* به چه فکر می کنید؟
** به نظرم پیروزی خوبی داشتیم. البته یادم هم نرفته که 47 درصد مردم آمریکا به جان مک کین رای دادند و نه به من. برداشتم از رای مردم این بود که دیگر نمی خواهند یک دولت ایدئولوژیک را بر سر کار ببینند، دلشان یک دولت کارآمد می خواهد.
* اگر قرار باشد دو سال دیگر رای دهندگان آمریکایی در مورد عملکرد دولت شما صحبت کنند دوست دارید چه بشنوید؟
** دوست دارم این حرف را بشنوم: <دولت همه چیز تمامی نیست. خیلی از کارهایی که این باراک اوباما می کند واقعا حرص من را درمی آورد اما خب بالاخره دارد کار هم می کند. به نظرم دولت نسبتا پاسخگویی است. تقریبا در جریان کارهایی که دولت دارد انجام می دهد هستم. به نظرم رئیس جمهور و دولت اشتباهات خودشان را می بینند و به جای سیاسی کاری، سعی کرده اند با اتکا به اطلاعات موجود برای مملکت تصمیم بگیرند.>
* فکر می کنید رکود اقتصادی و بحران مالی فعلی چقدر عموم مردم آمریکا را اذیت خواهد کرد؟
** به نظرم سال 2009 میلادی سال سختی برای ما خواهد بود. اما اگر تصمیم های درستی بگیریم شاید بتوانیم ابعاد مشکلات سال آینده میلادی را برای خودمان کمتر کنیم. بعد در سال 2010 میلادی شرایط به گونه ای خواهد بود که برنامه های مورد نظرمان را به اجرا درآوریم و اقتصاد را حسابی سرحال بیاوریم. سوئدی ها را یادتان بیاورید. اوضاع اقتصادی بدی داشتند اما تصمیم های درستی گرفتند و به همین دلیل هم توانستند آن روزها را پشت سر بگذارند. مساله مهم برای ما هم این است که تصمیم های درستی بگیریم.
* و تصمیم های شما در عرصه مالیاتی در این وانفسای بحران اقتصادی چگونه خواهد بود؟
** بر اساس برنامه من، 95 درصد از طبقه کارگر آمریکا مشمول کاهش مالیات خواهند شد. برای اینکه دولت بتواند کسری این درآمد مالیاتی را جبران کند، قصد داریم در برنامه کاهش مالیات جورج بوش برای افرادی که سالانه بیش از 250 هزار دلار درآمد دارند تجدیدنظر کنیم و مالیات آنها را بالاببریم و سطح مالیات شان را به همان سطح دهه 1990 میلادی برگردانیم.
* برای پست وزارت امور خارجه تان گزینه پرسروصدایی مثل هیلاری کلینتون را انتخاب کردید. چه چارچوبی برای کار با او تعیین خواهید کرد؟
** چند روزی هست که در این مورد مشغول مذاکره هستیم اما خیلی جالب نمی شود اگر او نظرات من در این خصوص را در مجله تایم بخواند! بهتر است خودم به او بگویم. شکی نیست که مساله عراق و مدیریت آن در راس اولویت های ما قرار خواهد داشت؛ استراتژی ما در افغانستان هم همین طور. نکته اینجا است که این مساله را نمی توان مختص به افغانستان دانست و باید آن را در چارچوب افغانستان، پاکستان، هند، کشمیر و ایران مورد بررسی قرار داد. استراتژیمان در قبال ایران هم جزو اولویت های مورد توجه ما است. اتحاد ما با کشورهای آن سوی اقیانوس اطلس و به خصوص رویکرد گاهی خصمانه روسیه نیز جزو مسائلی است که به آن خواهیم پرداخت. باید دید آیا می توان راهی برای ایجاد مصالحه در مناقشه فلسطین و اسرائیل پیدا کرد یا نه. اینها مسائلی است که من در کنار هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه، رابرت گیتس وزیر دفاع و جیمز جونز مشاور امنیت ملی آنها را بررسی خواهیم کرد. ما درعین حال قصد داریم توجه بیشتری نیز به آمریکای لاتین داشته باشیم و البته مدیریت مناسبات مان با چین و منطقه اقیانوس آرام هم برای ما اهمیت دارد.
* وقتی در جریان کار عصبانی می شوید چه می شود؟
** قبلاهم بارها پیش آمده اما من و میشله در جریان تربیت بچه ها به این نتیجه رسیدیم که داد و فریاد و دعوا فایده ای ندارد، بلکه باید کاری کنی که طرف مقابل از کارش خجالت زده شود. مثلابگویی <پسر جان ناامیدم کردی ها، انتظار خیلی بیشتری از تو داشتم.> حالاهمین روش را من می خواهم در جریان کار پیاده کنم. البته خیلی وقت ها هم هست که این سناریو جواب نمی دهد و باید چنان با قدرت وارد میدان شوی که طرف بترسد و سر جایش بنشیند.