رامین محمدزاده
پوتین نخستوزیر روسیه گفت این کشور قصد دارد یا متنوع کردن بازار صادرات نفت و گاز خود از وابستگی شرکتهای روسی به بازار اتحادیه اروپا بکاهد. وی تصریح کرده است که، روسیه هیچ تصمیم برای محدود کردن صادرات نفت و گاز خود به اروپا دارد و تعهدات خود در قبال مشتریان اروپایی پایبند خواهد بود ولی قصد دارد مشتریان نفت و گاز را افزایش دهد.
نخستوزیر روسیه در ادامه تصریح کرد: روسیه خود را برای تامین نیازهای انرژی اقتصاد جهانی آماده میکند. مسکو قصد احداث خط لولههای جدید نفت و گاز برای انتقال انرژی سیبری به بازارهای آسیایی را دارد.
صاحبنظران و کارشناسان بر این باورند که اگر اتحادیه اروپا تحریمهای تجاری و اقتصادی را بر ضد روسیه وضع کند روسیه نیز در مقابل از منابع انرژی خود به عنوان ابزاری در برابر تهدیدات اروپا استفاده خواهد کرد. روسیه هماکنون 30 درصد نفت و 50 درصد گاز مورد نیاز را تامین میکند.
همچنین اخیرا نماینده دائم روسیه در مقر سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) از احتمال توقف همکاری خود با ناتو در صورت الحاق گرجستان به این سازمان خبر داد و گفت: نقطهنظر اخلاق سیاسی، از اعطای وضعیت عضویت به گرجستان در طرح کاری سازمان ناتو اینگونه برداشت خواهد شد که این سازمان در کنار متجاوز ایستاده است.
اعضای ناتو در نشست سران این سازمان در ماه آوریل سال 2008 میلادی با درخواست ویژه اوکراین و گرجستان برای الحاق آنها به طرح کاری ناتو به منظور دستیابی به عضویت این سازمان موافقت نکردند و این مسئله را به ماه دسامبر موکل کردند.
دکترین سیاست خارجی روسیه
یکی از سنتهای دیرپای روسی، تدوین اصول کلان سیاستهای امنیتی و نظامیاست؛ بطوری که از سال 1912 سابقه تدوین دکترین نظامیوجود داشته و بعدها این موضوع به سایر بخشها نظیر سیاست امنیت ملی، سیاست خارجی و سیاست اطلاعاتی نیز کشیده شده است. پس از فروپاشی شوروی، نخستین سند مفهوم سیاست خارجی در سال 1993 و دومین آن در سال 2000 تدوین و تصویب شد. در سالهای اخیر رسم شده است که هر دو سال یک بار سفرا و نمایندگیها روسیه در مسکو جمع شده و پیرامون مهمترین مسائل حوزه سیاست خارجی به بحث مینشینند. در نشست امسال رئیسجمهور روسیه سند دکترین جدید سیاست خارجی را اعلام کرد و از دیپلماتها درخواست فعالیت بیشتر و برخورد جدیتر نمود. او گفت: روسیه امروز قوی تر از هر زمانی، میتواند مسئولیت بیشتری در سطح منطقهای و جهانی بپذیرد.
در این سند بر دورنمای از بین رفتن انحصار غرب بر فرایندهای جهانی شدن، ایجاد شرایط برای گذر تدریجی به روابط بازاری میان مسکو و مینسک، ضرورت توسعه روابط با هند، چین و برزیل به عنوان شرکای راهبردی روسیه، تاکید شده است.
در واقع، دکترین جدید مکمل و توسعهدهنده دکترین قبلی است که در تاریخ 28 ژوئن سال 2000 توسط ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور سابق روسیه مورد تائید قرار گرفته بود. دگرگونی اساسی در این زمینه بروز نکرده است، هر چند تغییرات جزئی به چشم میخورد. در دکترین جدید سیاست خارجی روسیه مدودف اصلیترین محورها عبارتند از: نقش روسیه در روند مسائل جهانی که باید افزایش پیدا کند، سیاست جهانی که دچار تغییراتی در روابط بینالملل شده، رویارویی ایدئولوژیکی و میراث جنگ سرد کنار گذاشته شده، روند جهانی سازی و چالشهایی که در پی آن به وجود آمده و غرب از قبول آنها سرباز میزند، کنار گذاشتن مفهوم دشمن و به جای آن استفاده از کلماتی هم چون رقابت و همکاری، دفاع از اصول حقوق بینالملل و ممانعت از برخوردهای یک جانبه نظم نوین جهانی که در حال شکل گیری است و روسیه قصد دارد فعالانه در این روند تاثیرگذار باشه و در آخر جهت گیری در سیاست خارجی از اروپا و آمریکا به سمت آفریقا و آمریکای لاتین و توجه به کشورهای جامعه مشترکالمنافع در وهله نخست است.
میراث پوتین
همچنین آنچه به عنوان میراث سیاسی پوتین برای جانشین او تعبیر میشود به جز شاخصهای رشد اقتصادی و دفاعی این کشور مجموعهای از راهبردها است که او برای تنظیم دو بخش حساس و به شدت مناقشهانگیز روسیه تعبیه کرد.
۱ـ بخش اول اقداماتی است که او برای تنظیم روابط قوای سیاسی داخل حکومت اندیشید. در این راستا جدیترین کار او گردآوری نخبگان همفکر خویش در حزبی بنام روسیه واحد بود. حزب روسیه واحد که اکنون در نقش ستون فقرات قدرت سیاسی روسیه عمل میکند، اکنون اکثریت کرسیهای پارلمان را در اختیار دارد و به عنوان کانون نخبگان این کشور همچون بازوی مشورتی رئیسجمهور آینده عمل خواهد کرد.
تصمیم دیگر او توزیع نقشهای کلیدی میان آن دسته از دستیارانش بود که احتمال میرفت در دور جدید بر سر قدرت با هم دچار چالش شوند.
۲ـ اما پوتین گامهای اطمینانبخش خویش درباره آینده روسیه را در سیاست خارجی برداشت یعنی همان نقطهای که مدتها پاشنه آشیل روسیه به حساب میآمد. پوتین اصول جدیدی را برای روسیه در روابط با غرب تعریف کرد. در این راستا او با تفکر نظام تکقطبی در جهان از سوی برخی از کشورهای غربی مخالفت ورزید.
مهمترین اقدام او این بود که پروژه بزرگ بوش برای امنیت اروپا را به چالش کشید و رسماً به آمریکا هشدار داد: استقرار سپر دفاع موشکی در کشورهای اروپایی، این قاره را به انبار باروت آمریکا تبدیل میکند.
در مرحله بعدی دستور داد، اجرای «قرارداد کاهش سلاحهای متعارف در اروپا» از سوی این کشور، مادامیکه کشورهای عضو ناتو نیز آن را تصویب و اجرا نکنند، به حالت تعلیق درآید.
همزمان با این اقدامات او وارد یک جنگ اقتصادی و دیپلماتیک با دولتهایی شد که علیه رهبری روسیه در صحنه بینالمللی فعالیت تبلیغی یا پنهان میکنند. از جمله اقدامات او در این راستا تنبیه دولتهای بلوک شرق اروپا و شماری از جمهوریهای شوروی سابق بود که با محافل لیبرالها دست اتحاد علیه مسکو داده بودند. پوتین با قطع انرژی ارسالی روسیه به این کشورها و افزایش تعرفههای تجاری آنها را در بحران شدید قرار داد. این اقدامات او تا آنجا پیش رفت که روابط خویش با انگلیس را در اعتراض به داد وستد لندن با مخالفان روسیه به حالت تعلیق درآورد.
از آخرین اقدامات پوتین کمک به ایجاد نهادهای موازی ناتو است که در این زمینه قدرتهایی مانند چین و ایران را نیز همراه دارد. از آنجایی که ناتو تلاش میکند به عنوان بازوی نظامی غرب و بخصوص آمریکا نفوذ خود را در کشورهای تازه استقلالیافته از شوروی سابق بویژه آسیای مرکزی و اوراسیا گسترش دهد پوتین به سمت تبدیل سازمان اقتصادی شانگهای به یک نهاد امنیتی حرکت کرد. در این راستا او هشدار داد که حوزه اوراسیا و کشورهای منطقه با حضور نیروهای ناتو که به بهانه مبارزه با تروریسم بیشتر منافع آمریکا را تامین میکنند به یک تهدید تبدیل شده است.