* برای شروع، درباره علت امتناع طرفهای مدعی حقوق بشر در جهان غرب از ارائه تعریفی روشن که با عملکرد و ادعاهای آنها انطباق داشته باشد نظر خود را بیان کنید.
** باید برای رسیدن به توضیحی روشن در این زمینه تفاوتهای اساسی در دیدگاههای جهان غرب و جهان هدف غربیها در این چالش را تبیین کنیم. دیدگاههای ما و آنها در این زمینه اگر نقاط اشتراکی دارد تفاوتهای اساسی نیز وجود دارد. مبنای این تفاوتها به نوع نگاه دو طرف به بشر برمیگردد.
جهانبینی اسلامی در شناخت انسان از بشر، ارزشها، ضدارزشها، بایدها و نبایدها و تعاریف مربوط و بویژه، تعریف حقوق بشر بسیار تاثیرگذار است، اما در نگاه غربی، خودمحوری و نژادپرستی حاکم است که گاه آشکار و گاه پنهان است. آنها به همه ابناء بشر نگاه یکسانی ندارند و به همین دلیل به سابقه استعمارگری خود افتخار میکنند. آنها حتی اکنون هم اگر مجالی به دست آورند از این افتخار، یعنی از استعمار ملل دیگر دریغ نمیکنند که شواهد این مدعا در جهان امروز موج میزند.
* اما غربیها داعیه اعمال ارزشهای خود را در تمام جهان دارند. آنها میگویند همه ابناء بشر از مواهبی که آنها از آن در جامعه خود برخوردارند باید برخوردار شوند و این را مستمسک نفوذ نظامی خود در میان ملل هم قرار میدهند.
** این داعیه غلط است. واقعیت آن است که غربیها به دنبال حاکمیت ارزشهایی که برای خودشان میخواهند در جهان نیستند بلکه در پی حاکم کردن ارزشهایی گزینشی که برای جهان اسلام و جهان سوم در نظر گرفتهاند، در میان این جوامع هستند.
در جامعه آمریکایی یک ارزش است، اما آنها در جوامع دیگر این طور ترویج تبلیغ میکنند که موفقیت یک امر تصادفی است، زیرا آنها میخواهند فرهنگ و ارزش کار در جوامع اسلامی و جهان سوم را وارونه و به ناهنجار تبدیل کنند. درباره حقوق بشر هم همین طور است. ببینید در عراق آیتالله سیستانی به دنبال برگزاری انتخابات آزاد هستند و اعلام کردند هر عراقی یک رای. اما جهان ملاحظه کرد که آمریکا به دنبال چنین وضعیتی هرگز نبود. آنها مایل بودند دست نشاندههای خودشان از طریق انتخابات هدایت شده روی کار بیایند.
پیش از انقلاب در ایران رژیم شاه نه انتخابات آزاد برگزار میکرد و سابقه شکنجههای ساواک هم که اکنون برملا شده و آمریکا از این رژیم حمایت میکرد. چرا آنها آن زمان نقض حقوق بشر در ایران را توی بوق نمیکردند. آمریکا خود از بزرگترین صادرکنندگان ابزار شکنجه در جهان است و این ثابت شده است.
آمریکا براساس اسنادی که برخی کشورهای غربی افشا کردهاند در کشورهای دیگر هم شکنجهگاه ایجاد کرده است. از کشتیها و هواپیماها برای اعمال شکنجه استفاده میکند. حکایتهای تلخ شکنجه در ابوغریب و گوانتانامو که این همه نقض فاحش حقوق بشر است، فاش شده است؛ اما در این سوی ماجرا، یعنی در جوامع اسلامی پایبندی به ارزشهای اسلامی، باید و نباید منبعث از فرامین قرآن و دین است.
در جامعه ما همجنسبازی حرام، انحراف و جرم است، اما خدا که از روابط بشری حذف میشود، این پرسش به میان میآید که چرا همجنسبازی ضد ارزش است؛ بنابراین در غرب همجنسبازی جزو حقوق بشر تلقی میشود. حتی به رسمیت شناخته و قانون میشود و با وجود این آنها حجاب یک دختر 13 ساله را در جامعه خود برنمیتابند. در فرانسه شاهد بودیم که از تحصیل او جلوگیری شد.
در ترکیه در قبال منع بیحجابی، شاکیان به دادگاه حقوق بشر اروپا شکایت بردند. علت این که در غرب به پاپ جایزه صلح نوبل ندادند مخالفت ایشان با همجنسبازی بوده است. لذا تفاوتهای اساسی در نوع نگاه به بشر در جوامع غربی و جوامع دینی و اسلامی وجود دارد. در فلسطین، غربیها چون از انتخاب مردم راضی نبودند، با منتخب مخالفتها میکنند، حتی درصدد انحلال مجلس جدید فلسطین هستند.
* غرب در این چالش چه سودی نصیبش میشود؟
** در جهان 14 نقطه استراتژیک وجود دارد که 7 مورد آن در جهان اسلام واقع شده است و از این 7 مورد، 2 مورد مربوط به ایران است.
در این حال، ایران از موقعیت ژئواستراتژیک، ژئوپولتیک و ژئواکونومیک برخوردار است. از سوی دیگر استراتژیستها معتقدند اگر جهان اسلام متحد بشود، این اتحادیه ابرقدرتی خواهد بود که بر قدرتهای موجود در جهان قادر است مسلط شود. بدانیم که ذخایر نفتی ایران 6 برابر ذخایر نفتی آمریکا و 8 برابر ذخایر نفتی اروپاست و ایران این ظرفیت را دارد که به نقطه عطف ایجاد اتحاد در جهان اسلام بدل شود؛ بنابراین اگر ایران حتی اعلام کند که مسیحی شده برای غرب مهم نیست. اگر ایران مو به مو آنچه آنها راجع به حقوق بشر ادعا دارند، رعایت کند برای آنها مهم نیست.
برای آنها این اهمیت دارد که ایران از حیث ظرفیتی که دارد در اختیار آنها باشد و موضوع حقوق بشر یک مستمسک فریبکارانه است. واقعیت دنیای کنونی این است که 5 کشور دنیا که صاحب بمب اتمی هستند یعنی این 5 کشور که قادرند کورههای آدمسوزی در جهان درست کنند، عناصر اصلی تامین امنیت جهان هستند.
در این میان بنده اعتقاد دارم جهان اسلام در حال شدن است و در آینده به طور طبیعی قدرت جهان را به دست خواهد گرفت. خود آمریکاییها اعتراف کردهاند که اگر انتخابات آزاد در هر کشور اسلامی برگزار شود مسلمانان به اصولگرایان رای میدهند. نشانههای این وضعیت در ایران، عراق، لبنان و فلسطین قابل مشاهده است.
* برای خارج شدن از لاک دفاعی در قبال چالش حقوق بشر چه طرحهایی وجود دارند؟
** ما باید از انفعال خارج شویم و شروع کنیم به اتخاذ مواضع فعال، البته در حال حاضر حرکتهایی انجام شده است. ما نباید همیشه در حال دفاع باشیم. باید ابتکار عمل داشته باشیم، ابتکاری که بتازگی وزارت خارجه داشت، مناسب بود. نامهای به دبیرکل سازمان ملل نوشته و در آن خواسته رسیدگی به نقض حقوق بشر توسط آمریکا در آمریکا و دیگر کشورهای جهان مطرح میشود.
بنده معتقدم دستگاههای ما برای تهاجم ـ از نوع غیر نظامی آن ـ آرایش نشدهاند، مثل وضعیت بنادر در کشور ما که برای واردات ساخته شدهاند نه صادرات، تبلیغات ما، دستگاه دیپلماسی ما، رسانههای ما بیشتر دریافتکننده هستند. حتی گاهی اوقات، وظیفه دفاع را هم بخوبی انجام نمیدهند. ما باید این آرایش را تغییر دهیم. آن وقت خواهیم دید فرصتهای فراوانی پیش روی ما است. ما میتوانیم حتی در مواردی تهدیدها را به فرصت بدل کنیم. بنده پیشنهادی دارم به عنوان امت اینترنتی اسلامی، مسلمانهایی که به اینترنت دسترسی دارند باید فعال شوند. این یعنی تبدیل کردن تهدیدی به یک فرصت بزرگ.
* NGOهایی که در حال حاضر کمابیش در زمینه حقوق بشر فعالیت میکنند میتوانند خواستههای مورد نظر حقوق بشر را تامین کنند؟
** به طور کلی حضور و مشارکت مردم در راستای بهبود امور، ضروری است این یک اشکال است در فرهنگ عمومی که تصور میکنیم فقط ما بنشینیم و همه کار را حکومت انجام بدهد. اگر این اشکال برطرف شود و اصل حضور مردم و مشارکت آنها را نهادینه کنیم یکی از مظاهرش شکلگیری و گسترش سازمانهای غیر دولتی است آنها میتوانند در جنبههای مختلف و درهمه زمینهها از جمله در بهبود حقوق بشر فعالیت داشته باشند. به شرطی که سالم باشد و در جهت منافع ملی و مصالح اسلامی حرکت کند؛ اما اگر بخواهد در خلاف این مسیر عمل کند بسیاری مضر و خطرناک است.
به همین دلیل می بینیم سازمانهای غربی یکی از راههایی که برای نفوذ درکشورها اعمال میکنند سیاست از پیش تعیین شده وتضعیف کشور متقابل است. معتقدم نقش مردم و سازمانهای دولتی بسیار مهم است مشروط به این که در مسیر صحیح حرکن کنند. مثلا میبینیم بعضی افراد از قوانین موجود سوء استفاده میکنند، یعنی کار خلاف قانون نمیکنند ولی از ضعفها استفاده میکنند و در حال حاضر آمریکایها بوجود بسیار زیادی را به سازمان غیردولتی درکشورهای مختلف اختصاص دادند و رسما اعلام داشتند که این بودجه ها برای صرف اعمال سیاستهای خود در جهت مخالف با نظام کشورهای هدف است، اما در برخی کشورها به صورت علنی و در برخی دیگر مانند ایران غیر علنی است.
حتی این بودجهها را در قالب مختلف نیز به مصرف میرسانند مانند اعطای جوایز بینالمللی به عناصر خود که دارد هزینه کند در عین حال معتقدم جای NGOها همواره خالی است. ما فعالیتهایمان در این زمینه کافی نیست آن هم در جهت احقاق حقوق افراد از دولت یا مسئولانی که احیانا بخواهند حقوق مردم را نادیده بگیرند؛ مثلا در بسیاری از دیگر کشورها سازمانهای غیردولتی که به محدودیتهای مالی دولت واقف هستند خودشان برای جمعآوری کمک برای افرادی که به واقف هستند خودشان برای جمعآوری کمک برای افرادی که به خاطر مشکلات مالی از سلامت کافی برخودار نیستند. اقدام میکنند.
* ارزیابی شما از وضعیت حقوق بشر در ایران چیست؟
** ما الان نمیتوانیم ادعا کنیم که یک جامعه ایدهآل بینقص هستیم، اما مسیر کلی حکومت و خواست مسئولان این است آنچه اسلام گفته به عنوان ارزش تلقی شود. زیرا ما با فرشتگان سروکار نداریم بلکه با انسانها مواجهایم. اسلام میگوید اگر کسی به همنوع خودش بیتفاوت باشد از ما نیست. این خود نقض حقوق بشر است. دولت تاکید دارد که افراد کار مفیدشان بالا برود همین که ما بگوییم در دادگاهها رسیدگی به یک جرم خیلی طولانی میشود و اطاله دادرسی وجود دارد،این به منزله ضایع شدن حقوق افراد است و برای اصلاحش به یکسری امکانات و نیرو نیاز است. خود دستگاه قضایی نگران این وضع است.
* برای تامین امنیت مردم و حقوق آنان چه راهکارهای وجود دارد و آیا دستگاه قضایی میتواند در پیشبرد تامین امنیت مردم گامهای موثری بردارد؟
** برای بهبود امنیت مردم و حقوق آنان دستگاه قضایی باید وارد عمل شود. اگر دستگاه قضایی بخواهد میتواند سرعت کار را بالا ببرد و کل سیستم را به رایانه مجهز و تمام اسناد را اسکن کند تا براحتی در دسترس باشد. این به بودجه نیاز دارد و باید دولت تامین کند و تامین بودجه باشد این به بودجه نیاز دارد و باید دولت تامین کند و تامین بودجه باشد.
این به بودجه نیاز دارد و باید دولت تامین کند و تامین بودجه دولت به عوامل مختلفی مانند قیمت نفت، ساعت کاری و غیره بستگی دارد و یکی دیگر از عوامل رسانهها و هنرمندان ما هستند که برای کاهش جرایم فرهنگ سازی کنند. الام برخی سازمانهای غیردولتی برای مقابله با اعتیاد فعالیت میکنند و توانسته است افرادی را متقاعد کند که دست از اعتیاد بکشند، بنابراین همسویی و همکاری در قالبهای مختلف بخصوص در قالبهای غیردولتی بسیار موثر است مثلا اگر ما فرهنگ کار را درست کنیم و ساعتکاری از یک ساعت به 7 ساعت افزایش پیدا کند،قدرت اقتصادی کل کشور و مردم بهبود مییابد.