زهره آشتیانی
به قول قدیمیها هر شکستی میتواند مقدمهای برای پیروزی باشد و این پندی بود که به نظر میرسد مهدی کروبی آن را بیش از سایر بازندگان انتخابات ریاست جمهوری نهم مدنظر قرار داد؛ و شاید باید گفت که او تنها کاندیدای آن انتخابات بود که به وعدهاش عمل کرد. کروبی بارها و بارها اعلام کرده بود که چه پیروز انتخابات باشد و چه شکست خورده آن، حزبی راهاندازی میکند تا او یک فعال سیاسی نهادمند باشد. بنابراین او تنها چند روز پس از وقایع انتخابات ریاست جمهوری نهم دعوتنامههایی را برای حامیانش در انتخابات ارسال و از آنها دعوت کرد تا میهمانش شوند و به هماندیشی با او برای تاسیس یک حزب بپردازند؛ و اینگونه بود که در برگریزان پاییز 84 اعتماد ملی متولد شد.
اعتماد ملی یک اصلاحطلب متولد شد ولی مستقل و این شعاری بود که از همان روز اول دبیرکل حزب بر آن تاکید داشت. هنگامی که مهدی کروبی به خیابان سهروردی رفت تا دفتر حزبش را افتتاح کند با صدایی بلند، واژه «تعامل و تفاهم» را فریاد زد و این را مبنای رفتار سیاسی حزب اعتماد ملی نامید. در همان اولین حضور روسای استانها در تهران بود که همه برای حضوری فعال در انتخاباتی که در پیشرو داشتند پیمان بستند. به نظر میرسید که روزهای سختی در انتظار حزبی نوپا قرار دارد. این اولین آزمون بود برای اعتماد ملی و البته آزمونی مهمتر برای اصلاحطلبانی که زمانی در چنین انتخاباتی قافیه را باختند و عرصه را به رقیب سپردند. هنگامه برپایی سومین دوره انتخابات شوراها بود، انتخاباتی که همزمان با انتخابات چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری برگزار شد. اصلاحطلبان در تکاپو بودند تا این بار برخلاف گذشته پیروزی در انتخابات شوراها را سکوی پرش به دیگر کرسیها قرار دهند. اعتماد ملی با نیمنگاهی به بیمهریهای دیگر اصلاحطلبان که به نظر میرسید همواره کروبی و همراهانش از آن بینصیب نبودهاند تصمیم بر آن گرفت که با لیستی مستقل وارد میدان اولین آزمون انتخاب و قدرت شود اما اتخاذ چنین سیاستی موجب آن نشد که واژههای تفاهم و تعامل را در پستوخانههای فراموشی قرار دهد. بنابراین بود که نه تنها اعضای شورای مرکزی بلکه دبیرکل حزب اعتماد ملی اعلام کردند این حزب لیستی مستقل ولی مشترک با سایر اصلاحطلبان ارائه خواهد کرد.
از آن زمان بود که دفتر مهدی کروبی مانند همیشه به محفلی برای انس و الفت تبدیل شد. دهم آبان 85 خبری به نقل از رسول منتجبنیا قائممقام حزب اعتماد ملی در رسانهها منتشر شد که از توافق میان اعتماد ملی و احزاب اصلاحطلب خبر میداد. این مقدمهای برای تفاهم بود. 9 روز پس از انتشار چنین خبری اصلاحطلبان میهمان سعدآباد شدند و عصر جمعهای مشترک را ساختند. همگان از فصل جدید سخن میگفتند که فراروی اصلاحطلبان قرار دارد، ولی نتوانستند نگرانی خود را از نحوه برگزاری انتخابات پنهان کنند و بنابراین بود که تمامی سخنرانان اصلاحطلب از مسئولان اجرایی و نظارت درخواست کردند تا انتخابات را سالم و رقابتی برگزار کنند. هر چند به نظر میرسید سنگلاخی که فراروی اصلاحطلبان قرار دارد وسیعتر از آن است که با یک تذکر هموار شود. در همان روزها تعدادی از نامزدهای انتخابات چهارمین دوره خبرگان رهبری نامه ردصلاحیتشان را دریافت کردند که تعجب بسیاری را برانگیخت و باز هم اصلاحطلبان و البته اینبار در جرگه روحانیون نامههای اعتراضی خود را به نام دبیر شورای نگهبان ارسال کردند و البته مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی باز مانند همیشه در مقام رایزنی برآمد.
در هر صورت علیرغم اعتراضهایی که نسبت به روند بررسی صلاحیتهای انتخابات خبرگان از سوی حزب اعتماد ملی بیان شد این حزب تنها گروه اصلاحطلبی بود که لیستی از روحانیون را برای خبرگان ارائه کرد. به گونهای که پس از انتخابات خبرگان و تشکیل مجلس جدید آثار این حضور در انتخاب رئیس مجلس خبرگان مشهود بود و برای انتخابات شوراها حاصل «تعامل»، لیست 15 نفرهای بود که مهدی کروبی در دیدار با آنها اعلام کرد که نامشان را بر برگه رای خود به ثبت میرساند. تلاشهای حزب اعتماد ملی برای انتخابات خبرگان رهبری 11 کاندیدای اختصاصی این حزب را راهی این مجلس کرد و این در حالی بود که در انتخابات شوراهای شهرها اصلاحطلبان به رسم دیرینه نتوانستند موانع تخلفات انتخاباتی را پشت سر نهند و بنابراین موفقیت چندانی را کسب نکردند. پرونده انتخابات شوراها و خبرگان هنوز بسته نشدهبود، اولین جلسه شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در بهاری تازه به نشستی برای تصمیمگیری جهت حضوریم نسجم در انتخابات مجلس هشتم تبدیل شد. هرچند فرصت زیادی تا زمان این انتخابات باقی ماندهبود ولی حزب اعتماد ملی جلسات متعددی را به آسیبشناسی ضعفهای خود در اولین آزمونی که پشت سر گذاشته بود اختصاص داد. بارها همراهان حزب اعتماد ملی از سراسر کشور به تهران دعوت شدند تا با آسیبشناسی به هماهنگی برای حضوری منسجمتر در انتخاباتی دیگر بپردازند.
این بار نیز حزب اعتماد ملی اعلام کرد حضوری حزبی و مستقل در انتخابات خواهد داشت و زودتر از دیگر احزاب فعالیت خود را آغاز کرد. اعتماد ملی به عنوان حزب اصلاحطلبان منتقد به گذشته و معتقد به آرمانهای امام با شعار «راه تداوم اصلاحات، تداوم راه امام(ره)» قدم به عرصه انتخاباتی گذاشت. اما انتخابات مجلس هشتم عرصهای برای بدعتگذاریهای ناظران و مجریان انتخابات بود. هیاتهای اجرایی بدعتی را در رد صلاحیت گسترده کاندیداها چه اصولگرا و چه اصلاحطلب بنا نهادند. اصلاحطلبان باز هم از ورود به عرصه انتخاباتی دیگر بازماندند و البته حزب اعتماد ملی هم از این قافله دور نماند. رد صلاحیتهای گسترده اصلاحطلبان بار دیگر دبیرکل حزب اعتماد ملی را در جایگاه شیخ اصلاحات قرار داد و آن روزها دفتر مهدی کروبی محل رفت و آمد اصلاحطلبانی شد که با نامه رد صلاحیتشان به نزد او برای چارهجویی میآمدند و البته این تنها دلیلی برای ملاقاتشان با دبیرکل حزب اعتماد ملی بود بلکه اصلاحطلبان از او درخواست میکردند تا اعتماد ملی هم لیستی مشترک با دیگر گروههای اصلاحطلب ارائه کند. به هر حال بار دیگر اعتماد ملی اعلام کرد لیستی ارائه میکند که 90 درصد با سایر اصلاحطلبان مشترک خواهد بود ولی تابلوی اعتماد ملی بر بالای آن نصب میشود.
حزب اعتماد ملی در راستای سیاست تفاهم و تعامل نام بسیاری از کاندیداهای اصلاحطلبان را در لیست خود جای داد ولیکن باز هم شاهد بیمهری همکیشان خود شد و اصلاحطلبانی که از ائتلاف صددرصدی سخن میگفتند حاضر به آن نشدند که نام رسوب منتجبنیا قائممقام و اسماعیل گرامیمقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی را در لیست خود قرار دهند و حتی نام فاطمه کروبی همسر مهدی کروبی را نیز از لیست خود حذف کردند. ولی در هر حال اعتمادملی چهرههای شاخص اصلاحطلبان را در کنار چهرههای حزبی خود قرار داد و لیستی را به مردم ارائه کرد که نام اصلاحطلبان بر آن حک شده بود. هرچند که این انتخابات هم به رسم دیرینه، اما و اگرهای بسیاری داشت و باز هم اکثریت اصلاح طلبان از تکیه بر کرسیهای مجلس بازماندند.
انتخاباتی به پایان رسید که مقدمهای برای انتخابات دیگری است، هر چند اما و اگرهای آن بهانهای شده برای آنکه برخی از گروههای سیاسی برای حضور در عرصهای دیگر تردید داشته باشند ولی باز هم این دبیکل حزب اعتماد ملی بود که اعلام کرد «به طور حتم داوطلبی را برای انتخابات ریاستجمهوری آتی معرفی خواهیم کرد.» اعلام موضع شفاف مهدی کروبی واکنشهای بسیاری را از سوی دیگر اصلاحطلبان در پی داشت و این ماجرا تا بدانجا ادامه یافت که شورای مرکزی حزب اعتماد ملی با اتفاق آرا از دبیرکل خود دعوت کردند تا کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دهم باشد؛ اعتماد ملی نه تنها عزم خود را جزم کرده تا حضوری حزبی در انتخابات ریاست جمهوری دهم داشته باشد بلکه مانند گذشته نیمنگاهی هم به ائتلاف میان اصلاحطلبان دارد. اعتماد ملی در کنار رایزنیها برای نحوه حضور در انتخاباتی دیگر در اندیشه کاری بزرگتر بود و آن اینکه اولین کنگره سراسری حزبش را تشکیل دهد. کنگرهای که شاید متفاوتتر از دیگر گردهماییهای احزاب باشد زیرا اولین کنگره حزب اعتماد ملی با توجه به فرصت باقیمانده به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ناخودآگاه به گردهمایی برای هماهنگی بیشتر جهت حضور در انتخاباتی دیگر تبدیل خواهد شد.