تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۰  ، 
کد خبر : ۷۴۰۸۵

سه آفت از آفات اندیشه

نویسنده: محمدجوادباهنر اشاره: یکی از اصول تربیتی مربوط به آفات اندیشه این است که انسان چگونه پرورش یابد که بتواند علی رغم سیطره کبرا و سادات جهانی درجهات مختلف حوزه فکرش را آزاد بگذارد تا خوب مطالعه کند و چشم و گوش بسته نباشد.

الف: پیروی کورکورانه از سنت نیاکان
در این زمینه آیات متعددی وجود دارد که وقتی از آنها (کفار و مشرکان) دعوت می شود که بیایید در قرآن مطالعه کنید یا آنچه را که پیامبر برایتان آورده است بپذیرید می گویند همانچه که پدرانمان را برآنها یافتیم برای ما کافی است. قرآن می فرماید:
... اولوکان اباهم لایعلمون شیئا ولایهتدون. (1)
باز هم باید از گفته و راه و سنتهای آنان پیروی («آیا هر چند پدرانشان چیزی نمی دانستند و راه به جایی نبرده بودند کرد).
اکنون هم می بینیم در بین افراد و ملتها مخصوصا کسانی که به یک نوع ناسیونالیسم منفی کور خشک و جامد گرفتار هستند چگونه قسمت زیاد و حساسی از فکر و زندگی شان در حوزه پیروی و تعقیب سنتهای نادرست نیاکان به کار می رود.
این یکی از آفات اندیشه است. اسلام می گوید اندیشه را آزادکن تا بتواند درست کار کند. سالهای متمادی یک ملت سنتی داشته و فکری می کرده اند. این شما را تحت تاثیر قرار ندهد. فکرتان از آنچه که بوده و از آنچه که دیگران می کرده اند آزاد باشد. در این زمینه هم آیات فراوان است. حتی مستقیما در زمینه خود پدر و مادر قرآن می فرماید:
«و ان جاهداک علی ان تشرک بی ما لیس لک به علم فلا تطعهما و صاحبهما فی الدنیا معروفالله» (2)
«و اگر پدر و مادر تو را بر شرک به خدا که آن را حق نمی دانی وادار کنند در این صورت امر آنها را اطاعت مکن اما در دنیا با آنها با حسن خلق مصاحبت کن.»
ب: پیروی از طاغوت
طاغوت یعنی هر مرکز طغیان و سرکشی که می خواهد نقش خداوندگاران زمین را بازی کند و در واقع سربند فکر و اراده و سرنوشت و حاکمیت جامعه را در دست گیرد. القائات. تلقینات هدفها و راه و جهتگیریهای طاغوت آفت اندیشه است. یعنی فکرها در حوزه ای که در منگنه سیطره القایی و تلقینی و حاکمیت طاغوت باشد روان کار نمی کند. این مسئله یعنی نتیجه تسلیم شدن در برابر طاغوت در نیمه دوم آیه الکرسی بیان گردیده است:
«... والذین کفروا اولیا هم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات...» (3)
«و آنان که راه کفر گزیدند یارایشان طاغوت است. آنها را از جهان روشنایی به تاریکیهای گمراهی افکنند...»
یا در این آیه که درصدد بیان روشن بینی اسلامی است.
«والذین اجتنبوا الطاغوت ان یعبدوها و انابوا الی الله لهم البشری فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه...» (4)
«و آنان که از پرستش طاغوت دوری جستند و به درگاه خدا با توبه بازگشتند آنها را بشارت و مژده رحمت است. پس بندگانم را بشارت ده آنان که سخن را می شنوند و نیکوترین آن را عمل می کنند.»
اول باید اجتناب از طاغوت باشد والا اصلا آن محیط آزادی که انسان بتواند در آن سخنان و حرفها را مطالعه کند و نظرات و عقاید مختلف را ببیند و بررسی کند و بعد بهترین آن را برگزیند باقی نمی ماند. آن گونه محیط نویدبخشی باقی نمی ماند. محیط تاریک و خفقان آور می شود.
ج: پیروی کورکورانه از بزرگان و منتقدان قوم
این نیز یکی دیگر از آفات اندیشه است که در قیامت وقتی از آنها سئوال می شود که چرا این گونه عمل کردید پاسخ می گویند:
«... ربنا انا اطعنا سادتنا و کبرائنا فاضلونا السبیلا.» (5)
خود کردیم که ما را به راه ضلالت کشیدند.» [فاسد] «ای خدا! ما اطاعت امر بزرگان و پیشوایان
به طور کلی آدمی خیره بعضی چیزها است. یک عده از نظر علمی جلو هستند بعضی از نظر نظامی یا اقتصادی یا از جنبه های دیگر پیشرفته اند که سادات و کبرای ملتها و اربابان امتهای دنیا به شمار می آیند. چشمها در برابر اینها خیره است. اصطلاح غرب زدگی را می توان در همین حوزه جای داد. در چنین شرایطی اندیشه نمی تواند درست عمل کنند. وقتی نظریه چهار تا فیلسوف غربی در برابر او گذاشته می شود فلان فیلسوف معروفی که کتاب یا نشریه اش بیرون می آید و چند میلیون نسخه چاپ می شود و خبرگزاریهای دنیا هم تبلیغ آن را می کنند که فلان کس فلان نظریه را بیان کرد آنچنان خیره کننده است که فکر یک محقق نمی تواند آزاد باشد نمی توان حتی احتمال بدهد که ممکن است در برابر فکر او یک اندیشه برتر وجود داشته باشد یا اساسا ممکن است فکر او غلط باشد.
بنابراین. یکی دیگر از اصول تربیتی مربوط به آفات اندیشه این است که انسان چگونه پرورش یابد که بتواند علی رغم سیطره کبرا و سادات جهانی درجهات مختلف حوزه فکرش را آزاد بگذارد تا خوب مطالعه کند و چشم و گوش بسته نباشد. (گفتارهای تربیتی اثر حجت الاسلام والمسلمین شهید محمدجواد باهنر دفتر نشر فرهنگ اسلامی)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات