حمیدرضا بابک
روز زن کدام است؟ چرا در سرزمین ما مردم دو روز را روز زن میدانند؟ روز جهانی زن چه فرقی با روز زن دارد؟ پرسشهایی از این دست در مورد بسیاری مسائل دیگر نیز برای مردمان سرزمینی چون کشور ما مطرحند. مفاهیم جهانشمول به همراه مصادیق ریز و درشتشان به میهن ما سرازیر میشوند و به هر دلیلی جا باز میکنند و حالا این ماییم که باد تکلیف خودمان را با آنها روشن کنیم.
خرده فرهنگهای متفاوت موجود در جامعه ایرانی، همواره در برابر پرسشهایی از این دست، مواضع متفاوت و گاه متضادی اتخاذ کردهاند. این مواجهه در برخی موراد به تصمیماتی سازگار و دلنشین میانجامد و گاهی نیز به کمدی درامهایی مضحک و اشکآور تبدیل میشود. شرکتهای خارجی به بهانه کریسمس و سال نو مسیحی اعلام حراج میکنند و روی اعلامیههایشان مینویسند این کار جهت رفاه حال هموطنان مسیحی انجام شده است.
شرکتهای داخلی هم برای کم نیاوردن در حوزه تامین رفاه حال هموطنان مسیحی، عزمشان را جزم میکنند تا حراج پر و پیمانتری برگزار کنند. عاشقهای بینوای ایرانی که در سالیان دور تنها موظف به خرید هدیه عید نوروز و اعیاد مذهبی بودند، امروز باید تاریخ تولد معشوف عزیز را (برای خرید کادو) به خاطر داشته باشند، آیینهای مربوط به روایتهای متفاوت روز مادر زن و پدرزن را به جا بیاورند، تاریخهای مربوط به سالروز عقد و ازدواج جشن نامگذاری فرزند و ختنه سوران بچهها را در دفترچه یادداشت یا نوت بوکشان Save کنند و این آخریها و هم که جشن والنتاین، به طرز حیرتآوری میزان حداقل دستمزد و مزایا برای عاشق شدن را ارتقا داده است احتمالا تا چند سال دیگر مشارکت در برگزاری جشن اجق و جقی هالووین هم به آیینی ارجمند که ریشه در فرهنگ ایران باستان دارد بدل خواهد شد.
مسئله روز زن اما ویژگیهای دیگر هم دارد. برخی از مدافعان حقوق زنان استدلال میکنند که نامیدن یک روز خاص به نام "زن" نشانی از همان بیتوجهی به زنان از سوی مردانی است که میخواهند 364 روز سال و بل 365 روز آن (در سالهای کبیسه) را از آن خود کنند. طبق ذکور نیز منتظر میماند تا حوالی روز زن ، که روزش را غر بزنند که چرا ما « روز» نداریم و آنها باید روز داشته باشندو مخفیانه کادویی دست و پا کنند و به دیدار عیال بشتابند و فردا هم هر کسی که کادو خریدنش لو میرود را مسخره کنند. با این حال گمان میرود که هم مردان و هم زنان، وجود چنین روزی را به رسمیت شناخته باشند. و اهمیتش را درک کرده باشند. دلایل این تصمیم میتواند متفاوت و متعدد باشد. اما شاید فیلسوف پسندترینش این باشد که نگاهی به تاریخ انسانی، چه در گذشته و چه در روزگار نو، به سادگی آشکار میکند بر این نیمه جامعه انسانی ( که البته مثل اینکه کمی از نیمه هم بیشتر شده ) ستمهای فراوانی در حوزهها و عرصههای مختلف رفته است . از این رو نه تنها شایسته است که مقام آنان را در قالب یک «روزن گرامی داشته باشیم که باید در برخی موارد، حتی در شرایط مساوی به نفع آنان حکم کنیم و برایشان قائل به «تبعیض مثبت» باشیم.
پرسش اما این است که آیا برای ما که روز میلاد پربرکت حضرت زهرا(ص) را به نام روز زن نامیدهایم و سالها است در سایهاش کدروتها را کنار میگذاریم و حرمت و احتراممان را به زنان و مادران ابراز میکنیم، « هشتم مارس» یا همان روز جهانی زن چه فایده دارد؟ ایرانیهای رادیکال، اسبشان را زین کردهاند تا ثابت کنند روز زن روز جهانی زن است واحتمالا از هرگونه اقدامی برای تعطیل کردن کادوفروشیها در روز دیگر زن، کوتاهی نخواهند کرد . عدهای نیز کاری به کار مارس و ژوپیتر و امثالهم ندارند و میگویند ما روز خودمان را داریم و آنها هم روز خودشان را اما بسپارند کسانی که به راستی در مواجهه با چنین پرسش بدون پاسخ ماندهاند و این همان داستان خرده فرهنگها است. قاعدتا پاسخ به چنین پرسشی نه کار این ستون است و نه هدف نگارنده آن. تنها به یک نکته میتوان اشاره کرد، حضور در جامعه جهانی و مشارکت با دستاوردهای جهانیان، ضرورتا به معنای فراموش کردن ویژگیهای بومی و دینی نیست. قرار نیست همه دنیا داروندارشان را رها کنند و بنشینند و ببینند در آن سوی آبها چه کسی برایشان تصمیم میگیرد.
اتفاقا تصمیماتی از این دست، بیش از آنکه نرخ مبادلات فرهنگی ما با جهان را افزایش دهد، حاصلی جز سرگیجه و حواسپرتی جامعه شناختی نخواهد داشت، وگرنه رها کردن عید نوروز و عید قربان و گردو شکستن در روز استقلال آمریکا و کارناوال « ماردیگرا» و این بساطها، بیشتر ایده مجنونان است. قرار هم نیست کل پروژه روز جهانی زن را در کادو دادن خلاصه کنیم و بعد بخواهیم تصمیم بگیریم برای کمک به اقتصاد خانواده کدام روز را انتخاب کنیم . تجربه نشان داده است ایرانیان چنان نسبتی با دینشان برقرار کردهاند که تصمیم میگیرند روزهای شادیشان را از میان ایام مبارک دینی و ملیشان برگزینند و تجربه حضور اسلام در ایران زمین نیز شاهدی بر این مدعاست. اما روز جهانی زن (هشتم مارس) میتواند خاستگاهی جدی و تاثیرگذاری برای حضور زنان ایرانی در عرصه جهانی باشد. متولیان امر نیز میتوانند با تفکیک این دو موضوع از یکدیگر، زمینههای لازم برای این حضور را که در نهایت ثمری جز سود و بهره نخواهد داشت، فراهم آورند. حفظ شان و جایگاه شان و جایگاه روز تولد دخت پیامبر رحمت، حضرت زهرا(ص) نیز پدید آورنده برکتی است تا در سایهاش مردمان دوباره مهر بورزند و بیاموزند که از دوستیها و عشقها جز با مراقبت و پاسداری، چیزی به جای نمیماند. آقایان هم خست به خرج ندهند خریدن دو کادو، کار چندان دشواری نیست ایرانیها دو «روز زن» دارند.