادمی علوم انسانی» را با همکاری دفتر تحکیم در دانشگاه خود برگزار کنند، با چنین مشکلی در اعطای مجوز روبهرو شده بودند که در نهایت ختم به خیر شد. این نشست با پیامی از عبدالکریم سروش آغاز شد که توسط حسین دباغ دبیر انجمن اسلامی دانشکده مدیریت و فرزند این روشنفکر ایرانی قرائت شد. سروش در این پیام از ارتباط حقیقت با عدالت سخن گفت که «من به شما دانشجویان حقیقتجو تبرک میگویم که با حقیقتطلبی پایههای عدالت را استوار میکنید.»
فکوهی: عدالت اجتماعی توهم است
ناصر فکوهی استاد دانشگاه و نویسنده نیز که موضوع «عدالت و دانشگاه» را به عنوان موضوع سخنرانی خود انتخاب کرده بود، در سخنان خود گفت: بحران به وجود آمده در سیستم دانشگاهی موجب شده است تا دانشگاهها نتوانند در جهت تحقق عدالت اجتماعی گام بردارند و به همین جهت است که دانشگاهها به سمت خصوصیسازی در حال حرکت هستند. وی که تاکید میکرد عدالت یک مساله محوری در مسیحیت است، خاطرنشان کرد: مفهومی که مسیحیت از عدالت مطرح میکند، با مفهوم مدرن آنکه در انقلاب فرانسه بود، متفاوت است: برابری، برادری و آزادی شعار اصلی انقلاب فرانسوی بود که پایههای نوشتن اعلامیه حقوق بشر نیز از این شعار نشات گرفته است. این شعار پس از جنگ جهانی دوم با نام «دولت رفاه» مطرح شده عدالتی که انقلاب فرانسه مطرح میکند یک نظریه است و در واقعیت وجود ندارد وی با بیان اینکه عدالت اجتماعی بیش از آنچه یک واقعیت باشد، یک توهم است، اظهار داشت: این توهم باعث خواهد شد که دیدگاههای ارتجاعی شکل بگیرد. فکوهی در ادامه سخنان خود به بررسی نقش دانشگاهها در توسعه عدالت اجتماعی پرداخت و گفت که در گذشته دانشگاهها پیش از آنکه یک نهاد علمی باشند، یک نهاد دینی بودند، اما: «پس از انقلاب صنعتی، مدرنیته تلاش کرد که این ابراز از دست دین خارج شود و دانشگاهها به سمتی بروند که عدالت خدایی را به عدالت انسانی تبدیل کنند. او پس از این با بیان اینکه «ما امروز با تناقضهای بسیاری دانشگاه روبهرو هستیم» گفت: «تصوری که امروز از دانشگاهها ایجاد شده آن است که همه فکر میکنند، دانشگاه باب ورود به سوی موفقیت و سعادت است در حالی که دانشجویان پس از پایان تحصیل خود احساس محرومیت میکنند امروز دانشگاهها به بنبست رسیدهاند.
زیبا کلام: اصولگرایان با عدالت چه خواهند کرد؟
صادق زیباکلام استاد دانشگاه دیگر سخنران این سمینار بود که در سخنان خود گفت: بحث عدالت اجتماعی، امید و آرزوی کسانی بود که به مجلس هفتم و احمدینژاد رای دادند، آنها میخواستند بحث اقتصادی و معیشتیشان قدری بهبود پیدا کند، بحث آزادی مطبوعات و آزادیهای سیاسی دغدغه آنان نبود. وی در ادامه سخنان خود پرسش را پیش کشید که از این قرار بود: «چشمانداز دولت احمدینژاد و به طور کلی اصولگرایان را چگونه میشود پیشبینی کرد؟ آیا آنان میتوانند در اقتصاد و عدالت اجتماعی، گامهای اساسی بردارند؟ پاسخ او به این پرسش نیز چنین بود «دوگونه میشود به این مسئله نگاه کرد یا میتوان به تئوریهای توطئه پناه ببریم و از اکنون اصولگرایان را چگونه میشود پیشبینی کرد؟ آیا آنان میتوانند در اقتصاد و عدالت اجتماعی، گامهای اساسی بردارند؟ پاسخ او به این پرسش نیز چنین بود: دو گونه میشود به این مساله نگاه کرد یا میتوان به تئوریهای توطئه پناه ببریم و از اکنون اصولگرایان را ناموفق بدانیم و بگوییم امروز دیگر خودشان متوجه شدند که نمیتوانند کاری کنند، اما من این اعتقاد را ندارم. چرا که موضعگیریهای که اصولگرایان ظرف چند ماه گذشته داشتند برمبنای اعتقاداتشان است و قصدشان این نیست که حواس جامعه را به سمت مسائل خارجی جلب کنند. آنها نهایتا چند ماه میخواهند ملت را بر سر مسائل خارجی سرگرم کنند؟ نمیشود. نهایتا حوصله مردم سر میرود. زیبا کلام سپس با رد این فرضیه گفت: «گذرگاه اصلی اصولگرایان در بحث اقتصاد و به طور دقیق مساله عدالت اجتماعی است، باید دید چرا به رغم اینکه مسوولان طراز اول نظام از روزی که انقلاب پیروز شد و از فردای 22 بهمن 1357 به این طرف، دغدغهشان بهبود وضع عدالت اجتماعی بوده است؟ واقعا رهبران و مسوولان کشور ظرف 27 سال گذشته با تمام وجود میخواستند که فقر و نابرابر و فساد ریشهکن شود. کم مبارزه صورت نگرفته و کم آدمها به زندان نیفتادهاند اما چرا به رغم اینکه هم اراده و خواست وجود داشته در این زمینهها تغییرات مورد نظر اتفاق نیفتاده است.» او بدین ترتیب وجود یارانههای گسترده، ضعف نهاد قانون در جامعه ایران و ساختار دولتی اقتصاد ایران را از معضلات پیش روی اصولگرایان دانست و گفت: عدالت اجتماعی روز به روز در جامعه ما ضعیفتر میشود، سال گذشته (سال 1383) حدود پنج هزار میلیارد تومان دولت بابت یارانه بنزین پرداخت که این مقدار منظم بالا میرود. ما سال گذشته به اندازه کل بودجه کشور برای یارانه بنزین پول پرداخت کردیم. چه اصولگرایان و چه هر گروه دیگری که میخواهد در جریان عدالت اجتماعی گام بردارد چارهای ندارد جز اینکه اینها را حل کند. او سخنان خود را نیز چنین پایان داد: «مشکل بنیادی اصولگرایان این خواهد بود که اگر خواسته باشند حتی کوچکترین اصلاحاتی در هریک از این مواضع اصلی به عمل آورند متوجه خواهند شد که دور 180 درجهای باید در بسیاری از شعارها و ژستهای سیاسی خود بردارند. من زیاد آرزو نمیکنم که جای اصولگرایان باشم، چرا که سیاستهایی که امروز آنها باید به کار بگیرند سیاستهای بسیار سفت و سختی خواهد بود و اگر هم این کار را نکنند به گمان من در این سه حوزه گام چندانی بر نخواهد داشت.»
پیمان: نابرابری اقتصادی زاییده نابرابری سیاسی است
حبیبالله پیمان از فعالان ملی – مذهبی نیز در این سمینار با موضوع «تلازم عدالت و آزادی» سخنرانی کرد. او با اشاره به برخی نظریات مطرح در حوزه عدالت و آزادی گفت: از یکسو لیبرالهای طرفدار نظام سرمایهداری تلازمی میان دموکراسی و آزادی نمیدانند و جریانهای راست هم اعتقادی به همپایی میان این دو ندارد. میگویند وقتی صحبت از عدالت میشود دولت باید حضور پیدا کند و در حوزه اقتصادی با حمایت از محرومان برابری را ایجاد کنند. اما در این میان مردم به جای تلاش به انتظار کمک دولت خواهند نشست و در نتیجه این دولتها دولتهای اقتدارگرا خواهند شد و باعث از بین رفتن آزادیهای اجتماعی خواهند شد، در نتیجه آنها آزادی در اقتصاد را نتیجه آزادیهای اجتماعی تعریف میکنند و آن را به نوعی با بیبند و باری پیوند میزنند و بقیه تعاریف را کمرنگ میکنند. وی در ادامه این تقسیمبندی گفت: عدهای مفهوم عدالت را بر اساس برخی واقعیتهای اجتماعی با سلطه و مالکیت دولتی مرادف دانستهاند در حالی که اینگونه نیست. سوسیالیسم اعتقادی به مالکیت دولتی ندارد، اصولگرایان میگویند مردم نیازی به آزادی ندارند و اگر کسی بحث آزادی را مطرح میکند تحت تاثیر غرب است. نیاز انسانها عدالت است،آنها میگویند برای تحقق عدالت زمینهای برای ایجاد آزادی وجود ندارد، این الزام را میشود در واقعیت رد کرد. همانگونه که رقابت در بازار آزاد محدود به کسانی شده که قدرت بیشتری دارند، عرصه سیاسی نیز صحنه رقابت قدرتمندان است، همان افرادی که در عرصه اقتصادی قدرت نقشآفرینی ندارند در عرصه سیاست هم نمیتوانند عمل کنند. حبیبالله پیمان سپس به سراغ دین رفت و در بحث از «عدالت و دین» گفت: «عدالتی که در مفاهیم دینی به آن اشاره شده بسیار گستردهتر از اینها است. اگر درست تعریف شود خواهید دید که آزادی مفهوم انضمامی عدالت است. نیروهای مسلط عرف سیاسی و اجتماعی را تعریف میکنند و این عرف همیشه در طول تاریخ ثابت نبوده است. متغیر بودن آن نشان میدهد زاییده روابط اجتماعی است». او سپس در حالی که گویی اصولگرایان عدالتخواهی را مورد پرسش قرار داده بود، گفت: باید دید آنها که دم از عدالت میزنند از چه نوع عدالتی سخن میگویند، آیا معنی آن متعادل کردن درآمدها است؟ گرچه این شاخص مهمی است، چرا که درآمد بیانگر نابرابری افراد است اما مساله به همین سادگی نیست. بحث عدالت دشوارتر و پیچیدهتر از این است. آقایان باید بیایند و نگرش خود و جهانبینی خود را کاملا شفاف کنند. و اصل عدم تساوی حقوق انسانی را اثبات کنند و بعد بگویند عدالت چیست آیا عدالت فقط توزیع درآمد است؟ پیمان سخنان انتقادی خود را چنین ادامه داد: بدون آزادی و دموکراسی نه فقط عدالتی به وجود نیامده بلکه متاسفانه قابلیتهای افراد هم از بین میرود. نابرابریهای اقتصادی زاییده نابرابری سیاسی است. آنچه که به عنوان عدم عدالت از آن نام برده میشود نتیجه عدم توزیع برابر و دموکراتیک اقتصاد سیاسی و نبود نظارت عامه است. نظارت بیرونی قانونی است. دبیر کل جنبش مسلمانان مبارز در پایان سخنرانی خود با بیان این که «افرادی که در خارج از حیطه مشارکت در امور جامعه گذاشته میشوند به نوعی غربتی هستند» گفت: افراد غربتی که به آنها برچسبهای ضدانقلاب، لیبرال، کافر و... میزنند از نگاه آنان حق نظارت و تصمیمگیری ندارند. چقدر از افراد جامعه با این برچسبها رانده شدند؟ جامعهای که مطرود داشته باشد چگونه میتواند عدالت را تحقق بخشد.