به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، مجله فوکوس در تحلیلی از هشت سال دوران ریاستجمهوری بوش آورده است: اکنون به نظر میرسد از هشت سال دوران ریاستجمهوری بوش تنها چیزهایی که باقی مانده دو جنگ بدون نتیجه، تنزل ارزشهای اخلاقی، تخریب وجهه آمریکا در جهان و بحران شدید مالی و اقتصادی است. در حالی که جهانیان تاوان سیاستهای اشتباه جورج بوش را پس میدهند، خود وی از دوران ریاست جمهوریاش با عنوان "بهترین شغل جهان" و "تجربهای لذتبخش" یاد میکند.
فوکوس افزوده است: بوش 62 ساله بارها تاکید کرده است که به تاریخ اجازه خواهد داد در مورد دوران ریاست جمهوریاش و عملکردش قضاوت شود، اما گویی فراموش کرده که زمانی در پاسخ به این سوال که بوش چه جایگاهی را در تاریخ به خود اختصاص خواهد داد؟ گفته است: در تاریخ؟ در تاریخ همهی ما مردهایم. در هر صورت واقعیت غیر قابل انکار آن است که جورج بوش اکنون بیشتر از هر زمان دیگری به وینستون چرچیل، نخست وزیر وقت انگلیس در جنگ دوم جهانی که جهان را به طور جدی و دامنهدار دچار تغییر کرد، شبیه است؛ تغییراتی که هرگز به جورج بوش اجازه نخواهد داد که اعادهی حیثیت کند.
در ادامهی این تحلیل میخوانیم: نتایج نظرسنجیهای انجام شده نیز حاکی از شومی ارثیهای است که وی برای جانشین خود باقی گذاشته است. نتایج این نظرسنجیها حاکی از آن است که 61 درصد آمریکاییها جورج بوش را بدترین رییسجمهور آمریکا میدانند. 98 درصد نیز دوران ریاست جمهوری جورج بوش را به عنوان شکستی بزرگ تلقی کردهاند. پایین بودن آمار محبوبیت بوش به حدی است که جان مک کین، نامزد جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا با گفتن جملاتی همچون "من بوش نیستم" سعی در فاصلهاندازی بین خود و سیاستهای هم حزبی خود را داشت.
فوکوس در بخش دیگری از این تحلیل آورده است: قبل ازهر عملکردی سیاست خارجی بوش بعد از حوادث 11 سپتامبر سال 2001، در تاریخ مورد مداقه و ارزیابی قرار خواهد گرفت. اگر چه جهانیان در ابتدا قاطعانه حمایت خود را از اقدام آمریکا برای حملهی نظامی با هدف دستگیری اسامه بن لادن رهبر القاعده اعلام کردند، اما این حمایت قاطعانه بعد از اقدامات واشنگتن در گسترش جنگها و کشتار مردم بیگناه و گرفتار کردن دیگر نقاط جهان به آتش کینه و جنگ، جای خود را به انتقاد و سپس مخالفت داد. به نظر میرسد بوش هرگز حاضر به تصحیح و یا حداقل شنیدن انتقادهای متخصصان در مورد چگونگی اقدامات و سیاستهای ضد حقوق بشریاش نبوده است، سیاستهایی که اقداماتی چون پروازهای مخفیانه سیا، استفاده از تکنیک غرق مصنوعی زندانیان برای گرفتن اعتراف، شنود مکالمات تلفنی و محدودیت حقوق بشری، شکنجهی سیستماتیک غیرنظامیان در زندانهای ابوغریب و گوانتانامو را به دنبال داشته است.
درادامهی این تحلیل آمده است: در روز اول مه سال 2003 بوش با غرور بر روی ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن گفت: آمریکا برندهی جنگ عراق بوده است. درست بعد از این تاریخ و این اظهارات اعلام شد که بیش از 4000 سرباز قربانی جنگ عراق شدهاند! اما در زمینه سیاست امنیت و سیاستهای داخلی، بوش در حالی فریاد آزادی و صلح را برآورده بود که اساس سیاست اجتماعی و داخلیاش را بر اصل "مالکیت جامعه" بنا نهاد و به شهروندان آمریکایی به چشم دارایی شخصی مینگریست. از سیاستهای مالیاتیاش نیز تنها طبقهی ثروتمند جامعه منتفع شدند. در زمینه اقتصادی آمریکا را در بحران اقتصادی بیسابقهای فرو برد. آمار بدهیهای دولتی به دو برابر یعنی حدود 10 میلیون دلار افزایش یافت. بوش در واقع کشوری ورشکسته به لحاظ اقتصادی را به جانشیناش تحویل داده است. امروزه در آمریکا حدود 8 میلیون تن بدون داشتن بیمه بهداشتی و درمانی زندگی میکنند و حدود 6 میلیون تن نیز در مرز فقر به سر میبرند. بدترین و مصیبتبارترین ضعف مدیریت داخلی جورج بوش بعد از گردباد کاترینا در اوت سال 2005 و در شرایطی که نیواورلئان دچاربحران شد، خود را نشان داد. طی این بحران آمریکا به عنوان قدرت برتر جهان تنها در حد کشوری جهان سوم ظاهر شد.
در بخش پایانی این تحلیل میخوانیم: بوش در حالی کاخ سفید را ترک میکند که مدعی بهبود شرایط امنیتی در عراق است، اما واقعیت نیز همین است؟ اوضاع افغانستان به قدری پیچیده و وخیم شده که فرماندهان میدانی درخواست نیروهای تازه نفس دارند و حملات شبهنظامیان و طالبان به شدت اوج گرفته و تلفات غیرنظامیان در حملات نیروهای آمریکایی به سرعت رو به افزایش است و همین خشم و نارضایتی مردم افغانستان و گرایش آنها به طالبان و بی اعتمادیشان به آمریکاییها را به دنبال داشته است. نظرسنجیها نیز همچنان حاکی از آن است که آمریکا در اروپا، کانادا، مکزیک و آسیا به عنوان کشوری خطرناک برای صلح جهانی محسوب میشود.