جاناتان کوک/ ترجمه: پوراندخت مجلسی
بر اثر شدت محاصره غزه و مسدود کردن همه راههای ارتباطی آن، بیش از یک هفته است که همه ذخایر آن به کلی به اتمام رسیده و برای 5/1 میلیون ساکنان آن نتایج تکاندهندهای را به بار آورده است.
امتناع از اجازه ورود سوخت سبب شده است تنها نیروگاه غزه تعطیل شود و منطقه به کلی در خاموشی فرو برود. انتظار میرود بحران آب و بهداشت هم به دنبال این مشکلات بیاید.
روز پنجشنبه سازمان ملل اعلام داشت ذخیره غذایی موردنیاز 750 هزار نفر از ساکنان غزه که احتیاج شدیدی به آن دارند تمام شده است. یکی سخنگوی سازمان ملل اظهار داشت: «جلوگیری از ورود مواد غذایی برای نیازمندان، تحریم خود سازمان ملل به حساب میآید.» در اقدامی دیگر بانک بزرگ اسرائیلی هاپولیم اعلام داشته است از آخر نوامبر دادن خدمات به غزه را متوقف خواهد کرد، سایر بانکها هم در نظر دارند از این امر پیروی کنند.
هفته گذشته از ورود روزنامهنگاران به غزه جلوگیری به عمل آمده، همانطور هم از ورود یک گروه دیپلمات ارشد اروپایی.
در مورد این محدودیتها، اسرائیل غزه را متهم کرده است به شکستن آتشبسی که 5 ماه طول کشیده بود، ولی واقعیت این است که موافقتنامه آتشبس را خود اسرائیل نقض کرده است؛ وقتی توجه همه جهان به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا معطوف بود، ارتش اسرائیل در تجاوزی به غزه 6 نفر از مردم آن را کشت و انگیزه شلیک راکت به اهالی غزه را به وجود آورد.
تقریبا یک سال پیش خانم کارن کانینگ ابوزیاد رئیس کمیته پناهندگان سازمان ملل هشدار داد: «غزه در آستانه تبدیل شدن به منطقه فقر و درماندگی است». او مسئولیت این وضع را مستقیما با اسرائیل دانست و جامعه بینالمللی را هم شریک جرم.
فاجعه انسانی بستن راههای ارتباطی غزه، ارتباط کمی دارد با انتقامگیری و رد و بدل آتش بین اسرائیل و حماس. از اوایل سال 2006 پس از پیروزی حماس در انتخابات، اسرائیلیها ممانعت از کک به غزه را شروع کردند. آمریکا و اروپا نیز موافقت کردند، روی این اصل حساب باز کنند که فشار بر غزه سبب تجدیدنظر مردم آن در حمایت از حماس خواهد شد. منطق این کار احتمالاً شباهت داشت به منطقی که در دهه 1990 در مورد عراق، در زمان صدام حسین به کار برده شد و آن منطق این است که اگر مردم غزه به اندازه کافی دچار بدبختی و رنج شوند علیه حماس قیام خواهند کرد و رهبرانی را که مورد پذیرش غرب و اسرائیل باشند انتخاب خواهند کرد.
همانطور که خانم ابوزید گفت، این کار یک جرم بینالمللی است و کنوانسیون چهارم ژنو چنین رفتاری را با مردم غیرنظامی یک جنایت جنگی تلقی میکند و موافقت آمریکا و اروپا شرکت علنی در جرم است.
حتی با وجود اینکه نتایج موردنظر در عراق به دست نیامد، محاصره بیوقفه و بیرحمانه غزه دنبال شد. در نتیجه این کار همبستگی وسیعی بین مردم غزه ایجاد شد، حماس با تکیه بر پشتیبانی مردم کنترل خود را بر غزه تثبیت کرد و جدایی عینی نوار غزه را از ساحل غربی زیر سلطه الفتح استحکام بخشید.
اما همانطور که گفته شد، در واقع فاجعهای که با شدت گرفتن فشار بر مردم در غزه مهارناشدنی به نظر میرسد تنها به طور مستقیم ارتباط دارد با به قدرت رسیدن حماس با موشکهایی که از غزه شلیک میشود. نگرانی اسرائیل بیشتر این است که هر قدر هم اوضاع غزه فاجعهبارتر میشود اهالی غزه دست از مقامت در برابر تداوم اشغال برنمیدارند. اسرائیل درصدد ایجاد زمینهای است که حمایتها و کمکها به غزه براساس قوانین بینالمللی، برداشته شود تا آنها مجبور به اطاعت و تسلیم شوند.
طبق گزارش روزنامه جروزالم پست، سیاستگذاران اسرائیلی در پی آنند که بر این نظر اصرار بورزند که جمعیت غزه همه «حماس»اند. طبق این نظر، مجازات جمعی غزه به نظر میرسد زیرا با این حساب در غزه هیچ غیرنظامی واقعیای وجود ندارد و در نتیجه اسرائیل با همه افراد غزه از زن و مرد و کودک در حال جنگ است. این نظر تا آنجا عمومیت دارد که کابینه اسرائیل هفته گذشته به بحث درباره استراتژی جدید محو کردن روستاهای غزه، برای توقف پرتاب موشک پرداخت.
در واقع تاریخ تمایل اسرائیل به محو غزه و از بین بردن جمعیت غیرنظامی آن حتی به پیش از پیروزی حماس در انتخابات برمیگردد و میتوان گفت به زمان قطع درگیری آریل شارون با دولت خودگردان فلسطین در سال 2005. یکی از دلایل اینکه شارون ترجیح میداد غزه را منزوی کند به زودی پس از تخلیه آشکار شد یعنی وقتی مقامات اسرائیل پیشنهاد قطع برق غزه را دادند.
رسانههای محلی در آن زمان نوشتند که این سیاست تحقق نیافت، هم به این دلیل که مقامات اسرائیلی احساس میکردند نقض قوانین بینالمللی را سایر دولتها رد خواهند کرد و هم از این جهت که میترسیدند چنین حرکتی به شانس پیروزی الفتح در انتخابات ماه بعد لطمه وارد کند.
پس از انتخابات، اسرائیل در مناسبات خود با غزه بازنگری کرد و آن را به جای سرزمین تحت اشغال، طرف متخاصم خود به حساب آورد. سیاست مجازات جمعی که اواخر سال 2005 آشکارا غیرقانونی مینمود، اکنون برای اسرائیل استاندارد شده است.
ماتان ویلنای جانشین وزیر جنگ اسرائیل در ژانویه امسال اظهار داشته بود که اسرائیل باید «همه مسئولیت»های خود در مورد غزه را قطع کند و دو ماه بعد اسرائیل و مصر در مورد ساخت یک نیروگاه برق برای غزه در سینا قراردادی را امضا کردند. اینگونه گفتارها و اقدامات دارای یک هدف هستند؛ اسرائیل میخواهد به همه جهان نشان دهد که اشغال غزه را پایان داده است تا بتواند قوانین اشغال را نادیده بگیرد و فشار بیوقفهای را علیه این منطقه اعمال کند. وزرای کابینه اسرائیل همه با این سیاست همنظرند. سوالی که باقی میماند این است که اسرائیل انتظار دارد واکنش مردم غزه نسبت به مصیبتها و بدبختیها و ناامنیهایی که در اثر انتقامجویی اسرائیل بر سر آنها میآید چه باشد؟
رئیس کمیسیون برنامه سلامت روان غزه میگوید هدف طولانیمدت اسرائیل فشار بر مصر است تا کنترل خود بر مرز کوتاه خود با نوار غزه را بردارد.
هر وقت که این مرز گشوده میشود او اخطار میکند: «منتظر خروج جمعی همه مردم باشید» و این چیزی است که اسرائیل به شدت مشتاق آن است.