به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، الهه کولایی در این نشست با تاکید بر اینکه انقلاب اسلامی پاسخی به الگوی نوسازی و وارداتی قبل از دوران انقلاب بود، گفت: انقلاب اسلامی قرائتی از دین را به رهبری امام به عنوان مجتهدی عالیقدر در کشور مطرح کرد که بر این اساس بسیاری از موانع حضو زنان در جامعه از بین رفت.
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی اظهار کرد: در دوره قبل از انقلاب با مدل نوسازی غربی و غربیسازی جامعه ایران به خصوص از ناحیه زنان همچون مساله حجاب و حضور زنان در اجتماع بر اساس الگوهای وارداتی در کشور روبرو بودیم که بر این اساس مقاومتهایی در برابر آن انجام میشد؛ از این رو در واقع میتوان که انقلاب اسلامی پاسخی به الگوی نوسازی وارداتی دوران قبل از انقلاب بود.
وی با تاکید بر اینکه الگوی انقلاب اسلامی الگویی بیبدلیل برای ورود زنان به حوزههایی عمومی است، افزود: امام در آغازین روزهای انقلاب در خصوص بایدها و الزامات حقوق زن در حوزهی عمومی به ویژه در عرصههای سیاسی سخنانی را بیان فرمودند که این سخنان مقدمهای برای تغییرات گسترده در جامعه شد، البته با این وجود در حال حاضر این حضور با موانعی در حوزههای مختلف مواجه است.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: در زمانی برخی مراجع بر این باور بودند که حتی شنیدن صدای زن مجاز نیست بر این اساس امام در آن برهه نه تنها جواز حضور زن در جوامع کنونی را صادر کردند بلکه بحث ضرورت حضور زنان در جامعه را مطرح نمودند.
وی افزود: در پایان دوره مجلس اول جمعی از آقایان خدمت امام رسیدند و خواستار شدند که اجازه ورود زنان در دوره دوم مجلس ندهند که امام پاسخ کوبندهای به آنها داد. در آن زمان این افراد چیزی نگفتند تا فرصت مناسب برای بیان عقایدشان پیدا کنند.
وی ابراز عقیده کرد که امروز شاهد بازگشت این نگرش به حوزههای مختلف کشور به خصوص حوزه سیاسی هستیم.
کولایی با بیان این که زنان در کشورهای خاورمیانه در حوزهی سیاست و اجتماعی شرایط مشابهی با یکدیگر دارند ولی وقتی این شرایط را با جوامع اسلامی در جنوب شرق آسیا مقایسه میکنیم تفاوت بین آنها نمایانگر خواهد شد، معتقد است: بر این اساس میتوان گفت موانع موجود در کشور ما برای حضور زنان ناشی از آیینهای مذهبی نیست و ریشه در سنت و نظام پدرسالارانه در خانهها دارد.
کولایی در ادامه خاطر نشان کرد: هنگامی که در کنار تحولات جهانی در جامعه ما رویکرد مثبتی مبنی بر تلاش برای پیوستن این تحولات و همراهی با دستآوردهای بینالمللی و پاسخ دادن به دغدغههای جهانی البته نه از روی ترس از محیط بینالمللی و توجیه جمهوری اسلامی در جامعه ایجاد شد بر اساس بهرهگیری از نتایج و دستآوردهای جهان در حوزه سیاست کشور فضا برای حضور زنان در جامعه باز شد؛ به گونهای که شاهد بودیم در دوران ریاست جمهوری خاتمی به رغم همه موانع که به لحاظ نگاه فرهنگی به حوزه زنان وجود داشت تا حدودی فضا برای فعالیت زنان باز شد.
وی با ابراز این عقیده که در کشور ما برای زنان از لحاظ فقهی موانعی وجود دارد، گفت: در جامعهی ما که قرنها زنان به حوزه خصوصی تعلق داشتند اکنون زنان متهم به عامل رشد بیکاری در جامعه میشوند؛ بدان معنا که چون دختران فارغالتحصیل درخواست کار دارند اکنون بیکاری در کشور افزایش پیدا کرده است. این در حالی است که طبق بررسی و مطالعات، در جوامع اروپایی به دلیل آنکه مشارکت زنان در کار بالاست نرخ بیکاری به تبع آن پایین است.
نماینده مجلس ششم یادآور شد: پس از پایان دولت خاتمی مرکز امور مشارکت زنان به مرکز امور زن و خانواده تبدیل شد و در آن زمان بزرگان مجلس هفتم مطرح میکردند که زن را فقط میتوان در قالب خانواده تصور کرد و بر این اساس در برابر حوزههای مهمی به صراحت لشکرکشی میکردند که به طور نمونه میتوان از بحث سهمیهبندی جنسی تا بومیسازی اشاره کرد.
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی ادامه داد: از آنجا که برای دختران ایرانی به مدد ایجاد فضایی به نام مذهب در انقلاب اسلامی مجوز حضور در فعالیتهای مختلف کشور صادر شده است میتوان گفت که هیچ مانع مذهبی در برابر چنین آزادیهایی وجود ندارد و دین مانعی برای استفاده زنان از توانمندیهایی که خداوند به آنها داده برای حضور در جامعه قائل نشده است. البته این نگرش با میراث جامعه پدرسالار در تعارض است؛ چرا که طبق این نگرش زن تنها متعلق به حوزه خانواده و کارهای خاص است.
کولایی خاطر نشان کرد: بر اساس بحث توسعه و رویکرد جنسیتی مقوله توسعه بر این مبنا که هر انسانی میتواند از فرصتهای برابر استفاده کند در حال حاضر این موضوع بیان میشود که در آمریکا یک مرد سیاهپوست توانسته ریاست جمهوری این کشور را در دست گیرد؛ این در حالی است که در کشور ما هنوز برای کاندیداتوری ریاست جمهوری یک زن مخالفتهای جدی صورت میگیرد.
وی با اشاره به ابلاغ برابری دیه زن و مرد در موسسات بیمه این موضوع را گامی به پیش خواند و گفت: تاثیر عنصر سیاست در جایگاه و نظام حقوقی زنان بر اساس نقش غالب دولتها بسیار برجسته است.
کولایی یادآور شد: زنان بر تغییر نگرش جامعه نسبت به خود سهم دارند اما عامل تغییر این نگرش و اصلاح و یا به عقب راندن این نگرش به عهده افرادی است که در سیاست حضور دارند ولی با این وجود زنان باید همواره به عنوان مجری قانونگذار ناظر و داور حضور فعال داشته باشند؛ چرا که بر اساس مطالعات انجام شده حضور زنان به سلامت نظامهای سیاسی و اقتصادی کمک کرده که به دلیل روحیات و خلقیات آنها در مدراج مدیریت کارها را با نتایج مثبتی روبرو کرده است.
وی با تاکید بر اینکه زنان باید از تجارب داخلی و فرصتهای فراهم شده در کشور نه فقط برای زنان بلکه برای رشد و توسعه کشور استفاده کنند، گفت: ظرفیتهای ایجاد شده در کشور بعد از انقلاب اسلامی علیرغم همه موانع موجود برای حضور زنان در حوزههای مختلف گسترده و قابل بهرهبرداری است. بر این اساس زنان ایرانی به دلیل سطح آگاهی و حساسیتشان هر زمان که احساس خطر کردند وارد میدان شده و اثر خود را گذاشتند که نمونه آن را میتوان در پیروزی انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی، دوم خرداد و حتی سه تیر دید.
این استاد دانشگاه در پایان گفت: اگر حضور زنان سازمان یافته و متشکل نباشد خدمترسانی آنها در جهت منافع مردمسالار و پدرسالار جامعه میشود؛ از این رو زنان میتوانند در کشور به خوبی نقشآفرینی کنند و در قالب تشکلی نقش حمایتی و نظارتی و پرسشگری خود را در تمام حوزهها به خصوص حوزه سیاسی لحاظ کنند.
سوسن شریعتی نیز در این نشست گفت: با بررسی مساله زنان میتوان به خیلی از سوالات همچون اینکه در کجا قرار داریم و به کجا میخواهیم برویم و یا نسبت بحث سنت و مدرنیته و یا اینکه مذهب در کجای جامعه ما قرار دارد و سوالهایی از این دست پاسخ داد.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این پژوهشگر تاریخ در توضیح شرایط تاریخی پیدایش جنبش زنان در جهان گفت: پیش شرط تاریخی ایجاد جنبش زنان در جهان را میتوان در سه مولفه ایجاد مفهومی به نام دموکراسی در آغاز قرن نوزده، پیدایش طبقه سوم جامعه یعنی طبقه متوسط حقوقبگیر و افول مذهب بیان کرد.
وی ادامه داد: افول مذهب بدان معناست که در آغاز قرن نوزده کلیسا که با داشتن قدرت مذهبی به عنوان مهمترین منبع مدیریت نظم جامعه بودند به حاشیه رانده شد و فضا برای فردیت و عقلانیت مردم باز شد بر این اساس امکان سرزدن سوژههای مختلف خودآگاه و جهانآگاه فراهم شد.
این پژوهشگر در توضیح مراحل شکلگیری مساله زنان در نسبیت با جنبشهای اجتماعی در غرب گفت: جنبشهای زنان در تاریخ قبل دو مرحله کلان داشت؛ یک مرحله از انقلاب فرانسه تا نیمه اول قرن بیستم و مرحله بعدی فاصله بین جنگ جهانی اول و دوم بود.
شریعتی در ادامه توضیح داد: در مرحله اول زنان همزمان با انقلاب فرانسه موجودیت خود را از طریق مشارکت در انقلاب فرانسه ایجاد کردند و نقش موثری را در پیروزی انقلاب فرانسه داشتند، اما هیچ حقی به آنها تعلق نگرفت. در مرحله دوم یعنی در زمان بین دو جنگ جهانی اول و دوم با وجودی که جنبشهای زنان به سکوت رفته و تحتالشعاع جنگ قرار گرفته بود به دلیل خسارات فراوان و انهدام وسیع و مرگ مردان، زنان به ناچار و به اجبار وارد حوزه کار شدند که این موضوع پایه اتفاق مهم و زیربنایی در ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه شد. البته پس از این دوره زنان توانستند در انتخابات حق رای پیدا کنند.
وی یادآور شد: در این دوره زنان نسبت خود را با ایدئولوژیهای موجود دوبار تعریف کردند؛ بدان معنا که آنها اولویت خود را مساله زنان دانسته و از بین احزاب خارج شدند و عنوان میکردند که دیگر نمیخواهند به عنوان شاخهای از احزاب فعالیت کرده بلکه قصدشان ایجاد تشکل و گروهی است که تنها مساله زنان را دنبال کند.
وی با بیان اینکه سه نظریه کلی در بحث مساله زنان یا فمینیسم وجود دارد، گفت: رویکرد اول رویکردی جهانشمولگرا یا برابریخواه است که بر اساس این رویکرد آزادی زنان ناممکن است مگر آنکه با حقوق مردان برابر باشد، پس بر این اساس آزادی زنان را در گرو برابری با حقوق مردان تعریف میکنند. جریان دوم بر این باورند که زنها تمایل ندارند که شبیه مردان باشند و خود به صورت مستقل کار میکنند و بالاخره جریان سوم نوعی بازگشت به الگوی اول دارد. بر اساس عقیده این افراد نباید از تفاوت جنسها سخن گفت؛ بلکه تفاوت بین انواع یعنی دو نوع زن و مرد وجود دارد که هر کدام از این نوعها دارای قدرت و امکاناتی هستند.
شریعتی در توضیح ریشهی کلمه فمینیسم گفت: این کلمه از اواسط قرن نوزدهم در روانشناسی مطرح شد در واقع در آن هنگام فمینیسم به معنای رفتار زنانه در نزد یک مرد بیماربود در نتیجه مردان شبیه زنان رفتار میکردند اما بعدها با ورود کلمه فمینیسم در جنبشهای اجتماعی و جامعه این مفهوم برعکس شد.
وی با بیان اینکه نقطه عزیمت زنان در ایران در مشروطه رخ داد، گفت: در حال حاضر در جامعه ما زنان توانستهاند به موقعیتهای جدیدی در دانشگاهها و جامعه دست پیدا کرده و در اجتماع حضور پیدا کنند، اما این در حالی است که قوانین بر اساس شرایط اجتماعی تغییر نکرده است و زنان برای اثبات وجود خود وادار به نقض قانون میشوند این تناقضات در همه حوزههای کشور وجود دارد که این دوران را دوران گذار مینامند.
شریعتی در پایان خاطر نشان کرد: در حالی که زنان میتوانند در عرصه سیاست حضور فعال داشته و حتی به عنوان مشاور و معاون رییسجمهور فعالیت کنند اما شاهدیم در صورت طلاق مجبورند فرزندان خود را به همسرشان واگذار کنند که این نمونهای از تناقض بین قانون و فعالیتهای اجتماعی زنان است. بر این اساس این چنین پروندههایی نشان میدهد که ما همه سنتی یا مدرن یا مسلمان و یا لائیک هستیم ولی هیچ کدام از آنها نیستیم.