* شما در مقالهای که برای موسسه بروکینگز نوشتهاید،گفتهاید که 2006،سال «ساخته شدن یا تجزیه عراق» است. کمی در این باره توضیح دهید؟
** به خاطر جهتگیری افکار عمومی در داخل آمریکا و عراق، سال 2006 سال مهمی است. گزارشی که من تهیه کردهام، اشارهای به افکار عمومی آمریکا نکرده،ولی تقریبا همه نظرسنجیهای انجام شده نشان میدهد که هرچند شهروندان آمریکایی بازسازی عراق را برای امنیت آمریکا جدی میدانند، ولی درباره نحوه این بازسازی نوعی نگرانی دارند به عبارت دیگر، آنها احساس میکنند که سیاست خارجی آمریکا برنامه مشخصی در عراق ندارد. از این گذشته خود عراقیها هم،هرچند به بازسازی کشورشان متعهد ماندهاند، ولی به شدت در حال سرخورده شدن هستند. آنها تقریباً سه سال است که آمریکاییها را در عراق حاضر میبینند، ولی میبینند که آنها هنوز قادر به تامین نیازهای اولیه شان مانند امنیت، شغل،آب و... نیستند. بنابراین عراقیها کمکم به افراد دیگری روی میآورند که این افراد کسی جز گروههای مسلح یا ناآرامی خواه نیستند. این خود نیروی بحران ساز در داخل عراق است. امسال ازان جهت با اهمیت است که با وجود انتخابات جدید، عراقیها شاهد دولت جدیدی نیستند.
دولت گارنر، دولت برمر، دولت موقت علاوی و دولت انتقالی جعفری هیچ کدام موفق نبودند ولی هر دفعه عراقیها دولت جدیدی را پیش روی خودشان میدیدند و میگفتند « خوب! این یکی شکست خورد، ولی شاید بعدی موفق باشد.»
* ظاهراً ابراهیم جعفری دوباره نخست وزیر خواهد شد،ولی آن طور که شما میگویید او چهره چندان مقبولی بین سیاستمداران و مردم نبوده است. به نظر شما این موضوع چه مشکلی ایجاد میکند؟
** به نظر من این موضوع میتواند نتایج نامطلوبی برای عراق داشته باشد. عراقیها تجربه جعفری در قدرت را دیده بودند. گزارشهایی از عراق میرسد که نشان میدهد مردم از انتخایات دوباره جعفری خشنود نیستند. اگر او خیلی زود مشکلاتی را که وجود دارد حل نکند، به نظر من شاهد ناامیدی سریع عراقیها از روند بازسازی خواهیم بود.
* آیا شما فکر میکنید عراق به سمت نوعی تجزیه به بخشهای قومی پیش میرود؟
** نیروهای بحران ساز در کل عراق وجود دارند. آنها در کمین نشستهاند. من ماه نوامبر (اواخر سال پیش) در عراق بودم و با افراد زیاید برخورد کردم که برخلاف سفر قبلیام به عراق خیلی نگران جنگ داخلی بودند. چیزی که مهم است این که به نظر من اشتباه است که فکر کنیم عراق خیلی ساده به سه منطقه کردنشین شیعه و سنی تقسیم میشود. مشکل اینجاست که خود مناطق سنینشین و شیعه نشین به شدت ناهمگون هستند. اولین چیزی که در صورت وقوع یک جنگ داخلی اتفاق خواهد افتاد،پاره پاره شدن مناطق است،به طوری که ممکن است شاهد جنگ در داخل هریک از مناطق باشیم. ما در عراق مناطقی داریم که دارای جمعیتهای ناهمگونی هستند و در صورت جنگ داخلی، ما شاهد یک روند طولانی پاکسازی نژادی بر سر این موضوع خواهیم بود که چه کسی باید یک منطقه مشخص را کنترل کند.
* برگردیم به بحث نقش آمریکا در عراق، شما در گزارشی که تهیه کردهاید، به شدت از عملیات تهاجمی آمریکا در غرب عراق انتقاد کردهاید،کمی در این باره توضیح دهید؟
**ما طی دهه گذشته عملیاتهای زیادی در نقاط مختلف دنیا در برخورد با کشورهایی که مثل عراق دچار ناآرامی میدهد که شما تنها وقتی میتوانید در سایر حوزهها از جمله بازسازی موفق شوید که امنیت مردم را تضمین کنید و آنها احساس آرامش کنند. مشکلی که نیروهای آمریکایی دارند این است که تمام تمرکز منابع نظامی خودشان را بر روی بازی تعقیب و گریز ناآرامی طلبان درغرب عراق متمرکز کردهاند و بخش اعظمی از مرکز و جنوب عراق را که سنیان و شیعیان در آنجا زندگی میکنند، به حال خود در وضعیت خلا امنیتی رها کردهاند. به خاطر عدم وجود پلیس در مرکز و جنوب،این مناطق به سمت جنایات سازمان یافته سوق پیدا کردهاند. در بسیاری موارد شبه نظامیان و گروههای تبهکار سازمان یافته به سادگی مردم را ترور میکنند. اینها خطر جنگ داخلی در عراق را بیشتر میکند. به نظر من اگر عراق درگیر جنگ داخلی شود،درنتیجه کنترل شبه نظامیان و گروههای تبهکار سازمان یافته در جنوب و مرکز است،نه ناآرامی طلبان.