تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۸  ، 
کد خبر : ۷۳۸۵۴
گفت‌وگو با پروفسور آقا بالا، ایران شناس جمهوری آذربایجان

ایران کشوری بزرگ‌تر از جغرافیای سیاسی

محمد مطلق اشاره: گروه گفت‌وگو؛ ایران شناسی برای مستشرقین، همواره یکی از جذاب‌ترین رشته‌ها بوده است، کشوری که با نادیده گرفته آن گویی چیزی از شرق باقی نمی‌ماند. شناخت فرهنگ ،‌هنر، ادبیات، اندیشه و مناسبات اجتماعی ایرانیان آن چنان برای ایران شناسان مقوله‌ای آمیخته با عشق است که اکثر آنها در همان ابتدای راه دل می‌بازند و غرق می‌شوند. ایارن شناسی برای پروفسور آقا بالا حاجی زاده نویسنده کتاب «‌عروس گمشده» هم مقوله‌ای از جنس عشق است او فارسی را اگرچه با لهجه شیرین آذری اما به دنبال کلمات هم نمی‌گردد، گویی از بیهقی و کلیله و دمنه می‌آید، عشق می‌ورزند به غزل فارسی شعرهای سعدی، جامی،‌نظامی و شهریار او را در هتل‌ آزادی با کوملاقات می‌کنیم یا بهتری بگویم به ملاقات‌مان می‌آید: « تا شنیدم آقای گرم رودی (مصطفی گرمارودی) و بقیه شاعرانی ایرانی اینجا هستند فی‌الفور شال و کلاه کردم و گفتم من باید بروم، صبح بود و هنوزگیجی ناشی از بی‌خوابی شب گذشته اجازه گفت‌وگو نمی‌داد به همین دلیل مصاحبه ما ماند به « قبرستان مشاهیر» آذربایجان یعنی فردای همان روز، پیرمرد مقبره‌های باشکوه و مجسمه‌های بلند و یکی‌یکی نشانمان داد و در خلا معرفی هر کدام‌شان در مورد ادبیات ایران و آذربایجان حرف زد.

* اینجا برای گفت‌وگو جای خوبی است این طور نیست؟
** به هر حال اینجا قبرستان مشاهیر آذربایجان است، می‌بینی که باران هم دارد آرام آرام گفت‌وگوی ما را همراهی می‌کند، پس هم جای خوبی برای حرف زدن در مورد ادبیات ایران و آذربایجان است هم وقت خوبی،‌نگران نباشید من تا آخرین روز کنار شما می‌مانم، باهم به «شاماخی»می‌رویم آنچه قبر برادر نسیمی را هم نشان‌تان می‌دهم، همان شاعری که دهانش را دوختند،‌خوب البته شاعران واقعی برای زجر کشیدن به دنیا می‌آیند.
* بعد هم وقتی رفتند برایشان مقبره‌های باشکوه می‌سازیم نه؟
** روزگار این لطف را در حق همه نمی‌کند
*احساس می‌کنم نوعی ناامیدی در میان شاعران و نویسندگان شما وجود دارد.
** نه ما ناامید نیستیم یعنی مردم آذربایجان در طول تاریخ هیچ‌گاه ناامید نبوده‌اند الان تنها مشکل ما مشکل مالی است شاعران پول ندارند کتاب چاپ کنند، ناشرها پول ندارند، سرمایه‌گذاری کنند، مردم هم پول ندارند کتاب بخوانند، زمان«‌سویت‌ها» (شوروی) دولت از تولیدات ما حمایت می‌کرد، ناشران دولتی بودند و بلافاصله بعد از تحویل گرفتن کتاب پول نویسنده را می‌دادند، تیراژها کمتر از صد هزار نبود اما حالا ناشرها خودشان مجبورند سرمایه‌گذاری کنند،‌ضعیف هستند، نمی‌تواند روی پای خودشان بایستند،‌برای همین هم فشارها را شاعران و نویسندگان تحمل می‌کنند.
این مثل را حتمای از بقیه شاعران و نویسندگان هم می‌شنوید که زمانی می‌گفتند« کتاب خود را بده، پول خود را ببر، الان می‌گویند پول خود را بده، پول خود را ببر، الان می‌گویند پول خود را بده،‌کتاب خود را ببر» یعنی باید از جیب خودت پول بدهی تا کتابت چاپ شود، بعد هم که چاپ شد،‌کسی نیست آن را بخرد.باید از ناشر بگیری و بیاوری خانه یک مثال برای شما بزنم. عروس گمشده من 5-4 بار چاپ شد، هربار هم صد هزار- صدو پنجاه هزار تیراژ داشت اما این اواخر یکی از کتاب‌هایم را به عمد نشان کردم، آنها احترام مرا نگه داشتند 2 هزار تا چاپ کردند بعد هزار تا را به خود برگرداندند،‌از آن هزار تا فکر می‌کنم 750 جلد را به این و آن هدیه دادم.
خب شما خودت قضاوت کن چگونه من می توانم خوشحال باشم؟
* این مشکل تقریبا همه جا وجود دارد البته با شدت و ضعف،‌در کشور ما هم با 70 میلیون جمعیت تیراژ کتاب‌ها در همین حدود است.
** بله عوامل زادی در کتاب نخواندن و کتاب نخریدن دخیل هستند،‌اما مشکل ما بیشتر مشکل مالی است الان کی کیلو گوشت یک شروان یک جلد کتاب هم یک شروان (1700 تومان) خب مردم ترجیح می‌دهند گوشت بخرند تا کتاب چطور می‌شود آقا بالا که تیراژ کتاب‌هایش زمانی به یک میلیون می‌رسید الان 2 هزار دانه هم نمی‌شود، پس مردم ما از کتاب و ادبیات روی گردان نشده‌اند بلکه با مشکل مالی مواجه شده‌اند که ان شاء‌الله به زودی برطرف می‌شود.
* آقای دکتر ادبیات ما را چگونه می‌بینید؟
** این را نباید از من بپرسید،‌من که خودم در این ادبیات نفس می‌کشم، اما بگذارید یک حقیقت را به شما بگویم ادبیات و فرهنگ شما انکار ناشدنی است؛ کدام آدم عاقلی می‌تواند سعدی و حافظ را انکار کند آنها ستون‌های ادبیات و فرهنگ جهان هستند البته اگر منظورتان از این حرف ادبیات فارسی باشد اما اگر می‌خواهید در مورد این حرف بزنید به نظر من تمامی کشورهای آسیای میانه،‌ترکیه، عراق، هند، پاکستان، و... همه و همه هنوز زیر سایه ادبیات ایران هستند.
* یعنی مفهوم ایران برای شما بزرگ‌تر از جغرافیای سیاسی است؟
** بله از قدیم هم همین طور بوده،‌ایران همیشه بزرگ‌تر از جغرافیای سیاسی خودش بوده و ملت‌های دور واطراف را تحت تاثیر فرهنگ وادبیات خود قرار داده است. حتی به نظرم بزرگ‌تر از روسیه که زمانی ادبیاتش بر دنیا حکومت می‌کرد و اثر آن هم هنوز در‌آثار جهان دیده می‌شود،‌اما جنس ادبیات و فرهنگ ایران چیز دیگری است به انسان و انسانیت نزدیک‌تر است،‌ارزش دیگر آن هم قدیمی بودن آن است یعنی زمانی که مولوی و حافظ و سعدی درایران بزرگ بودند، دنیا ادبیات آنچنانی نداشت.
* ادبیات ما و شما چیزهای زیادی برای آموختن به هم دارند از جمله این که وجه فولکلور و ادبیات شفاهی شما قوی‌تر است. آیا ترکیبی از این دو می‌تواند به شکل‌گیری ادبیاتی غنی‌تر کمک کند؟
** بله همین طور است. البته این حرف را از من نشنیده بگیرند، شما باید بخش‌هایی از ادبیات و فرهنگ گمشده خود را جمع‌آوری کنید و به آنها غنا ببخشید.
* مثلا بخشی از موسیقی ما که در هند یا ترکیه جا مانده و یا آداب و رسوم گذشته که در تاجیکستان می‌توانیم پیدا کنیم.
** بله اما همان طور که گفتم این حرف را از من نشنیده بگیرید چون ممکن است حساسیت بر انگیز باشد حداقل همان طور که خودتان می‌گویید از وجه قدرتمند ادبیات و فرهنگ کشوری اطراف یاد بگیرید و به آنها یاد بدهید، این تعامل به نفع شماست.
* و در مورد ادبیات شفاهی آذربایجان؟
** ادبیات شفاهی آذربایجان یکی از شاهکارهنای ادبیات شفاهی جهان محسوب می‌شود. مردم آذربایجان همه شاعرند و همه در شکل‌گیری ادبیات مردمی نقش خودشان را به خوبی ایفا می‌کنند. « افسانه دده قورقود» یا « اسطوره کورواغلو» چیزهایی نیستند که در همین چند سال اخیر درست شده باشند اینها و صدها داستان افسانه‌ای دیگر حاصل تاریخی پر از کشمکش است که این ملت از سرگذارنده و بعد سینه به سینه انتقال داده، گاهی می‌خوانم یا می‌شنوم که ادبیات آذربایجان چیزی از خود ندارد و زیر سایه ادبیات ایران بالیده، این خیلی غیر منصفانه و نظریه‌ای افراطی است که به نظر من خطرناک هم هست.
مردم ما به ادبیات مکتوب شما افتخار می‌کنند، شما هم به عنوان کشور همسایه باید به ادبیات شفاهی ما افتخار کنید،‌ما یک ملتیم و از هم جدا نیستیم. من به جرات می‌گویم که ادبیات شفاهی ما در جهان نظیر ندارد، کجای عالم دیده‌اید مادران برای خواب کردن بچه‌هایشان «‌بایاتی» بسرایند ( شعری شبیه به دوبیتی) بایاتی‌های عامیانه که همه جا کاربرد دارد به خوبی درد و رنج و عشق مردم ما را در خود منعکس می کندو بنابراین غیرمنصفانه است اگر بگوییم ادبیات در میان آذربایجانی‌‌ها ذاتی نیست و آنها هرچه دارند از فار‌س‌ها یا عرب‌ها به دست آورده‌اند،‌این حرف زمانی می‌تواند درست باشد که اصلاً چیزی به عنوان شعر و موسیقی در آذربایجان رشد نداشته باشد؛ در حالی که مردم ما راه می‌روند، شعر می‌گویند، می‌خوابند شعر می‌گویند،‌غذا می‌خورند،‌شعر می‌گویند، به میهمانی می‌روند، سازهایشان را هم با خودشان می‌برند خب می‌شود گفت شعر، هنر، ادبیات نزد این ملت ذاتی نیست؟ می‌توانیم بگوییم ملتی که اسطوره غنی کور اوغلو را آفریده چیزی از هنر و ادبیات نمی‌داند یا برایش ذاتی نیست؟ اینها قضاوت‌هایی از سرناآگاهی است اما این که در گونه ادبیات تفاوت وجود دارد بله درست است، مثل روز هم روشن است که وجه شفاهی ادبیات ما غنی تر از ادبیات شما و وجه مکتوب شما غنی‌تر از ماست.
*میزان ریسک در ادبیات شفاهی خیلی بالاست، این طور نیست؟
**زیبایی ادبیات شفاهی در همین است که یکجا نمی‌ماند و مثل رودخانه جاری می‌شود و می‌گذرد. قلم و کاغذ اندیشه را به بند می کشد و ثبت می‌کند اما در ادبیات شفاهی یک قطعه شعر با یک افسانه و یا یک ترانه،سینه به سینه نقل می‌شود و هر بار که نقل می‌شود، چیزی به آن اضافه و یا چیزی از آن کم می‌شود اگر کوراغلو را خوانده یا شنیده باشید، می‌بینید که روایت‌های مختلفی از آن وجود دارد،‌دریک روایت کوراغلو عمر جاودان می‌یابد. در روایتی دیگر به حج می‌رود، بر می‌گردد و می‌میرد، در یک روایت شمشیر مصری‌اش را بر زمین می‌گذارد و تفنگ بر می‌داردو...
بایاتی‌ها هم همین طور هستند اصلاً معلوم نیست سراینده آنها چه کسانی هستند،‌ چون همه بایاتی می‌گویند، مادران در روستاها هرکاری که انجام می‌دهند به همراه آن بایاتی می‌خوانند اصلاً شعر با زندگی مردم ما عجین شده و مرز زندگی و ادبیات واقعاً در فرهنگ آذربایجانی‌ها مشکل است.
*پس از آن که جمهوری آذربایجان بخشی ازخاک شوروی شد، رویکرد شما تغییر پیدا نکرد؟
** چرا همان طور که می‌دانید تحقیق آکادمیک، پژوهش و مطالعه و تولید فرهنگ در شوروی آن زمان جایگاهی جهانی داشت. دانشگاه‌های شوروی جزو بهترین دانشگاه‌های دنیا بودند و الان هم موقعیت خود را حفظ کرده‌اند بد نیست برایتان بگویم همین حالا دانشگاه ملی باکو از همه دانشگاه‌های ترکیه و خیلی کشورهای دیگر، معتبرتر است،‌یک دانشگاه بین‌المللی است. خب این فضا روی مردم ما تاثیر جدی داشت، ما یاد گرفتمی که بر اساس استانداردهای دنیا تحقیق کنیم، کتاب بنویسیم و در عین حال از ملیت خودمان دور نیفتیم. حالا شما تصور کنید ادبیات غنی شفاهی ما در پیوند با ادبیات آکادمیک سفت و سخت روس‌ها چگونه می‌توانست برجسته شود که شد اگرچه باید زمان بیشتری بگذرد تا تجربه‌های تاریخی‌مان در پیوند با خودمان، ایران و روس‌ها به صورت شاهکار‌های جهانی بروز کند. دعا کنید مشکلات اقتصادی ما حل شود،‌آن وقت می‌بینید که آذربایجان چه ادبیات درخشانی دارد.
*تغییر مداوم خط تاثیر منفی در جریان تولید فرهنگ و ادبیات شما نداشته؟
** می‌دانید که خط ما در زمان سویت‌ها از عربی‌ به سریلیک برگشت و بعد از استقلال هم تا چند سال پیش سریلیک بود که بعد لاتین شد این رسم الخط به نظرم برای نگارش زبان آذربایجان و ترکی بهتر است. اولاً‌این که ساده است یعنی مثل انگلیسی حروف ترکیبی ندارد و دوم این که ظرفیت آوایی ترکی را می‌تواند با خود حمل کند چون زبان ما 9 حرف صدادار دارد البته به جز« آ»،‌« او» و « ای» که اگر آنها را هم در نظر بگیریم می‌شود 12 حرف صدادار و این بی‌نظیر است،‌ترکی استانبولی یک حرف صدادار از ما کمتر دارد چون آنها برای هر دو هجای فتحه و کسره یک صدا به کار می‌برند یعنی e بعد هم این که «‌خ» و « ق» ندارند که ما در لاتین برای «‌خ» X و برای «ق»q به کار می‌بریم.در کل این رسم الخط بسیار مناسب است هرچند فعلا خود ما با آن مشل داریم.
*آیا این رسم الخط جدید می‌تواند و پیوندهای میان شما و ترکیه را بیشتر کند؟
** خیلی موثر است حالا آنها به راحتی می‌توانند کتاب‌های ما را بخوانند،‌ما هم می‌توانیم به راحتی با آثار آنها ارتباط برقرارکنیم و فکر می‌کنم این خود ظرفیت تازه‌ای است که در زبان ما به وجود آمده.
در کشور ما هنوز برای نگارش حروف لاتین مشکلات بسیاری وجود دارد تا آنجا که فرهنگ مشهور ترکی به فارسی دکتر احمد کانار به ناچار در دو کشور ترکیه و ایران حروف چینی شده است،‌با این همه ویژه نامه شکیل سفر شاعران،‌ایران به جمهوری آذربایجان را که با روش اسکن حروف تهیه کرده‌ام تقدیم پروفسور آقا بالا می‌کنم.
- ببخشید یکی – دو جا مشکل دارد حروف خوب اسکن نشده و نشریه را با مشکل املایی مواجه کرده.
- نگران نباشید همان طور که گفتم این خط برای خود ما هم کمی بیگانه است و زمان می‌برد تا خوب جا بیفتد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات