* بحثی که در این چند سال اخیر بین تشکلهای غیردولتی آسیبشناسان و کارشناسان سوءمصرف مواد مخدر با متولیان دولتی مبارزه با اعتیاد جریان داشته پیرامون قانونی بوده است که مصرفکنندگان مواد مخدر را مجرم و بیمار دانسته است. در نگاه شما به عنوان ارشدترین مقام عملیاتی پلیسی در امر مبارزه با مواد مخدر و اعتیاد، آیا وابستگان به مصرف مواد مخدر را باید بیمار دانست یا مجرم تلقی کرد و اصلاً نگاه شما در طرحی که به اجرا گذاشتهاید چگونه است؟
** ملاک کار پلیس در تمام کشورها براساس قوانین بینالمللی و داخلی مقابله با عرضه مواد مخدر و قاچاق آن به داخل کشورهاست و بنابراین است که همواره پلیسهای دنیا بتوانند بر توانمندی اطلاعاتی و عملیاتی خود در مبارزه با مواد مخدر و برخورد با قاچاقچیان بپردازند. این موضوع در همه کشورها مشترک است و قوانین بینالملل هم در موضوع مبارزه با قاچاق و قاچاقچیان بر این شالوده استوار است که همه به دنبال برخورد قوی و سخت با قاچاقچیان هستند.
البته یکسری راهکارهای اصلی و مشترک در همه پلیسهای دنیا وجود دارد و یکسری راهکارهای فرعی که برخاسته از روشهایی است که هر کشور با توجه به فعالیت گروههای قاچاق تنظیم میشود. در بحث مبارزه با اعتیاد و کنترل آن تمام کشورها به دنبال کنترل و کاهش مصرف مواد مخدر هستند که در این موضوع قوانین داخلی کشورها متفاوت است.
* تفاوت در قوانین یا تفاوت در نگاه به مقوله اعتیاد و وابستگی به مصرف؟
** ببینید، برخی از کشورها اعتیاد را جرم نمیدانند ولی برنامههای پیشگیرانه خوبی دارند و همینطور برنامههای ساماندهی و درمان قوی برای معتادان دارند، ولی در خیلی از کشورها اعتیاد جرم است و اصل درمان و ساماندهی معتادان را هم در کنار این موضوع دارند. ولی در حقیقت جرمانگاری اعتیاد و معتاد در بسیاری از کشورها به منظور پیشگیری از اعتیاد است یعنی هدفی را که آنها دنبال میکنند این است که اعتیاد در کشورشان آزاد تلقی نشود و جرم باشد تا مردم به سمت اعتیاد نروند. البته این جرمانگاری همانند برخورد با جرم قاچاق مواد مخدر نیست و همین طور به معنای روانه ساختن معتاد به زندان هم نیست بلکه شیوه برخورد با همین معتادان مجرم هم براساس شیوه درمان و ساماندهی است.
ما هم از آن دسته کشورهایی هستیم که براساس قوانین موجود اعتیاد را جرم میدانیم؛ قوانینی که تکمیل شده و هدفمندند. در قانون آمده است که اعتیاد جرم است ولی آن دسته از معتادانی که اقدام به ترک میکنند مجرم شناخته نمیشوند و مورد تعقیب کیفری قرار نمیگیرند و به اعتقاد من این قانون کمنظیرترین قانونی است که تا به حال در دنیا به تصویب رسیده و در بحث اعتیاد هم کاملترین قانون است.
* شما این قانون را کاملترین و بینظیرترین قانون در جهان میدانید ولی در سالهای اخیر بیشترین مناقشه میان گروههای مردمی و مسئولان دولتی مبارزه و مقابله با اعتیاد همین قانون بوده است. کارشناسان، وابستگان به موادمخدر را بیمار میدانند درحالیکه در متن قانون بر بیمار و مجرم بودن معتادان تأکید شده است.
** اگر قرار بر این باشد که اعتیاد در کشور جرم نباشد، یعنی اینکه اعتیاد آزاد است و این نه به صلاح مملکت است و نه به صلاح جمهوری اسلامی ایران. در حقیقت هدفی که در این قانون موردنظر است اقدام پیشگیرانه است یعنی از یکسو اعتیاد را جرم میداند تا افراد به سمت اعتیاد نروند و فکر نکنند که مصرف موادمخدر آزاد است پس هر وقت خواست میتواند برود و مواد مخدر مصرف کند. جمهوری اسلامی ایران اصلاً بر اساس مبانی اسلامی و ارزشهای اسلامی خود نمیتواند بگوید که اعتیاد و مصرف مواد مخدر آزاد است. بنابراین اعتیاد را جرم میداند و با همین جرمانگاری، مردم را از رفتن به سوی اعتیاد نهی میکند.
ولی به هر حال به دلایل مختلف و مشکلات و بسترهایی که در سطح کشور وجود دارد به ویژه اینکه اصلاً مصرف مواد مخدر در کشور یک سابقه تاریخی 300 ساله دارد و اساساً بحث مصرف تریاک در کشور تبدیل به یک فرهنگ شده است که البته با تمام زحماتی که در این 30 سال اخیر کشیده شده است، هدف مورد نظر ما در زمینه کاهش مصرف مواد مخدر تحقق پیدا نکرده است. بنابراین ما باید در حقیقت با معضلی که در جامعه تبدیل به فرهنگ شده است مبارزه کنیم و ریشهکن ساختن چیزی که در کشور تبدیل به عرف و فرهنگ شده، بسیار سخت و زمانبر است.
لذا قانون در بخش دوم خود آورده افرادی که به دلایل مختلف به سمت اعتیاد میروند و گرفتار شدهاند، باید بروند ترک کنند. آنها به دلایل مختلف گرفتار شدهاند ولی حالا دیگر باید بروند به سمت ترک و قانون ما میگوید افرادی که به سمت ترک میآیند دیگر مجرم نیستند تا آنها را تشویق به ترک مواد مخدر کند و در آنها انگیزه ترک موادمخدر را به وجود بیاورد.
* در نگاه شما وابستگان به مواد مخدر چند دسته هستند؟
** دو دسته. افرادی که برای ترک میروند و اینها مجرم نیستند و در مقابل برخورد مأموران نیروی انتظامی گناهی ندارند و دسته دوم افرادی هستند که نمیروند برای ترک. خب، با اینها چه برخوردی میشود داشت؟ یک روش این است که فکری به حال اینها کنیم. نمیشود که چون معتاد شدهاند و ترک هم نمیکنند بگوییم آنها راهشان را ادامه دهند، چون ادامه دادن مصرف مواد مخدر از سوی آنها یعنی اینکه تقاضای مواد مخدر در کشور وجود دارد و مواد باید وارد کشور شود که خودش ترویج قاچاق و تأیید اعتیاد است.
* در رویکردی که مقامات ارشد مقابله با مواد مخدر ایران به مقوله مقابله و کاهش تقاضا دارند تا چه میزان بر کشورهایی که در این خصوص موفق عمل کردهاند توجه شده و آیا شما در اداره کل مبارزه با موادمخدر در طرحهایی که پیشنهاد میدهید یا به اجرا درمیآورید، نگاهی به طرحهای بینالمللی یا کشورهای موفق داشتهاید؟
** در سالهای پس از پیروزی انقلاب به ویژه از سال 67 که ستاد مبارزه با مواد مخدر تشکیل شد، رویکرد قانون و تصمیمات ستاد در تنظیم سیاستهای برخوردی در موضوع قاچاق و قاچاقچیان یکنواخت بوده است و نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران هم بالاتر از ظرفیت و توان خود در موضوع مبارزه با مواد مخدر عمل کرده و بالاترین موفقیت را در میان پلیسهای دنیا داشته است.
در حقیقت مهار مقوله اعتیاد با این رویکرد که گسترش بیرویه در کشور نداشته باشد، در طول سالهای پس از انقلاب و در کنار بحران افغانستان صرفاً مدیون تلاش نیروی انتظامی و شهیدانی است که این نیرو برای مبارزه با مواد مخدر داده است. بنابراین سیاستهای ما در این بخش ثابت بوده ولی آنچه را که ما به آن اشکال اساسی داریم این است که اقدام مناسب و جدی در بحث ساماندهی و درمان معتادان در کشور صورت نگرفته که این امر هم اصلاً بر عهده پلیس نبوده است بلکه ساماندهی و درمان معتادان به عهده دستگاههایی است که مسئولیت این کار برعهده آنها گذاشته شده است.
* سردار ابویی، ایراد اساسی آسیبشناسان و NGOها بر برخورد چکشی با مصرفکنندگان موادمخدر است و اگرچه اقدامات ضربتی صورت گرفته مثل دستگیری گسترده و ضربتی و انتقال وابستگان به مصرف موادمخدر به زندان در اواخر دهه 60 تا نیمه دهه 70 آزمایش خود را پس داده است، آنها معتقدند که شکست برخوردهای چکشی در مقوله برخورد با مصرفکنندگان موادمخدر محرز شده است. پاسخ شما چیست؟
** بههیچوجه. اساساً اینگونه نبوده که در کشور در یک مقطعی برخورد چکشی صورت گرفته است. اصلاً برخورد چکشی در کشور معنا ندارد. پلیس با معتادانی برخورد کرده که اقدام به ترک نکردهاند و به صورت علنی در میادین و خیابانها حضور یافته و تظاهر به تهیه و مصرف موادمخدر کردهاند. پلیس در خیابان معتاد تابلو یا آشکار را میبیند که قطعاً بهدنبال جرم سرقت و تهیه مواد مخدر است تا جایی برود و مواد را مصرف کند.
پس در برخورد ما با این دسته از معتادان تغییر رویهای ایجاد نشده است و ما بهعنوان پلیس همواره براساس قانون معتادانی را که ترک نکردهاند و در سطح خیابان ظاهر شدهاند را جمعآوری کردهایم و این مسائلی که مطرح میشود کاملاً بیاساس و از نگاه ما مردود است. اینکه بگوییم در یک مقطع برخورد چکشی داشتهایم و در مقطعی دیگر سیاست انقباضی را در پیش گرفتهایم، در سطح عملیات پلیس بیمعناست. اگرچه در بخش دستگیری و جمعآوری معتادانی که اقدام به ترک نمیکنند نیز فرازونشیبی داشتهایم.
* شما بهعنوان مسئول اداره مبارزه با موادمخدر نیروی انتظامی پیش از این سالها چه اقدامات اساسی برای ساماندهی معتادان داشتهاید که حالا اعتراض میکنید به کمکاری سازمانهای دیگر؟
** اواخر سال 75 تلاش و برنامهریزی جدی برای ایجاد مراکز نگهداری و درمان معتادان صورت گرفت ولی متأسفانه در سالهای بعد این مراکز تعطیل شد و بخشی از معتادان دستگیر شده روانه زندان شدند که کار بسیار نادرستی بود. چون مشکلات عدیدهای را هم برای سازمان زندانها و هم افراد معتاد ایجاد کرد. آنزمانی که ما اردوگاه نگهداری معتادان را با سرمایه هنگفتی ایجاد کردیم متأسفانه هیچ استفادهای از این اقدام صورت نگرفت یا معتادانی را که به این مراکز منتقل میکردند هیچ برنامه درمانی مشخص و مؤثری برای آنها وجود نداشت.
ولی اقدام اخیری که در رابطه با ساماندهی و درمان معتادان انجام میدهیم ادامه همان اقدامی است که شش سال پیش صورت گرفت؛ یعنی برخورد با معتادانی که اقدام به ترک نمیکنند و در سطح شهر تظاهر میکنند و دست به جرایم دیگر میزنند. طرح اخیر ما بر این است که به برنامه تنظیمشده شدت بیشتری بدهیم که البته تازه شدت هم معنا پیدا نمیکند.
در طول سالهای گذشته 95 درصد از معتادان دستگیر شده همان روز آزاد میشدند چون زندانها جا نداشتند و جای دیگری هم برای نگهداری آنها نبود و پلیس تنها کاری که میکرد دور خودش میچرخید یعنی معتادان را جمعآوری میکرد و آنها دوباره آزاد میشدند. تنها تفاوتی که داشت این بود که یک مقدار سطح شهر کنترل میشد تا اعتیاد گسترش پیدا نکند.
* کمبود جدی که در این سالها احساس میشد در چه موضوعاتی است؟
** دستگاههای متولی درمان و ساماندهی در این سالها میبایست دو کار اساسی را انجام میدادند؛ یکی ایجاد ظرفیت درمانی برای معتادانی که از سوی پلیس دستگیر میشدند و دوم ایجاد ظرفیت نگهداری برای معتادانی که اقدام به ترک نمیکنند و پلیس اینها را دستگیر میکند که در هر دو این موارد، نقص اساسی داریم. نه ظرفیت پاسخگویی به معتادانی که اقدام به ترک میکنند. از سوی دستگاههای ذیربط فراهم شده است و نه از امکانات و مراکزی که با بودجه ستاد مبارزه با موادمخدر در اکثر شهرهای کشور ایجاد شد، استفاده مناسب صورت گرفت.
* آنطور که شما میگویید هیچیک از ظرفیتهای مناسب ایجاد نشده است. حال سؤال من این است که فکر میکنید برخوردهای قهری با مصرفکنندگان موادمخدر پاسخگو است؟
** ما اصلاً برخورد قهری نداریم.
* اینکه وابستگان به مصرف موادمخدر بهعنوان یک مجرم در جامعه نگریسته شوند، اینکه مهر دستگیری و انتقال به اردوگاه بر پیشانیاشان بنشیند؟
** اینها اصلاً برخورد قهری نیست و اصلاً نباید اینطور باشد. افرادی که این حرفها را میزنند یا درک واقعی از جامعه و دغدغه ذهنی و روانی مردم ندارند و یا بهطور عمدی یا سهوی به دنبال ترویج اعتیادند. چون اگر قرار باشد در کشور مصرف موادمخدر ازاد شود آنوقت خواهید دید که چند درصد این مردم معتاد خواهند شد. بنابراین برخورد قهری نیست بلکه یک اصول و نگرش است. اصلاً یک سیاست است. تنها ما نیستیم که این روش را در پیش گرفتهایم. در خیلی از کشورهای دنیا هم الان همینگونه است.
بله، در کشورهای غربی خیلی چیزها جرم محسوب نمیشود. آنها شرابخواری را جرم نمیدانند و خیلی چیزهای دیگر را که در اسلام جرم است، آنها جرم تلقی نمیکنند. درصورتیکه براساس فتوای اکثر مراجع در ایران مصرف موادمخدر حرام است. یعنی جرم است و قانون هم باید اینها را جرم تلقی کند. چون ارزشهای دینی ما اینطور حکم میکند.
ولی در نحوه برخورد با معتاد بله، ما هم این عقیده را نداریم و البته از ابتدا هم مخالف بودیم که جای معتاد در زندان باشد و معتقد بودیم که جریمه و شلاق هم بر او تأثیر ندارد. البته معتادانی که ترک نمیکنند و دستگیر میشوند باید به مراکز نگهداری بروند تا درمان شوند و اینها بایستی که آنجا با یک رویه سخت نگهداری شوند نه اینکه تنبیه شوند، بلکه از نظر تحرکات بدنی برنامههای فشردهای داشته باشند که در افزایش اراده برای ترک تأثیرگذار باشد.
* بنابراین با طرح جدیدتان میخواهید یک سمزدایی گسترده در سطح وسیعتر انجام دهید تا درمان کامل؟
** هم بحث سمزدایی و هم بازتوانی جسمی درش هست و البته اینطور نیست که شما میگویید چون در همین طرح مرکز سمزدایی، بازتوانی و آوردن مشاور انجام میشود تا از لحاظ روحی و روانی نیز با معتادان کار شود. البته این طرح آزمایشی است که پس از تکمیل هر دو مرحله ارزیابی میشود.
* چه اندازه به موفقیت طرح جدیدتان خوشبین هستید؟
** اگر همه بخشها همکاری کنند و مراحل بازتوانی جسمی و روحی خوب صورت بگیرد، طرح را بسیار موفقیتآمیز میدانم؛ البته باید مسائل تکمیلی هم کنار طرح باشد. فرهنگسازی، کاریابی و اشتغال مسائلی هستند که در ترک کامل معتاد بسیار مؤثرند و اینکه جامعه فردی را که اعتیاد خود را کنار گذاشته است بپذیرد این را هم میگویم که تاکنون در دنیا هیچ اقدام درمانی نیامده است که بگوید پس از ترک صددرصد امکان بازگشت مجدد به مصرف وجود ندارد و تازه موفقترین ترکها بین 25 تا 30 درصد هستند و 70 درصد معتادان بازگشت مجدد دارند و دوباره به چرخه مصرف وارد میشوند که در مراحل بعدی باید به ترک اقدام کنند.
* نگاه کنید به NGOها چگونه است و اینکه تا چه حد به توان NGOها و کمک آنها معتقد هستید؟
** در سالهای اخیر از NGOها حمایت کردهایم و دیدگاه ما تقویت و تشویق آنها در کنار یک نظارت نسبی است و بیشترین کمک را به NGOها در سالهای اخیر صورت دادهایم. ما اصلاً با آنها برنامه جداگانهای داریم البته نه در طرح جدیدمان. به NGOها کمک میکنیم تا جمعیت بیشتری از معتادان را تحت درمان و پذیرش قرار دهند. حتی برنامهای داریم که معتادان دستگیرشده را که آمادگی خود را برای ترک اعلام میکنند، وضعیت خانوادهشان طوری است که قابل معرفی به NGOها است. آنها را در اختیار این گروهها قرار دهیم تا تحت درمان و کنترل قرار بگیرند.
* دستگیرشدگان در طرح جدید آیا به مراجع کیفری هم ارجاع میشوند؟
** خیر، ولی دستگیری آنها تنها یک سابقه است تا اگر ترک نکنند بهعنوان یک سابقه منفی برایشان لحاظ شود.
* تخمین میزنید چه میزان معتاد در کشور وجود دارد و آیا آماری از میزان کاروانهای قاچاق موادمخدر در کشور دارید؟
** در بحث مقابله با گروههای قاچاق در شرق کشور، نیروی انتظامی سه هدف را دنبال میکرد. نخست اقداماتی بود که بر کاهش حجم فشار بر مرزها مؤثر بودند و دیگر کاهش توان و استعداد گروههای قاچاق در شرق کشور و بالا بردن هزینه قاچاق برای قاچاقچیان و سوم کنترل فراوانی موادمخدر در داخل کشور.
در برنامه پنج ساله اول که از سال 80 تا 84 انجام شد، توانستیم به اهداف برنامه برسیم تا جایی که در سالهای اخیر شاهد تغییر مسیر ترانزیت موادمخدر از افغانستان به نقاط دیگر هستیم. بهطور میانگین 20 درصد از حجم فشار ورود موادمخدر به داخل کشور کاسته شد و به سایر مسیرها منتقل گردید. با افزایش کشف موادمخدر و جمعآوری مواد وارد شده 30 درصد فراوانی این مواد را کنترل کردیم و حداقل 50 درصد از امکانات و توانایی گروههای مسلح در شرق کشور کاستهایم.
* ارشدترین مقام پلیس در امر مقابله با موادمخدر، آیا برآوردی از چرخه اقتصادی و سرمایه مافیایی موادمخدر دارد؟
** اجازه بدهید وقت دیگری جواب این سؤال را بدهم چون درحال حاضر روی این موضوع کار میشود.