با توجه به وضعیت موجود در فلسطین، این سوال مطرح میشود که ضرورت اجرای پروژه استقرار نیروهای عرب در نوار غزه چیست؟ ملاحظاتی چند در مورد پیشنهاد آقای ابوالغیظ وجود دارد که در ذیل میآید:
1ـ در برههای زمانی که روند حملات و تجاوزات رژیم اشغالگر قدس به مناطق فلسطینی افزایش یافت، کشورهای عربی خواستار استقرار نیروهای بینالمللی جهت حمایت از ملت فلسطین در مقابل صهیونیستها شدند ولی رژیم اشغالگر قدس، آمریکا و کشورهای اروپایی از این درخواست هیچ استقبالی نکردند، چرا که طرفهای مذکور به دنبال فراهم کردن بستری بودند تا تلآویو در اقدامات وحشیانه خود علیه فلسطینیان با هیچ مانعی روبهرو نشود. ضمنا رژیم صهیونیستی حتی با اعزام ناظران صلح نیز مخالفت کرد زیرا میخواست تا بدون هیچگونه مزاحمتی به روند نسلکشیهای خود ادامه دهد. پرسشی که در اینجا مطرح میشود، آن است که چرا کشورهای عربی در آن زمان پیشنهاد استقرار نیروهای عربی را مطرح نکردند؟ در پاسخ باید گفت که نمیخواستند هیچ درگیری میان نیروهایشان با صهیونیستها پیش بیاید و به دنبال آن کشورهای عربی وارد چالش نظامیای شوند که واشنگتن مخالف بروز آن بود و نمیخواست هیچگونه دفاعی از تروریستها (مبارزان فلسطینی) صورت گیرد. با توجه به تمامی مطالب فوق، کشورهای عربی هرگز پیشنهادی از این نوع (استقرار نیروهای عربی در فلسطین) را مطرح نکردند، به ویژه بعد از آنکه آمریکا و رژیم اشغالگر عبری از این کشورها تعهد گرفتند که دست از حمایت و کمک به تروریسم به زعم آنها (مقاومت) بردارند و آمریکا نیز تاکید کرد که باید نظارت مستقیم بر روند توزیع کمکهای انسانی سازمانها و افراد مختلف صورت گیرد تا تروریستها (مبارزان) و تمامی افرادی که با آنها ارتباط دارند، از کمترین کمکی بهرهمند نشوند و این در حالی بود که از نظر کاخ سفیدنشینان، تعقیب تروریستها (مبارزان) حق اشغالگران قدس به شمار میرفت و دفاع از خویشتن تلقی میشد.
2ـ وجهه نیروهای بینالمللی در جهان عرب بسیار بد است و از همین رو، صحبت از استقرار چنین نیروهایی جهت حمایت از رژیم صهیونیستی به دنبال تجاوزات این رژیم به لبنان در سال 2006، باعث تحریک افکار عمومی جهان عرب شد؛ به ویژه بعد از آنکه با صدور قطعنامه جائرانه 1701، رژیم صهیونیستی از مسئولیت ویرانگریهای وحشیانهای که در لبنان بر جای گذاشت، تبرئه شد. ضمنا در ماجرای دارفور نیز آمریکا، انگلستان و فرانسه با صدور قطعنامه 1706 که حکم تحمیل قیمومیت بر سودان را داشت، بر اعزام حدود 30 هزار تن از نیروهای بینالمللی به دارفور تاکید کردند و مدعی شدند مخالفت سودان با این اقدام که در نوع خود یک اشغالگری بینالمللی به حساب میآمد، در واقع مخالفت با برقراری صلح در دارفور است. ضمنا کشورهای غربی مذکور را برای اینکه سودان را در خصوص پذیرش قیومیت تحت فشار قرار دهند، مسئله دارفور را در شورای امنیت سازمانهای حقوقی دادگاه جنایی بینالمللی مطرح کردند و هرچه بیشتر بر آن دامن زدند.
3ـ افکار عمومی جهان عرب در مقابل طرح استقرار نیروهای عرب و مسلمان حساسیت نشان میدهند که ما نمونه این حساسیت را در مورد درخواست ایالات متحده برای اعزام نیروهای مذکور به عراق جهت رویارویی با مقاومت ملی این کشور داریم.
4ـ ذهنیت عمومی که امروز در مصر وجود دارد، آن است که نظام این کشور علیه حماس و همپیمان ابومازن، واشنگتن و رژیم صهیونیستی است و همین امر (همپیمانی با تشکیلات خودگردان، کاخ سفید و تلآویو) باعث میشود تا پیشنهادهای قاهره با تردید و سوءنیت همراه باشد و در هر حال، به نفع اشغالگران قدس و به ضرر حماس باشد. ضمنا مصریها از نزدیک تلاشهای دولتشان برای آزادی گلعاد شلیت، نظامی اسیر صهیونیستی و بیتوجهی این نهاد به سرنوشت اسرای فلسطینی که اشغالگران قدس آنها را از منازلشان ربودهاند، شاهد بوده آند. شاید بتوان گفت تلآویو عمدا و برای برانگیختن افکار عمومی مصر چنین شایعه کرد که حسنی مبارک به خانواده گلعاد شلیت وعده داده است که فرزندشان را صحیح و سالم تحویلشان دهد. این نکته را نباید از یاد برد که مصر در جریان برقراری آتشبس اعلام کرد آزادی شلیت شرط بازگشایی گذرگاه رفح است یعنی در واقع قاهره این اجازه را به اسرائیل داد که برای اعمال فشار به حماس از گذرگاه رفح به عنوان اهرم فشار استفاده کند، گذرگاهی که تحت سیطره کامل مصر قرار دارد؛ البته انجام چنین اقدامی از جانب مصر باعث نگرانی شدید افکار عمومی مصر شد. با توجه به مطالبی که ذکر آن پیش از این رفت، هراس افکار عمومی مصر از آن است که پیشنهاد دولتشان برای استقرار نیروهای عربی در نوار غزه، در واقع برای نبضگیری از حماس یا تلاش برای اجرای پروژه اولمرت جهت برقراری حاکمیت ابومازن بر نوار غزه باشد. هنوز مشخص نیست آیا این پیشنهاد خطرناک که به نظر نمیرسد هیچ نفعی برای ملت فلسطین داشته باشد بعد از رایزنی با کشورهای عربی مطرح شده است یا آنکه طرحی صرفا مصری است؟
سوال اینجاست چرا دولت مصر پیشنهادی را مطرح میکند که مشکوک است و تنها باعث مخدوش شدن چهرهاش میشود و پرسشهای فراوانی را در خصوص نقشش در مسئله فلسطین مطرح میکند؛ به ویژه آنکه امروزه قاهره میزبان گروههای فلسطینی جهت انجام گفتوگوهای ملی است.