کتاب آیات شیطانی تجسمی از توطئههای شیطانی استکبار جهانی و صهیونیستهای غاصب بود که از آستین سلمان رشدی، این شیطان مرتد روزگار ظاهر شد.
فوریه 1989سالروز صدور حکم تاریخی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امامخمینی(ره) مبنی بر ارتداد و اعدام سلمان رشد نویسنده خائن کتاب آیات شیطانی است، کتابی که با جملات موهن، پیامبر بزرگ اسلام(ص) را به استهزاء گرفت.
امام خمینی(ره) با صدور فتوایی سلمان رشدی را به اتهام کفر و نوشتن کتاب آیات شیطانی مهدور الدم اعلام کرده بود.
این فتوای تاریخی حضرت امام(ره) در خصوص ارتداد" سلمان رشدی"بیانگرآن است که در مقابله با سوءاستفادهکنندگان از آزادی بیان و قلم نباید تنها به مقابله زبانی و قلمی بسنده شود، بلکه علاوه بر اینها بایستی به تناسب موضوعات، احکام و حدود الهی نیز اجرا شود. حکم قاطع و انقلابی حضرت امام(ره) که ازاحکام اسلام ناب محمدی(ص) سرچشمه گرفته است در گذر زمان تغییرناپذیر میباشد، همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند:
حکم امام در مورد سلمان رشدی مرتد به آیات الهی متکی است و همانند آیات الهی مستحکم و غیرقابل حذف است. توهین امروز رسانههای غربی نیز همانند تدوین کتاب آیات شیطانی که به مقدسات پیامبر بزرگوار اسلام به نحوی بیشرمانهای اهانت شده، از توطئههای افکار شیطانی کسی است که در دامان استکبار و الحاد پرورش یافته است و به خیال خام خود با حمایت آنان درامنیت کامل است ، اما یقیناً حکم تاریخی حضرت امام به مانند تیری رها شده سرانجام این مرد ملحد و بیدین را به سزای عمل خویش خواهد رساند و عبرتی برای دیگر توهینکنندگان خواهد بود.
هرگونه توهین به ادیان الهی و پیامبران عظیمالشان در پیشگاه خدای متعال و مردم جهان مردود و عملی مطرود شمرده میشود و مردم متدین ایران اسلامی نیز به تبعیت از فطرت الهی در برابر این گونه اقدامات شریرانه، خواهند ایستاد.
صهیونیستها که رهبری هتکحرمت و اهانت به مقدسات مسلمین را در سطح جهان تحت لوای آزادی بعهده دارند خود تحمل کوچترین انتقادی را نسبت به صهیونیستها نداشته و با آن بشدت برخورد میکنند. همانطور که بخوبی اشاره کردید حکم تاریخی حضرت امام نه تنها باعث توقف موج اهانتها نسبت به اسلام و جمهوری اسلامی گردید از همه مهمتر موجب بیداری مسلمانان در سرتاسر جهان شده و آنان را به وظایف دینی خویش کاملا آگاه نمود. بگونهای که آگاهی و واکنش امروز مسلمانان نسبت به توهین رسانههای اروپایی را میتوان مرهون این اقدام امام دانست .
شرایطی که منتهی به حکم اعدام سلمان رشدی شد
آقای قدیری ابیانه که خود درآن ایام مدتها در اروپا حضور داشته است در این زمینه به نکات جالبی اشاره کرده است اهانت به مقدسات مردم مسلمان ایران، داشت به یک روال معمول درمیآمد. تلویزیونهای آلمان و ایتالیا در برنامههای طنز تلویزیونی خویش به حضرت امام(ره) اهانت کردند. روابط آن دو کشور با ایران بحرانی شد و دولت و ملت ایران عکسالعمل قاطعی نشان دادند و مراکز فرهنگی آنان در تهران تعطیل گردید. چند دیپلماتهای اخراج شدند. دولتهای ایتالیا و آلمان ضمن ابراز برائت از اهانت به حضرت امام(ره) اعلام کردند که نمیتوانند جلوی آزادیها را بگیرند، ضمن آنکه، آنچه انجام شده بود را به دور از قصد توهین عنوان میساختند.
برنامه تلویزیون هلند برای اهانت
تلویزیون هلند برنامه توهینآمیزی را تدارک دیده بود که با تذاکرات شدید دیپلماتیک ایران و تهدید به تأثیر همه جانبه آن در روابط اقتصادی و سیاسی دوجانبه، از پخش آن ممانعت شد.
اخباری واصل شده بود که در کانادا در تدارک تهیه یک فیلم توهینآمیز هستند.
اهانت به حضرت امام(ره) مقدمه اهانت به حضرت محمد(ص) و ائمهاطهار(ع) بود. براساس اطلاعات واصله، در انگلستان در صدد ساخت فیلمی توهینآمیز علیه حضرت امامزمان(عج) بودند.
عکسالعملهای دولت و ملت ایران موجب شده بود دولتها، رسانههای رسمی خویش را از اهانت منع نمایند، اما محافل صهیونیستی که خواستار تخریب روابط بین ایران و سایر کشورها، بویژه کشورهای غربی بودند. بهترین راه بحرانی کردن روابط بین ایران و سایر کشورها را برنامهریزی برای اهانت به مقدسات جمهوری اسلامی ایران در کشور موردنظر یافته بودند، زیرا که دولت و ملت ایران نمیتوانستند نسبت به اهانتها بیتفاوت بمانند و اهانت به مقدسات در هیچ محفل و رسانهای را تحمل نمیکردند. آنها پیشبینی میکردند که اهانت موجب عکسالعمل ایران شود و این عکسالعمل، روابط ایران با کشوری که در آن توهین صورت گرفته است را بر هم بریزد.
دولت هلند، تهدیدات دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران را فراتر از حد انتظار خود یافته و در نتیجه مانع پخش برنامه توهینآمیز شده بود، گرچه با درک عمومی و موافقت احزاب مختلف در ممانعت از پخش برنامه توهینآمیز مواجه شده بود با انتقاد شدید برخی محافل مطبوعاتی صهیونیستی مواجه شد. دولتهای آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی که همواره خواهان تخریب روابط بین سایر کشورها با جمهوری اسلامی ایران بودند برنامه گستردهای را علیه جمهوری اسلامی ایران تدارک دیده بوند.
اهانت سلمان رشدی
اهانت به مقدسات تشیع و برانگیختن احساسات مردم و دولت ایران از برنامههای حتمیای بود که در تدارک آن بودند. اقدامات حقوقی و دیپلماتیک و حتی قطع روابط با برخی از این کشورها دیگر نمیتوانست پاسخی کافی به این اهانتها باشد، به ویژه آنکه توهین به مقدسات اسلام داشت به یک رویه تبدیل میشد که گاه دولتها نیز در آن دخالت نداشتند، لیکن ظاهراً با توجه به نفوذ صهیونیستها، حتی اگر میخواستند، نمیتوانستند مانع آن شوند. اعتراضات شدید علیه اهانتها خود موجب شهرت اهانتکنندگان میشد و میرفت که راه دستیابی به شهرت از طریق اهانت به مقدسات اسلامی سهلترین راه گردد.
سلمان رشد نویسنده کتاب آیات شیطانی و محافل استعماری و صهیونیستی حامی وی میدانستند که این کتاب مورد اعتراض شدید مسلمانان جهان قرار خواهد گرفت و حتی این اعتراضات را فرصت خوبی برای کسب شهرت بیشتر برای نویسنده و کتاب او ارزیابی میکردند.
اعتراضات روزبهروز گستردهتر می شد و شهرت کتاب و نویسنده نیز هر روز افزونتر میگردید، لیکن هیچ یک از این اعتراضات، حتی به شهادت رسیدن20 مسلمان در پاکستان در تظاهرات اعتراضآمیز نسبت به انتشار کتاب، گرهای را نگشود و فقط، شهرت کتاب افزوده شد.
باید از این پس در انتظار توهینهای صریح تر و گستاخانهتر علیه مقدسات مشترک کلیه مسلمانان و بویژه توهینهای غیرقابل تحمل نسبت به مقدسات جهان تشیع میبودیم. اهانتها، گرهای بود که ظاهراً راهحلی برای گشودن آن مشاهده نمیشد.
اگر اعتراضات به مقدسات مشترک جهان اسلام که اعتراضات عمومی مسلمانان را در پی داشت چارهساز نبود، اهانت به مقدسات تشیع که قطعاً محدود به جهان تشیع میماند، اثر کمتری میتوانست داشته باشد.
بنبست
صهیونیستها آماده بودند از طریق عوامل خود درغرب آنقدرمیزان اهانت را بالا ببرند که دیگر چارهای جز قطع کامل روابط با غرب برای جمهوری اسلامی ایران باقی نماند و تازه این عمل نیز نمیتوانست مانع ادامه اهانتها شود. هیچ چارهو درمان اصلی و کارسازی برای این روال مشاهده نمیشد. همه راههای مقابله، با بنبست مواجه بود.
ظاهراً روانشناسان سازمانهای استعمارگر غربی معتقدند که چناچه علیه مقدسات ملتی اهانت شود و اعتراضات آنان به جایی نرسد، ملتها چون موم رام و تسلیم خواهند گردید.
حکم گرهگشای امام خمینی(ره)
باری، حضرت امام خمینی(ره) با صدور حکم اعدام سلمان رشدی و ناشرین کتاب آیات شیطانی که از محتوای توهینآمیز آن مطلع بودند، گره را گشودند و جهان اسلام و بویژه جمهوری اسلامی ایران را از بنبستی خطرناک نجات دادند. صدور این حکم نه فقط از این بابت مهم بود که سلمان رشد محکوم به اعدام شده بود، که این خود البته از اهمیت بسیاری برخوردار بود،بلکه از این بابت که به جهانیان اعلام شد که حکم هر گونه اهانت به اسلام و انتشار و اشاعه آن مرگ است، اهمیت داشت، بویژه آنکه این پیام را مزدوران قلمفروش خوب دریافتند.
بنبست صهیونیستها
محافل صهیونیستی با مشکل بزرگی روبرو شدند. دیگر هیچ هنرپیشهای حاضر نمیشد با اهانت به مقدسات اسلامی جان خویش را به خطر اندازد و به فرض که نویسندهای حاضر به اهانت میشد، ناشری یافت نمیشد که حاضر باشد جان و منافع خویش و کارکنانش رابه خطر افکند.
راهها بر اهانت بسته شد. اینک صهیونیستها و محافل استعماری غرب به بنبست رسیده بودند و آنها که درصدد خشکاندن ایمان درجهان اسلام بودند در مییافتند که زمنیه اهانت به اسلام خشکیده است.
تلاش غرب برای لغو حکم اعدام سلمان رشدی نه برای ارزشی است که برای جان سلمان رشدی قائل هستند که اگر فقط مسئله این بود، خود آنها او را تا کنون کشته بودند، بلکه مسئله این بود که به سایر مزدوران بگویند که اهانت به اسلام به از دست رفتن جانشان تمام نخواهد شد، تا زمینه پذیرش توطئههای فرهنگی علیه اسلام توسط مزدوران فراهم آید.
خروج از بحران
حضرت امام خمینی(ره) با عمل به دستورات اسلام و با صدور فرمان حکم اعدام سلمان رشدی ملعون گرد مرگ را بر اهانتکنندگان به اسلام پاشیدند و با یک ضربه جانانه، همه آنها را دچار انفعال و شکست کردند و جمهوری اسلامی ایران را نیز از بحرانهای سیاسی، بینالمللی، اقتصادی که به ظاهر اجتنابناپذیر مینمود خارج ساختند.
درست است که صدور حکم سلمان رشدی جهان غرب را رودرروی جمهوری اسلامی ایران قرار داد، لیکن مانع بروز مشکلات و بحران عظیمتری گردید که با ادامه و ارتقاء اهانتها اجتنابناپذیر بود.
تجربه روحیه غربی
اینجانب که در آن زمان در وزارت امور خارجه یکی از مسئولیتهایم مقابله با توطئههای تبلیغاتی خارج کشور بود، قبل از صدورحکم اعدام سلمان رشدی، ملاقاتی با یک خبرنگار ایتالیایی داشتم که اطلاع از آن میتواند روحیه مردم غرب را نمایان سازد.
این خبرنگار که سعی میکرد نسبت به انعکاس موضوعات ایران منصفانه برخورد کند با توجه به سفرهای متعددی که به ایران داشت، در جریان فعالیتهای تروریستی منافقین قرار گرفته و از جنایات آنان با اطلاع بود و به شدت علیه آنها موضع داشت.
او منافقین را بدتر از فاشیستها میدانست و مقالاتی نیز علیه آنها در مطبوعات ایتالیا نوشته و منتشر کرده بود. در ملاقاتی که در دفتر کارم با او داشتم، در بین صحبتها، اسنادی از جنایات منافقین را در اختیار او قراردادم. او که به متجاوز بودن عراق در جنگ واقف بود، از اینکه منافقین به عراق پناهنده شده و علیه ملت خویش به دشمن متجاوز کمک کرده و چنین جنایاتی را مرتکب میشوند ابراز انزجار کرد.
از وی خواستم اگر برایش ممکن باشد افکارعمومی ایتالیا را از جنایات منافقین و اسناد ارائه شده مطلع کند، ولی او گفت که حاضر نیست دیگر علیه منافقین مطلبی بنویسد. وقتی علت امتناع او را جویا شدم برایم تعریف کرد که به دنبال مقالهای که در روزنامه خود درباره جنایات منافقین نوشته بود، یک روز هنگامی که دیرهنگام از روزنامه به منزل میرفت دو نفر از اعضای منافقین در زیرزمین مترو، در قسمتی خلوت جلوی او را میگیرند و سیلی به صورت او میزنند و میگویند که اگر یکبار دیگر علیه منافقین بنویسد او را خواهند کشت.
از او پرسیدم آیا این مطلب را در روزنامهنوشتی؟ گفت: خیر. گفتم: برخورد منافقین با شما باید ماهیت منافقین را بیش از پیش برایت روشن کرده باشد و لذا شایسته است که آنها را افشا نمایی. تأکید کرد که منافقین او را تهدید به مرگ کردهاند و درست به همین دلیل نیز دیگر حاضر نیست علیه آنها چیزی بنویسد، زیرا به هیچ قیمتی حاضر نیست جان خویش را از دست بدهد، گفت: اگر من بمیرم حتی اگر آنها مجازات شوند چه فایدهای برای من دارد؟ به او گفتم: به پلیس مراجعه کن، تو را حفاظت خواهند کرد. گفت: اولاً برای پلیس حاضر نمیشود چنین هزینهای را برای حفاظت از جان من بپذیرد، ثانیاً بر فرض که چنین کند عملا آزادیام سلب خواهد شد. وی اظهار داشت: چگونه میتوان دائم در حفاظت پلیس بود، چنین زندگیای اصلا شیرین نخواهد بود.
سایه مرگ
این خبرنگار که از مزدوری منافقین مطلع بود، حاضر نشد پس از تهدید، از ترس جانش، چیزی علیه منافقین بنویسد، درحالی که از عدم حقانیت آنان کاملاً آگاه بود. وقتی یک غربی از ترس جان، از گفتن حقایق پرهیز میکند، حتماًدر صورت احساس سایه مرگ، از مزدوری و اهانت هم دست برخواهد داشت و در حقیقت زمانی ریشه اهانت به اسلام خشکیده خواهد شد که اهانتکننده خود را در معرض مرگ ببیند.
راه خشکاندن ریشه اهانت
درارتباط با صدور حکم اعدام سلمان رشدی توسط حضرت امام خمینی(ره)، نفس صدور چنین حکمی کار خود را کرد و ریشه اهانت را خشکاند. چه سلمانرشدی ترور شود و چه کسی موفق به انجام این مهم نگردد، او دیگر مرده است. هرچه مردم جهان بیشتر در جریان سختیها و مشقّتهایی که او درآن گرفتار شده است قرار گیرند، اثر بازدارندگی آن برای مزدوران قلم بدست بیشتر است. نفس صدور حکم حضرت امام موجب شد دیگر درخت اهانت میوه ندهد.
خون هر اهانتکننده به اسلام همچون اسیدی است که اگر بر زمین ریخته شود ریشه درخت شوم اهانت را خواهد سوزاند. اصرار غرب برای لغو حکم اعدام سلمانرشدی، نه به خاطر ارزشی است که برای جان وی قائلند، زیرا که آنها برای جان انسانها ارزش قائل نیستند، چه رسد به جان حیوان مزدوری چون سلمان رشدی، بلکه اصرار غرب برای لغو حکم سلمانرشدی به منظور بازگشایی مجدد راه اهانت به مقدسات اسلام و روحیه دادن به مزدورانی است که حاضرند برای شهرت یا مشتی پول، دست به هر جنایتی بزنند، اما این مزدوران حاضر نیستند به هیچوجه رفاه خود را از دست بدهند، چه رسد به از دست دادن جان خود.
در این راستا، تأکید مجدد محافل مختلف مردمی در سالگرد صدور حکم اعدام سلمان رشدی، در اعلام آمادگی برای اجرای حکم حضرت امام(ره) و اصرار مقام معظم رهبری بر تداوم حکم حضرت امام در مورد توهین به مقدسات اسلامی، حالت بازدارنده داشته و دشمنان اسلام را از توهین به مقدسات اسلامی برحذر میدارد.