موقعیت دفتر تحکیم
عدم توانایی اعضاء افراطی دفتر تحکیم در برطرف ساختن موانع قانونی که در سر راه ادامه فعالیت با آن مواجهند از یک سو و فشار لابیهای خارج از دانشگاه چه در داخل و چه در خارج از کشور مبنی بر فعالیت دفتر تحکیم در دانشگاه موجب آن میشود که انجمنهای اسلامی دانشجویان غیر نظامی در دانشگاهها و با افراد وابسته به جریانها و گروههای برانداز از هر فرصت و بهانهای در دانشگاه استفاده نمایند تا به بیان دیدگاههای افراطی و براندازانه خود بپردازند و در این راه اقداماتی هم انجام دهند.
پرواضح است که فشار بیش از اندازه گروههای اصلاحطلب داخلی و معاندان خارجی نظام برای حضور فعال در عرصه دانشگاههای کشور 2 دلیل عمده میتواند داشته باشد؛ اول آنکه ایشان در محاسبات واهی و دروغپردازانه خویش معتقدند حرکت اصلاحطلبانه و به تعبیر بهتر براندازانهای که در طول 8 سال اصلاحات در دانشگاههای وجود داشت دستاوردهای بسیار خوبی برای بدبین کردن اذهان عمومی جامعه نسبت به انقلاب، احکام اسلامی و مدل حکومتداری اسلامی در پی داشته است و لذا این حرکتها برای به ثمر نشستن نیاز به تجدید حیات دارد! و ثانیاً این که جریانات اصلاحطلب داخل و دشمنان نظام در خارج دولت فعلی را به دلیل ویژگیهای بارز و انقلابی که دارد به عنوان مهمترین شد و مانع در مقابل خویش برای ادامه حیات در کشور میدانند، لذا همانطور که در سرانهها و روزنامهها داخلی آنان و شبکههای رادیویی و تلویزیونی خارجی به وفور میتوان یافت تخریب و ناکارآمد جلوه دادن این دولت و گفتمان آن در دستور کار اول این جریانات است و برای اشاعه این هدف در سطح دانشگاهها نیاز به پایگاه دانشجویی دارند که باز هم با نگاهی ابزاری و نه ارزشی به سراغ دانشجویان طیف علامه و افراطی دفتر تحکیم وحدت آمدهاند.
با این توضیح طیف افراطی دفتر تحکیم وحدت برای تحقق سه هدف:
الف ـ حضور در عرصه دانشجویی و دانشگاهی برای پیاده نمودن منافع حزبی اربابان خود در خارج از دانشگاه
ب ـ منحرف کردن اذهان از روی مسائل غیر قانونی متعدد دفتر تحکیم (طیف علامه)
ج ـ جذب دانشجویان به سوی آنچه که جاعلانه آنرا انجمن اسلامی دانشجویان مینامند.
به تبیین استراتژیهای ذیلالذکر متوسل میشوند. در بررسی مسائل بروز کرده و دانشگاههای مختلف به وضوح مشاهده میشود که این استراتژیها در رأس اقدامات این گروه و همفکرانش است.
1 ـ عدم برگزاری انتخابات سالیانه مرکزی سراسری و دانشگاهی بدلیل موانع قانونی و عدم عقبه دانشجویی در حالیکه علت آنرا عدم آزادی و حق انتخاب مینامند.
2ـ استفاده از هر گونه مسأله صنفی در دانشگاهها برای بهرهبرداری سیاسی
3ـ استفاده از پوشش رسانهای گسترده داخلی و خارجی اعم از وبلاگ، سایت، روزنامههای اصلاحطلب، شبکههای رادیویی، تلویزیونی و اینترنتی خارجی برای انعکاس و درشتنمایی حضور و نقش ایشان و همچنین پرداختن اغراقآمیز به مخالفت و ممانعتهای قانونی پیش روی این تشکیلات با عناوین مختلفی مانند سرکوبی، فشار حکومتی، سلب آزادی، نقض حقوق بشر و...
4ـ منحرف کردن اذهان از طریق زیر سؤال بردن نیروهای ارزشی و اصولگرا در دانشگاهها با عناوینی مانند شاخه دانشجویی سپاه پاسداران برای بسیج دانشجویی و....
5ـ مظلومنمایی در عرصه دانشگاهها در مواقعی که موانع قانونی ایشان را مانع از برگزاری برنامهای و یا اقدامی مینماید.
6ـ حضور بدون حاشیه در نشریات دانشجویی بویژه نشریات مستقل دانشجویی و همکاری با آنها و سوء استفاده در جهت منافع خود در زمان بروز مسائل و وقایع از این نشریات
7ـ سرمایهگذاری بر روی مسائل قومیتی و تریبون دادن به قومیتها و تلاش برای بزرگنمایی مسائل و اختلافات قومیتی که این امر در دستور کار گروهکهای برانداز داخلی و خارجی نیز میباشد و متهم کردن جمهوری اسلامی به رفتارها و برنامههایی بر ضد اقوام و مذاهب مختلف ایرانی و اسلامی
8ـ پرداختن به مسائل فمینیستی و طرح دوباره ادعاهای 8 ساله اصلاحات مبنی بر ظلم و ستم اسلام و جمهوری اسلامی به زنان با حضور دوباره امثال شیرین عبادی در محافل و نشریات ایشان و همچنین حضور وی در میان خانوادههای دانشجویان و تحریک ایشان.
9ـ اعلام مواضع تند و خشن علیه دولت و نسبت دادن تهمتهایی مانند خشونتطلبی، فاشیسم و استبدادی به دولت و تشبیه این دولت با نقاط تاریک تاریخ معاصر ایران و منطقه؛ و مخالفت شدید با هرگونه تصمیم رئیسجمهور و رؤسای دانشگاهی
10ـ دروغپردازی فاحش در اعلام مواضع خود و همچنین در پرداختن به رویدادها و تحولات در کشور به جهت ترسیم فضای خشن، بسته، امنیتی و محدود برای هر نوع فعالیت آزادانه
11ـ ورود به کانونهای علمی، فرهنگی و هنری در دانشگاهها و با هدف دارابودن پایگاه فعالیت، ترویج بیبندوباری که خصوصاً در کانونهای فرهنگی و هنری وجود دارد؛ بالا بردن توان جذب نیروهای خاکستری در دانشگاه و....
12ـ حمله به مقدسات به منظور کمرنگ نمودن تقدس شعائر مذهبی در میان مردم که پس از دوره اصلاحات دوباره در یکی، دو سال گذشته در دانشگاهها رواج پیدا کرده است منجمله مخالفت با تدفین شهدای گمنام، حمله به حجاب، قرآن و.... مانند نشریات امیرکبیر که بعضاً با ضعف کمتری و به صورت غیرمحسوس در دانشگاههای دیگر نیز مشاهده شد.
13ـ توهین و هجمه گسترده به نهادهای منصوب مقام معظم رهبری به قصد زیر سوال بردن ولایت فقیه و تضعیف آن منجمله حمله به شورای نگهبان در ایام انتخابات، حمله به قوة قضائیه، صدا و سیما، سپاه پاسداران، نیروی انتظامی و.....
14ـ برنامهریزی و به راه انداختن امواج متعدد از شایعات در مسائل و موضوعات مختلف کشور به منظور رواج بینظمی و هرجومرج منجمله شایعات متعدد از تغییر و تحولات در دانشگاهها و یا در سطوح عالی دولت و یا شایعات متعدد در خصوص برخوردهای قضایی و امنیتی و یا ایجاد شایعه از درگیریها و هرجومرج در دانشگاههای مختلف و.....
15ـ قانون گریزی و فرار از گردن نهادن به قانون بدین صورت که هر نوع اقدام قانونی و یا اقداماتی که دانشگاهها در راستای برقراری نظام و امنیت انجام میدهند را با سیاهنمایی و هوچیگری به محدود کردن آزادی و نقض آزادی توسط دولت تعبیر کنند.
16ـ استفاده از استراتژی فرار و جلو بدن صورت که بسیاری از دانشجویان دفتر تحکیم(طیف علامه) که در دانشگاهها خود دارای پرونده انضباطی بدلیل مسائل اخلاقی یا سیاسی هستند و یا در طول تحصیل خود با تعلیق مواجه شدهاند و یا دارای چندین ترم مشروط تحصیلی میباشند، برای سرپوش نهادن به تخلفات خویش در همه اغتشاشها، اعتراضها و وقایع به وجود آمده در دانشگاهها نقش محوری ایفا میکنند و به دفاع از حقوق دانشجویان میپردازند.
17ـ در پیش گرفتن سیاست یک بام و دو هوا با این تعریف که نیروهای چپ برای هر نوع اقدام و حرکت خود اعم از قانونی و یا فراقانونی در دانشگاه حق قائل هستند و بر روی موارد فراقانونی آن اصرار میورزند اعم از برگزاری تجمعات، تریبونها، استفاده از پوشش نامناسب خصوصاً در میان خانمها، انتشار هر نوع نشریه حاوی هرگونه مطلب خلاف قانون و یا خلاف شرع و.... و این در حالیست که همین گروه در مقابل اقدامات و برنامههای مجموعههای ارزشی درون دانشگاه که وجاهت قانونی دارد موضع میگیرند. و مخالفت میورزند، این موضوع را میتوان در مخالفتهای گسترده با حضور بسیج در دانشگاهها، مخالفت با تأسیس و راهاندازی هر تشکل، کانون و یا مجموعه دانشجویی ارزشی در دانشگاه، مخالفت با تدفین شهدای گمنام در دانشگاهها و.... مشاهده نمود.
نیروهای طیف افراطی دفتر تحکیم با این استراتژیها در همه حوزههای دانشگاه، همه رخدادها و رویدادهای به وجود آمده در دانشگاهها وارد عمل میشوند نکته جالب توجه که مختصر ذکر شده این است که با جرقه و کلید خوردن یک واقعه صنفی، سیاسی، امنیتی، اخلاقی و... در یک دانشگاه خواه هماهنگ شده باشد و خواه اتفاقی واقع شود حجم عظیمی از فعالیتهای تبلیغاتی و رسانهای از سوی روزنامهها، خبرگزاریها، وبلاگهای شخصی و گروهی، شبکههای ماهوارهای، رادیوهای خارجی و... براه میافتد و به نظر میرسید به کلیه وقایع روی داده تسلط دارند و تا حد امکان با خلط موضوع و دروغپردازی به بهرهبرداری سیاسی خود میپردازند.
سیاستهای دانشگاهی
مبحث دیگری که به نظر میرسد بایستی به آن پرداخته شود این است که از کنار هم قراردادن حوادث و رخدادهای به وجود آمده در دانشگاهها در یکی، دو سال تحصیلی گذشته و نقش دو گروه 1ـ مسئولین دانشگاهها و نهادها و وزارتخانههای مرتبط با دانشگاهها 2ـ تشکلها و مجموعههای ارزشی دانشجویی درون دانشگاهها برخی نکات قابل تأمل استخراج میشود که پرداختن تیتروار به آنها خالی از فایده نخواهد بود.
1ـ تصور میشود وزارت علوم سیاست مدرن، معین و جامعی را برای اداره دانشگاهها و مدیریت فضای دانشجویی کشور منطبق با تحولات به وجود آمده در فضای عمومی کشور و تغییر گفتمان سیاسی غالب در جامعه ندارد، یک مثال مقایسهای تقریب به ذهن این مدعا را سهلتر مینماید: اشاره شد که در دولت گذشته سیاسی نمودن فضای دانشگاهها و ملتهب بودن برای تأمین منافع حزبی و سیاسی بایستی در فضای غوغاسالاری و هوچیگری محقق میشد در دستور مار بود، لذا از همان ابتدا این استراتژی معیار و ملاک انتخاب مدیران در دانشگاهها خصوصاً در دانشگاههای هدف یا به عبارت دیگر دانشگاههایی که ظرفیت و پتانسیل تحقق این خواست را دارا بودند قرار گرفت اگر طبق نظر مسئولان ارشد وزارت علوم فرض را بر این بگذاریم که حکمفرمایی آرامش سیاسی به منظور پیشرفت و توسعه علمی و انجام کار سیاسی قانونی موثر و تلاش برای تحقق آرمان متعالی دانشگاه اسلامی به عنوان هدف غایی انتخاب شده است، سوالی مطرح میشود که تغییر و تحولات مدیریتی در دانشگاهها تا چه میزان در راستای تحقق این آرمان بوده است؟ انتخاب روسای برخی دانشگاهها به صرف دارا بودن مدارک و مدارج بالای علمی و یا برخی دانشگاههای دیگر به صرف دارا بودن ویژگیها و خصوصیات فردی ایمانی و انقلابی و پایبندی کامل به حدود شرعی و... تا چه میزان با آرمان مطرح شده انطباق دارد؟ بیشک اراده دانشگاهها توسط اساتیدی که علاوه بر دارا بودن مدارک معتبر و بالا علمی دارای ویژگیها و خصوصیات فردی مناسبی در رابطه با احکام و ضوابط شرعی هستند و مهمتز از همه درایت، تدبیر، قدرت تجزیه و تحلیل و مدیریتی بالایی برخوردارند و البته کم نیستند در دانشگاهها میتوانست از وقوع و یا گسترش دامنه بسیاری از اتفاقات و وقایع دانشگاهها بکاهد مانند وقایع دانشگاههایی مثل همدان، شیراز، شهرکرد، تربیت معلم کرج، علامه طباطبایی و....
2ـ همانطور که ذکر شد در سالهای 76 ـ 84 طیف افراطی دفتر تحکیم وحدت با حمایتهای همه جانبه داخل و خارج از دانشگاه توانسته محور بسیاری از فعالیت، جریان سازیها و تئوریپردازیها در دانشگاهها باشد که این تفاوت از میزان موفقیت یا عدم آن است و البته در آن مقطع تشکلها و مجموعههای ارزشی دانشجویی نیز تحت شدید فشارها و کارشکنیها در دانشگاهها بودند. انتظار میرفت با روی کار آمدن دولت جدید و با مهیا شدن فضا برای تشکلهای ارزشی و کاهش بخشی از فشارها و کارشکنیها، تشکلها و مجموعههای ارزشی بتوانند محور حرکات عدالتخواهانه و آرمانخواهانه و انقلابی درون دانشگاهها را در مسیر صحیح مؤثر و آرمانی آن سوق دهند؛ به تعبیر دیگر انتظار میرفت تشکلهای ارزشی دانشجویی بعد از چندین سال تحرکات واکنشی و عکسالعملی بتوانند اقدامات و جریان سازیهای کنشی را در دانشگاهها به را بیندازند که متأسفانه این امر به طور کامل محقق نشده است، البته در فضای خارج از دانشگاهها مانند استکبار ستیزی و مقابله با موج تهدیدات و دسیسههای خارجی اقدامات مثبتی انجام شده است ولی درون دانشگاهها فقدان یک گفتمان جامع و یک استراتژی مدون و قابل اجرا احساس میشود. نگاهی به فعالیت تشکلهای ارزشی دانشجویی در خصوص انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی نشان میدهد جزء معدودی اقدامات پراکنده و البته مفید و مؤثر این مجموعهها نتوانستند یک گفتمان آرمانی دانشجویی را به فضای سیاسی تزریق کنند.
3 ـ یکی دیگر از موارد که درایت، تدبیر و برنامه مدیران دانشگاهها و جریانات ارزشی دانشجویی را میطلبد سرمایهگذاری، مدیریت و اصلاح نواقص صنفی در دانشگاههاست، نگاهی به حوادث به وجود آمده در سال گذشته تحصیلی نشان میدهد بالغ بر 70 درصد اعتراضات و مناقشات ریشه و بن مایه اولیه صنفی را دارند و همانطور که بیان شد جریانهای چپ در دانشگاهها سرمایهگذاری زیادی بر روی براهانداختن اعتراضات صنفی به هر شکل ممکن، به هر تعداد و به هر بهانهای نمودهاند و بعضاً از یک اعتراض و مطالبه چند نفره به یک موضوع صنفی بهرهبردار نموده و موج اعتراض و نارضایتی را براه میاندازند.
آنچه که بحث شد تحلیل کوتاه و خبری از وضعیت دانشگاههاست که بدون تمرکز بر روی مصادیق و موارد جزیی به طرح کلیات مسایلی پرداخت که به نظر میرسد فضای فعلی دانشگاهها و جو عمومی غالب بر آن را در بر میگیرد؛ البته شاید بتوان به یک معنا این نوشتار را آسیبشناسی مختصری نیز از فضای دانشگاهها دانست و لیکن آنچه که باید طرح شود این است که هدف این نوشتار طرح مسأله و ارائه راهکار برای آن نبوده است و همچنین سعی شده از تحلیل جز به جز حوادث مختلف در دانشگاههای متعدد نیز پرهیز شود. بدون تردید با بررسی ریشهای و کارشناسی وضعیت دانشگاههای کشور از یک سو و فراهم بودن فرصتی ممتاز بواسطه اهتمام گفتمان اصولگرایی به دانشگاهها از سوی دیگر میتوان با اندکی درایت و همفکری ذیل دیدگاههای مقام معظم رهبری با روندی قابل قبول به سمت تحقق دانشگاه اسلامی حرکت کرد.