* معمولاً فصل پائیز و زمستان به دلیل رکود برخى از مشاغل با نرخ بیکارى بالاترى همراه است. علت کاهش این نرخ در پائیز سال جارى چه بوده است؟
** با وجود این که با کاهش شغل هاى فصلى انتظار مى رود در فصل پائیز نرخ بیکارى افزایش پیدا کند ولى این اتفاق فقط در سال ۱۳۸۵ رخ داده است و در سال هاى ،۸۴ ۸۶ و ۸۷ نرخ بیکارى پائیز اندکى کمتر از تابستان بوده است. اگر بخواهیم دلیل این کاهش را جدا از ایجاد فرصت هاى شغلى جدید مورد بررسى قرار دهیم باید بگوییم نرخ بیکارى پائیز امسال تحت تأثیر افزایش جمعیت غیرفعال که شامل محصلین و دانشجویان، زنان خانه دار، بازنشستگان و مستمرى بگیران و سایر افراد داراى درآمد بدون کار مى شود، کاهش یافته است. این افراد نه شاغل محسوب مى شوند و نه بیکار، ولى افزایش جمعیت آنها نشان دهنده نوعى کاهش تقاضا براى کار است. علاوه بر این، بروز خشکسالى نیز موجب شده است عمدتاً در مناطق روستایى کشور افرادى که به صورت کارکن بدون مزد به صورت فامیلى فعالیت مى کرده اند از جمعیت شاغلین به جمعیت غیرفعال بپیوندند. زیرا هنگام پرسش مأموران آمارگیرى اظهار کرده اند به دلیل مسائل خانوادگى فعلاً در جست وجوى کار نیستند. همچنین فصل پائیز فصل شروع به تحصیل دانشگاه ها محسوب مى شود و با اعلام نتایج کنکور معمولاً تعدادى از متقاضیان کار، مشغول به تحصیل مى شوند که به این صورت چند سالى از جمعیت فعال کشور خارج خواهند شد.
* از دیدگاه مرکز آمار ایران بیکارى چه تعریفى دارد؟
** تعاریف و مفاهیم به کار گرفته شده در طرح آمارگیرى از نیروى کار تماماً منطبق بر استانداردهاى سازمان بین المللى کار یا همان ILO است. بر این اساس در هفته مرجع یا همان هفته قبل از آمارگیرى در هر فصل، هر فرد ۱۰ ساله و بیشترى که شاغل نباشد و آماده براى کار کردن باشد و در جست وجوى کار باشد، بیکار محسوب مى شود. طبق تعاریف ILO، فردى که در هفته مرجع یک ساعت با هدف کسب درآمد کارکرده باشد شاغل محسوب مى شود. این تعریف از سال ۱۳۸۴ جایگزین تعریف قبلى شده که در آن فردى که ۲ روز معادل ۱۶ ساعت در هفته به فعالیت اقتصادى اشتغال داشت شاغل محسوب مى شد. عده اى این تغییر تعریف را موجب کاهش نرخ بیکارى دانسته اند ولى باید اظهار داشت تغییر تعریف فقط ۰/۴ درصد نرخ بیکارى را آن هم در بهار ۱۳۸۴ کاهش داد و پس از آن تغییرات نرخ بیکارى هیچ ربطى به تغییر این تعریف ندارد. باید توجه داشت براساس استانداردهاى بین المللى محصلین و دانشجویان، زنان خانه دار، بازنشستگان و مستمرى بگیران و سایر افراد داراى درآمد بدون کار نه شاغل محسوب مى شوند و نه بیکار، بلکه غیرفعال نامیده مى شوند.
* براى آمارگیرى نیروى کار از چه روشى استفاده مى شود؟
** طرح آمارگیرى از نیروى کار در کشور یک طرح نمونه گیرى بسیار پیشرفته و در عین حال پیچیده است که مطابق استانداردها و معیارهاى روز دنیا طراحى شده است. این طرح که به صورت فصلى در کشور اجرا مى شود در هر فصل جمعیتى حدود ۱۸۰ هزار نفر را مورد پرسش قرار مى دهد. روش نمونه گیرى در این طرح اصطلاحاً چرخشى یا Rotation نامیده مى شود. بدین معنا که در هر فصل ۵۰ درصد خانوارهاى مورد آمارگیرى همان خانوارهاى فصل گذشته و همان خانوارهاى فصل مشابه سال گذشته هستند. علاوه بر مزیت هاى فنى این روش، این امکان فراهم مى شود که از طریق مقایسه خانوارهاى مشترک در دو فصل کیفیت آمارگیرى را نیز در حد مطلوب کنترل و ارزیابى کرد. باید گفت پرسشنامه این طرح حاوى ۴۰ سؤال در مورد خصوصیات شاغلین، بیکاران و حتى جمعیت غیرفعال است که علاوه بر فراهم کردن اطلاعات لازم براى اندازه گیرى نرخ بیکارى، امکان بررسى خصوصیاتى مانند ساعت کار، سن، تحصیلات، فعالیت محل کار، وضع شغلى، در جست وجوى شغل دیگر بودن، به تفکیک استان و مناطق شهرى و روستایى را نیز ممکن مى سازد.
* علت کاهش نرخ مشارکت اقتصادى به رغم افزایش فارغ التحصیلان دانشگاهى در چند سال اخیر چیست؟
** بهتر است علت عدم افزایش نرخ مشارکت اقتصادى یا همان نسبت جمعیت فعال به جمعیت ۱۰ ساله و بیشتر را از طریق جمعیت مکمل آن یعنى جمعیت غیرفعال مورد بررسى قرار دهیم. افزایش جمعیت غیرفعال پنج دلیل عمده دارد:دلیل اول افزایش ظرفیت دانشگاه هاى کشور است. به گونه اى که در سال ۱۳۸۶ ورودى دانشگاه ها حدود ۳۵۰ هزار نفر بیشتر از فارغ التحصیلان بوده و این روند در سال ۱۳۸۷ نیز وجود داشته است.افزایش جمعیت زنان خانه دار دومین دلیل است. با توجه به هرم سنى جمعیت، افزایش آمار ازدواج نیز این روند را تأیید مى کند. علت سوم افزایش تعداد بازنشستگان در این مدت است.افزایش افراد داراى درآمد بدون کار مانند افرادى که از طریق اجاره دارى، سود بانکى، سود سهام و مانند اینها داراى درآمد هستند و شغل خاصى ندارند به عنوان چهارمین دلیل محسوب مى شود و دلیل پنجم کاهش افرادى است که خصوصاً در مناطق روستایى به صورت کارکن بدون مزد فامیلى مشغول به کار بوده اند و به دلیل خشکسالى غیرشاغل شده اند ولى به دلیل خاص از جمله مسائل خانوادگى و انتظار براى فصل زراعى بعد در جست وجوى کار نیستند و از این رو غیرفعال محسوب مى شوند.
* پیش بینى مرکز آمار ایران درخصوص تداوم نرخ بیکارى تک رقمى در کشور چیست؟
** با توجه به اینکه پیش بینى نرخ بیکارى وابسته به پیش بینى عوامل بسیار زیادى از جمله فارغ التحصیلان دانشگاهى، افرادى که پشت کنکور هستند و تقاضاى کار ندارند، وضعیت کشاورزى، رونق ساخت و ساز در کشور، مهاجرت داخلى و خارجى، شدت سرما در زمستان و شدت گرما در تابستان و بسیارى از پارامترهاى دیگر است، نمى توان پیش بینى دقیقى ارائه کرد. ولى با توجه به افزایش جمعیت جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله در کشور که نرخ بیکارى براى آنها ۱۹ درصد یعنى دو برابر متوسط کل است، باید گفت حفظ نرخ بیکارى حول ۱۰ درصد کار بسیار دشوارى است زیرا فارغ التحصیلان بیکار به این گروه سنى تعلق دارند. بنابراین رساندن نرخ بیکارى به اهداف مورد نظر نیازمند اتحاد و اتفاق نظر تمام نهادها، دستگاه ها و محققین کشور است.