تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۴  ، 
کد خبر : ۷۳۸۹۸

پشت پرده یورش به غزه (بخش دوم و پایانی)

اشاره: بخش اول این مطلب روز گذشته چاپ شد، بخش دوم و پایانی آن را می خوانید.

 فرید مرجایی
حقوق بین الملل نیز به این مساله پرداخته است، که عملیات دفاعی حماس را قانونی به حساب می آورد. با این توضیح حقوقی که حق خودمختاری از مردم فلسطین در غزه و کرانه رود اردن کاملاً سلب شده است، رهبران اسرائیل قدرت و کنترل کامل و خود تعریف شده یی را بدون هیچ کانال مشورتی به این مردم بومی تحمیل می کنند. طبق مصوبه قرارداد های بین المللی، مردم تسخیر شده نیز حقوقی دارند که در این مورد رعایت نمی شود. ولی اشکال اینجاست که اسرائیل این شرایط را ماندنی و دائمی کرده است. برنامه های ساختن شهرک های یهودی نشین در خاک فلسطین با زور نظامی -که اتفاقاً در زمان جلسات مذاکرات صلح معمولاً شتاب بیشتری پیدا می کند - به مثابه راندن فلسطینیان از سرزمین شان است. و به همین جهت از دید عرف و حقوق بین الملل، فلسطین و حماس حق دارند به این جنگ پاسخ دهند.8
خانم هیلاری لورت مشاور سابق شورای امنیت ملی امریکا که همچون همسرش فلینت لورت به وسیله نومحافظه کاران کنار گذاشته شد، در مصاحبه یی متذکر شد به خاطر اینکه از مشروعیت حماس بکاهند، دولت بوش و اسرائیل نخواستند آتش بس اخیر بعد از 19 دسامبر تمدید شود.9 همچنین مارک پری از بنیاد «صلح و گفت وگو» در مصاحبه یی تلویزیونی خاطرنشان ساخت که در مدت زمان آتش بس شش ماهه اخیر اسرائیل بارها و بارها به طور مکرر با اعمال نظامی خود آتش بس را نقض کرده بود که در نتیجه 36 نفر در غزه به شهادت رسیدند.10
جنگ روانی و اتهام «تروریست»
در جنگ های سرکوبگرانه، قسمت جنگ روانی و پروپاگاندا نقش مهمی پیدا می کند. «سیستم قدرت» برای تبلیغات و القا کردن مفاهیم، با گفتمان، زبان، روایت نگاری و پارادایم سازی نیز سر و کار دارد با این هدف که جنایات جنگی، در ذهنیت و رای عموم، باعث قضاوت ارزشی شفاف و موضع گیری نشود. هدف جنگ روانی این است که با پخش اطلاعات کاذب و نیمه کاذب، و با پس و پیش کردن ترتیب زمانی وقایع، حقیقت کمرنگ شود، و در نهایت افکار عمومی جهان در بزنگاه تهاجم جنگی دچار سردرگمی، گیجی و تردید شده و نتواند اوضاع را به طور شفاف تشخیص دهد. و در نتیجه نهادهای مدنی جهان در حالت منفعل قرار گرفته، در زمان بمباران، اعتراض مصمم، موثر و گسترده رخ ندهد. پس رمزگشایی و زبان شناسی بخش روانی جنگ نیز اهمیت خاصی دارد.
در این بحران به خصوص ارتش اسرائیل، دولت امریکا و شبکه های تبلیغاتی آنها مفسرین را راهنمایی می کنند که در رسانه ها، بیانات و تحلیل های خبری خود فقط پیرامون راکت های ابتدایی حماس تمرکز کرده و تلاش داشته اند به طور منظم و هماهنگ شده با تکرار کلیشه یی موضوع راکت ها، بحث و تحلیل خبری از آن پارامتر خارج نشود.
در شبکه ها شایعه پراکنی کرده بودند که جنگجویان حماس در بین مردم، در مدارس و بیمارستان ها به طور عمدی سنگر می گیرند. ولی در طول این سه هفته هیچ اسناد یا شواهدی از طرف اسرائیل ارائه نشد. در صورتی که مقامات و سخنگویان سازمان ملل متحد این نکته را تکذیب کردند. «اندرو ویتلی» انگلیسی و انگ نروژی صریحاً اعلان کردند که حماس در ساختمان های مسکونی پنهان نمی شود و یادآور شدند که اسرائیل میدان جنگ را به مناطق شهری و مسکونی گسترش داده.
مارک گارلاسکو دیده بان حقوق بشر نیز این نکته را تکذیب و خاطرنشان کرد که از نظر قانون بین الملل زمانی این اتهام معنی دارد که جنگجویان به قصد بین مردم بروند، یا به زور مردم را نگه دارند.11
جنگ روانی با اطلاعات کاذب تلاش می کند چهره وحشی و خونخوار از قربانی تهاجم خود بسازد، و او را شریک جرم قرار دهد. گفتمان «حماس حرکتی تروریستی است» یک جریان کاملاً حاشیه یی است، که به وسیله قسمت تبلیغات ارتش اسرائیل پخش می شود. رسانه های غربی و به خصوص رسانه های امریکا تحت یک فضای فرهنگی- سیاسی خاص و نفوذ لابی اسرائیل هستند، ولی در این بحران اخیر حتی این رسانه ها (سی ان ان و...) نیز حماس را تروریست خطاب نمی کنند (که در این صورت خیلی وقیح جلوه می کرد). در بعضی از مصاحبه ها، نمایندگان لابی و ارتش اسرائیل این واژه را به کار می برند، ولی نه ژورنالیست ها یا شبکه های خبری بی بی سی از حماس انتقاد می کنند، ولی آن را تروریست خطاب نمی کنند. در زمان مبارزات آپارتاید در آفریقای جنوبی، مگر تبلیغات استعماری و دولت امریکا نلسون ماندلاو رهبران جنبش ANC را تروریست نمی خواندند؟
فقط به عنوان یک مثال در مناظره یی استیو امرسون یکی از سخنگویان لابی اسرائیل، از روزنامه نیویورک تایمز انتقاد می کند که چرا آن روزنامه جنبش حماس را به عنوان تروریست معرفی نمی کند.12
استیو امرسون مسوولیت رسمی در رسانه ها ندارد، ولی حقوق بگیر شبکه نومحافظه کاران بوده و شغلش سخن پراکنی و تبلیغات به نفع جنگ است، که مبادا انتقادی به جنگ طلبان و فجایع جنگی در رسانه ها مطرح شود و بر افکار عمومی تاثیر گذارد.
نیر روزن خبرنگار فعالی است که به گفته خود اکثر دوران ریاست جمهوری بوش را در کشورهای عراق، لبنان، سرزمین های اشغالی، افغانستان، پاکستان و سومالی مشغول به کار برای روزنامه های مختلف بوده است. وی از یهودیان آزاده خواه امریکایی است که از فاجعه غزه و به طور کل اوضاع مردم فلسطین رنج می برد. در مقاله یی در روزنامه گاردین (29 دسامبر 2008) می نویسد در رابطه با فاجعه غزه، به طور کل جامعه جهانی مقصر است. رسانه ها در قضاوت یکطرفه شان، مقاومت فلسطین را از نظر ارزشی هم طراز ماشین نظامی اسرائیل قرار می دهند.
وی می افزاید: «تروریسم» مفهوم سوبژکتیو و توخالی است، که همه چیز معنی می دهد، و در عین حال هیچ معنی ندارد. قدرت هایی چون امریکا، اسرائیل، روسیه و چین همواره مبارزه و مقاومت قربانیان خودشان را «تروریست» معرفی کرده اند. سیستم قدرت قربانی تهاجم را متجاوز محسوب کرده و چنان دلبخواهی و کشدار از برچسب «تروریست» استفاده می کند که گویی یک دادگاه بی طرف آن را تعریف کرده است و نه سلطه جویان. از دید آنها مقاومت مظلوم همیشه غیرقانونی و «تروریسم» است. نیر روزن می نویسد سیاست استعماری به گونه یی طراحی می شود که غیرنظامیان و مناطق مسکونی جدید، مردم بومی را در مقابل یک عمل انجام شده قرار دهند.
تحلیلگران و نویسندگان مختلفی چون اریک مارگولس معتقدند به طور کل در رسانه های غرب تصویر غلطی از جنبش حماس ساخته شده و مکرراً آن را «تروریست» می نامند، که اصلاً این طور نیست. وی حماس را یک جنبش رهایی بخش کاملاً مشروع قلمداد می کند، که یک حرکت و نهاد اجتماعی موفق هم هست.13
در واقع این صحیح نیست که تبلیغات قدرت های جهانی را اتوماتیک درونی کرده، بدون بررسی و مطالعه لازم، «هر دو طرف» را محکوم کنند یا برچسب «تروریست» به حماس بچسبانند.
دید روشنفکران انتقادی به منطقه و جنبش های رهایی بخش نیز باید مستقل و انسانی باشد، و نمی تواند عکس العملی باشد. هر پدیده یی (لبنان، فلسطین و آفریقای جنوبی) دینامیسم مستقل خود را دارد. جنبش های رادیکال و آرمانگرای کشورهای غیرمتعهد نمی شود یک بام و دو هوا داشته باشند، مترقی در داخل کشورشان، ولی حمایت از سرکوب و عامل هژمونی در منطقه یی دیگر. طبیعتاً این قابل هضم نیست.
در تبلیغات گسترده، «سیستم قدرت» بر آن است که با یک تعریف سطحی و انحرافی از مقوله منافع صنفی و «منافع ملی» بلوک ها را تجزیه و متفرق کند. در آغاز جنگ عراق، دولت ترکیه با اتکا به خواست مردم خود از نفع اقتصادی چند میلیاردی صرف نظر کرده و نقشی در تهاجم جنگ نپذیرفت. در آن مورد دولت و مردم ترکیه سود اقتصادی حاصل از جنگ را در جهت «منافع ملی» خود نمی دیدند.
قابل ذکر است که در آغاز زمامداری، دکتر مصدق شناسایی اسرائیل را پس گرفت. در تیرماه 1330 روابط ایران و اسرائیل قطع و کنسولگری ایران در بیت المقدس تعطیل شد. به همین دلیل دکتر مصدق هنگام سفر به قاهره در سال 1951 با استقبال بی نظیر مردم مصر روبه رو شد. به عنوان رهبر نهضت ملی، دکتر مصدق «منافع ملی» را در چارچوب عمیق تری می دید. 14
یکی از اهداف تبلیغات و جنگ روانی ارتش اسرائیل و رسانه های غربی، ایجاد شکاف بین مردم فلسطین و حرکت حماس است، که ذهنیت مقاومت در هم شکسته شود. به طور کل انتقاد به صورت علنی از جنبش های ضد استعماری حین مبارزه، خارج از عرف و سنت است. به خصوص انتقاد علنی در زمان حملات نظامی اشتباه بزرگی است. قابل قبول نیست که از خارج گود به نهضت های رهایی بخش دستور داده شود، توصیه شود یا.... هر سازمان رهایی بخش متناسب با مسائلی که روبه رو است، و شرایط اقلیمی و بومی خود، نوعی استراتژی مناسب مبارزه را اتخاذ می کند. دیالکتیک آزادی به هیچ وجه فرآیند خارجی را به دینامیسم درونی اولویت نمی دهد.
نقش عامل فعال
در رساله یی فلسفی، هانا آرنت به مقوله «بنالیتی ایویل» پرداخت که چگونه و در چه پروسه اجتماعی- روانی، پدیده اهریمنی و اعمال پلید حالت عادی و روزمره به خود می گیرند و چگونه افراد، جوامع و قدرت ها آن را به عنوان سرنوشت رقم زده و در مورد آن سکوت می کنند.
ما نمی توانیم نسبت به این فجایع بی تفاوت بمانیم. فقط با یک دید فعال و اکتیو نسبت به جهان خارج می توان از عادی جلوه داده شدن «ظلم پلشت» جلوگیری کرد. از این جهت کوشش های نهادهای مدنی مستقل در محکومیت این توحش و اقدام برای اهدای خون به زنان و کودکان غزه قابل تحسین و ستایش است.
در بعضی جنگ ها، هر دو طرف منازعه مقصرند، ولی این در همه موارد صادق نیست و این اصل را ما نمی توانیم به یورش های استعماری و جنگ های تحمیلی و سرکوبگرانه تاریخ تعمیم دهیم. در این صورت ما قربانیان یورش ها و جنگ های استعماری در تاریخ را که از خاک و حق خود دفاع می کنند، شریک جرم قرار داده ایم. متخصصان علم اخلاق و حقوق بشر این منطق قرینه سازی و همسنگ نمایی را مردود و باطل می دانند. یوگنی یوتوشنکو شاعر روسی می نویسد «وقتی سکوت حقیقت را می پوشاند، سکوت یک دروغ محض است.» عده معدودی در پشت الفاظ و ادبیات مبهم و کلی گرایی پنهان شده، تعمدی از نام بردن فلسطینیان ظلم دیده، جنبش مردمی حماس و تجاوز اسرائیل خودداری کرده، در نوشتار خود «خشونت در منطقه» را محکوم می کنند. گویی فاجعه، تجاوز به کاشانه دیگران و «خشونت» در این لحظه حساس، مقوله یی انتزاعی و غیرقابل لمس است. واژه و کلیت «منطقه» مفهوم و مشخص نیست. این مکان به خصوص نوار غزه نام دارد. به یاد داشته باشیم که دولت بوش و ارتش اسرائیل نیز در بیانیه های رسمی، خود را صلح جو، مخالف خشونت و دوست مردم فلسطین معرفی می کنند.
اگر بعضی از دول منطقه نوعی ضدهوایی متحرک در اختیار فلسطینی ها می گذاشتند، آن سلاح به طور محدود عامل بازدارندگی شده و جنگنده ها و حداقل چرخبال های اسرائیل را در هدف بمباران مرگ افزا، مقداری محدود می کرد. آیا سلاح ضد هوایی برای بازدارندگی و دفاع از مناطق مسکونی و مراکز تاسیسات مدنی غزه «خشونت» به حساب می آید؟ فقط تنها در یک روز هواپیما های اسرائیلی بالغ بر یکصد تن بمب بر نوار غزه ریختند. به گفته امیرهوشنگ آریان پور، دریادار بازنشسته «امریکا خود را موجه می داند که هر نوع سلاح پیشرفته مرگ افزا را به اسرائیل بدهد، ولی کشور های دیگر حق ندارند به فلسطینی ها به خاطر دفاع از سرزمین خود و روبه رو شدن با دشمن متجاوزی که ده ها سال است کلیه حق و حقوق مردم فلسطین را به زور غصب کرده اند، هیچ نوع سلاحی را بدهند؟،» در این جنگ از لحاظ نظامی اسرائیل توانسته نهادهای غزه را بمباران کند، تعداد زیادی را کشته و مجروح و شهر را با خاک یکسان کند اما در اصل برنده اصلی اسرائیل نیست.
دولت های معامله گر منفعت جو و آنها که دچار سر در گمی هستند، چنین جلوه می دهند که انتفاضه و حماس ریشه مردمی ندارد. در گذشته آنها دیگران را منبع مشکل قلمداد می کردند، حق آزاد بودن در وطن، یکی از اساسی ترین غرایز بشری و پایه یی ترین حقوق انسان ها است. دیدگاه های پوزیتیویستی و پراتیک نمای امریکایی- اسرائیلی در مورد رهبران فلسطین کارساز نیست. با ترور یا بدنام کردن نمایندگان آنها نمی توان عقاید آنها را از بین برد یا آنها را مجبور به پذیرش توافق های تحمیلی و غیرمعقول کرد. این امر نتیجه عکس می دهد. با ضربه زدن به رهبران منتخب و واقعی (نه تحمیلی) مردم، نمی توان روحیه مردم را درهم شکست. سازمان های موفق مقاومت باید رنگی بومی داشته باشند و نمی توانند از تجارب دیگران کپی برداری کنند. بر همین اساس، جنبش فلسطین مقاومت را طبق شرایط موجود سازماندهی می کند. البته استراتژی های خوب و استراتژی های نه چندان خوب در این میان وجود دارد، اما مساله مهم این است که جنبش فلسطین دارای «انسجام و استقامت» است: عناصری کلیدی که به حق تعیین سرنوشت و آزادی کمک می کنند. در اینجا سوالات انسانی و فلسفی فراوانی مطرح می شود. آیا لازم بود برای خاتمه دادن به اشغال نظامی امریکا یک میلیون ویتنامی جان خود را از دست بدهند؟ آیا برای آنکه مردم الجزایر حق تعیین سرنوشت خود را به دست بیاورند، باید یک میلیون الجزایری کشته می شد؟ آیا لازم بود پانصد هزار اندونزیایی در سال 1967 تحت عنوان مبارزه با کمونیسم قتل عام شوند؟ آیا می توان همه این مسائل را صرفاً توجیه و هر «دو طرف» را محکوم کرد؟ آیا برای الجزایری ها ساده تر نبود تسلیم شوند و با سلطه استعماری فرانسوی ها بسازند؟ یک بار دیگر باید تکرار کنم که حق استقلال و حق معیشت در سرزمین خویش یکی از اساسی ترین غرایز بشری است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات