تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۰  ، 
کد خبر : ۷۳۷۳۶

سه پرونده خبرساز


حسن اسدی
به باور بسیاری از تحلیل‌گران داخلی و خارجی، دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران پس از بیش از ربع قرن روابط پرفراز و نشیب‌ با کشورهای خارجی، حول محور سه پرونده گره خورده است؛ سه پرونده‌ای که چگونگی برخورد با آن وضعیت سیاسی ایران در حوزه بین‌الملل را رقم می‌زند.
در واقع آنچنان که از رویداد‌ها و گفته‌ها در این دو دهه پس از انقلاب برمی‌آید، ‌جمهوری اسلامی ایران باید موضع خود را نسبت به این سه موضوع مشخص کند تا آنگاه با قدرت فراوان در عرصه بین‌الملل وارد شود.
اما نگاهی گذرا به موضوع این سه پرونده یعنی: 1- پرونده برنامه هسته‌ای ایران 2- حقوق بشر 3- صلح خاورمیانه؛ نشان می‌دهد که موضوع اختلافات ایران با کشورهای غربی اساسی است.
به طوری که اینک دیپلمات‌های ما دریافته‌اند که تن دادن به خواسته‌های قاطبه نظام جهانی در مورد هر کدام از این پرونده‌ها،‌ دو پی‌آمد مهم را برای آنان در پی خواهد داشت.
اولاً: زمینه طرح موارد دیگر را مهیا سازد یعنی از آنجا که نظام جهانی و در راس آن قدرت‌های غربی و ایالات متحده آمریکا خواسته‌های خود را در این موارد حداقل‌های لازم می‌دانند و به محض اینکه ایران به یکی از موارد مطرح شده رضایت دهد، موارد بعدی نیز صریحاً از ایران خواسته خواهد شد.
ثانیاً: تامین آن خواسته‌ها به طور آشکار در تضاد با ذات ارزش‌های عنوان شده از سوی مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران است. چرا که به خصوص در حال حاضر تریبون‌های رسمی ایران، تمام شعارهای غرب را در تضاد با شعارهای خود می‌دانند و حقوق بشر و دموکراسی از نوع غربی را مخالف ارزش‌های خود عنوان می‌کنند.
لذا وظیفه دیپلمات‌های جمهوری اسلامی وظیفه سنگینی است. از یک سو باید در نظام بین‌الملل ایفای نقش کنند و از سوی دیگر به گونه‌ای عمل نکنند که با شعارهای مطرح شده‌شان منافات داشته باشد.
تا پیس از آغاز به کار دولت جدید، ‌دولت‌های پیشین نیز که به نوعی با چالش‌هایی از این دست روبرو بودند سعی بر آن داشتند تا به نوعی با وقت‌کشی از طریق مذاکرات بلند مدت و تن دادن به اصلاحات تدریجی اجتماعی و به رخ کشیدن آن در برابر نظام جهانی‌، زمان رویارویی را تا حد ممکن به تعویق بیندازند و در نهایت از تقابل به سمت همگرایی پیش روند. اما دولت جدید که به گمان عده‌ای موجب یکدست شدن حکومت شده است گویی به تفکر پیشین تعهدی ندارد.
سخنان محمود احمدی‌نژاد، ‌رئیس‌جمهور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل و متعاقب آن عدم اجرای درخواست‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از سوی ایران و همچنین اظهار نظر اخیر ریاست جمهوری که طی آن به شدت به اسرائیل حمله شده و واقعه هولوکاست زیر سوال رفته و منجر به واکنش دول اروپایی و نیز سازمان ملل شد جمهوری اسلامی کدام یک از این سه جبهه را برای رویارویی در نظر دارد و مقاومت در کدام یک از این پرونده‌ها را به صلاح خود می‌داند؟
برای تحلیل این موضوع لازم است نگاهی به هرکدام از این سه پرونده داشته باشیم:
حقوق بشر
پرونده حقوق بشر ایران به طور مکرر در مجامع جهانی از سوی کشورهای غربی و بالاخص آمریکا مطرح بوده است.
این در حالی است که همواره مقامات جمهوری اسلامی ایران، ‌اظهارات کشورهای غربی را اتهامی بیش نمی‌دانستند و آنها را ادعاهای نادرست عنوان می‌کردند و در حال حاضر نیز این مسئولان جمهوری اسلامی هستند که کشورهای غربی را ناقض حقوق بشر می‌دانند.
این نشان از آن دارد که تفسیر دو طرف از حقوق بشر متفاوت است. فارغ از ادعاهای غربی علیه ایران، آنچه مسلم است قدرت‌های خارجی به رغم خود با کمک رسانه‌های در اختیار، جمهوری اسلامی را به عنوان ناقض اصول مصرح اسناد بین‌الملل حقوق بشر معرفی می‌کنند. کمیسیون حقوق بشر سازمان بیست قطعنامه علیه ایران به تصویب رسانده‌اند و طی سال‌های اخیر کار به جایی رسیده که پارلمان اروپا هم رسما به عملکرد جمهوری اسلامی ایران انتقاد می‌کند.
این در حالی است که برخی شخصیت‌های سیاسی دنیا نیز مستقیما رعایت حقوق بشر را خواهانند با این تفاسیر رئیس جمهور جدید، با صراحت غربی‌ها را ناقض حقوق بشر می‌داند و معتقد است که «آنها اصلاً چه حقی دارند که درباره حقوق بشر در ایران سخن بگویند؟»
در نظام جهانی قواعد حقوقی بشر، پس از سپری کردن سالهای دهه 50 و 70 میلادی که نظام جهانی دوره استاندارد سازی حقوق بشر را پشت سرگذارد، به عنوان عرف مسلم جهانی در نظام حقوق بین‌الملل مطرح شده است و اینک حتی با جرات می‌توان گفت قواعد حقوق بشر از دیدگاه غرب در زمره قواعدی در آمده‌اند که حالتی جهان شمول یافته‌اند.
با این تفاسیر، ایران باید تعریف خود را از حقوق بشر به جهانیان اعلام کند و آنگاه به عرصه بین‌المللی پای بگذارد چرا که،‌دشمنان جمهوری اسلامی ،‌اهرم‌ها و پتانسیل‌های مناسبی برای تخریب چهره ایران در نظام بین‌المللی در اختیار دارند.
ضمن اینکه نباید عرصه داخلی نیز در روابط خارجی به فراموشی سپرده شود. هر دولتی هرگاه بخواهد در عرصه بین‌الملل نقش جدی ایفا کند. همراهی ملت را نیازمند است.
بسیار بدیهی است حفظ حقوق ملت، دستاوردهای مهمی برای ترغیب مردم به دفاع از حاکمیت است. علاوه بر اینکه نباید از نقش روشنفکران و نخبگان اجتماعی و سیاسی که به هر حال در هر شرایطی، جریانات اجتماعی را سمت دهی می‌کنند، به راحتی گذشت.
دموکراسی و صلح در خاورمیانه
انقلاب اسلامی هیچگاه خود را محدود در مرزهای ایران نمی‌دانستند،‌بلکه انقلاب خود را انقلاب جهانی می‌دانستند و رهبران نظام همواره در فکر صدور آن بوده‌‌اند. از همین روست که پس از گذشت بیست و هفت سال از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار مولود آن یعنی نظامی جمهوری اسلامی،‌ همچنان مفهومی چون «‌انقلاب» به صورت مستقل در ادبیات سیاسی و رسمی ایران مطرح است.
براساس آنچه عنوان شد، بخشی از پتانسیل جمهوری اسلامی به گسترش ارزش‌هایش در خارج ار مرزها صرف می‌شود.
به طور نمونه در مساله فلسطین،‌محبوت‌ترین دولت انقلاب اسلامی، نهضت مقاومت فلسطینی‌هاست که این گروه‌ها نیز تنها به خروج قاطع و تمام و کمال اسراییل از سرزمین فلسطین می‌اندیشند. بنابراین این گروه‌ها، عملاً مخالفت نظر مجامع غربی عمل می‌کنند. با این تفاسیر،‌مساله خاورمیانه، مساله‌ای نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت نقش ایران به عنوان یک کشور استراتژیکی در خاورمیانه بسیار مهم است و مهمتر رفتار دیپلمات‌های ماه، در قبال حوادث بین‌المللی است.
فعالیت‌های هسته‌ای
پرونده هسته‌ای ایران از آن جمله پرونده‌هایی است که گویا قرار نیست به راحتی حل شود. این موضوع،‌همواره ایران را به صدر اخبار بین‌المللی برده است.
اما تصور می‌شود که این پرونده مناسبت‌ترین انتخاب برای رویارویی است، گزینشی که گویا مدتی است از سوی نهادهای تصمیم گیرنده در ایران صورت گرفته است. به طوری که از معروف‌ترین شعارهای سران نظام،‌تاکید بر احقاق حق ملت در زمینه فعالیت‌های هسته‌ای مشهود است. می‌توان این باور را به مردم داد که اگر بنا به تحمل رنج و دشواری باشد، در این مورد ارزش آن را دارد. صدا و سیما و رسانه‌های داخلی در این مورد تلاش بسیاری دارند.
پرونده هسته‌ای خارج از مناقشات سیاسی جریان‌های داخلی‌، به یک امر ملی تبدیل شده است. «ما مردمانی نیستیم که از حق خود بگذریم و دفاع از دستاوردهای علمی جوانانمان وظیفه ملی و شرعی ماست». تاکید بر چنین گزاره‌هایی در رسانه‌های رسمی و فراگیر،‌نشان از اتخاذ رویکردی دارد که دفاع از تمامیت نظام بی‌حضور مردم و اقناع ایشان، میسر نخواهد بود.
در کنار رفتارهای مدبرانه دیپلمات‌ها،‌دفاع از برنامه هسته‌ای از پایگاه مردمی‌،موقعیت ویژه‌ای را برای دولت ایران نزد افکار عمومی جهان به همراه خواهد آورد.
از این گذشته، دفاع حقوقی از پرونده ایران در این زمینه قابل مانور است. اما یک موضوع مهم را نباید از یاد برد و آن هم اینکه در بهترین حالت و با بهترین عملکرد، می‌توان دولت ایران را در مناقشه هسته‌ای پیروز فرض کرد، یعنی در مرحله اول پرونده به شورای امنیت ارجاع نشود و حتی در صورت ارجاع هیچ اقدامی علیه ایران صورت نگیرد؛ اما آیا این پایان کار است؟ آیا این واقعا پیروزی است؟
مسلما نمی‌توان این را پایان بازی دانست. چرا که همگان می‌دانند که غرب با پرونده هسته‌ای ایران مشکل سیاسی دارد و تا حل آن،‌بازی پایان نمی‌یابد حتی اگر میدان بازی تغییر کند. اگرچه فرضیه حل پرونده هسته‌ای ایران، خوشبین‌ترین و مطلوب‌ترین حالت ممکن تصور شد که تحقق آن هم با تردید همراه است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات