روحانیت و پایگاه اجتماعی ویژه
فلسفه اصلی حوزههای علمیه شیعی، ارتباط با تودههای مستضعف و متوسط جامعه میباشد و این همان چیزی است که همه انبیا و اولیای الهی خود را موظف به آن میدانستند و چنین ارتباطی را بزرگترین افتخار خویش میشمردند.
ارتباط با توده اصلی مردم که همان اقشار آسیبپذیر جامعه هستند، نعمت بزرگی است که باید آن را قدرشناسی نمود و از آن برای رشد و تعالی جامعه بهره جست، چنانکه مقام معظم رهبری میفرمایند: «مردمی بودن و پا به پای مردم حرکت کردن، خصوصیتی است که این انقلاب را در این کشور پیروز کرد... این آمیختگی با مردم، آثار و برکات زیادی داشته است؛ روحانیت درد مردم را حس کرده، اطمینان مردم را جلب نموده، درد دلها و شکوههای مردم را همواره شنیده و نیازهای معنوی و روحی آنها را برآورده کرده است.»(1)
روحانیان با داشتن چنین پشتگرمی و حمایت مردمی، باید خود منشا اثر و حرکت در میان جامعه اسلامی باشند و سعی کنند با چنگ زدن به معارف ناب و حقیقی، خود را از ذوب شدن در افکار ناصحیح و گرایشهای سست و بیبنیان دور بدارند، در چنین شرایطی است که میتوانند مانند پیامبران و اوصیای الهی(ع) جامعه دینی را به طرف رستگاری و سعادت سوق دهند؛ مقام معظم رهبری در این باره میفرمایند: «حوزه باید در متن حوادث علمی عالم باشد. امروز شما باید بدانید در جریان باشید که در مقولههای مختلف چه ایدهها و فکرهایی میجوشد، گاهی فکرها، دارای عناصر مطلوبی است، آنان را جذب کنید و با عناصر نامطلوب، مبارزه کنید و ذهنیت جامعه را واکسینه نمایید.»(2)
خطر عوامزدگی و افت علمی
از آسیبهای جدی و مورد توجه در حوزه علمیه، آن است که با سادهنگری خو گرفته و با سطحیپروری، فرآوردههای کم عمق تولید و عرضه شود. بیشک یکی از اهداف اصلی دشمنان نظام اسلامی به ویژه قشر نفوذی و منافق، همواره این بوده است که روحانیت را یک قشر خرافهپرست و به دور از علم و منطق معرفی کنند و هدایت و رهبری مردم را با چالش جدی مواجه سازند، چنان که قرآنکریم در مورد حضرت نوح(ع) میفرماید که دشمنان به او تهمت میزدند و میگفتند: «انا لنراک فی ضلال مبین»(3)
همانا ما تو را در گمراهی آشکار میبینیم. افت علمی و گرایش به عوامزدگی و تاثیرپذیری منفی از جامعه، باعث انحراف و افتادن افکار و عقاید مردم در شریانهای غیردینی و ضد ارزشی خواهد شد.
این علل و عوامل دیگر موجب شده است که بارها و بارها، مقام معظم رهبری از خطر ضعف بنیه علمی و ظرفیت معرفتی حوزهها سخن بگویند و هشدارهای لازم را به مخاطبان حوزوی خود منتقل سازند، ایشان در این باره میفرمایند: «حوزههای علمیه، در حقیقت سازندگان فردای این جامعه و همه جوامع مسلمان میباشند. چه فرقی میکند که ما حوزههای علمیه داشته باشیم که در آن علم نباشد یا اصلاً حوزه نباشد... رسیدگی به مشکلات ذهنی مردم، پیشرفت افکار، اداره جهتگیری سیاسی و اسلامی افکار، سازمان دادن به افکار اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و پاسخگویی به هزاران سوال که آگاهیهای مربوط به انقلاب، در ذهن مردم به وجود آورده است، از کارهای مهم و اساسی حوزه علمیه میباشد...»(4)
ثمرات ورزیدگی علمی حوزه و دوری از عوامزدگی
1- ارائه اسلام اصیل به مردم
حوزه، در واقع سرچشمه تفکرات ناب دینی است. هر جریانی که از این منبع هدایت فاصله گیرد، در کمند لغزشها و انحرافات دچار میشود. گرایشهای گوناگونی چون صوفیّه، بابیّه و صدها گروه مذهبی که تاکنون نیز و کم و بیش به چشم میخورد، به خاطر دوری از اندیشههای ناب و حوزوی به وجود آمده و در دام خودباوری کاذب و انشعاب از جریان عام فقاهت حوزوی، فرو غلتیدند.
حوزه اگر حقیقت وجودی خود را که همان علمجویی و تولید علم با توجه به راهکارهای شرعی و اسلامی است، در پیش بگیرد، میتواند یک اسلام سرزنده و ایدهآل را که در آن به تمامی ابعاد زندگی بشری اعم از فردی، اجتماعی، سیاسی و... توجه نموده است برای مردم معرفی نماید و طریق صواب را از مسیرهای انحرافی که فقط اسم مسلمانی دارند جدا سازد.
رهبر معظم انقلاب در این باره میفرمایند: «اگر کسی خیال کند که غیر از جامعه علمی روحانیت تشیع، کسی خواهد توانست قرآن و اسلام را علم کند و تبیین و تفهیم نماید و در دنیا ایمان و اعتقاد در دلها به وجود آورد، تصور غلط و اشتباهی است... آن کس که میگوید اسلام منهای روحانیت، او اسلام را نمیخواهد، او خیری را میخواهد که تلفیقی از افکار و عقاید شخصی خودش با پشتوانه کتاب و سنت است...»(5)
2- تربیت نفوس جامعه و ترویج اخلاق
بدون تردید تهذیب و اخلاق را چیزی جدای از علم و دانش نمیتوان دانست و علم را باید یک ابزار بسیار مهم و اساسی برای تربیت خود و جامعه به حساب آورد. اگر روحانیت، بدون قابلیتهای علمی و تکیه بر دانستههای سطحی و کم و بیش عوامانه خود وارد اجتماع شود، قبل از هر چیز خود را در مسیر انحراف و زوال قرار میدهد و از آن طرف از بیان صحیح معارف اخلاقی و آداب دینی مورد نیاز جامعه به شکل درست و صحیح و تکیه بر قواعد اجتماعی، روانشناختی و... عاجز میماند.
رهبری انقلاب، با توجه به این نکته، مسئولیت تربیت نفوس را جز مسئولیتهای اساسی نظام حوزه برمیشمرند و میفرمایند: «انقلاب آن وقتی به صورت کامل تحقق پیدا میکند که آخاد مردم حقیقتا به مردم مسلمان و مومن تبدیل شوند، اگر انقلاب ما دلها و خلقیات مردم و آن چه که معلول تربیتهای غلط دیرین است، به مردم مسلمان متبدل نکند، قطعا موفق نشده است. تمامی دستگاهها و تمام افراد به خصوص علمای اعلام و روحانیون، بایستی روی نفوس مردم وتحقق قلبی و اخلاقی در آنها، مخصوصا در جوانان تلاش میکنند.»(6)
3- حفظ و گسترش نظام اسلامی
امروزه علم و گرایش به پژوهش و دانشورزی، حرف اول را در جهان میزند و بسیار دور از واقع است که حوزه برای اعتلای نظام اسلامی و حفظشعائر دینی و صدور آنها به نقاط گوناگون جهان، از معارف دقیق و حقیقی و مطابق با منطق و استدلاب استفاده ننماید. همانگونه که قرآن کریم استفاده از حکومت و معارف ناب را اولین و اصلیترین راه برای گسترش فرهنگ اسلام و قرآن ذکر مینماید و میفرماید: «وداع الی سبیل ربک بالحکمه و...»(7)
«با حکمت و دانش به سوی خداوند متعال، مردم را دعوت نما» پرواضح است که تلاش برای حفظ نظام اسلامی وآشنا ساختن جوامع دیگر با اهداف این انقلاب و شعار اسلامی و شناسایی و انهدام خطهای فکری انحرافی و رسوایی کسانی که هدفی جز معرفی ناکارآمدی نظام اسلام ندارد. چیزی که معالاسف در بعضی از روزنامههای وابسته به غرب در کشور دیده میشود جز از راه تجهیز به معارف و حقایق ناب دینی و جدایی از جو عامیانه مقدور نیست و این یکی از وظایف اصلی روحانیت در شرایط کنونی است.
مقام معظم رهبری در این باره میفرمایند: «حوزههای علمیه و علمای دین نمیتوانند نسبت به دستگاه و امور کشور و آن چه که میگذرد، بیتفاوت باشند و بگویند خودشان میدانند دیگر ما چه کار کنیم، این متعلق به روحانیت و متعلق به دین است. نظام جمهوری اسلامی است اگر کنار کشید جمهوری غیر اسلامی خواهد شد...»(8)