مرجان حاجی حسنی ـ مهدی عباسی
گروه سیاسی: یک عادت در میان ما ایرانیان وجود دارد که علاقهای به نقد و تحلیل حداقل شکستها و ناکامیهایمان نداریم. به گونهای که پس از گذشت زمانی، تمام آنچه بر سرمان آمده را به باد فراموشی میسپاریم، یا به دوش قضا و قدر میگذاریم.
این خود سبب میشود که تجربههای تکراری بسیاری در تاریخمان رقم خورده باشد. اصلاً نیاز نیست به قرنهای خیلی گذشته برگردیم. حداقل اگر به تاریخ یک صد سال گذشته که تلاشهای زیادی برای آزادیخواهی در ایران صورت گرفته، نگاهی اجمالی داشته باشیم، به وضوح تجربههای تکراری یکسان در مقاطع زمانی مختلف را مشاهده میکنیم.
اصلاًً قصد نداریم، خطا کردن را سرزنش کنیم، چرا که آدمی جایز الخطاست ولی میخواهیم تجربههای تکراری را نکوهش کنیم.
در میان دلایل مختلف، یک دلیل اصلی برای شکست تکراری وجود دارد و آن اینکه، نقد علمی و کارشناسی بر حوادث نمیکنیم و یا اگر نقدی هم صورت میپذیرد چندان جدی و حرفهای نیست.
اما در دنیای امروز که علم حرف اول را میزند، نقد و بررسی و یافتن دلایل پیروزی یا شکست از اصلیترین راههای پیشرفت و توسعه است.
این جمله که «شکست را دوست دارم چون راههای پیروزی را نشانم میدهد» زمانی معنا پیدا میکند که از شکستها درس بگیریم و پس از یافتن آنها در رفع نقایص بکوشیم.
هشت سال از عمر ما در دوران اصلاحات گذشت. باهمه فراز و نشیبها و کم و زیادها،این دوران نیز پایان پذیرفت و حال به قول رئیسجمهور دوران اصلاحات، وقت آن رسیده تا میخهای تابوت اصلاحات را درآوریم.
اما این عملی نمیشود، مگر آنکه برخلاف عادت فراموشی خود، نقد و تحلیل دقیقی از گذشته و آنچه صورت گرفت؛ ارائه دهیم.
بنابراین میکوشیم به عنوان رکن چهارم دموکراسی، این وظیفه را فراموش نکنیم و به نقد عملکرد جریان اصلاحات در 8 سال گذشته و در نهایت مشخص شدن استراتژی آینده بپردازیم.
اصلاحطلبان به فکر یک تشکیلات منسجم باشند
حسین لقمانیان نماینده همدان در مجلس ششم درباره فضای سیاسی کشور میگوید: هنوز فضای سیاسی کشور تحت تاثیر اتفاقی است که در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری افتاده و هنوز به صورت شفاف مشخص نشده که چه دلایلی باعث شد تا نتایج انتخابات ریاست جمهوری اینگونه رقم بخورد.
وی افزود: با گذشت چندین ماه از انتخابات ریاست جمهوری، نیاز به تحلیل و بررسی آنچه در این انتخابات رخ داده، بیشتر نمایان میشود.
این نماینده سابق مجلس در ادامه میگوید: در حال حاضر اصلاحطلبان به دنبال تحلیل و نقد 8 ساله اصلاحات هستند و اتفاقاً نیاز واقعی وجود دارد که آنچه انجام دادند، را نقد کنند تا نتایج مثبتی حاصل شود و نقاط ضعف و قوت خود را بیابند.
حسین لقمانیان که در دوران اصلاحات یکبار به خاطر یکی از نطقهایش به زندان رفت، در ادامه میگوید: اصلاحطلبان باید خودشان را بازسازی کنند و سعی کنند در صحنه به صورت جدی حاضر باشند و منفعلانه رفتار نکنند.
وی افزود: مشکل اساسی اصلاحطلبان رفتار رقبای آنهاست که البته چندان جای امیدواری نیست که برخی جریانهای ضد اصلاحات رفتار عاقلانه و قانونی نسبت به آنها صورت دهند. لقمانیان معتقد است: هنوز نه تنها اصلاحطلبان بلکه بسیاری از افراد، از شوکی که در انتخابات ریاست جمهوری بر فضای سیاسی وارد شد، بیرون نیامدهاند و نیاز به گذر وقت است. این نماینده اصلاحطلب مجلس ششم در ادامه افزود: باید دوره 8 ساله اصلاحات را با دقت مورد بررسی قرار داد و عوامل شکست و موفقیت را پیدا کرد و در یک تحلیل علمی، به جمعبندی مشخصی رسید.
با توجه به اینکه همه اصلاح طلبان در حال حاضر خارج از حاکمیت هستند، آیا این فرصت مغتنمی برای بازسازی جریان اصلاحات به حساب میآید؟
وضعیت جدید سیاسی در ایران، در کنار همه مسائلی که به همراه دارد، نوعی زمینهسازی برای وحدت جریانهای اصلاح طلب و آزادیخواه به حساب میآید و تصور میشود که حال، جمع شدن در کنار همدیگر در میان گروههای اصلاح طلب راحتتر مسیر شود.
به نظر من گروههای اصلاح طلب کمکم در حال تعامل و همکاری هستند و این را میتوان مشاهده کرد و امید است که در آینده با تبیین استراتژی مشخص و با همکاری هم، اصلاحات را جان تازهای بدهند.اما لقمانیان را در برابر این سوال قرار دادیم که بازسازی گروههای اصلاح طلب چگونه عملیاتی میشود و باید چه استراتژی برای آینده اختیار کنند؟ او در پاسخ گفت: درباره این موضوع باید کار کارشناسی و علمی جدی صورت داد تا هرگام جدید اصلاحات، با خردمندی و عقلانیت همراه باشد و بتوانیم نتایج ملموس آن را مشاهده کنیم.
وی افزود: اصلاح طلبان باید به فکر یک تشکیلات منسجم باشند و در این جهت حرکت کنند آن وقت مردم وقتی فعالیتی و یکپارچگی اصلاح طلبان را ببینند اقبال نیز به آنها نشان میدهند.
لقمانیان به «وحدت» تاکید بیشتری دارد و میگوید: آینده اصلاحات در گروه وحدت و یکپارچگی اصلاح طلبان و طرفداران اصلاحات است.
این صاحبنظران سیاسی حضور چهرههای سرشناس را برای ادامه اصلاحات مفید ارزیابی میکند و میگوید: ورود این افراد،باعث میشود تا پیوندهای قطع شده،به شکلی پیوند بخورد و این به حال اصلاحات و مردم مفید است.
لقمانیان معتقد است: اصلاح طلبان اگر میخواهند در صحنه سیاسی ایران اثر گذار باشند باید قدرتمند شوند و با گرفتن مشروعیت از مردم انسجام تشکیلاتی در عرصه سیاسی نقش ایفا کنند.
وی افزود: تک روی و جداجدا کردن در این برهه از زمان نمیتواند چندان موثر باشد و نیاز است که در این وضعیت گروههای طرفدار اصلاحات به اتحاد و همبستگی مشخص و سازماندهی شده، دست یابند،آن وقت میتوان امید داشت که اصلاحات دوباره فعال شده است.
اصلاحطلبان از تک روی دروی کنند
محمد ربوشه نماینده اصلاح طلب مجلس ششم درباره وضعیت گروههای اصلاح طلب در حال حاضر معتقد است، جریانهای اصلاح طلب باید دور یک میز بنشینند و از تک رویهای گذشته دوری کنند و برای ادامه اصلاحات چارهاندیشی کنند.
وی افزود: طبیعی بود که پس از انتخابات یکسری دلخوریها میان اصلاح طلبان وجود داشته باشد و نسبت به برخی رفتارها از همه گلایهمند باشند ولی خوشبختانه امروز با گذشت زمان و اتفاقاتی که پدیده آمده،تحقق وحدت گروههای اصلاح طلب میسرتر شده است و امید است که با خردمندی برای آینده اصلاحات کنار هم قرار بگیرند.
ربوشه در ادامه تصریح کرد: پس ازآنکه در بحث تئوریک و نظری اصلاح طلبان به وحدت نظر رسیدند، وقت عمل فرا میرسد و آنگاه باید برای عمل کردن، یکپارچه و متحد شوند.
این فعال سیاسی گفت: گروههای اصلاح طلب علاوه بر اینکه باید به نقد دولت بپردازند،همراهی و کمک را نیز نباید فراموشی کنند. چرا که ما همه ایرانی هستیم.
وی افزود: امروز من به این یقین رسیدهام که گروههای اصلاح طلب در فضای جدید به وحدت و یکپارچگی بیشتری دست مییابند و این نقطه مثبتی برای اصلاحات به حساب میآید.
ربوشه به این نکته نیز تاکید جدی دارد که اصلاح طلبان باید صادقانه به دولت جدید کمک کنند «حتی اگر آنها کمک نخواهند» و میافزاید: کمک به دولت جدید، برای جریانهای اصلاح طلبان در آینده مفید است.
اما حال ببینیم اگر ربوشه بخواهد به نقد جریان اصلاحات بپردازد. چه میگوید، این نماینده مجلس ششم معتقد است: تک روی برخی گروهها و اشخاص بزرگترین ضربه را به جریان اصلاحات وارد کرد و این بزرگترین نقد من که در درون این جریان بودهام، به اصلاحطلبان است.
وی افزود: ضمن اینکه برخی نیز تعریف درستی از که این خود سبب میشد تا صدماتی به کل جریان اصلاحات وارد شود و همه بهای آن را بدهند.
این صاحبنظر سیاسی در ادامه به انتقاد از خاتمی پرداخت و گفت: به نظر من آقای خاتمی به عنوان رئیس جمهور دوران اصلاحات میبایست بخشی ازوقت خود را نیز برای جریان اصلاحات صرف میکرد و خودش را از جریانهای اصلاح طلب جدا نمیکرد. آقای خاتمی در سازماندهی به این تشکیلات میبایست فعالتر عمل میکدر که متاسفانه به دلایل خاصی در این امر کوتاهی کرد.
وی افزود: مشکل دیگر اصلاح طلبان همراه نبودن با همدیگر بود. به راحتی، میتوان مشاهده کرد با وجود اینکه جریانهای محافظهکار اقبال کمتری در جامعه دارند ولی با وحدت و انسجام بیشتری عمل میکنند و اصلاح طلبان نتوانستند از اقبال عمومی به نحو احسن استفاده کنند و همانطور که قبلا اشاره کردم،برخی تک رویها، ضربه بزرگی به جریان اصلاحات وارد کرد.
ربوشه در ادامه گفت: البته طبیعی بود که اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری با اقبال گسترده روبرو نشوند، چرا که برخی شعرهایشان با آنچه که عمل کرده بودند، متفاوت بود و این برای مردم جای سوای بسیار به همراه داشت.
از این نماینده سابق مجلس پرسیدم: با توجه به اینکه در حال حاضر اصلاح طلبان هیچ سنگر حکومتی دراختیار ندارند و همه خارج از حاکمیت به حساب میآیند،آیا فرصت مغتنمی برای بازسازی است؟ و او اینگونه پاسخ داد: اجازه بدهید من به جای کلمه بازسازی بگویم جریانهای اصلاح طلب در فضای جدید بهتر میتوانند خودشان را پیدا کنند چرا که تجربههای فراوانی را در اختیار دارند.
وی افزود: من معتقدم که تجربه و علم چهرههای اصلاح طلب برای انجام دوباره اصلاحات بسیار مفید واقع میشود و امید است که در مدیریت کشور نیز مورد استفاده قرار گیرد، چون هزینه های فراوانی صورت پذیرفته تا یک نفر مدیر شود.
ربوشه تصریح کرد: به حاشیه راندن و خانهنشین کردن اصلاح طلبان از سوی رقبایشان، ظلم بزرگی در حق ملت و کشور و آرمانهای نظام است.
وی معتقد است: نباید برخورد حذفی با مدیران اصلاح طلب صورت گیرد و باید از توان آنها نیز برای اداره کشور بهره گرفته شود.
ربوشه در ادامه گفت: این فرصت را اصلاح طلبان باید غنیمت بدانند و با شناخت توان و پتانسیلهایشان دو نقد گذشته در جهت آینده حرکت کنند.
اما این نماینده سابق مجلس یک مساله دیگر را نیز برای نقد جریانهای اصلاح طلب مطرح میکند و میگوید جامعه نیز از برخی عملکردها و رفتارهای اصلاح طلبان راضی نبود و سبب شد که در مقاطعی با قهر کردن، نارضایتی خود را اعلام کنند، لذا در تحلیلهایمان نباید این مساله مهم را به فراموشی بسپاریم. چرا که اگر همه طرفداران اصلاحات پای صندوقها میآمدند ما در انتخابات پیروز بودیم.
ربوشه در صحبتهایش اشاره کرد که اصلاح طلبان در فضای جدید میتوانند خودشان را پیدا کنند، از او پرسیدیم که این مساله چگونه عملیاتی میشود و اصولاً استراتژی آینده اصلاح طلبان چه باید باشد که در پاسخ،دوباره به تک روی نکردن برخی گروهها اشاره کرد و گفت: اصلاح طلبان باید راه وحدت را در پیش بگیرند و برای این امر گلایههای گذشته را کنار بگذارند و به نقد عملکرد و اقدامات آن هم به صورت علمی، نه سلیقهای بپردازند. آن وقت میتوان شاهد بازیابی اصلاح طلبان بود و رشد درخت اصلاحات را مشاهده کرد.
اما شاه بیت حرفهای ربوشه این بود: اصلاح طلبان باید صراحتاً در برابر مردم قرار بگیرند و بگویند در مواردی اشتباه کردهاند و نترسند که به اشتباه خود اعتراف کنند.
نماینده اصلاح طلب مجلس ششم نیز حضور چهرههای سرشناس در بدنه اصلاحات را مفید دانست و گفت: یکی از مسائلی که در بازیابی اصلاحات میتواند نقش کلیدی ایفا کند پرچمداری چهرههای مورد قبول همه گروههای اصلاح طلب است که وحدت اصلاح طلبان را راحتتر میسر میسازد.