حمیرا عمرانی
شاه در سال 57 با چنان امواج سهمگین و کوبندهای از مخالفت مردم روبهرو شده بود که قادر به تصمیمگیری درست نبود. در مجموعه اقدامات شتابزده وی میتوان به تغییر کابینههای متعدد دولت اشاره داشت.
او ابتدا پس از 12 سال هویدا را از اریکه نخستوزیری برکنار کرد و جمشید آموزگار را جانشین وی ساخت. اما آموزگار نه تنها نتوانست جریان انقلاب را تعدیل کند بلکه با رودررو قرار گرفتن مقابل روحانیت اوضاع را بحرانیتر کرد. علاوهبر این وی تصور میکرد با یک سری اقدامات اقتصادی شتابزده و یا به محکمه کشاندن برخی عناصر فاسد متصل به حکومت میتواند موج نارضایتیهای را آرام کند. با شکست سیاستهای پراکنده و گاه متناقض آموزگار شاه بلافاصله وی را از نخستوزیری خلع کرد و شریف امامی را جانشین وی ساخت (5 شهریور تا 4 آبان 1357).
شریف امامی نیز گزینه مناسبی برای این مقام نبود. او در اوج بحران از ریاست مجلس سنا به ریاست کابینه دولت کابینه آشتی ملی منتقل شد. اگرچه شریف امامی از آغاز کار خود اقداماتی جهت رفاه عمومی (پایین آوردن قیمت مسکن و ...) انجام داد اما از آنجا که از عناصر قدیمی وابسته به حکومت بود تاثیر چندانی در روند آشتی ملت و سلطنت نداشت. چرا که مردم و رهبری اساس سلطنت و نوع حکومت شاه را در مسیر انقلاب به چالش کشانده بودند و مسلم بود عوامل وابسته نمیتوانستند راهگشا باشند. علاوه بر این شریف امامی از طرف برخی مجلسیان نیز مورد انتقاد قرار گرفته بود.
در این گیرودار شریف امامی فضای باز سیاسی اعلام کرد و دستور داد انتقادات مجلسیان در رادیو و تلویزیون مطرح شود. همین امر باعث شد تظاهرات مردمی در سطح گستردهتری برگزار شود. با اعلام فضای باز سیاسی بسیاری از گروههای سیاسی اعلام موجودیت کردند و با طرح دیدگاهها و نقطهنظرات خود به خصوص در زمینه از بین رفتن سلطنت و ایجاد حاکمیت ملی بار دیگر با حکومت سلطنتی مخالفت کردند.
از طرفی افراد پیرامون شاه دو گروه بودند؛ یک گروه خواستار رفتار مسالمتآمیز با مردم بودند که شریف امامی نیز در رأس آنان قرار داشت و همواره به مردم قول میداد حکومت نظامی را از شهرها بردارد. گروه دوم سرکردگان ارتش بودند که خواستار رویارویی مستقیم و سرکوب مردم بودند.
با فرا رسیدن فصل پاییز و بازگشایی دانشگاهها و مدارس دانشگاهیان و محصلین به خیل جمعیت تظاهرکننده افزوده شدند. کسانی که طرفدار رویارویی ارتش و مردم بودند تظاهرات خود را همچنان دنبال میکردند تا جایی که در 13 آبان 1357 تظاهرات مردمی و برخورد ارتش به اوج خود رسید. کشتار دستهجمعی مردم و هجوم نظامیان به دانشگاه سبب شد کابینه شریف امامی سقوط کند. به این ترتیب ازهاری جانشین وی شد (15 آبان تا 17 دی 1357).
ازهاری به عنوان یک نظامی نخستوزیری را برعهده گرفت و ابتدا هرگونه تظاهراتی را ممنوع اعلام کرد، اما تظاهرات مردم همچنان ادامه یافت. ازهاری که به دنبال راهکاری برای کم کردن تظاهرات میگشت اعلام کرد راهپیمایی مذهبی بدون شعار آزاد است. از همین زمان فریاد اللهاکبر در شب هنگام بر فراز بام ساختمانها طنین افکند و اعتراضات مردمی را به شکل دیگری نشان داد. با اعلام اعتصابات کارگران شرکت نفت وضعیت بدتر شد. علاوه بر اغتشاش در ادارات دولتی، تظاهرات مردم، کمبود سوخت و صفهای طویل نفت در مقابل مغازههای نفتفروشی بر معضلات دولت اضافه شد.
با اوجگیری مخالفتها و نابسامانیهای متعدد شاه آخرین مهره خود را به عرصه سیاست وارد کرد شاه در این زمان از بختیار دعوت کرد نخستوزیری را برعهده بگیرد. بختیار در دوران جبهه ملی سوم در خارج از ایران فعالیت میکرد. او خیلی سریع پیشنهاد شاه را پذیرفت اما بسیاری از فعالان و رهبران جبهه ملی با وی مخالفت کردند. در عین حال آمریکاییها حمایت تلویحی خود را از او اعلام کردند. و بختیار کابینه خود را تشکیل داد.
(16 تا 22 بهمن ماه) بختیار بلافاصله با خبرنگاران خارجی و داخلی مصاحبه کرد و برنامههای خود را اعلام نمود. مهمترین اصول او، اجرای قوانین اسلام و آزادی سیاسی و استقبال از امام خمینی در وطن بود اما بلافاصله امام خمینی دولت او را غیرقانونی اعلام کرد. در نخستین روزهای دولت بختیار مساله خروج شاه از ایران مطرح شد.
درگیری دولت با مردم به اوج خود رسید. کمبود مواد سوختی همچنان باقی بود. بروز اختلاف بین سران ارتش بر مسایل گذشته افزوده شد.
با وجود تمامی تلاشهای حامیان شاه، وی در روز 26 دی ماه مجبور به خروج از ایران شد. بختیار تصور میکرد با خروج شاه و حمایت ارتش میتواند بر اوضاع مسلط شود. پس از خروج شاه، اما در پاریس اعلامیهای به سراسر جهان مخابره کردند و نوید بازگشت به ایران را به ملت دادند.
بختیار از همان ابتدا درصدد بود تا ورود امام را به ایران به تأخیر بیندازد. بنابراین اعلام کرد قصد دارد به پاریس برود و امام را ملاقات کند و در زمینه حل مسایل مختلف به گفتوگو بپردازد. امام خمینی اعلام کردند تنها درصورتی بختیار را میپذیرند که استعفا بدهد.
بالاخره زمان ورود امام به ایران در 12 بهمن اعلام شد. بختیار از یک طرف اعلام داشت شرایط مناسب برای ورود امام را فراهم خواهد کرد و از طرف دیگر مانع رسیدن سوخت بنزین به شهرستانها شد تا مردم نتوانند برای استقبال از امام به تهران وارد شوند.
با برنامهریزی کمیته امام در روز 12 بهمن به خاک ایران وارد شدند و جمعیتی بالغ بر 2 میلیون نفر به استقبال ایشان شتافتند.
با ورود امام به ایران جریان انقلاب طی 10 روز تسریع شد و حضور نخستوزیر شاه در کابینه روزبهروز کمرنگتر شد. بالاخره در 22 بهمن دولت بختیار سقوط کرد و مرغ توفان دریای شاهنشاهی کابینه نخستوزیری را ترک کرد.