تاریخ انتشار : ۰۴ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۳:۱۱  ، 
کد خبر : ۷۳۸۲۴
مناقشه روسیه ـ گرجستان؛

ضربه‌ای مهلک به سیاست خارجی بوش

مقدمه: با آغاز بحران قفقاز، دو ستون اصلی سیاست خارجی جرج بوش خراب شد. بطوریکه این موضوع هشت سال اقدامات وی را به مخاطره انداخته و باعث شد تا دولت آمریکا تا زمان بقای سیاسی‌اش به فکر استراتژی‌های جدیدی باشد. کارشناسان معتقدند؛ اقدام اولیه آمریکا برای تشویق ظهور جنبش‌های دموکراتیک در گرجستان و دیگر کشورها اشتباه نبوده است، اما به نظر می‌رسد دولت بوش این موضوع را فراموش کرده که در کنار این اقدام باید موضوع ثبات و همپیمانی نظامی با این کشورها را هرچه بیشتر تقویت کند. روزنامه لس‌آنجلس تایمز در گزارشی به بررسی این مسئله پرداخته است.

جورج بوش، رئیس‌جمهور آمریکا از اوایل دوران فعالیتش در این سمت اعلام کرده بود که گسترش دموکراسی در کانون سیاست خارجی‌اش قرار دارد.
در همان زمان وی هم چنین تلاش کرد تا یک رابطه سازنده و نزدیک با روسیه برقرار کند.
بوش تلاش کرد تا در اموری مانند جنگ علیه تروریسم، مناقشه هسته‌ای ایران و تامین جهانی امور انرژی مسکو را با خود همراه کند.
در کنار دنبال کردن این دو سیاست مهم، بوش به شدت بر توسعه سیاستی که آن را رابطه قوی شخصی با رهبران جهان توصیف کرد، تاکید داشت.
شکست‌های بزرگ
شکست‌های اخیر این نگرش بوش همگی نگران‌کننده شده‌اند چون به نظر می‌رسید گرجستان یکی از دستاوردهای دولت واشنگتن در اقداماتش برای ایجاد دموکراسی‌های جدید که برای آمریکا منافعی دارد، باشد. اقدامات برای ایجاد رژیم‌های چند قومی ‌و دموکراتیک در عراق و افغانستان با مشکلات مکرری روبه‌رو بوده است. تلاش واشنگتن برای برگزاری انتخابات در فلسطین نیز در نهایت به پیروزی گروه حماس منجر شد که این موضوع شکستی دیگر برای سیاست خارجی بوش محسوب می‌شود. از زمان آغاز مناقشه اخیر در قفقاز، بوش بارها تصریح کرد که آمریکا از گرجستان حمایت می‌کند چون در این کشور پیشرفت‌های امور دموکراتیک دیده می‌شود. بوش گفت: مردم گرجستان برای ایجاد دموکراسی در کشورشان بهای زیادی را پرداخته‌اند بنابراین ما آنها را تنها نمی‌گذاریم. با این حال آمریکا که هجوم نظامی‌گسترده روسیه را به گرجستان می‌دید فقط به محکوم کردن اقدام نظامی ‌مسکو اکتفا کرد و خواستار انعقاد آتش بس میان دو کشور شد. دیوید ای فیلیپس، یک استاد دانشگاه برجسته این سوال را مطرح می‌کند که استراتژی آزادی مورد نظر آمریکا چیست؟ آیا این استراتژی همان آزادی است که آمریکا در افغانستان، عراق یا گرجستان می‌خواهد؟ یعنی آزادی که مربوط به منافع آمریکا باشد؟ آمریکا به شدت تلاش تلاش می‌کند تا گرجستان و اوکراین که به نوعی با روسیه در تقابل قرار دارند به پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) بپیوندد. اما روس‌ها به شدت با این طرح مخالفت کرده‌اند.
آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان نیز اخیرا اعلام کرده که مسیر برای پیوستن گرجستان در ناتو هم‌چنان باز است. استفان فلاناگان، از مرکز مطالعات بین‌المللی و استراتژیک می‌گوید: این اقدام یک چالش واقعی مقابل ایده ایجاد یک اروپای آزاد و باثبات محسوب می‌شود. لسلی اچ هلب، رئیس سابق شورای روابط خارجی آمریکا نیز معتقد است که تهاجم خشونت‌آمیز مسکو در گرجستان ممکن است جنبش‌های دموکراتیک در اوکراین و دیگر کشورهای همسایه را در معرض خطر قرار بدهد.
هلب می‌گوید: دولت بوش نباید به این دموکراسی‌های نوپا اجازه بدهد تا فکر کنند آنها نیز می‌توانند همانند گرجستان در این شرایط قرار بگیرند و از این شرایط جان سالم به در ببرند و بدین طریق این دموکراسی را در معرض خطر قرار بدهند. بوش با این سیاست خارجی فقط دموکراسی‌ را در گرجستان به خطر نمی‌اندازد بلکه تمامی ‌جنبش‌های دموکراتیک را با خطر روبه‌رو می‌کند.
بوش دلیل اصلی جنگ
اگرچه مقامات آمریکا بارها به گرجستان هشدار داده بودند که به روسیه برای حمله به گرجستان بهانه ندهد، اما اکثر ناظران بین‌المللی معتقدند که حمایت‌های بیش از حد دولت بوش از دولت ساکاشویلی باعث می‌شود گرجستان قدرت مقابله با روس‌ها را داشته باشد و یا اینکه به خاطر رابطه نزدیک بوش و پوتین از حمله‌ روسیه به خاک گرجستان جلوگیری شود. اکثر کارشناسان معتقدند کشورهایی که همپیمان آمریکا هستند فکر می‌کنند دیگر دشمن بزرگی در دنیا نخواهند داشت و اگر هم کشوری به آنها حمله کند آمریکا از آنها حمایت خواهد کرد اما حمله اخیر روسیه به گرجستان و عدم کمک آمریکا به گرجستان نشان می‌دهد که مقامات ارشد تفلیس خیال‌های پوچی را در مورد کمک‌های نظامی ‌آمریکا داشته‌اند.
هلب در ادامه می‌گوید: هر رئیس‌جمهوری از گسترش دموکراسی حمایت می‌کند. اما طرح ایجاد کردن دموکراسی به زور در جوامعی که هرگز در آن تجربه نشده، یک اشتباه است و در اکثر این موضوع‌ها بهای زیادی پرداخته‌ایم.
بوش این نگرش تکاملی را رد کرده است و امیدوار است که دولت‌های دموکراتیکی که قبلا وجود نداشته‌اند ایجاد شوند. وی بر رهبرانی تکیه کرده که در ظاهر شخصیتی کاریزماتیک داشته‌اند، اگرچه اکثر این رهبران با مناقشات جدی روبه‌رو شده‌اند.
ایاد علاوی، نخست‌وزیر سابق عراق و محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین از این نوع رهبران هستند.
حامد کرزای، رئیس‌جمهور افغانستان نیز جزو این رهبران محسوب می‌شود که تاکنون نتوانسته دولت کارآمدی در این کشور ایجاد کند. پرویز مشرف، رئیس‌جمهور پاکستان نیز که از سمتش استعفا کرده نیز با ناکامی‌های بزرگی روبه‌رو بوده است و ساکاشویلی نیز در مورد حد تحمل روسیه دچار ارزیابی‌های اشتباهی شده بود.
سیاست‌های بوش در مورد این رهبران ناکام از آب در آمده است. سیاست رئیس‌جمهور آمریکا در مورد ایجاد روابط نزدیک با پوتین نیز شکست خورده است. بوش قصد داشت با ایجاد این رابطه نزدیک از نگرانی‌های روسیه در مورد یکسری اقدامات واشنگتن از جمله طرح سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپا بکاهد اما بوش به این نتیجه رسیده که این سیاستش ناکام بوده است و تعاملات دیپلماتیک نمی‌تواند فقط در روابط نزدیک خلاصه شود.
با توجه به ناکامی‌های آمریکا در تعامل با روسیه کارشناسان معتقدند که واشنگتن باید با روسیه در مورد یکسری از مسایل با جدیت وارد مذاکره شود.
یکی از کارشناسان سیاسی می‌گوید: اگر روسیه احساس خطر کنند مطمئنا عامل خطرناکی خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات