والترا ولبرخت رئیسجمهور آلمان شرقی نیز در سال 1963 به صراحت، آلمان غربی و اسرائیل را به کامل کردن آمادگیهای مشترک برای تولید سلاح اتمی متهم کرد. در این سال انجمن مینروا به عنوان شعبه ای از «جمعیت پلانک» آلمان غربی با هدف نظارت بر همکاری علمی با اسرائیل تشکیل شد و در سال 1967 بر ربودن کشتی حامل اورانیوم به نام «شیرز برگ» توافق کردند.
همچنین در نیمه نخست سال 1953 میلادی معاهدهای میان فرانسه و رژیم صهیونیستی درباره همکاریهای هستهای امضا شد. ارنست دیوید برگمن، رئیس کمیته انرژی هستهای رژیم اسرائیل در تاریخ 16/10/1954 میلادی پس از خرید امتیاز اختراع دوستروفسکی از این قرارداد پرده برداشت.
این مسئله موجب شد تا دانشمندان هستهای رژیم صهیونیستی بتوانند در تاسیسات هستهای پیشرفته و پیچیده فرانسه آموزش ببینند.
با قرار گرفتن دانش هستهای دانشمندان فرانسه در اختیار رژیم اسرائیل زمینه ساخت تاسیسات دیمونا در صحرای نقب فراهم شد که البته همه این اطلاعات تا سال 1960 میلادی مخفی نگه داشته شده بود.
فرانسه در سال 1960 میلادی از وجود توافقنامهای با رژیم صهیونیستی برای ساخت تاسیسات دیمونا خبر داد.
بن گوریون در 21 دسامبر همان سال در برابر کنیست رژیم صهیونیستی اعتراف کرد که این رژیم در حال ساخت تاسیسات هستهای با قدرت 24 مگاوات در صحرای نقب است، که تا سال 1964 میلادی راهاندازی میشود.
جزئیات این تاسیسات تا زمان فرار مردخای وانونو و بیان بعضی از واقعیتها درباره آن محرمانه باقی ماند.
بعضی از منابع برآورد کردهاند تاسیسات هستهای (3ـ EL) سالانه بیش از سه بمب هستهای تولید میکند. این تاسیسات از سوی رژیم صهیونیستی به شدت مراقبت میشود.
نویسنده کتاب رسوایی بلومبات در کتاب خود ذکر کرده است که رژیم اسرائیل پس از قطع رابطه با فرانسه، از راههایی محرمانه و ویژه سوخت تاسیسات هستهای دیمونا را فراهم میکند، که از جمله این راههای غیرقانونی، به ربودن سوخت تاسیسات هستهای بلژیک از طریق سرقت مواد پرتوزای یک کشتی وابسته به اتحادیه اروپا، اشاره شده است. هدف از این اقدام دستیابی به (کیک زرد یا اکسید اورانیوم) اعلام شده است.
بسیاری معتقدند که در صحرای نقب و مناطق اطراف آن ذخیرهای از مواد هستهای وجود دارد که دو برابر مقدار مواد مورد نیاز سالانه نیروگاههای دیمونا است. در این میان بر هیچ کس پوشیده نیست که ارنست برگمن، جایزه ویژهای را به اسمیت داد که به جایزه امنیت رژیم صهیونیستی معروف است. این جایزه به صورت معمول به کسانی داده میشود که در حمایت و پیشبرد طرحهای هستهای و علمی رژیم صهیونیستی سهمی داشته باشند.
اسمیت در آن زمان رئیس بخش تحقیقات نظامی و امور راهبردی وزارت جنگ رژیم صهیویستی بود. این امر نشان میدهد که رژیم صهیونیستی با کمک ارنست برگمن و چند تن دیگر توانست به بمبهای هستهای با قابلیت تغییر و تحول و ترکیب سریع دست یابد، تا بتواند آن را در هر عملیات نظامی علیه مردم یا کشورهای منطقه استفاده کند؟
تلاش برای اخراج صهیونیست از آژانس:
با ادامه تهدیدات ارییل شارون و اریتر درباره احتمال حمله رژیم صهیونیستی به تاسیسات هستهای کشورهای عربی، سازمان بینالمللی انرژی هستهای در سال 1982 میلادی در برابر همه این تهدیدها ایستاد و تصمیم گرفت تا این رژیم را از آژانس بینالمللی انرژی هستهای اخراج کند، ولی آمریکا با اعلام مخالفت با این اقدام اعلام کرد، اخراج رژیم اسرائیل میتواند به خروج بسیاری از کشورها از آژانس و گسترش سلاحهای هستهای در سطح جهان منجر شود.
دیوید فیشر نماینده ارشد آمریکا در آن زمان، اعلام کرد در صورت هرگونه تعرض به حقوق رژیم صهیونیستی به عنوان یکی از اعضای آژانس بینالمللی انرژی هستهای، آمریکا نیز از آژانس خارج خواهد شد، به همین دلی لهانس بلیکس مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی هستهای در نشست آژانس در سال 1984 میلادی مامور شد تا با مسئولان رژیم صهیونیستی مذاکره کند و از آنان رسما تعهد بگیرد تا از هرگونه قانونشکنی در تاسیسات هستهای که تحت نظر آژانس قرار دارد خودداری کند.
ارتباطهایی میان آژانس و رژیم اسرائیل برقرار شد و این رژیم در خلال این دیدارها به شیوهای کاملا مبهم متعهد شد تا به آژانس پایبند بماند.
در نشست آژانس بینالمللی انرژی هستهای در سال 1985 میلادی، و در پی حمله رژیم اسرائیل به تاسیسات هستهای تموز عراق، قرار بود درخواست کشورهای عربی و دیگر کشورهای منطقه برای تحریم این رژیم در برنامه کاری آژانس قرار بگیرد.
در این میان سند (259ـor ـ بند 133) و سند (277 ـ or ـ بند 33) میزان فریبکاریهای رژیم صهیونیستی و حمایتهای آمریکا از این رژیم را کاملا آشکار میکند. در آن تاریخ عوزی عیلم، مدیر کل کمیته انرژی هستهای رژیم اشغالگر اسرائیل در اظهارات خود تاکید کرده بود که این رژیم هیچگاه تاسیسات هستهای کشورهای عربی یا خاورمیانه و یا تاسیسات هستهای در مناطق مختلف دنیا را که برای اهداف صلح آمیز باشد، تهدید نخواهد کرد. فنلاند نیز در آن زمان طرحی را ارائه کرد که در پی آن موضع رژیم صهیونیستی کاملا آشکار شد. در این طرح تاکید شده بود که دستگاه نظارتی آژانس بینالمللی انرژی هستهای، موظف است تا اهداف و نوع استفاده از تاسیسات هستهای را مشخص کند، رژیم اشغالگر اسرائیل با پیشنهاد فنلاند مخالفت کرد به ویژه آن که در طرح فنلاند همه تاسیسات هستهای کشورهای عضو باید به صورت مستقیم تحت نظارت آژانس قرار میگرفت.
توافقنامه همکاری راهبردی با واشنگتن
تلاشها برای شفافسازی برنامه هستهای رژیم اسرائیل (در سایه امضای توافق نامه همکاریهای راهبری (1981م ـ 1983م)، امضای توافق نامه راهبردی در سال 1987م با آمریکا و وزارت دفاع این کشور (پنتاگون)، آینده رژیم صهیونیستی در منطقه خاورمیانه و اجرای بیش از 77 آزمایش نظامی و جنگی در چارچوب برنامه جنگ ستارگان و در پی آن ساخت ماهوارههای نظامی و جنگی از جمله (اویک ـ 1) و اویک ـ 2) برای دستیابی به یک راهبرد نظامی هستهای بسیار پیشرفته با همکاری سازمان ناسا و شورای امنیت ملی آمریکا حاکی از آن است که همه چیزهایی که برای رژیم اشغالگر صهیونیستی فراهم شده اساسا هیچگاه برای کشورهای عضو ناتو فراهم نشده است. براین اساس آمریکا به میزان 50 درصد از هزینههای برنامه هستهای را در اختیار رژیم اشغالگر اسرائیل قرار میدهد تا بتواند با استفاده از برنامههای هستهای و ماهوارههای نظام یخود و در چارچوب برنامه (SDI)، سلطه خود را بر اروپا و خاورمیانه و حتی کشورهای حوزه دریای مدیترانه گسترش دهد. به همین دلیل، در پی اقدام رژیم صهیونیستی در ساخت سلاح هستهای و حمایتهای آمریکا از این رژیم به هدف ایجاد برتری نظامی و تسلیحاتی برای این رژیم، کشورهای حوزه دریای مدیترانه در اروپا و افریقا و کشورهای خاورمیانه از سازمانهای بینالمللی بخواهند تا به رژیم صهیونیستی برای پاکسازی کامل منطقه از سلاح هستهای و جلوگیری از ایجاد یک مسابقه تسلیحاتی فشار بیاورند، تا از این راه بتوانند از طرحهای اقتصادی برای توسعه این کشورها حمایت کنند.
از جمله دلایل اعتراض این کشورها میتوان به این موارد اشاره کرد:
1ـ رژیم اشغالگر اسرائیل تا کنون هیچ معاهدهای را درباره منع ساخت و استفاده سلاح هستهای امضا نکرده است.
2ـ مخالفت رژیم صهیونیستی با قرار گرفتن تاسیسات هستهای خود تحت نظارت و بازرسی آژانس بینالمللی انرژی هستهای، این امر همچنان بزرگترین خطر برای منطقه و جهان به شمار میآید و کاملا برخلاف ادعاها و دلایل آمریکا و انگلیس برای حمله عراق است.
3ـ حمله به تاسیسات هستهای عراق با همکاری هواپیماهای آواکس آمریکا در منطقه.
4ـ حمله مستمر به جنوب لبنان.
تلاشهای رژیم صهیونیستی برای در اختیار گرفتن همه عوامل قدرت به ویژه سلاح کشتار جمعی، حاکی از آن است که این رژیم همیشه از زوال و نابودی در هراس است.
سران رژیم صهیونیستی از همان آغاز ایجاد این رژیم به دنبال دستیابی به فناوری سلاح کشتار جمعی از جمله سلاح هستهای، شیمیایی و بیولوژیکی بودند، زیرا آنان معتقدند که با دستیابی به ذخایر ویرانگر تسلیحاتی میتوانند توازنی را برای خود در میان کشورهای منطقه خاورمیانه ایجاد کنند و این امر میتواند در نهایت برای آنان استقرار و ثبات را به همراه داشته باشد. برای مدتی طولانی، این واقعیت که رژیم صهیونیستی بمب هستهای در اختیار دارد، در پرده ابهام قرار داشت و اظهارات ضد و نقیضی در اینباره مطرح میشد و یکی از سئوالاتی که افکار عمومی و کارشناسان را به خود مشغول کرده، آن بود که آیا رژیم اشغالگر اکنون سلاح هستهای در اختیار دارد ؟ یا آن که فقط امکانات و ابزار ساخت آن را در اختیار دارد و نیازمند مدتی کوتاه است تا بتواند این تجهیزات و فنآوریها را ترکیب کند؟
مهمترین عامل اصلی این ابهامات، سیاستهای امنیتی ساکت و مخفیانه رژیم اشغالگر صهیونیستی درباره فعالیتهای هستهای خود است به صورتی که تا کنون هیچکس نتوانسته کاملا از واقعیت و حجم ذخایر سلاح هستهای رژیم اشغالگر اسرائیل آگاهی یابد.
بسیاری از کارشناسان و ناظران هستهای معتقدند، حجم ذخایر هستهای رژیم اشغالگر صهیونیستی بسیار فراتر و بیشتر از آن چیزی است که همگان تصور میکنند و این رژیم با همکاری قدرتهای بزرگ دنیا توانسته است به سلاح هستهای دست یابد.