* آقای دکتر جهرمی بنگاههای زودبازده طرحی است که شما در سه سال گذشته از آن حمایت کردید. با توجه به اینکه اشتغالزایی گروههای هدف طبقهبندیهای مشخصی مثل افراد تحصیلکرده یا کمسواد دنبال میکند، بنگاههای زودبازده کدام گروه از طبقه افراد جویای کار را هدف قرار داد؟
** مشکل اساسی بیکاری ما در فارغالتحصیلان دانشگاهی و به خصوص زنان است. در بسیاری از استانها نیروی کار ساده کم داریم. آخرین نرخ اعلام شده مرکز آمار نرخ بیکاری به رغم خشکسالی در روستاهای ما به 2/6 درصد رسید. در حالی که نرخ بیکاری 5 درصد را اشتغال کامل برای کشورهای در حال توسعه میدانند. به جهت اینکه مهاجرتها در فصول مختلف برای نیروی کار زیاد است در نتیجه نرخ بیکاری 5 درصد اشتغال کامل است. اما درباره فارغالتحصیلان دانشگاهی با نرخ بالایی مواجه هستیم. راهکاری که ما بدان رسیدیم و تجربهای که در استانداری کسب کردم این بود که ما باید به جای اینکه بنگاههای بزرگ را تقویت کنیم به سمت بنگاههای کوچک و کارآفرین برویم که در رأس آنها فارغالتحصیلان دانشگاهی قرار بگیرند.
* یعنی امروز با این طرح نرخ بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی کاهش یافته؟
** نرخ بیکاری آنها اندکی کم شده اما این بدان معنا نیست که به حد مطلوب رسیده است. این اندک را اینگونه محاسبه کنید که نرخ ورودی کمتر از جویندگان کاری که مشغول کار شدهاند، است. یکی از علتهای آن وجود این بنگاههاست. این هدفگذاری دقیقا با شناختی که از جویندگان کار صورت گرفته بود، انجام شد. در دولتهای گذشته از صنایع بزرگ حمایت زیادی شد. کارهای خوبی که انجام گرفت امروز به نتیجه رسیده است اما تا زمانی که بنگاههای میاندستی و پاییندستی شکل نگیرند ارزش افزوده کامل مثلا در پتروشیمی شکل نمیگیرد. 25 میلیون تن مواد پتروشیمی امروز در داخل تولید میشود در حالی که بنگاههای داخلی ما 7 میلیون مصرف میکنند که حدود یک چهارم است و برای کشور تولیدکننده رقم بسیار پایینی است. پس باید صنایع پاییندستی توسعه پیدا کند. یا در دیگر محصولات مثل سرب و روی که مواد اولیه صادر میشود. این کار در واقع فروش ثروت کشور است.
باید حداقل 50 درصد آن در کشور تبدیل به محصول نهایی شود. یکی از هدفهای ما این بود که حمایت از طرحهای نیمهتمامی بود که با پرداخت منابع به نتیجه برسند. هدف دیگر این بود که بنگاههای موجود ظرفیت خود را افزایش دهند و طرحهای توسعهای خود را اجرا کنند. با مقداری سرمایه در گردش اضافهتر و افزایش تسهیلات این روند افزایش یافت. هدف دیگر ما حفظ بنگاههای موجود بود. بنگاههایی بودند که اگر بدان توجه نمیشد همان میزان اشتغال را از دست میدادند. هدف ما صیانت از تولید و اشتغال بود. پس اعتباراتی که در اختیار داشتیم در اختیار واحدهای بحرانزده یا نیازمند سرمایه در گردش قرار دادیم. در سال گذشته به حدود 4 هزار واحد موجود برای حفظ اشتغال سرمایه در گردش پرداخت شد که اگر به آنها نمیرسیدیم حداقل 30 درصد ریزش نیروی کار داشت. بنابراین معتقدیم این سیاستها زنجیره به هم پیوسته است.
* در شرایط تورمی بنگاههای زودبازده میتوانند، موفق عمل کنند؟
** این بستگی به نوع تولید و بازار آنها دارد. در بعضی مواقع بنگاههای بزرگ شکنندهتر از بنگاههای کوچک هستند. ولی تاکید ما در بنگاههای اقتصادی این است که خوشههای تولید را شکل بدهند. باید زنجیره تولید را به نحوی سامان داد که به بنگاههای متوسط و بزرگ پیوند بخورند. این روش در پایداری و کاهش هزینههای آنها کمک میکند.
* چرا دولت نهم برای کاهش نرخ بیکاری طرح بنگاههای زودبازده را انتخاب کرد. آیا با توجه به تجربههای دیگری که در کشورهای دنیا وجود داشت این راه انتخاب شد؟ مثلا چه راههای در دنیا بود که ما آن را کنار زدیم؟
** مثلا در دنیا ابتدا زیرساختها را آماده کردند تا هر صنعت بزرگ و کوچکی که در آن مزیت تولید وجود دارد، ایجاد شود.
الان بنگاههای زودبازده در دنیا طرح شناخته شده و موفق است. در کشورهایی مثل ایتالیا، چین، هند و مالزی برای کاهش نرخ بیکاری سیاستهای کاهش نرخ بیکاری را از این مسیر دنبال میکنند. هدف دیگر آنها هم کاهش هزینههای مبادله است. یعنی به این نتیجه رسیدهاند که به جای اینکه همه چیز را در یک جا تولید کنند قطعات خود را در مکانهایی که مزیت لازم را دارند، تولید کنند. اگر در جایی مزیت انرژی وجود دارد، آن بخش را به آن مکان انتقال دهند.
* اما این در شرایطی است که صنایع بزرگ داشته باشند؟
** به صورت خوشه در میآید. یعنی هولدینگهایی راه میاندازند تا بتوانند به صورت خوشهای بنگاههای کوچک را سامان بدهند تا تولید بتواند به صورت زنجیره بزرگتر داشته باشد و محصول نهایی به دست آورد. این روش در دنیا سه دهه است که اجرا میشود و اینگونه نیست که بگوییم چرا ایران به این سمت رفته است. ضمن اینکه فرهنگ اقتصادی ما بنگاههای کوچک و زودبازده را میپسندد. مردم کمتر تمایل به مشارکت برای طرحهای بزرگ را دارند، مهمتر اینکه اصلا بنگاههای بزرگ در مناطقی مثل روستا یا شهرهای کوچک امکان اجرا ندارند. و به همین دلیل هر چه بنگاههای بزرگ را سامان بدهند میزان مهاجرت مردم بیشتر میشود. اما اگر در روستایی صنایع وابسته به کشاورزی راه بیندازید و تولیدت را به صورت زنجیره خوشهسازی کند هم سرمایهگذاری مقرون به صرفه میشود، هم اشتغال پایدار میشود. در بنگاههای کوچک تغییر شغل باغ هزینه کمتر صورت میگیرد. طبیعتا یک بنگاه بزرگ به حدود صد بنگاه کوچک نیاز دارد. وقتی یک کارخانه سیمان راهاندازی میشود تنها برای حمل سیمان به هزار نفر نیاز دارید. بنگاه کوچک به معنای این نیست که یک تولید کوچک ارایه کند یک خدمت خاص هم ارایه کند کمک بزرگی به تولید کرده است.
* از زمان اجرایی شدن طرح بنگاههای زودبازده حدود سه سال میگذرد. از آغاز کار تا به امروز انتقادات بسیاری به این طرح صورت گرفت. شاید در این مسیر گاهی ای نقدها وارد بود و شاید هم بیارتباط انتقاد کردهاند. شما چقدر به این نقدها توجه میکردید و آیا اتفاق افتاد که نقدی را وارد بدانید و در مسیر حرکت آن را اعمال کنید؟
** این طرح به دلیل اینکه جدید بود در نتیجه بخشی از منتقدین به دلیل عدم اطلاع از جزئیات طرح و محتوای آن تصور میکردند این طرح مثل همان طرح خوداشتغالی این که در دولت گذشته به فرد تسهیلات پرداخت میشد. میگفتند چون آن طرح موفق نبوده پس این هم موفق نمیشود. قبل از ورود به وزارت کار و هم پس از آن در بررسیهایی که انجام دادم متوجه شدم که طرحهای گذشته به طور کامل و حتی به اندازه قابل قبول به نتیجه نرسیده است. به این علت که فرد بیکار را مدنظر قرار داده بودند. ما فرد بیکار را هدف قرار ندادیم بلکه هدف ما طرح بود. کارآفرین را هدف قرار دادیم. گفتیم کسی میتواند شغل ایجاد کند که خود کارآفرین باشد. زمانی که برای هر یک از منتقدان توضیح میدادیم که این طرح با طرحهای گذشته فرق میکند؛ بخشی از انتقادها کاهش یافت. برخیها انتقاد میکردند که این پولها به فرد موردنظر نرسیده که ما هم از این انتقاد استقبال میکردیم. چون به هر حال وزارت کار ناظر این طرح است. کار گروه اشتغال که به ریاست استاندار کار را دنبال میکند. اعتقادمان بر این بود که این پولها باید با هدف پرداخت شود. از این رو نظارت عالیه و استانی را سامان دادیم. نتیجه بررسیها نشان داد که میزان انحراف حدود 6 درصد از لحاظ تعداد و حدود 4 درصد از لحاظ مبلغ است و این نتیجه نشان میدهد که به موفقیت در اپن طرحها رسیدهایم. وقتی از لحاظ مبلغ نیز این طرح خطای کمی دارد بیشتر مصر شدیم. حتی از سایر دستگاهها خواستیم بیایند و بررسی کنند.
* اما بانک مرکزی منتقد طرح است؟ دلیل انتقاد آنها چیست؟
** انتقاد بانک مرکزی از لحاظ اجرای این طرحها بود. به کل و محتوای طرح انتقاد نداشت و از آن حمایت میکرد اما میگفتند این پولها که از سوی بانکها پرداخت می شود نظارتی در آن صورت نمیگیرد و به سرنوشت تسهیلاتی که پرداخت شده و به بانکها بازنگشته دچار میشود.
* پاسخ شما چه بود، دلایلشان مستند بود؟
** ما اعلام کردیم چون این تسهیلات از طریق سه مجرای دیگر هم بررسی میشود خطای آن کمتر است. چون هم دستگاه اجرایی و رییس کار گروه که همان استاندار است مسئول هستند. ضمن اینکه کمیسیون نظارتی هم بررسی میکند از طرفی خود وزارت کار و امور اجتماعی به عنوان سیاستگذاران طرحها را بررسی میکند. در نتیجه خطا کمتر شد. به همین جهت بانک مرکزی حدود 8900 طرح را بررسی کرد ما هم 10هزار طرح را بررسی کردیم. آخرین آماری که چند روز پیش به ما اعلام کردند از این میزان طرح تنها 435 طرح خطا دیده شده است. یعنی از لحاظ تعداد همین 5/5 درصد انحراف است. از لحاظ مبلغ ما میزان انحراف را 6/4 درصد بررسی کردیم در حالی که ارقامی که بانک مرکزی بررسی کرده کمتر از 3 درصد است.
* به نظر رقم قابل توجهی است.
** شما برنامهای را در کشور در مثال بزنید که یک میلیون طرح ارایه شده باشد و حدود 50 هزار طرح قرارداد بسته شده باشد. کار به این گستردگی در همه بخشها ه باشد؛ طبیعتا یک خطایی در عمل وجود دارد که با این گستردگی حدود 4 درصد بوده است. اعتقاد ما بر این است مه منتقدانی که هنوز هم بر ایده خودهستند بروند و خودشان بررسی کنند. اما اگر قرار باشد در منطق خود دو طرح را ببینند که در آن خطا باشد و فکرکنند همه طرحها همین موارد است یا برخی از نمایندگان در شهرستانها موارد خطا ببینند و فکرکنند در همه مناطق وضعیت به این شکل است، اینگونه نیست. چون تعداد طرحها یک میلیون است طبیعتا خطای 4 درصد آن زیاد به نظر میرسد. یعنی 4 درصد خطا در یک میلیون طرح 40 هزار طرح میشود. پس تعداد خطا در یک طرح بزرگ باید نسبت گفته شود. وقتی به 96 درصد رسیده طبیعتا طرح خیلی موفق بوده است.
* شما این انتقادها را در ادامه کار لحاظ نمیکنید؟
** البته از انتقادها استفاده میکنم. اتفاقا از زمان تصویب این مصوبه در سال 84 تا به امروز بازنگریهای جدی را در آییننامه داشتیم آنهم به دلیل سفرهای استانی بود که نشان میداد بخشی از کار را باید به این روال اضافه یا اصلاح کرد. من بحث دیگری را مطرح میکنم به این دلی که روزنامه شما از منتقدان دولت محسوب میشود. البته میگویند ما منتقد منصف هستیم. به انصاف یا بیانصافی در این بحث نمیپردازم. بحث من این است که منابعی که از بانکها به این بنگاهها پرداخت شده حدود 10 درصد از کل منابعی است که بانکها تسهیلات جدید و نه مانده تسهیلات در این سه سال در اختیار داشتند. یعنی 90 درصد همان روشی بوده که بانکها در گذشته داشتهاند. همین 10 درصد را بانک اختیار داشته که طرح را بپذیرد یا نپذیرد. تعدادی از طرحها توسط دستگاههای نظارتی رد میشوند. تعدادی هم توسط کار گروه اشتغال رد میشوند، از یک میلیون طرح حدود 130 هزار مورد هم توسط بانکها رد شدهاند. یعنی خود بانکها هم موظف بودند که طرحهای ارایه شده را توجیه فنی و اقتصادی آن را برسی کنند و اختیارات بانکها محدود نشده است. میدانید که دولت یک ریال یارانه نمیپردازد مگر اینکه طرح به بهرهبرداری رسیده باشد. به تایید گروههای تخصصی رسیده باشند. همین امروز بسیاری که طرح را اجرا کردهاند و نتوانستهاند به تعهدات خود عمل کنند یارانه خود را دریافت نکردهاند. یارانه آنها هم رقم کمی نیست. حدود 15 درصد از سرمایهگذاری است و انگیزه گرفتن آن زیاد است؛ اما بستگی به این دارد که طرح اجرا شده باشد.
* هماکنون حدود 30 درصد از منابع بنگاههای زودبازده در قالب تسهیلات سرمایه در گردش به واحدهای موجود داده شده به نظر شما خطای این چقدر میتواند زیاد باشد؟ اگر زیادتر گرفته باشد چطور؟
** بله، این امکان وجود دارد و یا از محل دیگری منابع گرفته باشد اما در مجموع خطای آن کمتر است. با این مبلع حدود 23 درصد به طرحهای نیمهتمام داده شده است. که اینکار باعث شده ت طرح زودتر به نتیجه برسد. همین طرحهای سیمان که امروز میبیند افتتاح می شوند از محل خمین منابع است. بخشی از این پولها به بنگاههای موجود در طرحهای توسعه داده شده است. بخشی از این پولها به تولیدکنندههای کشنده تریلی و کامیون داده شده است. در سال 85 ایران خودرو دیزل 1500 دستگاه کامیون در پارکینگ داشت. برای توسعه حمل و نقل ساماندهی کردیم. متقاضی وجود داشت و نیاز هم بود اینجا باید منابعی تزریق میشد. امسال بروید بررسی کنید با وجودی که به خاطر نپرداختن پول، تولید کاهش یافته متقاضی دارد؛ اما منابع برای ساماندهی این موضع وجود ندارد؛ بنابراین این نوع حرکتهای ساماندهی شده، خطای کمتری دارد.