تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۴۶  ، 
کد خبر : ۷۳۷۵۸

دولت باراک اوباما و ایران


دکتر شهیدی مودب‌
راس ساعت 12 ظهر روز گذشته به وقت واشنگتن باراک حسین اوباما به عنوان چهل و چهارمین رئیس‌جمهور آمریکا جانشین جرج بوش شد که مدت هشت سال در کاخ سفید اطراق کرده بود. بنابر متمم شماره بیست قانون اساسی آمریکا انتقال قدرت باید در ساعت 12 صورت گیرد لیکن آقای اوباما در این ساعت هنوز مراسم تحلیف را به جا نیاورده بود و تنها چند دقیقه بعد بود که یک دست روی کتاب مقدس جلد مخملی که ابراهام لینکلن روی آن سوگند خورده بود و دست دیگر به صورت نیمه قد طی ادای یک قسم نامه چهل کلمه‌ای قدرت را از آقای بوش تحویل گرفت. در مراسم پر زرق و برق تحلیف آقای اوباما که 1200 میهمان مدعو وجود داشتند سه رئیس‌جمهور گذشته زنده آمریکا، معاونان آنها با همسرانشان حضور داشتند و قریب به دو میلیون نفر آمریکایی که از ساعات اولیه بامداد در اطراف کاخ سفید جمع شده بودند مراسم را نظاره کردند. پلیس فدرال، گارد ملی و اف.بی.‌آی تعداد 45000 نیروی امنیتی را به کار گرفته بود و بیش از 5000 تن شیشه ضد گلوله در خودروهای متعدد تشریفاتی به کار رفته بود تا از هر حادثه‌ای علیه جان رئیس‌جمهور جلوگیری شود. مراسم سوگند آقای اوباما از تمامی شبکه‌های بزرگ تلویزیون ماهواره‌ای جهان پخش شد و گفته می‌شود که این مراسم پر بیننده‌ترین حادثه سیاسی در تاریخ تلویزیون بوده است. علاوه بر آمریکا که چهار روز مدارس پایتخت آن تعطیل و مراسم جشن و پایکوبی در آن جریان داشت در کشور کنیا یعنی زادگاه پدری آقای اوباما تمامی کشور در جشن و سرور بود و شمار بسیار زیادی از سیاهپوستان که از سراسر آمریکا به واشنگتن آمده بودند در گفتگو با خبرنگاران اظهار می‌داشتند که آمده‌اند که به چشم خود ببینند که یک آمریکایی سیاهپوست دارد وارد کاخ سفید می‌شود. در کنار آقای اوباما همسر و دو دختران او نیز به نحو چشم‌گیری جلب توجه می‌کردند و وقتی اوباما در مقابل رئیس دیوان عالی کشور آمریکا سوگند یاد می‌کرد همسر او کتاب مقدس را در دست گرفته بود تا رئیس‌جمهور منتخب با قراردادن دست روی آن سوگند یاد کند.‌
از مراسم منظم و طولانی جابجایی قدرت که بگذریم و اگر این مهم را نیز لحاظ کنیم که حتی کشیش برگزارکننده مراسم دعا در مقابل میلیونها بیننده مراسم به صراحت انتخاب یک سیاه‌پوست را تغییر در آمریکا و نشانه زنده بودن دموکراسی آمریکا دانست و اینکه نلسون ماندلا پس از انجام مراسم تفویض قدرت در نامه‌ای به اوباما انتخاب او را به عنوان یک آفریقایی‌تبار موجب افتخار قاره سیاه نامید، آنچه سیاسیون در جهان انتظار آنرا داشتند نطقی بود که آقای اوباما می‌بایست پس از مراسم تحلیف ایراد می‌کرد و اتفاقا پس از پایان مراسم نیز آنچه به تفصیل و به صورت مشروح مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفت همان نطق آقای اوباما بود.
محورهای این نطق عبارتند بودند از:
1- مشکلات داخلی آمریکا اعم از معضلات اقتصادی یا درگیری در جنگ‌های عراق و افغانستان‌.
2- ذکر چالش‌های بزرگ و متعدد و احتمالا جدید برای آمریکا و قول اینکه با ابزارهای جدید به مقابله این چالش‌ها خواهد رفت‌.
3- تاکید بر فضیلت‌های انسانی و غلبه امید بر ترس و اعلام تعهد بر ارزش‌هایی که بنیان‌گزاران آمریکا به آنها پایبند بوده‌اند.
4- تاکید بر ایجاد تغییرات و اینکه ملاک تغییر در حکومت کارایی داشتن نهادها خواهد بود یا عدم آنها و نه بزرگ و کوچک بودن آنها.
5 - تاکید بر روی کلمات امیدآفرین، حماسی و حرکت‌زا برای بسیج ملت آمریکا که با فداکاری به مقابله با مشکلات بپردازند.
6- تاکید زیرکانه بر اینکه مشکلات به زودی قابل حل نخواهد بود و اینکه باید در آینده نزدیک در انتظار مشکلات بیشتری بود لیکن اصرار بر اینکه نسل‌ها‌ی آینده شاهد خواهند بود که ملت آمریکا در مقابله با مشکلات کوتاه نیامده و از افول آمریکا جلوگیری کرده است‌.
7- در سیاست خارجی دادن اطمینان به جهان اسلام که آمریکا حاضر است با منافع مشترک و احترام متقابل با همه کار کند و اینکه آمریکا دشمن هیچ کشوری نیست‌.
8 - در پیام به کسانی که می‌خواهند اهداف خود را با تروریسم و خرابکاری پیش ببرند که اراده آمریکا برای برخورد و شکست آنها از گذشته مصمم‌تر است.
9- هشدار به کسانی که با فساد و دیکتاتوری از پاسخ‌گویی به ملت‌های خود فرار می‌کنند.
10- اینکه آمریکا کشور جوانان است ولی فضائل انسانی مفاهیم کهن هستند و او به آنها پایدار است و اینکه آمریکا ظرفیت‌های بسیار دست نخورده دارد.
11- در بحث انرژی و گرم شدن زمین تاکید بر اینکه امکانات خورشید و باد و زمین را برای رساندن سوخت به خودروها به کار می‌گیرد تا از وابستگی به نفت بکاهد. و بالاخره این تقاضا از آمریکائیان که باید آستین‌ها را بالا بزنند، گرد و خاک‌ها را بتکانند و خود را برای <ساختن مجدد> آمریکا آماده کنند.
محورهای انتخاب شده در اولین سخنرانی‌ آقای اوباما به عنوان رئیس جمهور، در واقع خلاصه و چکیده شعارهای دوران یکساله مبارزات ریاست جمهوری او می‌باشد.
البته در پیام آقای اوباما اشاره صریحی به چین، روسیه، خاورمیانه، غزه و ایران نشده است که این گذار، هم مورد اعتراض شماری از تحلیل‌گران واقع شده و هم گروهی معتقدند آقای اوباما علاقمند است آرام‌آرام به مسائل بین‌المللی نزدیک شود و چه بسا او خواسته باشد که دیپلماسی بی‌سروصدا را در تامین منافع کشورش به کار گیرد. البته این عدم پرداختن به معنای بی‌اهمیت جلوه دادن مسائل جهانی نمی‌باشد زیرا آمریکا در 60 نقطه جهان نیروی نظامی دارد و 20 درصد درآمد ملی آن از طریق درآمدهای خارجی تامین می‌شود و باز اینکه یک رئیس جمهور هرچند به جوانی و تغییرخواهی‌های اوباما نمی‌تواند سیاست خارجی را به فراموشی بسپارد و فقط به مسائل داخلی بپردازد ضمن اینکه دموکراتها از زمان کلینتون تاکید بر مسائل داخلی داشته‌اند لیکن نتوانسته‌اند آمریکا را در داخل این کشور گسترده منزوی کنند.
نکته جالب در سخنان آقای اوباما تاکید بر فضائل بشری است که او آنها را مفاهیم کهن و واقعی می‌داند و از ایثار و فداکاری، ایمان و میهن‌پرستی، منزلت انسان و وظیفه‌شناسی و... به صراحت سخن می‌گوید و باز اینکه او اعلام می‌کند قدرت به تنهایی نمی‌تواند آمریکا را حفظ کند و قدرت واقعی در پایبندی به ارزش‌های پدران بزرگ ملت آمریکاست.
اگر واقعا جناب اوباما این مفاهیم را بخاطر آن بیان می‌کند که برساند او یک عدالت‌خواه است و روابط بین‌المللی در زمان او زیر سایه عدالت جریان خواهد یافت باید امیدوار بود که مدیریت جدید در هیات حاکمه آمریکا از جنگ‌افروزی و تشنج آفرینی نومحافظه‌کاران فاصله خواهد گرفت. اگر که چنین باشد برای ما و دولت ما و نظام ما که طی سه دهه با آمریکا چالش داشته و نوعا مردم ایران آن پیام‌های تهدید و تغییر نظام حکومتی و جنگ و مهار دریافت کرده است این پرسش مطرح می‌شود که راهبرد ما در سیاست خارجی در خصوص آمریکا چه باید باشد. آیا در صورت حسن نیت آقای اوباما، ما نباید با یک برنامه حساب شده ملی که تمامی اما و اگرها در آن مورد مداقه قرار بگیرد به استقبال آینده برویم.‌
پرواضح است که در هر دو کشور رگه‌های خصومت و زخم‌های کهنه وجود دارد اما اگر توجه کنیم که عامل اصلی در این رسوبات که مسیر رگ‌های سیاسی روابط دو جانبه را مسدود می‌کنند سیاست‌های خصمانه آمریکا بوده است ذکر این نکته ضروریست که به نظر می‌رسد آمدن آقای اوباما و تحویل قدرت از جرج بوش به وی یک انتقال قدرت ساده نباشد بلکه به احتمال زیاد یک تغییر و رویکرد جدید به جهان و روابط بین‌المللی خواهد بود. ما با نظام مستحکم و دارای پایگاه اتکاء مردمی و دارای نفوذ انکارناپذیر در منطقه می‌بایست خود را برای بازی شطرنج سیاسی با حاکمیت جدید آمریکا آماده کنیم و البته در این راه می‌باید افق برای خودمان روشن باشد هم از نیروهای توانمند فکری استفاده کنیم هم واقعیت‌ها را خوب بفهمیم. یک سردار چینی در دوهزار و پانصد سال پیش گفته است:
- بهترین نبرد آنست که در آن با حریف جنگی صورت نگیرد
- در جنگ‌ها هم خودت را بشناس و هم حریف را که اگر چنین باشد برنده اصلی خواهی بود. و ما نیز که طعم تلخ جنگ را چشیده‌ایم و سیاست خارجی ما بر محور مسالمت و حسن رابطه و پرهیز از تشنج استوار است باید با شجاعت و واقع بینی در صورت حسن‌نیت حاکمیت جدید آمریکا، به تامین منافع ملی خود همت گماریم و میدان را به شعارهای بی‌موقع و دور از واقعیت بخصوص از سوی افراد غیرمسئول و فرصت طلب واگذار نکنیم. در مواجه با یک قدرت جهانی برنامه منجسم باید با صدای واحد ملی به خدمت گرفته شود تا عزت ملی ما خدشه‌دار نگردد و این مهم را نیز لحاظ کنیم که فرصت‌ها مانند ابرها در گذرند و باید به فرمایش امام علی(ع) بهترین آنها را دریابیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات