تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۰:۰۷  ، 
کد خبر : ۷۴۵۰۷

ضربه بر پاى راست آلمان


سلیمان دعویسرا
سال ۲۰۰۹ در قلب اروپا سال تغییرات سیاسى بزرگ پیش بینى شده است. ناظران اروپایى انتظار دارند که این تغییر، پیش از همه دامن بزرگترین قدرت اقتصادى این منطقه یعنى آلمان را فرابگیرد. نشانه هاى این تغییر اکنون در چهره برلین نمایان شده است.
اگرچه پس از بحران مالى غرب نگاه ها اغلب به سمت موقعیت متلاطم اقتصاد آلمان معطوف است اما واقعیت این است که این نگرانى و چالش بیش از اقتصاد عرصه سیاست این کشور را تحت الشعاع قرار داده است. آنگلا مرکل در جایگاه صدراعظمى آلمان، یکى از نمادهاى راستگرایان اروپا است و با تزلزل موقعیت او اکنون کل جبهه راست در قاره سبز به تکاپو افتاده اند.
این احساس اکنون به صورت جدى در ذهن راستگرایان رخنه کرده است که آهنگ تحولات جهانى به کام آنها نیست و شرایطى که پس از بحران اقتصادى و ناکامى هاى سیاست خارجى غرب ایجاد شده زمینه را براى قدرت یابى دوباره سوسیالیست ها در اروپا مهیا مى کند. اما در قیاس با دیگر حلقه هاى راستگراى اروپا خانم مرکل به نظر مى آید با مشکلات افزونترى روبه رو است. او بیش از همه رهبران اروپا به دولت بوش نزدیک شد و همانند سران لندن سرنوشت سیاست خارجى خود را به اتحاد با طیف نومحافظه کاران کاخ سفید گره زد. طبیعى است که اولین پس لرزه را انتخابات امریکا در برلین به وجود آورد. گزارش هاى رسانه هاى این کشور در فرداى انتخابات امریکا نیز دلالت بر این داشت که ژرمن ها چندان تمایلى به روى کار آمدن اوباما نداشتند. این درحالى است که افکارعمومى آلمان در رابطه با امریکا نظر کاملاً متفاوت از دولت داشت کما این که نطق باراک اوباما در برلین، به عنوان نامزد ریاست جمهورى از طرف حزب دموکرات امریکا، ۲۰۰ هزار تماشاچى و شنونده داشت.
اما این همه نشانه هاى افول اقبال آلمان ها به حاکمیت دموکرات مسیحى ها نیست، مرکل ۵۱ ساله چنان که محافل آلمانى به درستى اشاره مى کنند در دوره صدراعظمى خویش نشان داده علیرغم وجهه مقبولى که به عنوان یک زن سیاستمدار دارد اما در مواجهه با بحران هاى بزرگ از توان کافى برخوردار نیست. او با آنکه از فرصت هاى طلایى مثل ریاست دوره اى اروپا یا در مقطعى ریاست گروه ۸ برخوردار بود اما در نزدیک کردن دیدگاه هاى متعارض اروپایى ها توفیقى کسب نکرد.
از زمانى هم که بحران مهیب اقتصادى ابرهاى تیره را بر فراز برلین پدیدار ساخته دستگاه تصمیم گیر دموکرات مسیحى ها بیش از گذشته مضطرب و متناقض عمل مى کند. به طور مشخص با وجود هشدار هاى مکرر پارلمان و مؤسسات اقتصادى آلمان هنوز خانم مرکل از ارائه یک راهبرد مؤثر براى خروج بزرگترین اقتصاد اتحادیه اروپا از بحران بیکارى عاجز مانده است. این در حالى است که طبق گزارش منابع رسمى اروپا، آلمان اکنون با بالاترین نرخ بیکارى پس از جنگ جهانى دوم روبه رو شده است و بیشترین لطمه را دولت دموکرات مسیحى آلمان در میدان سیاست خارجى متحمل شده است.
مرکل در این عرصه متفاوت از همه رهبران سلف خویش عمل کرد در حالى که اندیشه سیاسى برلین از جنگ جهانى دوم به این سو بر پرهیز از مداخله در مناقشات بین المللى بود اما او را به صورت بى سابقه وارد بحران هاى منطقه اى و جهانى کرد. مرکل درست برخلاف گرهارد شرودر که با حفظ استقلال عمل برلین در قبال امریکا محبوبیتى تاریخى کسب کرد در دوران صدر اعظمى خویش آلمان را به بازیگرى در حلقه شرکاى آنگلوساکسون ها تبدیل کرد. پیدا بود که این همپیمانى عواقبى جدى براى دولت مرکل در پى داشته باشد بویژه در صورتى که پروژه هاى مشترک او با واشنگتن و لندن در بحران هایى مثل افغانستان یا مناقشه هسته اى ایران به نتیجه مشخص نینجامد.
در سال ۲۰۰۸ ، مشارکت نظامى آلمان در سیاست بین الملل، محدود به افغانستان نشد و بحران هاى بالکان، شاخ آفریقا و لبنان را نیز دربرگرفت. ناظران آلمانى حتى در جنوب سودان و گرجستان هم حضور یافتند. با آنکه سیاست خارجى آلمان در سال ۲۰۰۷ با دو فرصت ریاست ادوارى شوراى اتحادیه اروپا و برگزارى اجلاس گروه هشت در شهر هایلیگندام توأم بود اما همه این فرصت ها یکى پس از دیگرى از کف رفت.
کانون این شکست ها افغانستان بود به گونه اى که رسانه هاى آلمان سال ۲۰۰۸ را سال مرگبار ارتش آلمان در افغانستان خوانده اند، افکارعمومى آلمان از آنچه در جنگ افغانستان بروز کرده به شدت خشمگین هستند آنها از طرفى دولت را دراین باره به دروغگویى و خلف وعده متهم مى کنند. خانم مرکل بارها در دیدار با بوش تأکید کرده بود که تحت هیچ شرایطى، سربازان آلمانى به جنوب افغانستان نخواهند رفت. آنچه در برنامه کارى دولت آلمان منظور شده بود حضور نیروهاى آلمانى، اعم از نظامى و غیرنظامى، براى کمک به ثبات افغانستان است.
افزون بر بحران هاى جهانى موقعیت مرکل در میدان دیپلماسى از سمت رقیبان اروپایى او نیز به چالش کشیده شده است.
ستاره درخشان خانم آنگلا مرکل در سال ۲۰۰۷ در حوزه سیاست خارجى، ناگهان در سال ۲۰۰۸ با ظهور رهبر راستگرا و بلند پروازى به نام نیکولا سارکوزى در معرض تهدید قرار گرفت. سارکوزى به سوى ایفاى نقش رهبرى فعال بر اتحادیه اروپا حرکت کرد و در همه مسائل مبتلابه اروپا از جمله مواجهه با بحران مالى باب اختلاف نظرجدى با آلمان و فرانسه را گشود تا حدى که این مواجهه در ماه هاى اخیر، منجر به لغو دیدارهاى منظم سارکوزى و مرکل شد. آخرین و تازه ترین چالش را براى دولت مرکل یاران درون کابینه او ایجاد کرده اند.
سال ۲۰۰۸ اختلاف نظرهایى میان صدراعظم و وزیر خارجه آلمان بروزکرد. میان این دو مقام در مورد مسائل چین، روسیه و حتى سوریه، وحدت نظر وجود نداشت. خانم مرکل با دالایى لاما دیدار کرد، اما اشتاین مایر با انتقاد از این ملاقات، از حمایت دولت چین سخن گفت. این پدیده هر چند در دولت آلمان تازگى ندارد، وزیر خارجه اکنون راه خویش را از صدر اعظم جدا کرده است.
اشتاین مایر (از حزب سوسیال دموکرات)، در ماه اکتبر خود را براى مقام صدراعظمى در انتخابات آینده نامزد کرد. با این تصمیم دولت آلمان، با تشدید رقابت هاى انتخاباتى، اختلاف نظرها بیش از پیش خواهد شد. چنین رویکردى، روزهاى خوشى براى سیاست خارجى آلمان در پى نخواهد داشت.
اشتاین مایر در صورت پیروزى در انتخابات عمومى سال ۲۰۰۹ مى تواند مجدداً حزب سوسیال دموکرات را به رأس هرم حاکمیت بازگرداند.
اشتاین مایر وکیل ۴۹ ساله، اگر چه زیاد معروف نیست؛ اما شخصیتى قدرتمند در دولت شرودر محسوب مى شد. انتخاب همکار نزدیک شرودر به عنوان رقیب مرکل دردسرهاى زیادى براى فردى که مى خواست بانوى اول سیاست جهان شود ایجاد خواهد کرد. مایر نگاهى متفاوت به سیاست خارجى و جهان امروز دارد چنان که او دریکى از سخنرانى هاى خود گفته بود که موضع آشکار دولت در قبال جنگ عراق به همراه تلاش دیپلماتیک آلمان، فرانسه و انگلیس براى متقاعد کردن ایران براى دست برداشتن از برنامه غنى سازى اورانیوم یکى از موفقیتهاى سیاست خارجى بوده است. مایر امیدوار است که همان خط شرودر را دنبال کند.
شرودر از دولت جدید خواسته است که به سیاست خارجى مستقل آلمان پایبند باشد و فقط به عنوان آخرین راه حل در مبارزه علیه تروریسم و تحت حمایت سازمان ملل، به زور متوسل شود.
اشتان مایر به همه یارانش وعده نصرت و پیروزى داده و گفته تنها براى ریاست در رأس حزب قرار نگرفته است. وى افزود: یک سال زمان باقى است که سوسیال دموکرات ها بار دیگر بر آلمان حاکم شوند.
اکنون نمایندگان سایر احزاب آلمانى معتقدند با انتخاب اشتان مایر به عنوان رئیس حزب سوسیال دموکرات آلمان، احزاب مسیحى شانس کمترى براى پیروزى در انتخابات پارلمانى ۲۰۰۹ این کشور دارند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات