دکتر حسن لاسجردی
تحولات هستهای ایران به ویژه در روزهای اخیر در سایه مواضع غیرحقوقی و اقدامات سیاسیکارانه کشورهای غربی و همقدمی روسیه و چین در رایزنیهای دیپلماتیک به رغم اختلاف دیدگاههایشان نشان از برخی روندها و رویدادها در آینده دارد.
با نگاهی به آرایش صحنه شطرنج تحولات هستهای و مواضع هریک از کشورها و طرفهای درگیر، چنین به نظر میرسد که هریک از حاضرین و یا مدعوین موجود از مدتها پیش در پی برآورد توان و قابلیت هریک از بازیگران از یکسو برای درک صحیح اوضاع و تخمین مانورهای احتمالی رقبا از سوی دیگر بودهاند تا بتوانند مطابق معمول عالم سیاست در کسب بیشترین منافع در سایه کمترین هزینه اقدام نمایند.
با گذشت بیش از سه سال از طرح موضوع ایران در آژانس و دوران پر فراز و نشیب آن به نظر میرسد که امروزه جهانیان درک واقعیتری از دیدگاههای ایران و همچنین بازیهای سیاسی دیگر طرفها دارند و به همین جهت است که بسیاری از صاحبنظران و محققان شرایط فعلی کشورمان را غیرقابل بازگشت میدانند و بر این دیدگاه تأکید دارند که پیروزی ایران در این نبرد نابرابر به طور حتم فضایی برای مانور و بروز خلاقیت دیگر کشورها به بار خواهد آورد که تا مدتها میتواند به میدانداری کشورهای در حال توسعه در عرصههای مختلف تکنولوژی و تولید علم کمک کند.
از سوی دیگر برخلاف روند مورد درخواست غربیها که سعی در ترویج و گسترش فرهنگ هژمونیک خود دارند به نظر میرسد به نتیجه رسیدن این موضوع به طور حتم در سایه اتخاذ مواضع مدبرانه ایران در گردبادهای تند تبلیغاتی و سیاسی غرب میتواند علاوه بر اثبات تواناییهای این نظام در عرصه بینالملل، شاهراهی به پهنای عرصه جهانی در اختیار کشورهای در حال توسعه قرار دهد و به نوعی موازنه قدرت غیرمنعطف کشورهای بزرگ را با انعطاف بیشتری مواجه سازد.
از منظر دیگر، ایستادگی منطقی ایران میتواند در برابر فزونخواهی قرون وسطایی برخی کشورهای به اصطلاح متمدن، این پیام ظریف و دقیق را به گوش جهانیان برساند که برخلاف تمامی ادعاهای پرطمطراق غرب در رعایت اصول دمکراتیک و وفاداری به اصول و خواستههای ملی و مطالبات عمومی، این موضوع فقط در سطح باورها و یافتهها قابل رویت و مشاهده است و در صحنه عمل دست کشورهای غربی کاملاً خالی است.
علاوهبر تمامی این موارد به نظر میرسد بهرغم هزینههای احتمالی وارده بر کشورمان در طول این بحران برای فایق آمدن و رساندن آن به ساحل آرامش و ثبات، آنچه بیش از همه نمایان خواهد شد، بروز مظاهر آشکار استعمار فرانوین است که تلاش میکند در آستانه هزاره سوم در سایه هجوم اطلاعات و بمباران کلمات و خفقان رسانهای غرب ابنای بشر را به روشهای نوین به اسارت درآورده و از کلیه پوششهای به اصطلاح رهاییبخش بهرهگیری نماید و لذا از هر نوع مخالفت ولو در قالب دستاوردهای علمی نوین به دلیل ماهیت خدشهپذیر استیلای خود پرهیز دارد و به شدت با آن مقابله میکند.
درنهایت حرکتهای زیادهخواهانه غرب در برابر خواست منطقی ایرانیان بنا به تجربه تاریخ آنجا که با صلابت و اقتدار ملت مواجه شده به نتایج و عواقب مطلوبی رسیده و هرگاه این روند به اعوجاج و انحراف کشانیده شده به ضرورت و در بسیاری از موارد بناچار به امضای قراردادهای ننگینی منجر شده که تاریخ ننگ آن را برنمیتابد تا چه رسد به آیندگان.