مهدی عامری
نویسنده اعتماد ملی بر مبنای تعریفی که از هولوکاست ارائه داد مهاجرت یهودیان به شرق را «درست و طبیعی» دانسته و با نگاهی «گل و بلبلی» مینویسد: «ما براساس فرهنگ عقلی و تاریخی و آموزههای دینی خود وظیفه داریم به آنها پناه دهیم و به هر پناهنده خوشآمد گوییم.» این در صورتی است که بتوانیم «غضب و زورگویی» را پناهندگی بنامیم.(1) به علاوه مهاجرت صهیونیستها و یهودیهای افراطی به سرزمین مقدس فلسطین نه از باب فرار از غرب بود بلکه چنانچه در پروتکلهای آنها آمده است آن سرزمین ویژگیهای خاصی در دین یهود دارد و به زعم آنها سرزمین موعود است که البته منحصر در فلسطین نیست و همانطور که علامت صهیونیستها حاکی از آن است آنها داعیه «نیل تا فرات» را دارند. به علاوه هم اکنون غرب حامی شدید اسرائیل است در حالی که در شرق موج تنفر از آنها حاکم است پس چرا مثلا قسمتی از آمریکا برای پناهندگی آنها در نظر گرفته نمیشود؟
در ادامه یادداشت با انتقاد از کسانی که اسلحه را «تنها راه» مبارزه میدانند ارسال کمکهای مالی به فلسطینیان را نیز (غلط) عنوان کرده و مینویسد: «موضع ما در برابر مردم اسرائیل(؟!) و جهان نسبت به این پدیده باید از مواضع فلسطینیان و اعراب که با یکدیگر رودررو شدهاند... لطیفتر باشد چرا که ما به دنبال صلح جهانی هستیم در حالی که شاید آنها در پی انگیزههای وطنی یا قومی یا خونهای ریخته شده باشند... ما اگر درصدد محو... مسلحانه اسرائیل برآییم به طور حتم اسرائیل دیگری در نقطهای از زمین شکل میگیرد و این کشتار تاریخی به مردم دیگر جهان منتقل میشود...» اولا سالها است که مشخص شده است جنگ اسرائیل نه تنها با فلسطینیان و اعراب که با تمامی مسلمانان و اسلام است بخصوص اسلامی که از سوی ایران معرفی میشود این غده سرطانی اساسا برای محو اسرائیل در منطقه تشکیل نشده است. از این رو موضع ما به عنوان کشور اسلامی روشن و واضح است. تاسفانگیز است که پس از گذشت حدود سه دهه از انقلاب اسلامی این بدیهیات مندرج در کلام امام و آرمان شهدا و انقلاب باید دوباره بازگو شود آن هم در جواب روزنامهای که در راس آن یکی از یاران امام حضور دارد.
اما هنگامی که از «محو اسرائیل» سخن گفته شود صرفا مبارزه مسلحانه منظور نمیباشد چنانچه رئیسجمهور در سفر اخیر به نیویورک اعلام کرد که اگر انتخابات آزاد در فلسطین برگزار شود بلایی که بر سر شوروی آمد بر سر اسرائیل نیز خواهد آمد. این اسرائیلیها و حامیان غربی آن هستند که به جای مراجعه به آرای مردم با زور و سرنیزه قصد تحمیل این جرثومه فساد به خاورمیانه را دارند.
پیشنهاد دیگر نویسنده آن است که باید «بدبینی یهودیان نسبت به ایرانیان» را رفع کرد تا علیه ما تبلیغ و ما را متهم نکنند اما باید تذکر داد که بارها مسئولین نظام اعلام کردهاند که مابین یهود و صهیونیست فرق میگذارند. حتی حضرت امام که مبارزات خود علیه اسرائیل را قبل از مبارزه با رژیم طاغوت آغاز نمود از همان ابتدا بر این امر تأکید داشت که یهودیها حسابشان از صهیونیستها جداست.(2) اما صهیونیست مدعی یهودی بودن است و یهودیان او را قبول ندارند.(3)
نویسنده در بخشی دیگر از یادداشت خود تأکید میکند که باید ایدئولوژی صهیونیسم را مورد نقد قرار داد و مینویسد: «ما از راه منطق باید بتوانیم برای صهیونیسم پارادایم جانشین داشته باشیم. آیا از آغاز شکلگیری اسرائیل ما به جنگ ایدئولوژیک با صهیونیسم رفتهایم؟ اگر نرفتهایم چرا؟ آن همه کشمکش ما با مارکسیسم داشتهایم، چرا یک خط درباره صهیونیسم نداریم؟
در همین جملات میتوان دلیل ادعاهای عجیب نویسنده در این یادداشت را دانست. اگر از سخنان امام راحل، امام موسی صدر، سیدشریفالدین، شهید نواب صفوی، شهید صدر، شهید مطهری، مقام معظم رهبری و... که درباره مبارزه با اسرائیل گفتهاند و نوشتهاند چشمپوشی کنیم باز هم مطالعات و تحقیقات و نقدهای فراوانی بر صهیونیسم تولید شده است.(4) حتی جدای از آنها در این دو سال اخیر و پس از موضعگیری ریاست جمهوری علیه اسرائیل مطالب فراوانی در این باره ارائه شده است. افزون بر این با توجه به اینکه هولوکاست از منظر صهیونیسمها هالهای از تقدس است سخن گفتن علیه آن نوعی جنگ ایدئولوژیک است. گفتهاند «عدمالوجدان لایدل علی عدمالوجود» اگر نویسنده «یک خط» از این مطلب به چشمش خورده بود هیچگاه این چنین شگفتانگیز و غیرکارشناسانه قلم فرسایی نمینمود!
در پایان اینکه به نظر میرسد در روزنامه اعتماد ملی هر آسمان و ریسمانبافی تنها اگر برچسب نقد دولت داشته باشد قابل چاپ است!