ب) دموکراسی
ادوار تحکیم که اعلامیه حقوق جهانی بشر را سرلوحه اصلی فعالیت های خویش و دستمایه ای جهت ارتباط با دیگر تحرکات و تشکل های جامعه قرار داده بود؛ از جهت ساختاری، جامعه ای را با نظام دموکراتیک در نوک پیکان اهداف خود قرار می دهد. یعنی جامعه باید از لحاظ ساختاری بر مبنای دموکراسی و از نظر محتوایی بر مبنای اعلامیه جهانی حقوق بشر پایه گذاری گردد.
این مطلب در سند مواضع راهبردی سازمان بدین شکل منعکس گردیده: «سازمان دانش آموختگان خواهان سطحی از تغییرات نظام سیاسی است که موجب تثبیت و تضمین روندهای دموکراتیک اداره کشور شود. از این رو به عنوان بخشی از نیروهای منتقد وضع موجود، پرداختن به بنیان های باز تولید استبداد و خودکامگی در ایران و عطف توجه به ساختارهای مولد قدرت سیاسی و تقویت بنیه جامعه مدنی و روشنگری را از وظایف اصلی خود می داند]...[ سازمان دانش آموختگان خود را همسو با تمامی گروهها و جریان هایی می داند که خواهان حکومتی دموکراتیک و مبتنی بر منافع ملی اند.»9
این سازمان بر مبنای دموکراسی وارد عرصه عمل شده و خواستار اصلاح قانون اساسی با قرائتی دموکراتیک شده است و این هدف را نیز در زمره وظایف خود ذکر می کند.
- دورنمایی از حقوق بشر و دموکراسی
تاکید بر حقوق بشر و دموکراسی به عنوان دو رکن نظری و ساختاری در نظرگاه سازمان ادوار، انسان را به یاد «منشور جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر» می اندازد.
شاید آن روز که مصطفی معین، کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دولت نهم، به سوی دفتر سازمان ادوار در حرکت بود تا در سلسله جلسات انتخاباتی این سازمان شرکت کند، خودش هم باور نداشت که بتواند تا این حد بر همکاری سازمان ادوار برای تشکیل جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر، حساب کند.
قصه از آنجا آغاز شد که وقتی مصطفی معین پس از رد صلاحیت اولیه، مجددا صلاحیتش تایید گردید، طی بیانیه ای که در هفتم خرداد صادر کرد و توسط الهه کولایی، سخنگوی انتخاباتی وی اعلام شد چنین اظهار داشت:
«من در راه خطیری که پا نهاده ام، به یاری خداوند بزرگ و همه شهروندان ایران امیدوارم و برای حرکت قاطع در این مسیر سخت، معتقدم باید در مرحله جدید که «اصلاحات، گامی به پیش» نام گرفته است از توان، هم فکری و مشارکت همه نیروها برای تشکیل و پیشبرد جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر» که هم اکنون عناصر سازنده آن در جریان انتخابات فعال شده اند، بهره مند شوم،]...[ من این نیرو را پشتوانه ای محکم برای احقاق حقوق همه زنان مردان ایران زمین به کار خواهم گرفت. اگر در این انتخابات پیروز هم نشوم از تمام توانم برای تحقق «جبهه دموکراسی و حقوق بشر» استفاده خواهم کرد.» 10
جالب است بدانید اولین جلسات تشکیل این جبهه که در اواخر تابستان سال 84 برگزار شد متشکل از جبهه مشارکت، نهضت آزادی، جنبش مسلمانان مبارز، سازمان ادوار تحکیم وحدت و اکثر چهره های جریان ملی- مذهبی بود. محور و مبنای مشترک افراد حاضر در این جلسات، تاکید آنها بر تامین حقوق بشر و استقرار دموکراسی به عنوان یک ضرورت در شرایط کنونی ایران بود.
طبق شواهد ذکر شده مسئله پیوند سازمان ادوار با جریانات ملی- مذهبی، چه به صورت تئوریک از طریق تکیه بر حقوق بشر و دموکراسی و چه به صورت عملی از طریق حضور در جلسات تشکیل جبهه، کاملا مشهود و غیرقابل انکار است. اما مطلبی که ذکر آن شنیدنی به نظر می رسد این است که ظاهرا سازمان ادوار عنان را ازکف دیگران بیرون آورده و به قول معروف «کاسه داغ تر از آش» شده است.
پس از انتشار بیانیه مصطفی معین در تاریخ 84.3.7 مبنی بر تشکیل جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر، دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی در سخنرانی خود که در تاریخ 84.3.10 انجام شد ضمن استقبال از برنامه های دکتر معین جهت تشکیل جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر اظهار داشت: «تشکیل این جبهه به معنای پایان بررسی های غیرضروری برخی سازمان های سیاسی در همکاری با دیگر احزاب اصلاح طلب خارج از حاکمیت است و منجر به تسریع حرکت اصلاح در گذار به دموکراسی خواهد شد.» 11
موسوی خویینی همچنین از معین خواست تا قبل از انتخابات ضمن اعلام تشکیل جبهه، از حضور احزاب منتقد استقبال کند و افزود:
«موکول کردن آن به پس از انتخابات ممکن است در نظر دیگران به عنوان شعار تبلیغاتی جهت جلب آراء تلقی شود.» 12
همچنین در بیانیه سازمان ادوار که در تاریخ 84.3.25 پیرامون انتخابات ریاست جمهوری منتشر گردید درباره جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر آمده است:
«طرح جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر را برای پیشگیری اصلاحات ساختاری و تحرک و تقویت جنبش اجتماعی به عنوان یک ضرورت به رسمیت می شناسیم.» 13
وجود تعداد زیاد کمیته ها و گروه های حقوق بشری تحت عناوین حامیان حقوق بشر، دیده بانان حقوق بشر و... وهمچنین تشکل های دموکراسی خواه خارجی با عناوین مختلف، حاکی از این حقیقت است که این دو مقوله به عنوان سرفصل های اصلی فشار از خارج به نظام اسلامی محسوب می شود.
با این مقدمه بدیهی است که تکرار این مقولات توسط احزاب داخلی و تاکید بر آنها، اجرای همان تئوری معروف بنیاد سورس تحت عنوان «فشار از درون» می باشد. اگر غیر از این است پس انعکاس منظم و بی وقفه بیانیه های کمیته های حقوق بشری خارج از کشور مبنی بر «نقض حقوق بشر در ایران » توسط سایت سازمان ادوار برای چیست؟ آیا برگزاری جلسات مختلف و انتشار بیانیه های گوناگون توسط کمیته حقوق بشر سازمان ادوار مبنی بر نقض حقوق بشر، دلیل دیگری دارد؟