داود غیاثیراد
جمعیت عراق از اکثریتی شیعه مذهب و اقلیتی سنتی مذهب و همچنین مسیحی و سایر اقلیتهای دینی تشکیل شده است. در اواسط دهه 1970 (طبق آمار و اطلاعات موجود) پنجاه و یک درصد جمعیت عراق شیعه، چهل درصد سنی و 4 درصد اقلیت مسیحی و سایر اقیلتهای دینی بود. از میان کل جمعیت عراق با ترکیب فوقالذکر 69 درصد به زبان عربی، 27 درصد به زبان کردی و 4 درصد به زبانهای ترکمن، فارسی، سرکیسی (ارمنی) و آشوری تکلم میکنند. بعد از جنگ تحمیلی علیه جمهوری اسلامی ایران، رژیم عراق کوششهای فراوانی نموده که وفاداری مذهبی اکثریت جمعیت عراق را به خود جلب نماید.
رژیم عراق به دنبال شکست در این هدف خود برای به اصطلاح جلب حمایت مردم عراق در صدد تکنیک جدیدی برای جلب حمایت مردم عراق برآمد و آن مساله هویت قومی تحت عنوان مناقشه بین جهان عرب و دشمنی دیرینه فارسی است. رژیم اسبق عراق ظاهراً تصور مینمود که با توسل به مسایل قومی میتواند به هدف خود یعنی جلب حمایت مردم عراق نایل آید. در حالی که همزمان با این تلاشها رفتارهای تبعیضآمیز و نژادپرستانه علیه شیعیان عراق مخصوصاً رهبران شیعه، روز به روز شدت مییافت. رژیم عراق در حالی که روز به روز خود را در مقابل نیروهای ایرانی شکست خورده میدید به اخراج گروهی شیعیان از عراق و آواز و شکنجه و اعدام آنها در این کشور میپرداخت.
نگاهی به طایفه تکریت و حکومت بعث عراق
تکریت که صدام حسین رییسجمهور اسبق عراق از این ناحیه است در 150 کیلومتری شمال بغداد قرار دارد. منطقه تکریت از زمان اشغال انگلیس در عراق به صورت یک مرکز ناسیونالیستی عرب و بعد از شروع جنگ تحمیلی به صورت یک مقر محکم و بدون سوال برای صدام حسین درآمده بود و به اصطلاح یکی از مرواریدهای رژیم بعثی عراق به شمار میآید.
کنترل قدرت توسط یک گروه داخلی کوچک از طایفه تکریت همگی نقش تعیین کنندهای در استراتژی بعث برای قبضه کردن قدرت در عراق از سال 1968 داشته و با تحت کنترل قرار دادن قدرت توسط صدام حسین سهیم بودهاند.
آنچه این گروه را با یکدیگر و با صدام پیوند داده بود رشتهای از عقاید ایدئولوژیکی، اصلیت مشترک و معاشرت و حشر و نشر تاریخی طایفهای بود. گفته میشود در حالی که بین طایفه تکریت و به خصوص گروه قدرت تکریت در حکومت با صدام حسین علائق و وابستگی همه جانبه وجود داشت صدام حسین به طرق مختلف سعی نموده است بر اعمال و رفتار این گروه و بالاخره طایفه تکریت نظارت کند، در این رالطه طبق اطلاعات موجود، صدام حسین شخصاً برای پایان دادن به اعمال خلافی که گروه تکریت و سایر اعضای خانوادهاش در آنها دست داشتند وارد عمل میشد.
برخوردهای تند صدام حسین با گروه و طایفه تکریت که حامیان صدام در به قدرت رسیدن او در عراق بودند و از طرفی، شدت گرفتن و ادامه جنگ و وضعیت بحرانی ناشی از ادامه جنگ در داخل کشور از جمله عواملی بودند که در سال 1983 در همبستگی طایفه و به ویژه گروه قدرت تکریت خلل ایجاد نمود.
ظاهراً این عوامل سبب بروز یک سری حرکتهای طغیانی در تکریت شد. به طوری که شورش و طغیانهایی به رهبری «برزن تکریتی» برادر صدام که در سال 1983 به یک پست کلیدی در مرکز سیاسی ـ اطلاعاتی خارجی عراق داشت صورت گرفت.
طایفه موصل از سال 1983 پایگاه قدرت تازهای را برای رژیم صدام حسین در داخل حزب بعث تامین کردند. از این رو است که مشاهده میگردد که عدنان خیرالله پسر عمومی صدام وزارت دفاع و دیگر بستگانش امور امنیتی در کشور را تحت کنترل خود داشتند. در هر حال به دنبال تصفیههای سال 1984 صدام حسین در درههای میانه حزب بعث و دیگر همکاران نزدیک رییسجمهوری بهویژه در بانک مرکزی که حکمت ابراهیم الهزاوی تصدی آن را داشت بار دیگر در سال 1986 با بروز و شدت گرفتن اختلافات در گروه تکریتی برای صدام حسین بار دیگر زنگ خطر به صدا درآمد. صدام حسین در همین رابطه یک جلسه فوقالعاده با شرکت سران حزب تشکیل داده و سعی نمود که شخصاً پیچیدگی و بحران اوضاع کنونی را تحت کنترل درآورد. در همین جلسه فوقالعاده ظاهراً بار دیگر صدام توانست عقیده خود را تحمیل و موضع خود را مستحکم نماید و 6 تن از طرفداران مورد اعتمادش را به عضویت رهبری انقلاب درآورد.
به طور کلی رژیم بعث و در راس آن صدام حسین روی گروه تکریت حساب ویژهای باز کرده بود و از حمایت مردان وفادار این گروه به خود صدام، برخوردار بود. به همین دلیل در ژوییه 1986 تغییرات در کار سیاسی عراق منجر به انتخاب و انتصاب مردان وفاداری از گروه تکریت در کادر رهبری عراق گردیده است و در کادر نظامی عراق نیز صدام حسین این مساله را مورد توجه قرار داده که شاهد مردان مرید و وفادار تکریتی و موصلی در پستهای کلیدی کادر نظامی عراق بودیم.
ارتش و حکومت بعث عراق
هسته اصلی ارتش عراق متشکل از افسران (موصل) بود. افسران آموزش دیده در آکادمی نظامی موصل، افرادی با روحیه نظامی قوی بودند. این افسران در حالی دارای روحیه نظامی بودند که از روی الزام یا مصلحت به حزب بعث ملحق بودهاند. این افسران موصلی همواره با افسران بعثی دارای اختلافنظر بودند به خصوص بعد از شروع جنگ تحمیلی علیه جمهوری اسلامی ایران این اختلاف شدت یافته بود و ارتش به طور کلی زیر نظر شدید قرار داشت و به عقیده ناظران نظامی عرب دلایل ناشی از شرایط جنگ ایران و عراق هیچگونه خطری برای صدام حسین نداشتند.
دو ستون از ارتش یعنی گارد ریاست جمهوری و نیروی هوایی تماماً به اصطلاح به صدام حسین وفادار و حفاظت صدام حسین را برعهده داشتند.
کلیه واحدهای ارتش توسط شبکهای از اینتلجنت سرویس که مستقیماً در ارتباط با دولت بعثی و صدام بود تحت نظر بودند. صدام واحدهایی از ارتش را با (تشکیل افسران سیاسی) چیزی شبیه به یک مامور ردیابی و مجازات تشکیل داده بود که کمترین تمایل به شکستپذیری را بین افسران شناسایی میکردند.
اگر چه با توجه به جنگ ایران و عراق بر سر رویارویی و یا نحوه انجام عملیات بین افسران دوره دیده موصلی و افسران بعثی اغلب اختلاف نظر مشاهده میشد اما ناظران نظامی عقیده داشتند تا زمانی که جنگ ایران و عراق ادامه داشت این اختلافات افسران بعثی و موصلیها به رویداد خاصی منجر نشد.
صدام حسین علیرغم به اصطلاح آمادگیهای نظامی خود از لحاظ نیروهای دوره دیده و تجهیزات مدرن و در بعضی موارد فوق مدرن دریافتی از شرق و غرب پس از شکستهای پی در پی طی دوران دفاع مقدس گذشته از نیروهای توانمند اسلام احساس نمود که مبارزه سخت و دشواری در پیش دارد تا بتواند در مقابل ارتش ایران مقاومت کند. لذا در حالی که ارتش یک میلیون نفری تشکیل میداد دستور داده بود با شدت هر چه تمامتر سیاست سربازی گیری دنبال شود. نکته قابل توجه از ارتش به اصطلاح یک میلیونی صدام این بود که نیمی از مردان به واحدهای ارتش تعلق دارند و نیم دیگر افراد و شهروندان عراق را تشکیل میدهند که در میان آنها دانشآموزان، دانشجویان و اساتید دانشگاههای عراق به چشم میخوردند که با اجبار آموزش نظامی دیده و به جبهه اعزام شده بودند. البته به دنبال بسیج دانشجویان و اساتید و اعزام آنها به جبهه در شهرهای عراق شایعه شده بود که این گروه از شهروندان اعزامی به جبههها به خط مقدم اعزام شدهاند. به دنبال این شایعه اعتراضات و شلوغی در شهرها به وجود آمد، به طوری که صدام حسین مجبور شد در تلویزیون ظاهر شده و به خانوادههای این دانشجویان و اساتید اطمینان بدهد که آنها به خطر مقدم اعزام نشدهاند.
حرکتهای آزادیبخش در عراق
1ـ حرکت اسلامی عراق
به طور کلی این حرکت عمدتاً یک حرکت شیعی است. اماکن مقدسه شیعه در خاک عراق و همچنین حرکت روحانیت نجف در سال 1920 که هنوز هم سالگرد آن به عنوان یک حرکت انقلابی در بین مردم عراق جشن گرفته میشود گواه این ادعاست. تشکیلات اسلامی عراق در دوران دفاع مقدس عبارت بودند از:
الف ـ حزب الدعوه اسلامی
ب ـ سازمان پیکار اسلامی
ج ـ حرکت المجاهدین
این تشکیلات و سازمانها ایدئولوژی اسلامی را جهت مبارزه برگزیدهاند و مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق تشکیل شده از این سه گروه است.
2ـ سازمان پیکار اسلامی
این سازمان اولین بار توسط آیتالله سیدمحمد شیرازی به وجود آمد و سپس امور سیاسی و رهبری را به دو خواهرزاده خود یعنی آقایان هادی و محمدتقی مدرسی سپرد و ایشان به تدریج این سازمان را از آقای شیرازی جدا کردند.
3ـ حرکت اکراد عراق
از حرکتهای خیلی مهم در عراق حرکت اکراد است که این حرکت در بعد نظامی بسیار اهمیت دارد. به طور کلی در دوران دفاع مقدس و قبل از آن چهار جریان در بین اکراد عراق وجود دارد:
1ـ اتحادیه میهن پرستان کرد به رهبری جلال طالبانی
2ـ حزب دموکرات کردستان عراق به رهبری ادریس و مسعود بارزانی
3ـ گروههای وسوسیالیست کردستان عراق به رهبری رسول مامند
4ـ گروه کوچک به نام پاسوک که زیاد مطرح نبوده و قابل بحث نیست.
در میان گروههای مزبور از ابتدای جنگ تحمیلی اتحادیه میهن پرستان کرد و حزب دموکرات و گروههای سوسیالیست در مراحل مختلف از جمله در جریان فتح و آزادیسازی حلبچه از جمهوری اسلامی ایران اعلام حمایت نمودند. ادامه دارد...