حسن صبرا
ترجمه:بهمن بهساز
گاهی فراموش میشود که وابستگی فکری جنبش فتح و جنبش مقاومت اسلامی(حماس) جماعت اخوانالمسلمین است که در سال 1928 به دست حسن البنا در مصر ظهور یافت. یاسر عرفات که جنبش فتح را تاسیس کرد و عملیات جنگی آن علیه دشمن در 1/1/1965 آغاز شد عضو مهمی در جماعت اخوانالمسلمین فلسطین بود. وی در سال 1956 یعنی 2 سال پس از تلاش جماعت اخوانالمسلمین برای ترور جمال عبدالناصر، به اتهام عضویت در این سازمان غیرقانونی در مصر زندانی شد. عرفات در آنجا دانشجوی مهندسی دانشگاه قاهره بود.
جنبش فتح براساس شعار سیاسی ایمانی از آیه شریفه(اذا جاء نصرالله و الفتح) جهت نامگذاری خود استفاده کرد چنانچه اخوانالمسلمین آیه (و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه) را شعار سیاسی ایمانی خود قرار داد. کسی که سخنرانیهای سیاسی مردمی یاسر عرفات را بررسی کند متوجه استنادهای دینی زیادی به آیات قرآن میشود. آخرین آنها توصیف ملت فلسطین به شعب الجبارین بود. جماعت اخوانالمسلمین فلسطین به بسیاری از اعضا و عناصر خود اجازه داد به جنبش فتح ملحق شوند و همراه آنان در اردن و لبنان و حتی سوریه مبارزه کنند.
یکی از مهمترین عوامل کینه حافظ اسد از یاسر عرفات به خاطر هواداری او از اخوانالمسلمین سوریه در دوران درگیری مسلحانه بین نظام سوریه و اخوانالمسلمین سوریه (1982-1980) بود. جدایی اساسی میان فتح و اخوانالمسلمین زمانی رخ داد که جنبش فتح به طور عملی به جنبشی برای آزادی ملی فلسطین تبدیل شد. این جنبش در صفوف خود شامل رهبران برجسته تا مبارزان جوانی میشد که به تمام جریانهای سیاسی عراق وابستگی داشتند.
ابویوسف النجار و ابوجهاد خلیلالوزیر از جماعت اخوانالمسلمین فلسطین، کمال ناصر از حزب بعث، نمر صالح از چپ کمونیستی، فاروق قدومی از بعث ملی، هایل عبدالحمید و عطاالله از ملیگرایان ناصریست بودند همچنین دهها تن دیگر در جنبشهای ملیگرای عرب و حزب بعث و کمونیستی و ناصریستی وابستگی حزبی خود را رها کرده و به جنبش فتح جنبش آزادسازی ملی فلسطین پیوستند، خصوصاً بعد از شکست 5 ژانویه 1967. جماعت اخوانالمسلمین با وجود حمایت از یاسر عرفات، خود را از جنبش جدا کرد. علت این حمایت اطمینان اخوانالمسلمین از وابستگی عرفات به این جماعت بود.
اما وی رهبری شد برای تمام فلسطین که دارای وابستگیهای میهنی، ملی، چپگرایی و دینی مختلف بود. اخوانالمسلمین دریافت که عرفات از این جماعت از لحاظ جایگاه و مقام و محبوبیت مردمی و فکری و سیاسی و توجه عربی و جهانی به وی از آنها جدا شده است. عرفات از این ویژگی استفاده کرد تا سیاست و افکار و برنامه و سازمانهایش را رنگی فلسطینی دهد. دیگر کسی با عرفات در این جایگاه منازعه نداشت مگر دشمنانی که همیشه در برابر مردم شکستخورده بودند. عرفات ملت فلسطین را در دشوارترین مسائل و چالشها در برابر دشمن صهیونیستی و سازمانهای سرکوبگر عربی خصوصاً حزب بعث عراق و سوریه و نظام قذافی رهبری کرد.
او در صورتش ضربه دشمن صهیونیست و در پشت ضربه این سازمانهای عربی را داشت لذا اخراج گردید و تبعید شد و مشاهده کرد که دوستانش کشته و تبعید میشوند تا انیکه از طریق توافقنامه به وجود نمیآمد. حماس توافقنامه اسلو را نپذیرفت بلکه از طریق تمام موسسات خود در داخل و خارج فلسطین با آن مخالفت کرد.
این نگرانی وجود دارد که حماس به جنبش اخوانالمسلمین بازگردد، یعنی از جمله احزابی که معنای آزادی ملی را نمیفهمند و به آن تعهدی ندارند. از این رو حماس از تمام مبارزاتی که ملت فلسطین به رهبری عرفات بنیان نهاد جدا شده و به حزبیگرایی بسته و مفاهیم جداییطلبی که با مبارزه برای تطبیق شریعت اسلامی آغاز میشود تحول یابد. به جای محافظت از دستاوردهایی که محقق شده مردم را پراکنده میکند و میان آنها برائتهای بخشش یا تکفیر توزیع میکند. مهمترین دستاوردهای فلسطینی دو چیز است:
اول: دموکراسی که تا زمان گستردهشدن آن میان بخش بزرگی در داخل کشور و بخش بزرگی در تبعید و پناهندهشدگان خارج از کشور جایگزینی ندارد. همین دموکراسی بود که به حماس اجازهداد تا از طریق یکی از مظاهر آن یعنی انتخابات به قدرت برسد و اگر توافقنامه اسلو وجود نداشت خیلی از نهادها به وجود نمیآمدند و اولین فایده آن گردش قدرت است. پس آیا حماس از این دستاورد حفاظت میکند یا آن را نابود کرده تا قدرت به کس دیگری محول نشود و تبدیل به یک نظام دیکتاتوری سرکوبگر محول نشود و تبدیل به یک نظام دیکتاتوری سرکوبگر مانند عراق و سوریه و لیبی و تونس و دیگر کشورهای سرکوبگر اسلامی میشود.
دستاورد دوم: وحدت مبارزه مردم فلسطین که با خون شهدای خود را از تمام گرایشها کتاب آزادی و استقلال را نوشته است. حال حماس برای فرار از دستاوردهای میهنی و ملی که خواستار پاسخ مثبت هستند، به دنبال عمل براساس اجرای شریعت اسلام است. یکی از معضلات این است که حماس بخواهد از جایی شروع کند که عرفات شروع کرد نه ا زجایی که جنبش فتح به آن منتهی شد. موفقیت عرفات به این خاطر بود که نماد تمام فلسطین شد، اما جنبش فتح شکست خورد چون منافع عدهای از رهبرانش که دارای فساد و انحراف بودند را ترجیح داد و قدرت را آگاهانه یا ناآگاهانه به جنبش حماس تسلیم کردند.