علت همه انحرافهایی که در جهان از بدو پیدایش تا کنون، رخ داده است دو عامل بیش نیست و تمامی گرفتاریهای بشر از این دو ریشه میگیرند؛ نادانی و هواپرستی. امیرالمومنین(ع) در نهجالبلاغه میفرماید: «انما بدء وقوع الفتن اهواء تتّبع و احکام تبتدع؛ سر منشأ همه فتنهها، خواهشهای نفسانی پیروی شده است و احکامی که برخلاف شرع صادر میگردد.» در هر صورت تمامی ملل دنیا به این دو عامل انحراف مبتلا بوده و هستند و مسلمانان نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیستند.
دنیای غرب پس از جنگ جهانی دوم شاهد پدیدهای بود که از آن به انفجار فرقهای تعبیر میشود قضیه از این قرار بود که عوامل متعددی بعد از جنگ جهانی دوم دست به دست هم داد تا تعداد بیشماری فرقه، مذهب و حتی ادیان جدید و نو پدید در جوامع غربی سر برآورند. این پدیده، هر چند در غرب نمود برجستهتری داشته است اما نه تنها محدود به جوامع غربی نشد بلکه پیامدها و عوارض آن در جوامع شرقی مانند: ژاپن، چین، هند، کشورهای آفریقایی و حتی ایران نیز مشاهده میشود. برخی از آثار این فرقهها به فارسی ترجمه میشود و به چاپهای انبوه هم میرسد و مورد مطالعه نسل جوان قرار میگیرد اما تاکنون متأسفانه این پدیده تقریباً در دانشگاهها یا مراکز پژوهشی و مطالعاتی در ایران به صورت آکادمیک و جدی مطالعه و بررسی نشده است.
در ادبیات غرب از این پدیده با اصطلاحات متفاوتی نام میبرند. با این که از ظهور این پدیده در غرب زمان چندانی نمیگذرد ولی امروزه فرقه یا گروه مذهبی و «جنبشهای نو پدید دینی» یا «جنبشهای دینی جدید» در عرصه دینپژوهی و ادبیات دینی مغرب زمین، اصطلاحاتی آشناست. امروزه مؤسسات مطالعاتی در باب جنبشهای نو پدید شبهدینی اشتغال داشته و سالانه سمینارها و کنفرانسهای متعددی در همین خصوص تشکیل میشود.
ایران نیز مثل سایر کشورها و جوامع اسلامی در معرض چنین رخدادی است. واقعیت آن است که فرقه با گروه مذهبی گر چه نه چندان قوی ولی در مقیاسهای محدودتر در ایران نیز ظهور کرده است. «اکنکار» به عنوان یک فرقه مذهبی جدید صادراتی آمریکا که حتی مدعی است «دین جدید» بلکه «تنها دین اصل» است و سایر ادیان و مذاهب شکل انحراف یافته آن هستند، چند سال در تهران دارای دفتر بود و به آموزش تعالیم خود اشتغال داشت. گروههای آموزشی متعددی ـ غیر رسمی ـ که به تعلیم و تمرین آموزههای مختلف فرقههای جدید برآمده در غرب اشتغال دارند کم نیستند. برخی از این گروههای نوظهور، فاقد هر گونه تعلیمات دینی هستند و فعالیتهای آنها بر محور رهبرانشان انجام میشود که تسلطی کامل بر اعضای خود دارند. اعضا این گروهها بعد از عضو شدن در تشکیلات از خانوادهها و جامعه خود کاملاً منقطع میشوند و در اختیار این گروهها قرار میگیرند. در پروژه سکولار نمودن جوامع جهانی، این گروههای غیر متداول مذاهبی را که جدیداً ظهور نمودهاند به عنوان ادیان جایگزین معرفی مینمایند. دکتر پیتر کلراک، استاد فلسفه دین در دانشگاه لندن، این گروهها را به اسب تروا به معنی «حمله از درون» تشبیه میکند که هدف آنها سکولار نمودن تمامی ادیان در جهان از درون است. بیشتر اعضای این گروهها مورد سو استفاده و استثمار رهبران و افراد نزدیک به رهبران خود قرار میگیرند ولی به دلیل شرم و ترس از آنها، این مطلب را آشکار نمیکنند. با این حال، فسادهای جنسی و مالی از سوی بنیانگذاران این گروهها سبب جدایی شمار زیادی از اعضای این گروهها شده است.
اکثریت مطلق این گروهها نظام سرمایهداری، خصوصیسازی، فرضیه نسبیگرایی، مکتب وحدت وجود را ترویج میکنند و باورهای دینی آنها تلفیقی از عقاید ادیان مختلف با یکدیگر است و بر این اساس پیروان خود را در فضایی فانتزی و خیالی غوطهور مینمایند. بیشتر پیروان این گروهها از مواد مخدر و مدیتیشن برای به وجود آوردن حالت خلسه و نشاط بهره میگیرند که این امر باعث ایجاد تضاد میان تعقل و احساسات و دوگانگی در شخصیت فرد میگردد. بعضی از این گروهها ریاضتهای سخت و برخی لذتجوییهای افراطی را برای پیروان خود تجویز میکنند و به این ترتیب ـ برخلاف ادعای خود ـ پروان خود را از دستیابی به حقیقت و سعادت ابدی باز میدارند. ترویج و بازارگرمی عرفانهای سرخپوستی و عرفانهای هندویی که از طریق غرب به ایران سرازیر شدهاند، تکنیکهای روانشناختی مانند بیوفیدبک و نظایر آن گاه در قالب یک دین آموزش داده میشوند و گاه از چنین تحرکاتی به عنوان «معنویت مدرن» نیز یاد میکنند. این همه، حکایت از وضعیت حساس کنونی ما در برابر مسأله «جنبشهای نو پدید دینی» دارد. در یک ربع قرن گذشته، نزدیک به 2500 گروه از این گروههای غیر متداول به نام دین در ایالات متحده آمریکا و اروپا به سرعت بوجود آمدند. این گروهها تغییراتی اساسی در اعتقادات خود به وجود آوردند تا خود را با فرهنگ حاکم بر جامعه غربی کاملاً منطبق نمایند. در قرن بیستم در انگلستان گروههای دیگری به نام «جامعه روشنایی درون» بوجود آمدند که عرفان واقعی را حداکثر بهرهمند شدن از لذات جنسی و مادی میدانستند و اعتقاد داشتند در بهرهمندی از هرگونه لذات جنسی و مادی هیچگونه ملامت روحی و ندامت نباید در شخص بوجود آید(!)
در آمریکا با حمایت فراماسونها گروههای جدید با عنوان «مشرکان جدید» بوجود آمده است که اعتقادات و سنتهای بومیان قاره آمریکا را با اعتقادات و مراسم عبادی کاهنان جادوگر اقوام سلتی تلفیق نمودهاند. این گروهها در سال 1991 میلادی فدراسیون جهانی مشرکان را بوجود آوردهاند و مراسم عبادی آنها شامل پرستش خدایان زن است که ابتذال جنسی را در پی دارد.
بدیهی است که قوم اول برای مقابله با این عقاید پوچ و مضحک آشنایی با برخی از این گروهها، نحلههای و فرقههایی است که این روزها کم و بیش با نامها و آرمها و آوازه آنان روبهرو هستیم. این گروهها برخی وارداتی و سوغاتهای مخرب فرهنگ غرب و صهیونیسم و برخی نیز با سوء استفاده از انگیزههای مذهبی خصوصاً عشق و علاقه به اهل بیت(ع) و اشتیاق و محبت مردم به امام دوازدهم(عج) و انتظار ظهور آن حضرت یعنی عقیده به مهدویت ساخته شده و پرورش یافته است که در این بخش نیز نقش عوامل بیگانه و استعمارگران جدی است که در ادامه به صورت تفصیلی بیان خواهد شد.
سالهای پس از رنسانس را میتوان به سالهای افسارگسیختگی جهان غرب در تمامی ابعاد فردی، اجتماعی و جنبههای متعدد روابط انسانی توصیف کرد. پس از برداشته شدن یوغ تعالیم متعصب کلیسای کاتولیک از گردن انسان غربی، چند کنش مهم فکری و فلسفی شکل گرفت که از جمله آنها، رویکردهای متفاوت به مسأله انسان و رابطه او با خداست که زمینههای شکلگیری بسیاری از جریانهای فلسفی را فراهم آورد. قرنها بعد در یعنی در سالهای آغازین قرن بیستم برخی عناصر فاسد الاخلاق با اتکا به گرایشهای و نظریات توراتی و پروتستانی به طور مخفیانه جریان شیطانپرستی را با ویژگیهایی همچون گناهگرایی، قتل، تجاوزات جنسی، نابود کردن اصول اخلاقی، بیتوجهی به مسائل توحیدی و... پایهگذاری کردند. اگر چه فطرت خداجوی انسانی عاملی بازدارنده در تمایل یافتن تعداد زیادی از افراد به این جریان شده، ولی استفاده از موسیقیهای جذاب و متنوع، انجام اعمال خارقالعاده و دور از ذهن، تهی شدن انسانی غربی و عصر جدید از معنویت و اتصال به منبع فیض الهی، موجبات گرایش افراد اندکی را به این گروهها فراهم آورده است.