موگابه در ابتدا قصد اجرای قانون اصلاح اراضی را نداشت اما درد و رنج ساکنان اصلی و افزایش نارضایتی مردم باعث شد که وی اقدام به اجرای این قانون نماید به ویژه اینکه سلطه اقلیت مهاجر سفیدپوست بر بسیاری از اراضی کشاورزی باعث سلطه آنان بر اقتصاد زیمبابوه شده بود زیرا این کشور اساسا کشوری است که بر کشاورزی متکی است و سلطه بر کشاورزی به معنی سلطه بر اقتصاد است.
در دوره پیش از استقلال زیمبابوه بازارهای مشترک اروپا و مجموعههای اروپایی مزایا و استثنائاتی برای اقلیت مهاجر سفیدپوست این کشور قائل میشدند و حتی اتحادیه اروپا با عقد قراردادهای طولانی با آنان، آنها را مورد حمایت خود قرار میدادند. با اقدام موگابه به اجرای قانون اصلاحات بسیاری از کشورهای اروپایی و بویژه انگلیس شروع به فرو ریختن خشم خود بر زیمبابوه کردند.
پس از افزایش اختلافات بین کشورهای اروپایی با موگابه که سرسختانه در برابر درخواست آنها مبنی بر عقبنشینی از مواضع خود در رابطه با اجرای این قانون ایستاده بود، کمیساریای عالی اروپا نام زیمبابوه را در ردیف کشورهای ناقض حقوق بشر قرار داد و با این کار هجمه اروپایی وارد فاز بینالمللی شد و از مرز قاره اروپا عبور و به کانادا و ایالات متحده آمریکا رسید و پس از آن پرونده زیمبابوه وارد مرحله پیچیدهتری شد.
کشورهای اروپایی واردات خود از زیمبابوه را متوقف کردند
آمریکا و کانادا واردت خود را از زیمبابوه متوقف کردند. اما کشورهای اروپایی، آمریکا و کانادا تنها به این حد از تحریمهای اقتصادی اکتفا نکردند و تحریمهای شدیدتری را علیه این کشور آغاز نمودند و بسیاری از مراکز اقتصادی بینالمللی تعاملات خود را با زیمبابوه قطع کردند که از جمله آنها عبارت اند از
ـ بانک جهانی
ـ صندوق بینالمللی پول
ـ سازمان تجارت جهانی و بانک و مؤسسات بانکی بینالمللی
طبیعی بود که این تحریمها بر اقتصاد ناپایدار زیمبابوه که بر کشاورزی و صادرات زراعی متکی است، تأثیرات منفی گذارد. از جمله نتایج فشارهای غرب در داخل زیمبابوه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
رکود بخش صادرات کشاورزی
ـ محروحیت اقتصاد این کشور از ارز خارجی و به تبع آن عدم توانایی در واردات نیازهای خارجی
ـ افزایش میانگین تورم تا حدی که اقتصاددانان از آن به عنوانتورم افسار گسیخته یاد میکنند
ـ کاهش قدرت خرید به دلیل پایین آمدن ارزش پول داخلی
ـ گسترش فساد و جرم
در پی این پیامدهای ناگوار دولت موگابه به استفاده از دستگاههای امنیتی، پلیس و ارتش برای کنترل اوضاع نابسامان متوسل شد.
این در حالی بود که کشورهای عضو اتحادیه اروپا، کمیساریای اروپا، کانادا و آمریکا توانستند یک ائتلاف بینالمللی مستحکم علیه حکومت موگابه تشکیل دهند که به تبع آن و به دلیل تبلیغاتی که براه انداخته بودند ائتلافهایی نیز تشکیل شد که از جمله آن ائتلاف آفریقایی مشتکل از کشورهای مرتبط با اتحادیه اروپا از جمله کنیا، اوگاندا، رواندا، مالاوی،زامبیا،نیجریه، مصر، مغرب، اتیوپی، چاد و نیز آفریقای جنوبی بود.
اما نقش اسرائیل در این درگیریها چیست؟ بسیاری با شنیدن نام اسرائیل و نقشآفرینی در درگیریهای زیمبابوه دچار شگفتی میشود ولی ضربالمثلی هست که میگوید: «معما چو حل گشت، آسان شود.
سفیدپوستان مهاجر که در دوره نظام نژادپرستانه از اروپا مهاجرت کرده و هنوز هم بخشی از آنها در زیمبابوه حضور دارند، از یهودیان غربی هستند براساس دایرهالمعارف یهود، یهودیان زیمبابوه از یهودیان اشکنازی غربی هستند.
اهالی زیمبابوه به یهودیان این کشور عنوانیهودیان شعیانیه اطلاق میکنند
زمینهای زراعی یهودیان شعیانیه سفیدپوست از بزرگترین منابع تنباکو در جهان است و آنگونه که دایرهالمعارف یهود اذعان دارد این یهودیان بیش از یکصد سال است که بر مزارع تنباکو و صادرات آن به اروپا و آمریکا سلطه دارند.
در سال ۱۸۹۸ یهودیان الشعیانیه سازمان صهیونیستی ـ آفریقائی را که نخستین سازمان از این دست بود و با جنبش صهیونیسم جهانی در ارتباط بود، تأسیس کردند.
بسیاری از معابد یهودی در زیمبابوه وجود دارد و بیش از یکصد سال است که یهودیان شعیانی که بخش زیادی از سفیدپوستان را تشکیل میدهند، در این معابد مراسم عبادی به جای میآورند
ـ شرکتها و مؤسسات اروپایی، آمریکایی و کانادایی اولویت خرید مایحتاج خود اعم از تنباکو، گوشت و محصولات کشاورزی را بر خرید از یهودیان شعیانی قرار دادهاند.
اطلاعات به دست آمده نشان میدهد که مصادره اراضی کشت تنباکو به دستور موگابه، خسارت هنگفتی به یهودیان شعیانی وارد آورده است.
تولید و صادرات تنباکو از انحصار یهودیان خارج شده است
کمکهای تنباکو به شرکت توتون و تنباکوی جهانی، شرکت مارلبورو آمریکا و چند شرکت دیگر فرانسوی، انگلیسی و اروپایی که یهودیان بخش زیادی از سرمایههای آن را در اختیار داشتند، قطع شد.
تحلیلها و گزارشها حاکی از آن است که سازمانهای لابی اسرائیلی در آمریکا، سازمانهای لابی اسرائیلی در انگلیس و سازمان یهودیان فرانسه نقش زیادی در اعمال فشارهای سیاسی علیه رژیم موگابه داشتند. سازمان دفاع از دموکراسی در آمریکا حملات سیاسی و رسانههای علیه موگابه را هدایت میکند. شایان ذکر است که این سازمان بر پرونده انقلابهای رنگین در قفقاز، آسیای میانه و دیگر جمهوریهای اتحاد جماهیر شوروی سابق نظارت داشت و همین سازمان حمایت از گروه ۱۴ مارس در لبنان و آنچه که به سازمانهای جامعه مدنی در کشورهای عربی معروف است، را برعهده دارد. از برجستهترین کارشناسان این سازمان، ولید فارس لبنانیتبار و أباظه مصریتبار و همچنین پاولا دوبرنیسکی از یهودیان آمریکاست که به تظاهراتی که بدنبال ترور حریری صورت گرفته بود، عنوان انقلاب ارز نسبت دادند. پیش از این نجاح واکیم سیاستمدار لبنانی در مصاحبهای که با کانال الجدید لبنان داشت، گفت: همان کارشناسان سازمان دفاع از دموکراسی که بر پرونده انقلاب پرتقالی اوکراین نظارت داشتند، در دوره حوادث پس از ترور حریری در یکی از ساختمانهای وابسته به حریری در لبنان حضور داشتند.
درگیری سیاسی در حال حاضر بین موگابه رهبر ائتلاف وحدت ملی آفریقا و زیمبابوه (جبهه ملی) و مورگان چانگیرای رهبر حزب مخالف با حمایت آمریکا و اتحادیه اروپاست. یک دوره انتخاباتی برگزار شد که حزب مخالفین آن را به رسمت نشناخت و بار دیگر انتخابات از سرگرفته شد که به پیروزی موگابه انجامید اما باز هم مخالفین آنرا رد کردند و اکنون نیز آمریکا و کشورهای اروپایی فشارهای خود نه برای از سرگیری انتخابات بلکه برای کنار زدن موگابه از سیاست، اعمال میکنند. از سوی دیگر همپیمانان آفریقایی آمریکا به رهبری کنیا از موگابه خواستهاند که استعفا کند و زمینه برای رقابت سیاسی دیگر افراد باز شود. رسانهای آمریکا و اروپا نیز حملات خود بر ایجاد ارتباط بین بحران اقتصادی و سیاسی زیمباوه به حضور موگابی در رأس حکومت متمرکز کردهاند و حتی برخی تحلیلها و گزارشهای آمریکا چنین القا میکنند که با کنارهگیری موگابه از سیاست بحران اقتصادی زیمبابوه نیز حل خواهد شد.
گزارشهای و تحلیلهای به دست آمده از آمریکا نشان میدهد که بحران زیمبابوه به مجالی برای بررسی مراکز مطالعات سیاسی و استراتژیک آمریکا در مورد امکان تغییر رژیمها بدون توسل به گزینه نظامی تبدیل شده است. به عبارت دیگر الگوی تغییر رژیم در زیمبابوه به منزله الگویی برای کارشناسان مؤسسه دفاع از دومکراسی و دیگر مراکز مطالعاتی و آژانسهای اطلاعاتی آمریکا برای استفاده از آن در کشورهای مورد نظر آمریکا و اسرائیل از جمله سوریه، ونزوئلا، سودان، کره شمالی و دیگر کشورها قرار گرفته است.