قاسم بابایی
همانطور که انتظار میرفت، حملات تروریستی بمبئی هند در دو هفته گذشته باعث تنش در روابط سیاسی دو کشور هند و پاکستان شده است.
با این حال، دو کشور در تلاش هستند روابط سیاسی را به سمت آرامش سوق دهند تا وضعیت به حالت بحرانی تبدیل نشود.
نه هند و پاکستان هیچ یک تمایل به آغاز جنگ ندارند، به طوری که شاهد بودیم زرداری رئیسجمهور پاکستان نیز لحن نرمتری را با مقامات هندی به کار گرفته است تا این ماجرا هر چه زودتر حل شود. هر چند در این بین برخی از کشورها و گروهها به دنبال افزایش تنش میان دو کشور هستند و میخواهند هند را تحریک کنند که دست به جنگ بزند، اما مقامات هندی با خویشتنداری خود، جلوی هرگونه اقدام شتاب زده را گرفتند.
هر چند گروه طیبه و وابستگان به القاعده به دنبال این موضوع هستند تا نیروهای پاکستانی که در مرز افغانستان مستقر هستند را به سمت هند بکشند. در این راستا نیز عملیات تروریستی سنگینی را در بمبئی هند شاهد بودیم که این امر حکایت از آن دارد که هند و پاکستان با هم در این منطقه مشغول شوند و دو کشور به سمت مرزهای کشمیر و هند سوق یابند تا گروه طیبه و وابستگان به القاعده با فراق بال به اقدامات خود ادامه دهند.
اما مسایلی به غیر از انفجارات بمبئی نیز وجود دارد که میتواند به افزایش تنش میان هند و پاکستان منجر شود که آن همان مسأله کشمیر است. این منطقه شامل سه قسمت است، منطقه کشمیر هند، منطقه کشمیر پاکستان و منطقه بی طرف که خواهان تشکیل کشمیر مستقل است.
آمریکاییها هم در صدد تقویت این بخش هستند و تلاش میکنند تا کشمیر مستقل شکل بگیرد به طوری که بوش هم بسیار تلاش کرد که این امر محقق شود. اکنون هم گرایشات مخالف این عقاید وجود دارد و سعی میکنند ثبات و آرامش در منطقه شکل نگیرد تا کشمیر به عنوان یک کشمیر مستقل اعلام موجودیت کند.
هند و پاکستان دو کشور اتمی
علت اصلی بالا رفتن تنش بین دو کشور از چند دلیل جداگانه نشأت میگیرد.
اول آنکه افکار عمومیجامعه هند بیش از هر زمان دیگری کارآمدی سیستمهای امنیتی و اطلاعاتی هند و توانایی دولت این کشور در تأمین امنیت شهروندانش را با تردید مواجه ساخته است.
دوم آنکه نسبت به توانایی کشورشان در حفاظت از وضعیت موجود بدبین شده اند و علت دیگر نیز به واکنش دولت پاکستان برمیگردد. در حالی که دولت هند انتظار داشت حداقل به خاطر افکار عمومیهند، پس از عملیات تروریستی بمبئی، پاکستان همیاری و همکاری خودش را با این دولت اعلام کند.
عامل بعدی تنش میان دو کشور به فشار خارجی و نقش عوامل فرامنطقه ای برمیگردد.
دولت هند که رشد اقتصادی را در اولویت قرار داده است، مایل نیست با دست زدن به عملیات نظامیعلیه پاکستان موقعیت کنونی هند در اقتصاد به خطر بیفتد.
دو کشور هند و پاکستان از سلاح هستهای برخوردارند و دست بردن بر عملیات نظامی ممکن است به استفاده از سلاح هستهای از سوی یکی از دو کشور و یا گروههای تندرو در داخل این دو کشور منتهی شود.
رد پای بیگانه
در خصوص این رخداد نکات زیر قابل تامل و دارای اهمیت است.
ـ یکی از مهمترین پیامدهای حوادث ششم آذر بمبئی افزایش شدید فشار بر دولت پاکستان برای تن دادن به «همکاری مطلق» با نیروهای نظامی آمریکاست.
ـ پیامد دیگر حوادث بمبئی تشدید اختلافات و تنشها میان هند و پاکستان بود.
ـ آمریکاییها از آغاز درگیریهای بمبئی در کنار دامن زدن به تنش در نقش میانجی نیز ظاهر شده و در ابعاد تبلیغاتی خود را «وزنه تعادل بخش» در روابط شبه قاره معرفی نمودهاند.
ـ یکی از تبعات تحولات بمبئی پناه بردن بیشتر دو دولت اسلام آباد و دهلی نو به مقامات واشنگتن بوده است. در این میان هندیها به امید دست یافتن به موقعیت بهتر در تحولات بینالمللی و پاکستانیها از ترس مواجه شدن با «خطرات بزرگ» به آمریکاییها پناه آوردهاند.
ـ تحرکات مقامات آمریکایی در تحولات بمبئی با آنچه در گزارش شورای روابط خارجی آمریکا در مورد موقعیت بینالمللی چهار کشور چین، روسیه، هند و ایران در سال 2025 م آمده بود و نیز با بیانیههای سیاسی دولت کنونی آمریکا و رئیسجمهور آتی آن ـ که در مورد ضرورت تحریک منطقه برای مواجهه با اسلام گرایان شبه قاره صادر شدهاند، ـ همخوانی کامل دارد. آمریکاییها اینک در منطقهای به مناقشه دامن زده و درصدد مدیریت عمومی تحولات آن هستند که در اطراف آن چهار قدرت آسیایی وجود دارد.
ـ تضعیف دستگاه سیاسی و امنیتی پاکستان یکی از آثار راهبردی تحولات بمبئی است.
گسترش جغرافیایی جنگ
اما تحرکات در بخشهای دیگر منطقه نیز قابل توجه است به گونهای که آمریکا برای تکمیل سناریوی خود، و افزایش فشار بر پاکستان برنامههای دیگری را نیز در دستور کار دارد.
همزمان با سفر جان مک کین سناتور جمهوریخواه آمریکا به افغانستان، گفته شده ارتش آمریکا آماده اعزام یک نیروی تازه نفس 20 هزار نفری به افغانستان است. در همین حال ملامحمد عمر رهبر طالبان در بیانیهای به آمریکا و ناتو توصیه کرده است از افغانستان خارج شوند. رهبر طالبان وعده تشدید جنگ در صورت نادیده گرفتن توصیهاش و نیز تلفات بیشتر نظامیان خارجی در افغانستان داده است. از این رو احتمال تشدید جنگ، دور از ذهن نیست؛ زیرا نه انتظار میرود طالبان طرح آشتی ملی حامد کرزای را جدی بگیرند و نه آمریکا و ناتو آمادگی پذیرش توصیههای ملامحمد عمر را دارند. بنابراین افزایش نیروهای آمریکا در افغانستان همان طور که رهبر طالبان وعده آن را داده است، تشدید جنگ را در پی خواهد داشت.
منتها پرسش مهمی که مطرح میشود، این است که آینده در جنگ افغانستان چگونه رقم خواهد خورد. دو برداشت کاملاً متضاد بین طالبان و نیروهای خارجی وجود دارد. طالبان بر این باورند که بالاخره آمریکا و ناتو مجبور به پذیرش شکست خواهند شد و از افغانستان بیرون خواهند رفت. تفاوتی نمیکند که داوطلبانه بیرون بروند یا طالبان آنها را شکست دهند و اخراج نمایند. زمان هم برای طالبان مهم نیست. ترجیح میدهند خروج آمریکا و ناتو داوطلبانه و در کوتاهترین زمان ممکن باشد، ولی اگر این اتفاق نیفتد، آنها برای دهها سال خود را برای جنگ آماده نگاه میدارند. منتها برای آمریکا پیروزی و زمان هر دو مهم هستند. آمریکا میخواهد در کوتاهترین زمان ممکن پیروزی خود را در افغانستان جشن بگیرد.
همین شتاب آمریکا و ناتو ممکن است ابعاد جغرافیایی جنگ را گسترش دهد و شمال پاکستان را نیز شامل شود.
از نظر طالبان، القاعده و حامیان محلیشان در مناطق قبایلی، محدوده جغرافیایی جنگ همین حالا گسترش یافته و تا پیشاور مرکز ایالت سرحد پاکستان پیش رفته است.
با توجه به این واقعیت از نظر طالبان تفاوتی نمیکند که ارتش آمریکا به صورت رسمیحاکمیت ملی پاکستان را نادیده بگیرد و از خط مرزی «دپولاند» که در ذهنیت افغانها وجود ندارد، عبور کند یا نکند. جنگ هم اکنون در تمامیسرزمینهای تاریخی پشتونها در جریان است. حمله به پایانه توقف کامیونهای آمریکا و ناتو که ملزومات ضروری و سوخت ارتش آمریکا و ناتو را از بندر کراچی و از طریق جاده تاریخی و مشهور خیبر به افغانستان میرسانند.
این حمله که بزرگترین عملیات از نوع خود بود و به تخریب گسترده کامیونهای حامل خودروهای زرهی ارتش آمریکا منتهی شد، بخشی از همین جنگ گسترش یافته به پاکستان است. گذشته از این، طالبان و القاعده از دخالت مستقیم نظامی آمریکا در مناطق قبایلی پاکستان استقبال میکنند و بر این باورند که چنین گسترشی در جنگ به لحاظ روانی و تبلیغاتی میتواند حس همدردی مسلمانان پاکستان و منطقه را به سود آنها تحریک کند.
در اینباره که محاسبات طالبان و آمریکا تا چه اندازه با واقعیتهای نظامی همخوانی دارد یا ندارد، قضاوت ساده نیست، ولی در هر حال برداشت طالبان و القاعده آن است که میتوانند در زمین، آمریکا را شکست دهند و برداشت آمریکا آن است که با افزایش نیرو و احتمالاً گسترش جنگ به شمال پاکستان میتوانند در نهایت پیروز شوند و القاعده را اخراج و بخش انعطافناپذیر طالبان را حذف و بقیه را در روند آشتی ملی در قدرت شریک کنند و پیروزی خود را در افغانستان جشن بگیرند. این احتمال وجود دارد که هر دو طرف با نوعی ساده انگاری، عمق مشکل را درک نکرده باشند. پیروزی برای هر دو طرف به سادگی و فوریت ممکن نیست و هزینههای آن سنگین تر از آن است که در مرحله اول به نظر میرسد. از این رو میتوان گفت، افزایش نیروهای آمریکا به استعداد 20 هزار نفر و تهدید رهبر طالبان که جنگ را تشدید خواهد کرد، هر دو در کوتاه مدت عملی خواهند بود هدف آمریکا از افزایش نیرو فشار نظامیبیشتر به قصد تشویق طالبان به مصالحه با دولت کابل است، ظاهراً آماده پذیرش بهای آن نیز هست، ولی اگر طالبان و آمریکا جنگ را در حد گستردهتری به شمال پاکستان بکشانند، تحولاتی را در منطقه جنوب آسیا باعث خواهند شد که ابعاد آن از هم اکنون قابل تصور نیست.
کلام آخر
آمریکاییها برای مهار آمریکاستیزی منطقه شبه قاره خاورمیانه به وارد کردن ضربه قاطع به نیروهای قبایلی پاکستان، پشتونها و طالبان نیاز مبرم داشتند. جالب این است که در این صحنه که آمریکاییها هیچ هزینهای ندادهاند و حداکثر بهره را بردهاند، تروریسم را به عنوان مهمترین مشکل خود تبلیغ میکنند! در واقع تروریسم اگر تهدید هست تهدیدی علیه منافع ملی پاکستانیها، افغانها، هندیها و سایر ملتهای این منطقه است و اگر فرصت است فرصتی برای آمریکا، رژیم صهیونیستی و همگرایان با این دو دولت است. سابقه این دولتها در گسترش بحرانها و ترویج تروریسم و پناه دادن به تروریستها و ناتمام گذاشتن پروندههای رسیدگی به تروریسم از چین چیزی حکایت میکنند.
شواهد نشان میدهد که آمریکاییها قطعاً در حوادث بمبئی نقش اساسی داشتهاند. این نقش ممکن است مطلق و یا مشترک باشد. یعنی احتمال دارد آمریکاییها رأساً این عملیات را طراحی کرده و با کمک کشور یا کشورهای دیگر به اجرا گذاشته باشد. این کشور یا کشورها میتوانند هند، انگلیس و رژیم صهیونیستی باشند.