تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۰  ، 
کد خبر : ۷۴۸۰۱
مالکیت خصوصی در اندیشۀ طالقانی در گفت‌وگو با دکتر سیدمحمدمهدی جعفری

سوسیال دموکراسی خدامحور (بخش نخست)

فروزان آصف‌ نخعی اشاره‌: دکتر محمدمهدی جعفری از سال 1340 در مسجد هدایت با مرحوم طالقانی آشنا شد. از سال 42 تا 46 در زندان اوین با ایشان دوران محکومیت را گذراند. از سال 1342، در زندان مرحوم طالقانی تفسیر «پرتویی از قرآن» را در یک جلسۀ محدود برگزار می‌کرد. در این جلسات دکتر جعفری شرکت داشت و به‌غیر از جلد اول، مابقی کتاب‌های پرتویی از قرآن را تا جلد ششم تدوین کرد. سایر آثار مرحوم طالقانی نیز مانند نهج‌البلاغه، توسط دکتر جعفری تدوین شد. جلد اول کتاب امام علی(ع) عبدالفتاح و عبدالمقصود را مرحوم طالقانی ترجمه و در سال 49 به دکتر جعفری توصیه کردند که مابقی آن را ایشان ترجمه کنند. دکتر جعفری از سال 1349 تا 1354، کار ترجمۀ هفت جلد کتاب موردبحث را به پایان برد. دکتر جعفری بعد از انقلاب در دفتر آیت‌الله طالقانی به‌عنوان مشاور سیاسی به‌همراه دکتر حبیبی و مهندس عزت‌الله سبحانی خدمت کرد. در زمانی که آیت‌الله طالقانی امامت جمعۀ تهران را به‌عهده داشت، مسئول فعالیت‌های تبلیغاتی ستاد نمازجمعه را به‌عهده داشت. او می‌گوید کار اصلی‌اش بر روی نهج‌البلاغه متمرکز است. کتاب علی‌ابن‌ابی‌طالب از عبدالفتاح عبدالمقصود، برترین هدف در برترین نهاد شیخ عبدالله علیئلی لبنانی دربارۀ امام حسین(ع) در سه جلد، روش تربیتی اسلام از محمد قطب، همکاری اجتماعی از محمد ابوزهره و آفرینش هنری در گفتار نبوی نوشتۀ سیدرضی را به فارسی برگردانده است. تالیفات او شامل پژوهشی در اسناد و مدارک نهج‌البلاغه، آشنایی با نهج‌البلاغه، آموزش نهج‌البلاغه (کتاب درسی دانشگاه‌ها است)، نهج‌البلاغه شناخت (برای جوانان منتشر شده)، سیدرضی، کار سنگین پرتویی از نهج‌البلاغه در پنج جلد است که همگی منتشر شده‌اند. آشنایی دکتر جعفری با مرحوم طالقانی از دلایل اصلی گفت‌وگوی حاضر با ایشان است. دکتر جعفری معتقد است آیت‌الله طالقانی با نقد سوسیالیسم و سرمایه‌گذاری، می‌خواست انسان امروز را از انسان قلابی سرمایه‌داری و انسان قلابی کمونیسم رهایی بخشد و با اخذ نقاط‌قوت دو مکتب سرمایه‌داری و سوسیالیسم در حوزۀ آزادی سیاسی و مالکیت اجتماعی، سعی داشت با مبنا بخشیدن به آن‌ها یعنی وارد ساختن خدا، به سوسیال دموکراسی معنایی جدید بدهد. با هم این مصاحبه را می‌خوانیم.

*همان‌طور که مستحضرید، آقای طالقانی به این امر به‌خوبی آگاه بودند که برای جذب جوانان و مردم روحانیت نیاز به طراحی و مهندسی اندیشه دارد، خلا این موضوع را مرحوم مطهری نیز مطرح کرده‌اند. مرحوم طالقانی حتی در جواب به آن‌دسته از کسانی که به مارکسیست شدن برخی از جوانان اعتراض داشتند مطرح می‌کردند که مگر برای پاسخ به سوالات آنان ما چه کرده‌ایم، یکی از مواردی که مارکسیست‌ها بر روی آن کار کرده‌‌بودند مسایل اقتصادی است. از این‌رو ایشان سعی کردند در برابر سوالات روز از جمله سوالات مربوط به حوزۀ اقتصادی پاسخ‌هایی فراهم کنند که بخشی از آن در کتاب «اسلام و مالکیت در اسلام» منعکس شد. به‌نظر شما مهم‌ترین پاسخی که ایشان در حوزۀ اقتصادی و نفی استثمار انسان از انسان مطرح کردند چه‌بود؟

**آیت‌الله طالقانی فردی جامع بود و در مسایل مختلف یک‌بعدی فکر نمی‌کرد. ایشان از آغاز زندگی اجتماعی خود، در سه بعد به مبارزه پرداخت: استعمار، استبداد و استثمار. ایشان تاکید داشت که مظهر هر یک از این سه مورد نیز طاغوت است. از نظر قرآن، طاغوت شخص گردن‌کشی است که از نظر قدرت و ثروت درصدد تصرف حق مردم است تا فقط خودش به‌طوری انحصاری قدرت و ثروت را در اختیار داشته‌باشد، بنابراین استعمار، استثمار و استبداد را سه بعد از یک مظهر ضدانسانی محسوب می‌کردند که هر سه بعد برای به بندگی کشاندن انسان فعالیت کرده و می‌کنند. ایشان در همان آغاز مبارزه‌شان در سال 1318 که از قم به تهران آمدند و قرآن را مطرح کردند باز هم قرآن را به‌گونه‌ای تفسیر می‌کردند که در همۀ زمینه‌ها پاسخگو باشد و نه در بعد مسایل معنوی، اقتصادی یا اجتماعی صرف. بلکه از آن‌جا که انسان را یک مکتب جامع می‌دانستند می‌گفتند آیا قرآن در همۀ زمینه‌ها رهنمود می‌دهد و راهنمای عمل انسان است. خودشان هم در این زمینه هم تفسیر و هم عمل می‌کردند. تا این‌که در سال 1333، یعنی بعد از کودتای 28 مرداد، براساس انگیزه‌های موجود به‌خصوص انگیزه‌ای که ناشی از انحراف جوانان به‌سوی مکتب‌های دیگر بود کتاب مالکیت در اسلام را نوشتند.

*لطفاً دربارۀ این کتاب توضیحات بیش‌تری را بفرمایید.

**کتاب مالکیت در اسلام از بخش‌های مختلفی تشکیل شده که از جمله شامل تجزیه و تحلیل مکتب‌های دیگر، به‌خصوص سرمایه‌داری و مارکسیسم است. ایشان این دو را تجزیه و تحلیل و مورد نقد قرار دادند.

مرحوم طالقانی معتقد بود که مخالفت اصلی ما با سرمایه‌داری این است که سرمایه‌داری می‌خواهد انسان را به بندگی خود دربیاورد؛ و به‌طورکلی سرمایه معبودی است که سرمایه‌دار جز به افزودن قدرت خود از طریق سرمایه، به چیز دیگری نمی‌اندیشد.

*همان‌طور که مستحضرید، آیت‌الله طالقانی در برداشت‌های خود کاملاً به قرآن تکیه می‌کردند و در این‌باره مخالف استفاده از دستاوردهای بشری در این ارتباط نبودند و ایشان تا چه اندازه از این دستاوردها برای پاسخ به مسایل روز استفاده می‌کردند؟

**منابع کتاب مالکیت در اسلام کاملاً روشن است. ایشان هم به منابع اندیشمندان مطرح در بلوک سرمایه‌گذاری و هم به سوسیالیست‌ها، استناد کرده‌اند. شما به‌درستی مطرح کردید که آیت‌الله طالقانی، تجربیات بشری و دانش را نه‌تنها تحقیر نمی‌کرد بلکه وسیلۀ بسیار خوبی می‌دانست برای روشن کردن حقایق قرآن. می‌گفتند که حقایق قرآن در طول تاریخ بشریت ثابت بوده و هست، اما فهم ما از این حقایق ثابت و مختلف است و این بستگی به تجارب و دانشی دارد که بشر می‌اندوزد. از این‌رو هرچه این تجربه‌ها بیش‌تر و دانش عمیق‌تر بشود، آن حقایق را در همۀ زمینه‌ها از جمله اقتصاد و سیاست مسایل تربیتی بهتر می‌فهمد.

*با توجه به رویکرد ایشان به تجارب بشری، آیا ایشان سرمایه‌داری را به کلی رد می‌کنند؟

**ایشان از سرمایه‌داری مالکیت فردی را قبول دارد اما نه مالکیتی که سرمایه‌داری به‌صورت انحصاری و با اصالت سرمایه می‌خواهد تثبیت کند.

*آیا می‌توانیم بگوییم که ایشان مالکیت خصوصی را هم می‌پذیرند؟

**ایشان مالکیت خصوصی را می‌پذیرد اما در شکل محدود آن.

*از نظر ایشان تمایزی میان مالکیت خصوصی یا مالکیت فردی وجود دارد؟

**بله من شواهدی عرض می‌کنم که پاسخ شما در آن باشد. منتها در ابتدا باید بگویم انتقاد ایشان به مکتب سرمایه‌داری آن است که سرمایه‌داری بشر را به‌عنوان وسیله‌ای برای کسب سرمایه مورد استفاده قرار می‌دهد و انسان در سرمایه گم می‌شود یعنی اصل برای سرمایه‌دار سرمایه است و انسان وسیله. اگر چنانچه سرمایه برای انسان وسیله باشد و نه هدف، مورد قبول ایشان بود.

*از سوسیالیسم از چه زاویه‌ای انتقاد می‌کرد؟

**ایشان معتقد بود که در سوسیالیسم به‌طورکلی انسان در «جمع» گم می‌شود و از بین می‌رود. به‌عبارت دیگر شخصیت انسان در اجتماع حل می‌شود و برای فرد و ابعاد شخصیت او از جمله مالکیت خصوصی ارزش مستقلی قایل نیستند و حال آن‌که در سوسیالیسم اجتماعی‌بودن ثروت‌ها را ایشان قبول داشتند به شرطی که برای انسان استقلال شخصیت قایل باشد.

*من از سخنان شما این‌گونه می‌فهمم که با نقد سرمایه‌داری و سوسیالیسم ایشان به دنبال ایجاد پشتوانه‌ای اساسی به نام خدا، برای پایداری انسان هستند.

**بله، ایشان ابتدا به انسان توجه دارد ولی انسانی که وابسته به منشا آفرینش یعنی خداست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات