کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا سفر دورهای خود را با سفر به مصر آغاز و پس از حضور در ریاض و دیدار با مقامهای سعودی با برگزاری نشستی متشکل از مسئولان شورای همکاری خلیجفارس با هدف بررسی موقعیت ایران در منطقه سفرش را به پایان خواهد برد. سفر رایس به منطقه اندکی پس از ماموریت جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) برای تشکیل دولت آینده فلسطین و همچنین همزمان با آغاز به کار نشست مقامهای ایرانی و روسی برای بررسی طرح پیشنهادی مسکو به تهران جهت نجوه غنیسازی اورانیوم توسط ایران انجام میشود. همچنین هیات نمایندگی حماس نیز به ریاست خالد مشعل رییس دفتر سیاسی این جنبش روز دوشنبه میهمان مقامهای ایرانی بود امری که قطعا بر حساسیت سفر نماینده آمریکا افزوده است.
بر این اساس محور اهداف سفر رایس را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد: 1- ممانعت از ارایه کمکهای مالی دولتهای عربی و اسلامی به دولت آینده تشکیلات خودگردان پس از تهدید به قطع کمک مالی به این تشکیلات از سوی غرب. 2- تلاش برای اجماع منطقهای با هدف زمینهسازی جهت اعمال تحریمهای اقتصادی علیه ایران و همچنین بزرگنمایی فعالیتهای هستهای تهران براساس اخبار منتشر شده در واشنگتن و لندن رایس برای درخواست از عربستان و دولتهای عربی حوزه خلیجفارس جهت عدم ارایه هر گونه کمک مالی به تشکیلات خودگردان به ریاست حماس عزمی جدی دارد. این تحول خطرناک ثابت میکند که واشنگتن هیچ گونه ابای از دخالت آشکار در امور داخلی دولتهای عربی ندارد. از سوی دیگر جنانچه دولتهای عربی به ویژه کشورهای حوزه خلیجفارس با درخواست وزیر خارجه آمریکا مخالفت کنند آن گاه باید به انتظار هزینههای این سرکشی هم باشند. سرکشی از قدرتی که همواره اخراج نیروهای عراقی از کویت و سرنگونی رژیم بعث عراق به عنوان منبع نگرانیها و خطرات بزرگ سران این کشورها را به عنوان منتی غیرقابل جبران پیش روی سران عرب گذاشته است.
دولت آمریکا به زعم خود خواستار شکست حکومتی است که حماست آن را تشکیل خواهد داد و صراحتا هر گونه کمک مالی به تشکیلات خودگردان را مشروط به پایبندی حماس به شروط واشنگتن کرده است. آمریکا از حماس میخواهد که اسرائیل را به رسمیت بشناسد. به زعم خود تروریسم را مهار کند و شاخه نظامی خود را منحل نماید و سلاح خود را بر زمین بگذارد، به عبارتی دیگر آمریکا از حماس میخواهد که به طور کامل از برنامه سیاسیای که حماسیها براساس آن اکثریت پارلمان فلسطین را در رقابتی دموکراتیک از آن خود کردهاند دست بکشد و این در حالی است که حماس با توجه به سوابق قبلی خود این شروط را در تضاد با اصول و مبانی فکری خود میبیند. در این بین واشنگتن ابزار خود را برای وارد کردن دولتهای عربی به ویژه کشورهای حوزه خلیجفارس در بزرگنمایی خطرات ایران برای این دولتها دیده است و بر این اساس دستور کار برنامههای سفر دورهای رایس را طرحریزی کرده است. رایس احتمالا در نشستی که در امارات با موضوع بررسی به اصطلاح خطرات ایران برای کشورهای منطقه برگزار میشود. از کشورهای عربی خواهد خواست تا با او دست به معاملهای بزنند. حمایت از آنها در برابر خطرات دروغین ایران در ازای عدم ارایه کمک مالی اعراب به حماس محور این معامله خواهد بود. اما آیا به واقع ایران خطری برای همسایگان غرب خود به شمار میرود یا اسراییل که بر اساس پیشبینی باشگاه دانشمندان هستهای آمریکا دست کم نزدیک به 200 کلاهک هستهای در اختیار دارد و در واقع دشمن مستقیم اعراب پس از اشغال سرزمینهای آنها به شمار میرود، به نظر میرسد واشنگتن قصد دارد سیاست انگلیسی (تفرقه بینداز و حکومت کن) را یک بار دیگر آزمون گذارد. در این راه اما مووضع مورد بهانه آمریکا یعنی فعالیتهای هستای ایران این کشور را با ملاحظاتی چند روبهرو یمکند که نتیجه آن به زیان منافع این کشور در منطقه خواهد بود. ملاحظه اول: هر چقدر فشارهای دیپلماتیک علیه فعالیتهای هستهای ایران بیشتر شود حساسیتها و توجهات جهانی و منطقهای به برنامههای هستهای پنهان اسراییل بیشتر خواهد شد.
از سوی دیگر هر چقدر توجه به برنامههای مشکوک هستهای اسراییل در منطقه بیشتر شود از آن سو چالشهای مشکوک هستهای اسراییل در منطق بیشتر شود از آن سو چالشهای یبشتری به زعم آمریکاییها بر سر راه طرح به اصطلاح صلح خاورمیانه تحمیل میشود. ملاحظه دوم: از سوی دیگر، معادلات منطقهای نیز اکنون شبیه آن چیزی نیست که تقریبا دو دهه پیش اتفاق افتاد. ظهور قدرتهای منطقهای و جهانی نظیر چین و روسیه از یک سو و ایران با پتانسیل بالا از سوی دیگر به همراه متغیرهای جدید در منطقه قدرت چانهزنی واشنگتن را بیش از گذشته کاهش داده است. بر همین اساس رایس در سفر خود جهت تحقق اهدافش دست به عصا خواهد بود. در چنین فضایی کافی است هم حماس و هم دولتهای عربی به تجربه جنبش فتح در چهار دهه گذشته تا به امروز تامل کنند. هر گونه امتیازدهی موجبات تشویق دولت آمریکا را جهت اعمال فشارها و تهدیدات و همچنین عقبنشینیهای بعدی را فراهم میکند. تهران اصولا نه به دنبال دستیابی به سلاحهای هستهای است و نه هرگز تهدیدی برای همسایگان خود به شمار میرود. در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی هزینههای زیادی را به دلیل حمایت از دولتهای عربی در رویارویی آنها با رژیم اسراییل پرداخت کرده است.