* آقای صدیقی! برای انتشار نشریات در قالب مناطق مختلف شهری چه ضرورتهایی وجود دارند؟
** اطلاع رسانی یک کارکرد، شیوه و روشی دیرپاست. به نظر می آید از زمانی که اولین روزنامه ها شکل گرفتند، در مورد اطلاع رسانی، این باورپذیری را نیز در جامعه ایجاد کردند. در نتیجه، اهمیت و ضرورت اطلاع رسانی، صورت بندی ها و کارکردها و شیوه ها، تنوع و تکثر زیادی پیدا کرد. این در حالی است که اشاعه رسانه ها به مفهوم نیاز به کسب اطلاعات عمومی، تفنن و سرگرمی است. وقتی از این منظر به پدیده نگاه می کنیم، آنوقت می فهمیم که تنوع در شکل روزنامه ای مکتوب یا به صورت تصویری یا سمعی بر می گردد به کثرت رسانه ای، تنوع آن و نیاز مخاطب. هرحوزه زیستی با نوعی از مفاهیم، مضامین و رویدادها و پدیده های مختص آن جغرافیا آمیخته است. به همین دلیل، ضرورتهایی باعث می شود تا ما به رسانه محلی گرایش پیدا کنیم. بنابراین می توان گفت که این نیاز مخاطب در درک و توجه به رسانه است که باعث تعدد، تنوع، کوچک شماری و خرده نگری می شود. می خواهم در ابتدا بر ضرورت، چنین فعالیتی تأکید کنم. این ضرورت وجود دارد و فاکتور مهمی از این ضرورت نیاز جامعه در قالب تنوع فرهنگ ها و جغرافیاهای زیستی است. یعنی آدمی که در تهران زندگی می کند با آدمی که بیرون از تهران زندگی می کند، در کنار مطالبات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ...، تفاوت بسیاری دارد. بخشی از این وجوه افتراق به جغرافیایی که آنها در آن زندگی می کنند باز می گردد. منظور از جغرافیا، جغرافیای آمد و شد است و خیابان، کوچه، پارک، مدرسه، بقالی و ... هر چیزی. پس این جغرافیا که وسیع می شود این ضرورت را با خود به همراه می آورد. کلانشهری مثل تهران که اندازه یک کشور - و حتی چند کشور - جمعیت دارد ضرورت تقسیم بندی و بخش کردن برای انتشار نشریات محلی یا منطقه ای را نیز با خود دارد . شاید این امر ما را به اینجا برساند که روزی صاحب رادیوهای منطقه ای و محلی بشویم یا وقتی که صحبت از تلویزیون های کابلی می کنیم، آن تلویزیون ممکن است فقط یک منطقه را تحت پوشش قرار دهد . بنابراین تأکید من بر این نکته است که این ضرورت اجتناب ناپذیر است و نیاز به انتشار چنین نشریاتی قطعاً وجود دارد.
* با توجه به کثرت روزنامههای سراسری، نشریات محلی و منطقهای چه حرفی برای گفتن میتوانند داشته باشند؟
** هر نشریه در چنین مقیاس هایی در برگیرنده اطلاعات و پاسخگوی نیازهایی است که آن منطقه طالب آن است یعنی به نظر من کار فقط منحصر به خبر یا گزارش نیست یعنی اگر شما در یک منطقه جغرافیایی آگهی هم چاپ می کنید، می توانید با آن آگهی نیز اطلاع رسانی کنید .
این حوائج نیازهای زیست محیطی در جغرافیایی است که آنها به آن نیاز دارند. به عنوان مثال اگر می بینیم که بیشترین تعداد فوتبالیست ها در منطقه ۲۰ تهران ساکن هستند در صفحات ورزشی ویژه نامه منطقه ۲۰ باید به سراغ این افراد رفت و در زمینه برگزاری مسابقات ورزشی در آن منطقه اطلاع رسانی کرد چرا که برخی از این خبرها در روزنامه ها منتشر نمی شود. به عنوان مثال در این منطقه تیم های منطقه در حمایت از مردم زلزله زده بم در ورزشگاه محلی خودشان مسابقه ای برگزار می کنند. هیچ روزنامه ای این خبرها را چاپ نمی کند. این در واقع یک موضوع خرد از یک موضوع بزرگ است. بنابراین می توان به اقتضای جغرافیای انسانی منطقه به نیازهای آن منطقه پاسخ گفت. آن نیاز می تواند فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی یا هنری و ادبی هم باشد. این نیازهای «بخشی» در نهایت به نیازهای کلان سراسری وصل می شود که به عنوان نیازهای کلانشهر تهران شناخته می شوند. کیفیت مطالبات اکثر جاها شبیه هم است. مطالبات مردم تهران با مطالبات مردم شهرستانها شبیه هم است، اگر تفاوتی وجود دارد در حجم مطالبات است نه در کیفیت آنها.
* آیا ویژگیهای جغرافیایی و زیست محیطی یک منطقه باید بر فرم و شکل صفحهبندی این نشریات تأثیر بگذارد؟ به عبارتی آیا هر نشریه محلی باید گرافیکی خاص داشته باشد؟
** قطعاً هر جایی باید صدا و رنگ خودش را داشته باشد. یعنی کسی که در تهران زندگی می کند وقتی نشریه منطقه ۱۲ را ورق می زند باید سریع بفهمد که این نشریه متعلق به آن منطقه است. گرچه هر کار می تواند وجوه اشتراکی نیز با مناطق دیگر هم داشته باشد ولی باید مطالبی از هر منطقه را در اختیار من مخاطب قراردهد تا از طریق آن بفهمم که منطقه ۲۰ با منطقه یک فرق می کند.
* شرط موفقیت در انجام چنین کاری چیست؟
** شرط موفقیت در انجام چنین کاری را شناخت جمعیتی و نداشته های مناطق می دانم، یعنی اگر قرار است که یک نشریه برای منطقه ۱۲ منتشر شود، مدیریت آن نشریه باید در درجه اول آن منطقه را بشناسد، شمار جمعیت آن منطقه را بداند، تقسیم بندی آن را برای شناخت منطقه به دست آورد، تعداد بقالی ها و ... اینکه طیفهای اجتماعی سکنه چگونه است. کارمند یا کارگرند یا کاسب ؟ بیشتر تحصیل کرده اند یا بی سواد و ...باید از این نکات اطلاع حاصل کند. وقتی بر ماهیت جامعه وقوف پیدا کنیم خود به خود به درکی از نیازهای آنجا نیز پی می بریم. می توانیم به دنبال سوژه در آن منطقه برویم اما اگر فاقد این دانش باشیم به شکل کور وارد منطقه می شویم و در نتیجه فکر می کنیم مثلاً همان چیزی که منطقه ۸ می خواهد منطقه ۴ هم می خواهد. قطعاً این طور نیست و تفاوت وجود دارد. گاهی یک خیابان مرز میان دو منطقه می شود همین موجب بروز تفاوت در نیازهای آنان می شود.
* در کدام حوزهها باید با تأمل بیشتری به تولید مطالب پرداخت تا به افت کیفی و تضعیف نشریه منجر نشود؟
** کل مناطق وجوه مشترکی با هم دارند اما نشریه ای که مربوط به شهرداری است ـ مثل نشریه همشهری ـ باید در جستجوی تبدیل شهرنشین ها به شهروندان باشد. به عبارتی شهرداری از این طریق به دنبال شهروند کردن مردم است. چون ممکن است یک نفر از منطقه ای دور افتاده بیاید و این نشریه را تهیه کند، این آدم الزاماً شهروند نیست. برای اینکه با مناسبات منطقه ای و شهری آشنا نیست از جغرافیای آن اطلاع ندارد، با سازمان و مراکزی که قرار است به وی خدمات ارائه کنند یا او به آنها خدمات بدهد، آشنا نیست.
پس در این وضعیت روزنامه همشهری می باید در درجه اول به فکر آموزش اصول اولیه شهروندی به شهرنشینان باشد تا از این طریق شهرنشینان را به شهروند تبدیل کند. ما باید بدانیم در کدام مناطق ما شهروندان بیشتری زندگی می کنند. این خود یک اتفاق است کدام مناطق بیشترین میزان مراجعات را به شهرداری دارند؟ باید کار را برای خودمان تعریف کنیم یعنی اگر وزن برنامه را این بدانیم که هدف از تولد این نشریه، شهروند کردن شهرنشینان است باید از این منظر به این نشریات نگریست. در یک منطقه، آب و برق به حد کافی وجود ندارد مشکل مردم به عنوان مثال عدم دریافت برنامه های شبکه سوم سیما است. به خاطر همین است که می گویم باید آن جغرافیا را درک کرد و شناخت.
* این نشریات باید به چه شکلی و در چه قطعی به چاپ برسند؟
** قطع نشریه ،طراحی صفحات، تقسیم بندی صفحات آن، حجم آگهی ای که در آن می ریزیم، همه اینها باید مشخص شود. آیا آن آگهی پوشش جزئی اطلاع رسانی دارد یا نه پوشش کلان را مد نظر قرار داده است؟ اینها همه باید تعریف شوند. در مورد انتخاب ستون ها باید دقت کرد. آیا نشریه در طی روز ساعاتی را مشخص کرده که اهالی منطقه با فلان تلفن تماس بگیرند و مسائل خود را بازگو کنند؟ بخش دوم کار به نظر من به طراحی صفحات مربوط می شود اینکه می خواهد با گفت وگو پر شود یا با گزارش؟ اصلاً خود نشریه می تواند میزگرد برگزار کند و شهردار منطقه را در مقابل معتمدین منطقه قرار دهد.
* آیا آن نشریه شبیه همین نشریاتی خواهد شد که از دکه میخریم؟
** آن نشریه باید شکل همان منطقه باشد، شکل آدمها، شکل نیازهای مردم. همه این کارها نیاز به مطالعه دارد یعنی باید کارکارشناسی لازم روی منطقه انجام داد بعد وارد آنجا شد. با اینکه امروز عصر زورخانه به سر رسیده اما ممکن است مناطقی از تهران هنوز به زورخانه نیاز داشته باشند، ولی در منطقه ای ممکن است بخشی هم باشد که به باشگاه بیلیارد نیاز دارد که باید این را درک کرد و بایستی به این نیازها رسید.
به عبارت بهتر این که نشریه مورد بحث ما هنگامی موفق خواهد شد که اولاً انعکاس نیازمندیها و مشکلات مردم باشد و دوم اینکه اطلاعات مورد نیاز ساکنان آن منطقه را به آنها ارائه دهد. مخاطب باید احساس کند که با گرفتن این نشریه، جغرافیای محیطی خود را پیدا می کند و بداند که آن نشریه تا چه اندازه به نیازهای روزمره اش پاسخ می گوید.
* پس شما به طور کلی معتقدید که در صورت توجه به این موارد نشریات مناطق میتوانند تجربهای موفق از کار درآیند؟
** دقیقاً! اما ما باید موضوع را بشناسیم و زاویه نگاه به آن را هم فرا بگیریم. اگر کادر و نیروهای مسئول این کار بتوانند چنین فراورده ای ارائه دهند حتماً می توان به موفقیت دل بست. این نشریه در صورت موفقیت و پیشرفت می تواند به صورت مستقل منتشر شود به شرطی که بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. این موضوع نیاز به کار کارشناسی پیگیرانه دارد، کار دردمندانه، کارشناسی و محققانه. باید از تخصص کامل و کافی در شناخت موضوع، طراحی و پرداخت آن استفاده کرد نباید فکر کرد چون نشریه، بخشی و منطقه ای است باید ساده گرفت. نه! اصلاً اینگونه نیست. می توانم اینگونه ادعا کنم اگر کامل ارائه شود، ممکن است تیراژ نشریه ای که در منطقه منتشر می شود از تیراژ یک روزنامه هم بیشتر باشد. دسترسی به چنین موفقیتی همانگونه که گفتم نیازمند شناخت ویژگیهای لایه های اجتماعی آن منطقه است و از این طریق می توان به موفقیت آن نشریه امیدوار بود.