رسانههای آمریکا امروز در جهت تحقق اهداف رژیم صهیونیستی گام بر میدارند و هرگز توان آن را ندارند که دیدگاه اسرائیل در خصوص ضرورت حمله به ایران را زیر سوال ببرند!
رسانههای آمریکایی برای آنکه کسی به خدمتشان برای تلآویو و فرمانبرداری کاملشان از این رژیم پینبرد، بسیاری از حقایق را در مورد سفرهای مکرر وزیر جنگ و رئیس ستاد مشترک ارتش عبری به آمریکا و فشارهای فراوانشان به کاخ سفید برای حمله به ایران را پنهان میکنند. رسانههای مذکور، هرگز نتوانستند از اهداف سفر مقامات نظامی اسرائیل به کاخ سفید پرده بردارند و این سوال را مطرح کنند که چرا آمریکا باید به نیابت از طرف تلآویو به تهدید علیه تهران مبادرت ورزد و این جنگ چه فایدهای برای آمریکا دارد؟
اختلاف در پنتاگون
رسانههای آمریکا همچنین حقایق بسیاری را در مورد اختلاف در میان مقامات پنتاگون در خصوص حمله به ایران پنهان نگاه داشتند و اعلام نکردند که شماری از مقامات ارشد سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) نیز با هر گونه حمله به ایران مخالف هستند و آن را آغاز جنگ جهانی سوم میدانند، جنگی که آمریکا هرگز آمادگی ورود به آن را ندارد. رسانههای مذکور همچنین خبر ندادند که مخالفان جنگ با ایران مسئولان عالی رتبه پنتاگون را ـ که از مهمترینشان باید به رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا اشاره کرد ـ واداشتند تا با سفرهای مکرر به تل آویو، صهیونیستها را در مورد عدم حمله به ایران اقناع سازند. آری! رسانههای آمریکایی به هیچ کدام از حقیقتهای موجود اشاره ننمودند و تنها تلاش کردند تا تهدید علیه ایران را یک ضرورت برای حفظ امنیت آمریکا ترسیم کنند.
وسایل ارتباط جمعی آمریکا در جهت تبلیغ دیدگاه اسرائیل فعالیت میکنند و همچون تل آویو مدعی میشوند که ایران در آستانه دستیابی به سلاح هستهای است و انجام یک جنگ محدود میتواند مانع از بروز یک جنگ هستهای در آینده شود؛ این در حالی است که پنتاگون و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا معتقد است که ایران فاصله زیادی تا دستیابی به سلاح هستهای دارد و کاخ سفید باید از آغاز هر گونه جنگ جدید اجتناب ورزد! پنتاگون و سیا بر این باورند که اسرائیل مهندسی جنگ جدید را به عهده خواهد داشت و برای آنکه آمریکا را ترغیب به این امر نماید، به نیروهای این کشور در خلیج حمله میکند و بعد این حمله را به تروریستها یا ایران نسبت میدهد!
مشکل اساسی که در حاضر وجود دارد، آن است که رسانههای آمریکایی به طور کامل گوش به فرمان رژیم صهیونیستی هستند و استراتژی همسو با این رژیم دارند و برای سوق دادن کاخ سفید به سمت یک جنگ جهانی میکوشند؛ البته شاید هم موفق شوند تا با وجود مخالفت پنتاگون و سیا و نیز افزایش تعداد مخالفان جنگ در مجلس کنگره که اکثر اعضای آن بر استفاده از راههای دیپلماتیک تاکید دارند، آمریکا را به سمت حمله به تهران بکشانند.
بسترسازی برای جنگ
با وجود خیل مخالفان جنگ در پنتاگون، کنگره و سازمان اطلاعات آمریکا ولی رسانههای این کشور با فعالیتهای خود، بسترسازیهای لازم را برای انجام جنگ فراهم میآورند و اینگونه تبلیغ میکنند که تمامی تلاشهای دیپلماتیک به شکست انجامیده و جنگ تنها راه باقی مانده است. در واقع رسانههای مذکور همان کاری را که در زمان اشغال عراق و افغانستان انجام دادهاند، دوباره تکرار میکنند.
(البته هنوز تفاوت کشور قدرتمند ایران با عراق و افغانستان را به درستی درک نکردهاند) بیشتر رسانههای آمریکا امروز به جبهه حامیان جنگ علیه ایران پیوسته است و این امر خود میزان وابستگی این رسانهها را به اسرائیل مشخص میکند و نشان میدهد که فعالیت این نهادهای اطلاعرسانی در چارچوب آن چیزی است که تلآویو میخواهد. در نظر نهادهای مذکور هر گونه مناقشه در خصوص ضرورت حمله به ایران غیر قابل پذیرش است.
فیلیپ جرالدی مقام اسبق امنیتی آمریکا میافزاید: شواهد و قرائن همه سرسپردگی رسانههای آمریکا به اسرائیل حکایت دارد و نشان میدهد که اینان در راستای اجرای برنامههای تل آویو میکوشند، به عنوان نمونه شبکه «سی.ان.ان» در گزارشهای خود بیشتر به منابع عبری تکیه دارد و شخصیتهای صهیونیستی از جمله زیپی لیونی (وزیر خارجه اسرائیل) وولف بلیترز (از چهرههای برجسته ایپک) را به عنوان مهمان برنامه خود دعوت میکنند.
پدر زیپی لیونی، وزیر امور خارجه اسرائیل در گروهک تروریستی آرگون فعالیت و در انفجار هتل داود شهر قدس (1946) و کشتار دیریا یاسین نیز دست داشت و فرزندش نیز همان راه پدر رراه ادامه داد و خواستار بیرون راندن عربهای فلسطینی از اسرائیل و گسترش دامنه حاکمیت تا آویو شد و تاکید میکرد که باید تمامی اراضی فلسطین، بخشیهایی از اردن، رود لیطانی در لبنان و صحرای سینا و کانال سوئز تحت مالکیت اسرائیل باشد. شبکه سی.ان.ان این چهره تندرو که تشنه خونریزی و جنگ افزاری است، را به عنوان یک چهره میانه رو و واقعگرا در برخورد با عربها و مسلمانان معرفی میکند.
هیچ خطری اسرائیل را تهدید نمیکند!
زیپی لیونی که رسانههای آمریکایی را برای اعمال فشار به کاخ سفید برای حمله به ایران خدمت گرفته و در نگاه شبکه سی. ان. ان به عنوان چهرهای واقعگرا شناخته میشود، در مصاحبهای ویژه با مذکور در اکتبر 2007 مدعی شد که ایران تهدیدی برای اسرائیل نیست! نباید فراموش کرد که این چهره صهیونیستی با طرح ادعای مذکور در راستای پنهان کردن حقایق گام برمیدارد ولی در مقابل رسانههای گروهی آمریکا و در راس آنها سی. ان. ان را به خدمت میگیرد تا ایران را به عنوان خطری برای موجودیت اسرائیل توصیف کنند و چنین تبلیغ کنند که تهران سلاح هستهای در اختیار دارد. جالب است بدانید بلیتزر که مجری گفتوگوی لیونی با سی. ان. ان بود از طرح هر گونه سوال که مخالف دیدگاه صهیونیستها در خصوص حمله به ایران باشد، خودداری نمود.
مصاحبه سی.ان.ان با لیونی و اظهارات این مقام صهیونیستی باعث شد تا بیشتر مخاطبان آمریکایی از اسلحه ناداشته هستهای ایران بهراسند! در واقع، ما امروز به همان پدیدهای روبهرو هستیم که در زمان جنگ عراق مواجه ـ شدیم؛ به دیگر سخن رسانههای آمریکا برای ایجاد بستر مناسب برای جنگ از استراتژی ایجاد ترس در وجود شهروندان استفاده مینماید.
زیپی لیونی در گفتوگوی تلویزیونی خود با سی.ان.ان این ادعای یاوه را مطرح کرد که ایران خطری جدی برای اسرائیل و تمام جامعه جهانی به شمار میرود و هرگز به مذاکرات توجهی ندارد.
اگر امروز دقت کنیم، به وضوح میبینیم که رسانههای آمریکایی در راستای ترویج دیدگاه لیونی گام برمیدارد و هرگز به خود جرأت طرح دیدگاه مخالف نمیدهند. به دیگر سخن، امروز رسانهها ملت آمریکا را مجبور به پذیرش دیدگاههای اسرائیل میکنند.
وسایل ارتباط جمعی آمریکا موضعی مشابه سیاست وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی دارند و ایران را به عنوان یک خطر جدی برای آمریکا و جهان توصیف میکنند.
رسانههای آمریکا هرگز به ملت آمریکا نگفتهاند که اسرائیل یک زرادخانه عظیم هستهای در اختیار دارد و نژادپرستی را در محور سیاستهای خود قرار داده و در راستای پاکسازی نژادی میکوشد و همسایههایش را به صورت مستمر هدف حمله قرار میدهد و هرگز به تصمیمات ایالات متحده وقعی نمیدهد.
رسانههای آمریکا امروز به دست کسانی افتادهاند که حمله به ایران را در برنامه خود دارند و میخواهند کاری کنند که آمریکا به نیابت از سوی اسرائیل به چنین حملهای دست بزند. پس در یک جمعبندی کلی میتوان گفت که واشنگتن به خاطر اقدام اسرائیل در کنترل رسانههای ملی آمریکا به شدت در خطر است؛ زیرا این دستگاههای اطلاعرسانی در واقع یک برنامه اجتماعی را پیش گرفتهاند که هدف از آن اجبار ملت آمریکا برای پذیرش برنامههای صهیونیستی است.