تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۶  ، 
کد خبر : ۷۴۲۶۶

انتظار تغییر در محیط بحرانی


ابراهیم متقی
نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بیش از آنکه دارای آثار و پیامدهای بین‌المللی باشد، حاوی نشانه‌های از بازتولید قدرت سیاسی در آمریکا است. در دهه 1960، گروه‌های سیاه‌پوستی که مبارزه سیاسی مسالمت‌آمیز را در دستور کار خود قرارداده بودند، عبارت «رویای آمریکایی» (American Dream) را به گونه پایان‌ناپذیری مورد استفاده قرار می‌دادند. زمانی که نتایج اولیه انتخابات آمریکا اعلام شد و موفقیت قاطع باراک اوباما مورد پذیرش تمامی گروه‌های سیاسی قرار گرفت، جس جکسون، سناتور سیاه‌پوست آمریکایی در اندیشه ادبیات مارتین لوترکینگ که رویای آمریکایی را در فضای مارکت سیاسی سیا‌ه‌پوستان در اداره امور حکومتی مورد ملاحظه قرار می‌داد، اشک سوق خود را به تمامی رنگین‌پوستان آمریکای هدیه کرد. این امر اصلی‌ترین نشانه تغییر در معادله قدرت آمریکا است و به غیر از تحقق رویای آمریکایی که جورج بوش آن را نشانه تکامل و تداوم تاریخ آمریکا می‌دانست، هیچ‌گونه تغییر و دگرگونی دیگری در ساختار و فرآیندهای سیاسی آمریکا شکل نگرفته است.
در شرایط موجود، آمریکایی‌ها بیش از اواخر دهه 1990، احساس ناامنی و نگرانی دارند. آنان در جهانی بی‌ثبات‌تر از سال 200 به سر می‌برند. در چنین شرایطی، طبیعی است که نگرانی آنان نسبت به محیط بین‌الملل بیشتر شده باشد.
این نگرانی را می‌توان در مواضع و همچنین پیشنهادهای رئیس‌جمهور منتخب آمریکا برای سازماندهی کابینه مشاهده کرد. انتخاب افرادی همانند رحم امانوئل که در زمره افرادی و گروه‌های اسرائیل محور محسوب می‌‌شود را می‌توان نشانه‌ای از درک چنین نگرانی‌هایی توسط نخبگان آمریکا و اوباما دانست.
طبیعی است که در چنین شرایط و فضایی، امکان تغییر سریع و گسترده در روابط خارجی آمریکا نسبت به محیط بین‌الملل وجود ندارد. اوباما همان ابتکاراتی را پیگیری خواهد کرد که تیم سیاست خارجی و مجموعه‌های دفاعی ـ امنیتی آمریکا در دوران جورج بوش آن را آغاز کرده‌اند.
گر چه هنوز چنین ابتکاراتی پایان نیافته است. موضوع بازگشایی دفتر حفاظت منافع آمریکا در تهران را می‌توان به عنوان تداوم چنین فرآیندی مورد توجه قرار داد. این موضوع در اواخر ماه نوامبر به گونه‌ای رسمی از سوی کارگزاران سیاست خارجی آمریکا پیگیری خواهد شد.
هم‌اکنون اوباما در شرایطی به سر می‌برد که فرانکلین روزولت در سال 1932 با آن روبه‌رو بوده است. روزولت برای سازماندهی طرح اقتصادی آمریکا موسوم به «نیودیل» سیاست‌های نظامی موثرتری را در دستور کار قرار داد. این امر را می‌توان انعکاس فضای بحرانی و ناپایدار سیاسی در حوزه بین‌المللی دانست. زمانی که چنین شاخص‌هایی وجود داشته باشد. «سیاست تغییر» در جهت ثبات تعادل و صلح شکل نخواهد گرفت.
هم‌اکنون بسیاری از تحلیلگران و مقامات اجرایی ایران انتظار دارند ابعاد سیاست تغییر باراک اوباما وارد حوزه خاورمیانه شود. چنین ادراکی با واقعیت‌های پرتلاطم سیاست بین‌الملل و همچنین جهت‌گیری نخبگان سیاسی آمریکا مغایرت زیادی خواهد داشت. بنابراین می‌توان به این جمع‌بندی رسید که تغییرات سیاسی و ساختاری با صدای بلند و شعارهای تکرارشونده مطرح می‌شوند اما این امر به معنای واقعیت تغییر در ساختار بین‌الملل نخواهد بود. از همه مهم‌‌تر اینکه بسیاری از مولفه‌های سیاست خارجی و امنیتی آمریکا در برخورد با خاورمیانه ادامه خواهد یافت. زمانی که نگرش امنیتی آمریکا بر تکرار نشانه‌های گذشته قرار داشته باشد، طبیعی است که امکان دگرگونی و بازسازی آن در کوتاه‌مدت وجود نداشته و بحران‌‌های محیطی را می‌توان اصلی‌ترین عوامل تعیین فرآیندهای سیاسی، امنیتی و سیاست خارجی آمریکا دانست.
نشانه‌های تداوم سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا را می توان در ارتباط با مواضع آن کشور در رابطه با تروریسم، حضور نظامی در عراق و افغانستان و همچنین تداوم سیاست فشار در برخورد با ایران دانست. شواهد نشان می‌دهد که موضوع مبارزه با تروریسم از جمله عواملی اصلی تعارض ایران آمریکا محسوب می‌شود. آمریکایی‌ها طی سال های دهه 1990 به بعد، همواره موضوع مقابله با تروریسم را مورد تایید قرار داده و آن را در زمره عوامل و نشانه‌های پیشبرد سیاست امنیتی آمریکا می‌دانند. تفاسیر آنان با ایران در مورد تروریسم کاملا متفاوت است.
باراک اوباما گروه‌های مخالف سیاست تهاجمی اسرائیل را مورد انتقاد قرار می‌دهد. وی به گونه‌ای صریح تاکید داشته است که موافق انتقال سفارت اسرائیل به بیت‌المقدس است. وی تقسیم بیت‌المقدس به دو حوزه شرقی و غربی را مورد انتقاد قرار داده و بر این امر تاکید داشته است که امنیت اسرائیل در زمره خطوط قرمز در حوزه سیاست خارجی آمریکا است. بنابراین تفسیر اوباما در مورد امنیت خاورمیانه رقابتی از رویکرد منطقه‌ای اسرائیل خواهد بود.
در چنین شرایطی، اختلاف‌ها و تضادهای گذشته ایران ت آمریکا در ارتباط با امنیت خاورمیانه تداوم می‌یابد. در این ارتباط، سیاست امنیتی آمریکا در عراق و افغانستان، ماهیت تهاجمی‌تری خواهد یافت. نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان و در سال 2009 بالغ بر 40 هزار نفر خواهند شد.
طبعا در سال 2009، میزان خروج نیروهای نظامی آمریکا از عراق به چگونگی انعقاد پیمان امنیتی آمریکا ـ عراق و همچنین مکانیسم برخورد ایران با آن کشور بستگی خواهد داشت. در فضای خاورمیانه بیشترین سطح اصطکاک در روابط آمریکا ـ عراق بستگی به نیروهای تاثیرگذار منطقه‌ای در عراق دارد. این امر نیز سیاست‌های تهاجمی و همچنین دیپلماسی فشار آمریکا علیه ایران را ادامه خواهد داد.
در چنین شرایط و فضایی نباید ورود اوباما به کاخ سفید را نماد تغییر همه‌جانبه دانست. هرگونه تغییر، تابعی از ادراک امنیتی نخبگان و همچنین ویژگی‌های سیاسی و امنیتی مناطق بحرانی است. از آنجایی که بحران‌های منطقه‌ای به موازات بحران اقتصادی آمریکا ادامه خواهد یافت بنابراین می‌توان به این جمع‌بندی رسید که تغییر و دگرگونی سیاسی و ساختاری محدودی در ارتباط با سیاست امنیتی آمریکا وجود خواهد داشت. «انتظار تغییر» باید براساس ابتکارات مرحله‌ای و اقدامات عملی دولت آمریکا سازماندهی شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات