ابوالفضل احمدی
آمریکا در پاکستان گرفتار دامی شده که روزگاری آن را برای اتحاد جماهیر شوروی سابق پهن کرده بود. کاخ سفید ممکن است با مداخله نظامی در شمال پاکستان، اشتباه مضاعفی را مرتکب شود و علاوه بر خودزنی دیگری مانند عراق، سرنوشتی را برای خود رقم بزند که پیش از آن برای شوروی سابق در افغانستان رقم خورد.
آمریکا در یکی دو هفته گذشته به بهانه حضور نیروهای طالبان و القاعده در مناطق مرزی پاکستان بارها با هواپیماهای نظامی، این مناطق را مورد حمله قرار داده و با شلیک موشکهای خود تعداد زیادی از شهروندان پاکستانی را به قتل رسانده است.
در پاسخ به این حملات، یکی از سخنگویان ارتش پاکستان اعلام کرد که اگر نیروهای آمریکایی حمله دیگری را در مرز این کشور انجام دهند، ارتش به نیروهای خود دستور داده به آنها شلیک کنند.
در این حال، روزنامه انگلیسی گاردین در گزارشی تحلیلی افشا کرد که جرج بوش رئیسجمهور آمریکا با دادن دستوری مخفی به نیروهای ویژه آمریکا مبنی بر انجام عملیاتهای خودسرانه نظامی در پاکستان، این نگرانی را به وجود آورد که جنگ بعدی آمریکا در این کشور ادامه خواهد یافت.
در ادامه این گزارش آمده است که این دستور سری بوش، نظر کارشناسان مسائل سیاسی را که عقیده دارند جنگ افغانستان در حال منتقل شدن به پاکستان است، ثابت میکند.
گاردین ادامه داد دستور اجرایی بوش مطمئنا چالشهایی با برخی از همپیمانان ناتو به وجود خواهد آورد که نگران هستند گسترش درگیریها، موجب فروپاشی دولت غیرنظامی و ضعیف پاکستان شده و جنگ گستردهتری را در منطقه رغم بزند تا جایی که مخالفتهای صریحی از سوی برخی از کشورها عضو اعلام شد.
جیمس آپاتورای، یکی از سخنگوهای ناتو در این زمینه گفت که این ائتلاف از حملات نظامی در مناطق مرزی یا عملیاتهایی در عمق بیشتر پاکستان، پشتیبانی نخواهد کرد.
سناریوی شکست خورده
تحولات پاکستان طی چند ماهه اخیر، این کشور را با بحرانهای بسیاری مواجه کرده است. سناریوی آمریکایی تقسیم قدرت در همان مراحل آغازین، بحرانهای پاکستان را فزاینده کرد.
برنامهریزی آمریکا برای تقسیم قدرت در پاکستان از یکسال و اندی قبل از آغاز گردید. کاخ سفید با بررسی عمیق تحولات و حوادث پاکستان و روندهای این کشور که میتواند افغانستان و منطقه جنوب آسیا را تحت تاثیر قرار دهد، تقسیم قدرت در این کشور را در دستور کار قرار داد. در واقع آمریکا با احساس خطر از وضعیت داخلی پاکستان هر گونه دگرگونی سریع در این کشور را به زیان حضور خود در منطقه ارزیابی نمود.
از این رو کاخ سفید برای جلوگیری از طالبانیزه شدن شدن پاکستان و پرداخت هزینههای سنگین مداخله نظامی در این کشور، سازش و تقسیم قدرت بین ارتش و بخش سیاسی را به عنوان یک سناریو مورد توجه قرار داد.
بازسازی طالبان
عملیاتی نمودن این سناریو برای واشنگتن و همپیمانان آن هنگامی ضرورت بیشتری یافت که القاعده خود را مناطق قبائلی پاکستان بازسازی کرده و توان نظامی خود در جنوب شرق افغانستان افزودند. ارزیابی آمریکا از فعال شدن مجدد طالبان این بود که احیاء این جریان بدون حمایت بخشهایی از ارتش و سرویس امنیتی پاکستان امکانپذیر نبوده است. بنابراین توجه کاخ سفید به این نکته که پاکستان سیاست دوگانهای را در قبال افغانستان و آمریکا در پیش گرفته موجب شد که واشنگتن به ارتشبد مشرف فشار بیاورد تا قدرت ارتش در ساختار کنونی را تقلیل داده و به بخش سیاسی واگذار نماید. در حقیقت کاخ سفید به این نتیجه رسید که آنچه در وزیرستان میگذرد ناشی از ناتوانی ارتش پاکستان در مقابله با طالبان نیست، بلکه اراده سیاسی در اسلامآباد برای پایان دادن به این وضعیت وجود ندارد.
ضمن آنکه در برخی از امراء ارتش این نگرش شکل گرفته بود که جنگ مسلحانه در بلوچستان و وزیرستان برای موقعیت ارتش به عنوان تنها قدرت بازدارنده در برابر هند خطرناک میباشد از این رو خواستار تقلیل درگیری ارتش در بخش سیاسی گردیده بودند.
در چرائی اتخاذ سناریوی تقسیم قدرت در پاکستان موضوع دیگری که مورد توجه آمریکا قرار گرفت مساله امنیت در افغانستان بود کاخ سفید میداند تا زمانی که عقبه طالبان و القاعده در مناطق قبائلی پاکستان تحت کنترل قرار نگیرد جنگ در افغانستان به سود واشنگتن و همپیمانان آن خاتمه نخواهد یافت و حتی ممکن است آمریکا و ناتو را به سرنوشت شوروی سابق مبتلا نموده و متحمل شکست سنگین نظامی مینماید.
چالشهای سناریوی تقسیم قدرت
ترور خانم بینظیر بوتو و حذف پرویز مشرف از سناریوی آمریکایی تقسیم قدرت در پاکستان، موفقیت این سناریو را با تردیدهای اساسی مواجه نموده است. در حال حاضر حزب مردم که قرار بود بخش سیاسی سناریوی مذکور را اجرایی کند. فاقد انسجام و کارآمدی میباشد به گونهای که مخالفتهای جدی از درون حزب با آصفعلی زرداری (همسر بوتو) برای کاندیداتوری پست ریاست جمهوری پاکستان بعمل آمد.
براین اساس به نظر میرسد حزب مردم ظرفیت لازم را برای عملیاتی کردن بخش سیاسی سناریوی واشنگتن ندارد. از سوی دیگر با کنار گذارده شدن مشرف در مراحل نهایی این بازی، هارمونی و هماهنگی لازم در بین بخشهای نظامی، امنیتی و سیاسی این سناریو از بین رفت.
لذا از هماکنون میتوان پیشبینی کرد که بدنه ارتش و آی.اس،ای مایل به همراهی حزب مردم برای مقابله با طالبان و القاعده نمیباشد کما اینکه عدم همکاری و همراهی در تعاملات ارتش، آی،اس،ای و حزب مردم در پاکستان مسبوق به سابقه است.
به عبارت دیگر اکنون این واقعیت حتی برای واشنگتن نیز اثبات شده است که آمریکا نمیتواند بر نقشآفرینی ارتش و سرویس امنیتی پاکستان و کارآمدی حزب مردم برای مقابله با طالبان امیدوار باشد.
از این رو میتوان پیشبینی کرد که کنترل محیط سیاسی و امنیتی پاکستان مهار طالبان یکی از چالشهای اساسی کاخ سفید در پاکستان است.
در این رابطه هفتهنامه آمریکایی تایم در تحلیلی پیرامون تحولات پاکستان و ارتش این کشور نوشت: بدنه ارتش این کشور نه تنها سر دوستی با آمریکاییها را ندارد، بلکه نگرشهای ضدآمریکایی نیز در آن دیده میشود که این مساله نگرانی سران کاخ سفید را برانگیخته است.
یکی دیگر از چالشهای آمریکا در پاکستان، فساد طبقات فوقانی مورد حمایت کاخ سفید در جامعه پاکستان و رویکرد لایههای اجتماعی زیرین در این کشور به نیروهای مذهبی و قومی است. در واقع حرکت معکوس جامعه سنتی پاکستان در نسبت با لیبرالهای سیاسی و نظامی مورد حمایت آمریکا، نگرش واشنگتن را عمیقتر کرده است.
از دیگر چالشهای آمریکا در پاکستان میتوان به قدرت افراطیون سلفی و شبکه وسیع تبلیغی ـ تربیتی آنان اشاره کرد.
روند مداخله نظامی
در چنین شرایطی به نظر میرسد واشنگتن چارهای جز اتخاذ سیاست مشت آهنین و مداخله نظامی در پاکستان و مناطق قبائلی نداشته باشد که در این صورت، اتخاذ سیاست مشت آهنین به چالش جدیدتری برای کاخ سفید تبدیل خواهد شد. در واقع واشنگتن با این کار همانند خودزنی در عراق، دست به یک خودزنی دیگر در پاکستان میزند که برآیند آن ممکن است به طالبانیزه شدن پاکستان منتهی گردد و آمریکا را در دامی گرفتار سازد که روزگار آن را برای اتحاد جماهیز شوروی سابق در افغانستان پهن کرده بود.
در این رابطه جوزف سیرینسون، معاون دبیر کل امنیت ملی و روابط بینالمللی در مرکز پیشرفت آمریکا در نوشتاری تصریح میکند که: آمریکا از سوی ایران و عراق با تهدیدی روبهرو نخواهد شد، بلکه این تهدید از پاکستان خواهد بود.
وی در ادامه تاکید میکند که حکومت متزلزل، مواد کافی برای ساخت 50 تا 100 بمب اتمی، به اضافه تاثیرات فراوان اسلامگراها، باعث میشود که پاکستان خطرناکترین کشور در روی زمین برای ایالات متحده آمریکا باشد.
در این راستا نشریه آمریکایی لسآنجلس تایمز نوشته است: دولت بوش برای انجام عملیات نظامی در منطقه قبائلی آمده شده است تا بدین وسیله ناکامیهای خود در عراق و افغانستان و ناتوانیاش در برابر ایران را پنهان کند و جمهوریخواهان را در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا سربلند کند.
با این تفاسیر پیشبینی میشود تحولات پاکستان، روند اوضاع این کشور را به سوی عدم ثبات و آرامش پیش میبرد و در نتیجه دیر یا زود باید منتظر مداخله ارتش و کودتای دیگری در این کشور بود و یا اینکه اتفاقات ناخوشایندی دیگری (تجزیه و مداخله نظامی آمریکا) به منصه ظهور برسد.