چگونگی به سلطنت رسیدن شاه سلطان حسین و فرجام آن:
شاه سلطان حسین، نهمین پادشاه سلسله صفویه بود. بنابر نقل مشهور، شاه سلیمان پدر شاه سلطان حسین به درباریانش گفته بود اگر طالب آسایش هستند، بعد از وی پسرش حسین میرزا را به سلطنت برگزینند و اگر جویای نام و تعالی و افتخاری می باشند فرزند دیگرش میرزا مرتضی را برتخت بنشنانند.
پس از مرگ شاه سلیمان، امرای مرعوب و مقهور، راحت طلب و منفعت جو پادشاه ضعیف و زبون را بر یک فرمانروای کاردان و سلحشور ترجیح دادند، چرا که حسین میرزا را باب طبع خود می دیدند و بر این اساس وی را در سال 1105 هجری قمری به سلطنت برگزیدند.
شاه سلطان حسین همچون دیگر شاهزادگان دست پرورده زنان حرمسرا و غلامان دربار بود و تا آن هنگام (بیست و شش سالگی) از حرمسرای شاهزادگان بیرون نیامده بود. وی پس از به سلطنت رسیدن، میدان سیاست و اداره کشور را به وزیران و امرا سپرد. یعنی همانانی که مطابق طبع خویش، وی را برگزیده و او را بر برادر کاردانش ارجح دانسته بودند.
انتخاب حسین میرزای ضعیف النفس و جلوس او بر تخت شاهی و احاطه وی توسط مشاوران، وزیران و امرای بی کفایت و مقهور باعث به هم ریختگی اوضاع داخلی کشور شد و ایران در هرج و مرج فرو رفت؛ به صورتی که «ازبکان» و «ابدالی های افغان» ازخراسان و کرمان سر درآوردند و «لزگی ها» پایتخت شیروان را تصرف کردند.
جابجایی قدرت درایران و انتصاب شاهی بی کفایت و مرعوب، از یک سو و به هم ریختگی اوضاع داخلی ایران از سوی دیگر، بیگانگان را از نابسامانی کشور و ضعف سلسله صفوی آگاه ساخت و امپراتوری روسیه به رهبری «پطر کبیر» در شمال، «سلطان محمد عثمانی» در غرب و کشورهای استعمارگر اروپایی از جمله انگلیس را در جنوب به طمع واداشت. روس ها در زمان شاه سلطان حسین در امور قفقاز مداخله کرده و حتی سواحل دریای خزر تا گرگان فعلی را به تصرف خود درآوردند.
در میان شورش های داخلی، طغیان «محمود افغان»، خانمان برانداز شد. وی که با پادشاه و امرائی بی اراده، مقهور و سست عنصر روبرو بود پس از فتح کرمان با بیست و پنج هزار جنگجوی افغان، به سوی اصفهان حرکت کرد. شاه سلطان حسین ابتدا خواست او را با پانزده هزار تومان منصرف کند، اما محمود افغان پیشنهاد شاه مفلوک را نپذیرفت.
هنگامی که لشگریان محمود افغان تا «گلون آباد»، دو فرسخی اصفهان، پیشروی کردند، شاه سلطان حسین لشکری مشتمل بر پنجاه هزار جنگجو و بیست عراده توپ به مقابله با افغان ها فرستاد. لشکرشاه سلطان حسین با لباس های فاخر، اسب های لجام طلا و رکاب های زرین، در مقابل سربازان گرسنه و برهنه افغان کاری از پیش نبردند و به تأسی از امرا و وزیران مقهور و بی کفایت دربار، شکست را پذیرا شدند.
محمود پس از تسخیر «فرح آباد» و «جلفا»، اصفهان را محاصره کرد. مردم اصفهان علی رغم اینکه دچار قحطی و مرگ و میر شده بودند گروهی از قشون افغان را کشتند و شاه و دربار را نیز به جنگ ترغیب و تحریک کردند. اما امرا و وزیران خود فروخته که وعده مقام و منصب دریافت کرده بودند مانع از مقابله با قشون افغان ها شدند و حتی یکی از امرایی که از خود رشادت نشان داده بود را نیز مسموم کردند.
سرانجام و در حالی که هفت ماه از محاصره اصفهان می گذشت شاه سلطان حسین ذلیلانه به اردوی محمود افغان رفت و وی را به عنوان فرزند خود خطاب کرد و سپس با دست خود تاج سلطنت را از سر برداشت و بر سر محمود افغان نهاد. فردای آن روز محمود با قشون خود وارد اصفهان شد و شهر را به تصرف درآورد و بر اریکه سلطنت صفوی جلوس کرد و بدین سان شاه سلطان حسین و امرای او انحطاطی که از مدت ها پیش به منصه ظهور رسیده بود را به انقراض واقعی این خاندان مبدل ساختند.
تبیین چرایی و چیستی موضوع شاه سلطان حسین:
پیرامون اشاره رهبر معظم انقلاب اسلامی به موضوع شاه سلطان حسین و چرائی و چیستی آن، نکات ظریف و البته بسیار مهمی وجود دارد. یکی از این نکات مهم چگونگی فرآیند انتخاب و انتصاب شاه سلطان حسین می باشد. پس از مرگ شاه سلیمان، خواص از سر حب جاه و مقام و همچنین راحت طلبی، از بین گزینه عدم پایداری و انفعال و گزینه تعالی و افتخار، حسین میرزا را به عنوان نماد گزینه اول انتخاب کردند و با انتصاب وی به عنوان نهمین پادشاه صفوی، مسیر تاریخ را به سوی انقراض سلسله صفوی هرج و مرج درکشور و از دست رفتن منافع ملی سوق دادند؛ بنابراین باید علاوه بر بی کفایتی شاه سلطان حسین به فرآیند انتخاب وی و نقش خواص و جریان مقهور و واداده طرفدار او و تصمیم سازی آنان نیز توجه بیشتری مبذول کرد.
در انطباق این رخداد تاریخی با مسائل سیاسی کشور باید اذعان داشت که در نظام جمهوری اسلامی ایران انتخابات مسئولان اجرایی و تقنینی کشور از سوی مردم صورت می پذیرد، از این رو به نظر می رسد در نگاه اول فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دانشگاه علم و صنعت از یک سو بر اهمیت موضوع انتخاب به عنوان مهمترین و سرنوشت سازترین رخداد سیاسی کشور تأکید دارد و از سویی دیگر ناظر بر اهمیت کیفیت می باشد.
همچنین در نگاه دوم به نظر می رسد ایشان نقش جریان های سیاسی و رسالت تاریخی و انقلابی خواص را گوشزد کرده اند، چرا که آنها نقش تعیین کننده ای در موضوع انتخابات و جهت گیری افکار عمومی (کیفیت انتخابات) ایفا می کنند. براساس توضیحات مذکور فرازی از بیانات مقام معظم رهبری را مورد توجه قرار می دهیم ایشان فرمودند: «اگر روزی در میان مسئولان کشور مسئولان بی جرأت و ضعیفی همچون شاه سلطان حسین پیدا شوند، حتی اگر در میان مردم نیز شجاعت و آمادگی وجود داشته باشد، کار مملکت و جمهوری اسلامی تمام است، چرا که مسئولان ترسو و مقهور، ملت های شجاع را نیز به ملت های ضعیف تبدیل می کنند.»
مانیفست جریانشناسی و شناخت شاه سلطان حسینها:
بیانات بسیار حکیمانه و روشنگرایانه رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع دانشجویان دانشگاه علم و صنعت را باید مانیفست جریان شناسی دانست، چرا که با بهره گیری از منویات ایشان و شاخص های ذکر شده دراین سخنرانی، می توان شاه سلطان حسین ها را شناسایی کرد و آگاهانه و به صورت فعال نه منفعل به استقبال مهمترین رخداد سیاسی کشور یعنی انتخابات ریاست جمهوری رفت.
مقام معظم رهبری در بخشی از سخنانشان به هویت حقیقی نظام اسلامی اشاره و تأکید کردند که هویت حقیقی نظام در حکم روح، معنا و مضمون نظام است که حفظ ساخت حقوقی جمهوری اسلامی (ارکان و دستگاه های نظام) بدون حفظ این هویت حقیقی فایده ای ندارد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی سپس مؤلفه های هویت حقیقی نظام اسلامی را به شرح ذیل برشماری کردند.
1- اخلاق اسلامی و حفظ ارزش ها و کرامت انسان
2- عدالت خواهی و سعی برای ایجاد برابری و برادری
3-مردمی بودن مسئولان
4-کار و تلاش مخلصانه و خدمت به مردم و فداکاری برای آنان
5-ساده زیستی و اجتناب از اشرافی گرایی مسئولان و در سطح توده مردم بودن
6-ایستادگی قاطع در مقابل طمع ورزی و سلطه بیگانگان
7-طلب پویایی علمی بی وقفه
8-دفاع شجاعانه از حقوق ملی
9-تکریم جهاد و شهادت
10-اعتماد به مردم و اعتقاد عمیق به مشارکت آنها
11-برخورداری از شجاعت و اعتماد به نفس
12-حمایت از ملت های مسلمان از جمله ملت مظلوم فلسطین
مقام معظم رهبری در بخش دیگری از سخنان خود در دانشگاه علم و صنعت به موضوع نفی ها و اثبات های جمهوری اسلامی اشاره کردند که این بخش از بیانات ایشان نیز شامل شاخص های بسیار مهمی برای جریان شناسی و شناخت شاه سلطان حسین ها می باشد.
معظم له در این خصوص فرمودند: «جمهوری اسلامی ایران نفی ها و اثبات هایی وارد که دلیل اصلی دشمنی ها نیز همین نفی ها و اثبات ها است.»
ایشان در بیان نفی های جمهوری اسلامی به شش مولفه اشاره نمودند و تاکید کردند: «نفی استثمار، نفی سلطه پذیری، نفی تحقیر ملت ها از جانب قدرت های سیاسی دنیا، نفی وابستگی سیاسی، نفی نفوذ و دخالت قدرت های مسلط و نفی سکولاریسم اخلاقی و اباحی گری، نفی های قطعی جمهوری اسلامی ایران هستند.
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی همچنین در بیان اثبات های نظام اسلامی خاطر نشان کردند: «اثبات هویت ملی و ایرانی، ارزش های اسلامی، دفاع از مظلومان جهان و تلاش برای فتح قله های علم و دانش، اثبات های جمهوری اسلامی ایران است که بر این اثبات ها پافشاری نیز می شود.»
بدین ترتیب، به راحتی می توان با توجه به معیارهای تبیین شده از سوی ایشان، پیرامون هویت نظام و همچنین نفی ها و اثبات های جمهوری اسلامی، مصادیق شاه سلطان حسین ها را مورد شناسایی قرار داد.
ضرورت بازشناسی شاه سلطان حسینها:
رهبر معظم انقلاب اسلامی در بخشی از بیاناتشان در دانشگاه علم و صنعت به تلاش سی ساله دشمنان به ویژه در دو دهه پس از رحلت امام خمینی(ره) برای تهی کردن نظام اسلامی از روح و هویت واقعی آن (استحاله و فروپاشی جمهوری اسلامی) اشاره کردند و فرمودند:
«باید بسیار مراقب بود تا این روح و سیرت نظام اسلام از دست نرود، به ویژه باتوجه به اینکه تغییر سیرت و هویت واقعی، تدریجی و آرام است و توجه خیلی ها به آن جلب نمی شود و ممکن است افراد موقعی به خود بیایند که کار از کار گذشته باشد.»
عناصر مرعوب، واداده و مقهور دشمن (شاه سلطان حسین ها) به دلیل اینکه همواره در زمین تعیین شده از سوی دشمن بازی کنند در حقیقت به عنوان دنباله دشمن محسوب می شوند و کامل کننده پازل آنان می باشند.
بدین ترتیب، شاه سلطان حسین ها با تحمل اراده دشمن به افکار عمومی و کشور، در واقع به بازیگران بسیار مهمی برای دشمن تبدیل می شوند. از این رو بازشناسی و مقابله با آنان، یک ضرورت اجتناب ناپذیر است.
در این راستا می توان به نامه سرگشاده 120 نفر از نمایندگان مجلس ششم به رهبر معظم انقلاب اسلامی در آستانه حمله آمریکا به عراق اشاره کرد. در آن نامه نویسندگان با خطرناک معرفی کردن اوضاع منطقه و تهدیدات نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران، خواستار تغییر سیاست های نظام در قبال آمریکا شدند و تصریح کردند: چنانچه نظام، سیاست های خود را تغییر ندهد، ایران همانند جنگ های اول و دوم جهانی اشغال خواهد شد و جمهوری اسلامی ساقط می شود.
شاه سلطان حسین ها پیش تر از این هم در زمانی که آمریکا می خواست به افغانستان لشکرکشی و برای تصرف و اشغال کابل از سمت جنوب افغانستان با موانع جدی مواجه بود، اصرار می کردند ما باید تسلیم خواسته آمریکا شویم و اجازه دهیم آمریکا از مرزهای شرقی کشورمان برای تصرف هرات و کابل استفاده کند.
شاه سلطان حسین ها کسانی هستند که در سال 1378 معتقد بودند که نظام در حال فروپاشی است و باید خود را از زیر آوار آن خارج کنیم. به همین دلیل سعی کردند در نقش یلتسین ظاهر شوند.
شاه سلطان حسین ها کسانی هستند که خواهان مداخله اتحادیه اروپا در انتخابات هفتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی شدند و حتی مذاکراتی را نیز با سولانا انجام دادند.
شاه سلطان حسین ها افرادی هستند که در آستانه هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، از دشمنان و بیگانگان درخواست کردند تا قطعنامه سوم علیه جمهوری اسلامی ایران را صادر کنند تا زمینه رویگردانی افکار عمومی از گفتمان انقلاب اسلامی، امام(ره) و رهبری فراهم شود.
شاه سلطان حسین ها عناصر و جریان هایی هستند که همواره مرعوب تهدیدات دشمن شده و با بزرگ نمایی و خطرناک جلوه دادن تهدیدات و فوق العاده خواندن وضعیت کشور، سعی در مرعوب ساختن مردم و مسئولان دارند. آنها با اینگونه اقدامات خود عدم پایبندی خود را به هویت حقیقی نظام و مؤلفه های آن و نفی ها و اثبات های جمهوری اسلامی به وضوح به اثبات می رسانند و تلاش هایشان را می توان در راستای خدشه وارد کردن به اصول فوق ارزیابی کرد.
موارد مذکور تنها مشتی از نمونه خروار اقدامات مرعوبانه شاه سلطان حسین ها بوده تا ضرورت بازشناسی جریان مرعوب، واداده و مقهور دشمن اثبات شود.
در خاتمه بار دیگر بخشی از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی را مورد توجه قرار می دهیم آنجا که ایشان فرمودند: «اگر روزی در میان مسئولان کشور... شاه سلطان حسین ها پیدا شوند... کار مملکت و جمهوری اسلامی تمام است.»