امیررضا پرحلم
اصولا به نظر میرسد که سیستمهای تصمیم گیری در دنیا صرف نظر از فرمولها و تئوریهای مدون اصول روابط بینالمللی از متغیرهای متعدد دیگری تاثیر میپذیرند.
به گفته آگاهان همیشه آنچه به چشم میآید و یا درباره آن گفته میشود ملاک و علت العلل یک رویداد نمیباشد. در اتخاذ هر تصمیمی هرچند غیر سیاسی نیز باید به ملاکهای متعدد از هنگام تفکر درباره یک تصمیم تا مرحله نهایی اجرای آن توجه ویژه مبذول داشت.
تصمیم سازی در هر نظامی سیاسی معلول چندین عامل پیچیده و در عین حال ساده است. به دیگر سخن ارزشهایی که میباید ترجیحاً در اتخاذ هر تصمیم سازی مد نظر واقع میشود، بسته به چند عامل و ماثر از عوامل گوناگون است.
1- منابع ملی
این عامل بیش از هر عنصر دیگر تصمیمگیری را تحت الشعاع قرار میدهد. به این لحاظ میتوان گفت که تصمیم سازان سیاسی هنگام اتخاذ تصمیم توجه شگرفی به این عامل دارند.
حال ممکن است مطلق نگری در این حوزه برای بهرهمندی از بیشترین امتیازات در عرصه داخلی و خارجی با چالشهای چند روبه رو شود.
الف) تضاد منافع
اگر اتخاذ تصمیم منتج شده از اولویتهای منافع ملی در تضاد با منافع گروههایی در داخل و خارج باشد، نظام سیاستگذاری مسیر اتخاذ تصمیم را به سمت و سوی تاثیر دادن دیگر عوامل به منظور تسهیل در رسیدن به خواسته خود حرکت میدهد. در نظر بگیرید که یک نظام سیاسی بخواهد پیوستن به کنوانسیون بینالمللی مثل منع تبعیض و شکنجه را در دستور کار خود قرار دهد،پرواضح است که بررسی این امکان مقتضیات داخلی و بینالمللی را طلب میکند. مثلا حکومت سرکوبگری در آمریکای لاتین چنانچه بخواهد این مساله را مورد بررسی قرار دهد محذورات داخلی ناشی از ساخت سیستم سیاسی و فشارهای بینالمللی آن را در نظر میگیرد.
ب) محدودیتهای ذهنی
اصولاً سیاستگذاری در مواجهه با هرگونه محدودیت ذهنی از خود واکنش نشان میدهد. حال این واکنش چه پیامدهای به همراه داشته باشد بسته به نوع انعطاف یا عدم انعطاف سیستم سیاسی از درجات متفاوتی برخوردار است.
ج) امکانات و مقدورات
هنگام توجه به عامل امکانات و مقدورات، کشورها باید دریابند که بیشترین ابزار موثر در بهبود کیفیت تصمیم سازی کدام است؟ آیا این را در اختیار دارند؟ آیا آن قابل کسب است؟ و آیا در دراز مدت یا کوتاه مدت میتوان آن را جهت غلبه برتردیدها به دست آورد؟
پاسخ به این ابهامات،موضع کشور را روشن میکند گاه در این حوزه، میزان حمایت ملی،همراهی گروههای مخالف یا اپوزیسیون، توان اقناع افکار داخلی و در نهایت یک شکل سازی به منظور همراه کردن دیگر گروهها نقش کلیدی دارد. حال چنانچه این امکانات به تناوب موجود نباشد یا تعیین میزان درصد آن در بهبود کیفیت یک تصمیم میسر نباشد چه باید کرد؟
د) دشمنان قدرتمند
چنانچه در اتخاذ یک تصمیم مطلوب، فشار سیاسی- روانی دشمنان قدرتمند موجود باشد،نحوه رویارویی موثر با یک مساله، با چالش جدی روبهرو میشود،گاه دشمن حداکثر تلاش خود را برای اقناع و اجماع بینالمللی بر ضد کشوری اجرا میکند، در چنین حالتی که امکان اجماع سازی به نفع خود با مشکل مواجه است. با استفاده از کدام راهکارها میتوان به رغم سمپاشی های دشمن به اتخاذ تصمیم درست مبادرت کرد؟
2- اهداف ملی
در بررسی اهداف ملی یک کشور به غیر از فاکتورهای یاد شده مساله زمان از اهمیت زیادی برخوردار است. اهمیت این موضوع آن جایی مشخص میشود که دریابیم کشور برای رسیدن به یک خواسته ملی یا پاسخ دادن به یک ابهام، با قدرت محدود و اندکی روبهرو است که چه بسا فرصت سوزی منجر به تباه شدن اهداف ملی شود. هرچند که این امکان وجود دارد در مقاطعی دفع الوقت برگ برنده استراتژی به حساب میآید.
در تخمین زمان برای برآوردن اهداف ملی مساله زمان تا بدانجا حایز اهمیت است که میتواند تمام فاکتورهای را تحت تاثیر قرار دهد. در این جا تئوری بازیها از اهمیت فراوانی برخوردار است. گاه حکومتها برای پاسخ دادن به یک نیاز ملی در داخل به ابزارهایی چون اقناع افکار و بسیج عمومی متوسل میشوند که در نهایت نتایج حاصله از آن بسیار مفید است. این بازی در مقیاس وسیعی در حدی کلان در عرصه بینالمللی کارایی دارد که تصمیمگیران باید با توجه به این عامل انگیزههای خود را جهت دهند.
بعضاً تصور میشود که مصلحت گرایی حاکی از عجز و ناتوانی نظام در پاسخگویی به یک خواسته است. اما با یک تدبیر موسع ولی باریک باید گفت که گهگاه مصلحت، یک درمان موقتی و پایدار برای پاسخگویی به یک امر در کوتاه مدت میباشد.