هاتف شمس لاریجانی
در طول سالهای 1326 تا 1330، سازمان نظامی حزب توده بیسرو صدا و با تنیدگی و پیچیدگی در خور توجهی به فعالیت پنهانی خود ادامه داد. مهمترین اقدام سازمان نظامی در خلال این مدت غیر از ترورمحمد مسعود مدیر هفتهنامه ملی و پرتیراژ و مردمی مرد امروز به دست خسرو روزبه باند نه نفری تروریستی او در بهمن 1326، که علت دقیق و اصلی آن دست یافتن محمد مسعود به محل اداره بازرگانی سفارت در ابتدای خیابان پامنار و چاپ آن در روزنامه، همچنین حملات مکرر به استالین و دولت شوروی بود و روسها به دلیل حملاتی که مسعود به فرقه دموکراتیک آذربایجان در سال 1325 کرده بود قصد تنبیه او را داشتند، ربودن نسخه اصلی و امضاء شده قرارداد محرمانه همکارینظامی ایران و آمریکا از دفاتر وزارت جنگ بود. توضیح اینکه در کابینه قوامالسلطنه مقدمات عقد یک قرارداد نظامی بین ایران و آمریکا فراهم شده بود، زیرا پس از رد مقاوله نامه قوام- سادچیکف دولت ایران بیم داشت شورویها علیه ایران دست به یک تجاوز نظامی بزنند.
از این رو پیرو مذاکرات محرمانه قوام در مسکحو با جرج کنان سفیر کبیر آمریکا در، شوروی قرار شد آمریکا و ایران یک قرارداد نظامی ببندند. این قرارداد در زمان دولت حکیمی امضاء شد وامضاکننده آن از سوی دولت ایران محمود جم وزیرجنگ وقت بود اما چندی بعد سازمان نظامی موفق شد نسخه اصلی و امضاء شده این قرارداد را از آرشیو وزارت جنگ برباید و به دست روسها برساند و طولی نکشید که سفارت شوروی نامهاعتراضیة شدیداللحنی به وزارت امورخارجه ایران ارسال داشت و مدعی شد که ایران پایگاه نظامی و تعدادی فرودگاه به ارتش آمریکا داده است اقدام دیگر مهم سازمان نظامی که البته هنوز ثابت نشده است که این کار از سوی سازمان نظامی بوده انفجار انبار مهمات ارتش در نزدیک شیراز در اوایل اردیبهشت 1330 است که متأسفانه با گذشت 54 سال از حدوث این واقعه از اسرار آن ناگفته مانده است. در این انفجار تقریباً یک سوم مهمات ارتش ایران که در مخازن لشکر فارس قرار داشت شامل تعدادی توپهای کوهستانی، آتشبار ساحلی، هزاران مسلسل و تفنگ و بازوکاو مهمات منفجر شد و به هوا رفت و دو نفر از سرلشکرهای ارتش که هر دو از مظان همکاری با انگلیسیها بودند به اتهام لیاقتی بازداشت ولی مدتی بعد تبرئه شدند مقدار قابل توجهی از این مهمات طی سالهای 1326 تا 1330 به ارتش ایران تحویل شده و تحت مقررات شدید نظامی و حتی حکومت نظامی در راهآهن از ناوگان ترابری آمریکا در بندر شاهپور تخلیه و به وسیله راهآهن به اهواز و تهران منتقل و از این دو شهر به انبار مهمات فارس انتقال یافته بود.
این انبار در نزدیک شهر شیراز واقع بود و صدای مهیب انفجار آن باعث وحشت مردم شیراز شده بود. بعدها علل انفجار را به عرقکردن نارنجکها بر اثر طرز تعبیه غلط آنها در کنارهم و در یک فضای محدود مرتبط دانستند درحالی که شایع بود از بیرون یک شیئی آتشزارا به درون انبار پرتاب کردهاند. در روز 15 اردیبهشت 1330 که این انفجار روی داد هنوز دکتر مصدق زمام امور کشور را به دست نگرفته بود ولی مجلس قانون ملیشدن صنعت نفت را تصویب کرده و درآبادان و مناطق نفت خیز بر اثر مخالفت انگلیسیها با ملی کردن نفت بحرانی پیش آمده بود. شرکت نفت انگلیس و ایران اضافه حقوق و مزایای کارگران را قطع کرده و حزب توده اعلام اعتصاب نموده بود.
بعضی از شایعات حکایت از آن میکرد چون انگلیسیها درصدد پیاده کردن نیرو در خوزستان بودند به وسیله ایادی خود انبار مهمات ارتش را که موجودی آن بسیار قابل توجه بود و بهای اقلام موجود در آن به پنجاه میلیون تومان آن زمان میرسید( با توجه به اینکه بودجه کل سالانه کشور در آن زمان هفتصد میلیون تومان بوده این مبلغ، مبلغ قابل توجهی به شمار میرفته است).
سازمان نظامی حزب توده از آزادیهایی که در دوران بیستو هشتماهه حکومت دکتر مصدق به همت و اراده نخستوزیر ملی در تمام شئون کشور به وجود آمد کمال سوءاستفاده را کرد. بدین ترتیب که توانست در میان افسران جوان و حتی درجهداران عضوگیری کند وتعداد اعضای خود را به حدود پانصدتن برساند. همچنین افسران جوان و احساساتی را مجاناً به کار جاسوسی و کسب اطلاعات طبقهبندی شده از تجهیزات ارتش بگمارد و حتی از آنان بخواهد درمورد نظامیان پناهده شوروی به ایران که در پادگانها نگهداری میشدند کسب خبر کنند وظایفی که سازمان نظامی از اعضای خود میخواست جاسوسی بود و ربطی به اقدامات آزادیخواهانه نداشت. هر اتفاقی که در پادگانهای ارتش میافتاد باید به شبکه نظامی گزارش شود. در سالهای اخیر منابع غربی افشاء کردهاند که اساساً علت کشف سازمان نظامی آن نبود که در کتابها آوردهاند و آن را ناشی از دستگیری سروان متواری عباسی (قاتل محمد مسعود و چند تن دیگر) دانستهاند.
بلکه آمریکاییها که به وجود سازمان مخفی در ارتش ایران مشکوک بودهاند پس از 28 مرداد 1332. چند کلنل آمریکایی از سازمان(PlA) اطلاعات و ضد اطلاعات ارتش آمریکا را با دستگاههای قوی خبرگیری به ایران اعزام داشتند و در ارتش مستقر کردند. این افسران با استفاده از دستگاهای ردیاب امواج بیسیم موسوم به رادیو گوینومتر توانستند امواجی را که از فرستندهای در ایران به قفقاز مخابره میشد و علایم و اعدادی را ارسال میداشت ردیابی کنند و براساس آن امواج مخابره شده وکشف آن پی به وجود یک سازمان مخفی اطلاعاتی در ساختار ارتش ایران ببرند.
برای حزب توده نابودشدن یک عده از افسران جوان ارتش اهمیتی نداشت، مهم، جلب رضایت کشوری بود که آنها آنجا را مهد و گهواره کمونیسم میشناختند.